دو هفته قبل، نشريه والاستريت ژورنال از بررسي طرحي در دولت امريكا خبري داد كه طي آن امريكا برقراري يك خط تلفن مستقيم ميان ايران و امريكا را در دستور كار قرار داده و دليل آن را وقوع يكسري برخوردهاي نزديك ميان نيروهاي امريكا و ايران در خليج فارس اعلام ميدارد. اين نشريه مصاديق اين برخورد را مواجهه قايقهاي تندروي ايران با ناوهاي امريكايي يا پرواز هواپيماهاي بدون سرنشين سپاه روي ناوهاي هواپيمابر امريكايي در خليج فارس ذكر ميكند.
پس از اعلام والاستريت ژورنال، هفته گذشته اين درخواست از سوي ژنرال مايك مولن رئيس ستاد ارتش امريكا در نشست مؤسسه كارنگي مطرح ميشود كه طي آن با ابراز تأسف از نبود امكان تماس مستقيم با ايران ميگويد: «از سال ۱۹۷۹ (سال پيروزي انقلاب اسلامي در ايران) تماس مستقيمي با ايران نداريم و معتقدم اين مسئله زمينه را براي برخي اشتباهات و داوريها درباره مسائل مختلف ايجاد كرده است، به همين دليل در صورت بروز بحران تنشهايي ايجاد ميشود. در صورتي كه مسئلهاي اتفاق بيفتد ما مطمئن هستيم كه عملاً هرگز نميتوانيم كاري را به صورت خوب و آن طور كه بايد انجام بدهيم، از اين رو اشتباهاتي در داوريها صورت خواهد گرفت كه بسيار خطرناك است.»
در ريشهيابي دلايل اين درخواست امريكاييها اگر چه اولين گمانهاي كه به ذهن خطور ميكند، تلاش براي يافتن كانالي براي آغاز گفتوگوهاست، اما آنچه بايد در عقبه اين درخواست جستوجو كرد، اذعان ديگري به ناكارآمدي راهبردي منطقهاي امريكا و تسليم در برابر هژمون مسلط ايران در منطقه خاورميانه و خليج فارس است.
امام خامنهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در سفر چند ماه پيش خود به استان هرمزگان در جمع فرماندهان نظامي مستقر در منطقه با تبيين دقيق اهداف حضور قدرتهاي زورگو در منطقه خليج فارس ناكامي و عقبنشيني آنان را پيشبيني و يادآور ميشوند: امروز شرايط با گذشته بسيار متفاوت است و ساحل ممتد و طولاني اين منطقه در اختيار دولتي مستقل و ملتي سرافراز و بيدار است كه قدرت و اراده ملي خود را ميشناسد و با اتكا به خداوند، اراده خود را بر هر قدرت سياسي و نظامي تحميل و او را مجبور به عقبنشيني خواهد كرد.
ايشان حضور ناوهاي امريكايي و كشورهاي اروپايي در منطقه را مضر و نامطلوب ارزيابي و تأكيد كردند: دوراني كه قدرتهاي مستكبر با حضور نظامي براي ملتها تعيين سرنوشت ميكردند، گذشته است و اگر حتي برخي دولتهاي منطقه همچنان تمايل به تبعيت از دستورات قدرتهاي مستكبر داشته باشند ولي ملتهاي منطقه هوشيار و بيدار شدهاند و حضور نظامي بيگانگان در منطقه را موجب ناامني ميدانند.
با مروري بر اهداف راهبردي حضور نظامي امريكا در خليج فارس، اگر آنها موفق به اعمال سلطه خود در منطقه شده بودند، بهطور طبيعي ديگر نبايد از واكنشهاي احتمالي نيروهاي مسلح ايران نسبت به تحركات متجاوزانه خود نگراني ميداشتند و اراده خود را با تحكم و زورگويي تحميل ميكردند.
اما اين واكنشهاي انفعالي نشاندهنده اين است كه نه تنها در اين عرصه توفيق نداشتند، بلكه در قبال راهبرد اخير برخي از سلطاننشينهاي منطقه كه تلاش داشتند با ايجاد «رويارويي تصادفي» در منطقه ميان ايران و امريكا به نوعي اهداف خود را پيش ببرند، ناكام ماندند.
و اكنون جاي اين سؤال باقي است كه در شرايطي كه نظام سلطه از موضع ضعف درخواست برقراري اين خط ارتباطي را البته با اهداف سياسي ديگر دارد، چرا ما بايد به استقبال آن برويم. متأسفانه برخي از مواضع آقاي احمدينژاد در سفر اخير به نيويورك بيانگر مواضع عزتمندانه نظام اسلامي در برابر نظام سلطه نبود كه البته در جاي خود بايد به آن پرداخت.