
اين جملات جملههاي آشنايي هستند كه گاه و بيگاه از طرف برخي از ما جوانان براي فخرفروشي به ديگران و به نوعي خودبرتربيني از آنها مطرح ميكنيم.
در اكثر مواقع گفتن اين جملهها چيزي به همراه ندارد و تنها يك چيز را ميرساند، آن ميل و علاقه برخي از ما جوانان به تنه زدن به ديگران و به نوعي خود را برتر از ديگران دانستن، البته بد نيست كه در ابتدا تعريفي از فخرفروشي هم داشته باشيم. فخرفروش يا مُتفَرعِن در اصطلاح به كسي گفته ميشود كه دوست دارد خود را جزء طبقه خاصي مانند اشراف، روشنفكران، مشاهير يا هر طبقه خاصي جا بزند. فرد فخرفروش تلاشي وافر براي حضور در اجتماعات گروههاي فوق دارد تا با شرح گردهماييهاي آنها خود را عضو شاخصي از آنها و فراتر از عامه معرفي كند.
اين خصلت كه در وجود برخي از جوانان است، هميشه باعث به وجود آمدن مسائلي بين خود جوانان ميشود كه براي هر كسي قابل تأمل و جالب است چراكه خود جوانان هم در اين زمينه خيلي حرفها دارند؛ حرفهايي كه هم شنيدني است و هم قابل فكر كردن!
فخرفروشي رفاقتها را به هم ميريزد
مهران يكي از همين جوانان درباره بحث فخرفروشي يا حتي ادعاهاي دروغ درباره برخي چيزها به اين عقيده است كه در عالم رفاقت فخرفروشي تنها باعث فاصله و جدايي ميشود. هيچكس حوصله كسي را كه بخواهد دائماً داراييهايش را بر سر ديگران بزند ندارد، براي همين كسي كه غرور دارد و با ديگران اينگونه برخورد ميكند و به نوعي به همه فخر ميفروشد و طعنه ميزد، تنهاست.
حسين هم كه يك جوان۲۴ ساله است درباره طعنه زدن به ديگر دوستان و به نوعي خودنمايي در برابر آنها به اين موضوع باور دارد كه اين مسئله حتي ميتواند باعث نفرت در رفاقت شود چراكه اكثر رفاقتها به دليل اين شكل ميگيرد كه همه در كنار هم خوش باشند، نه اينكه يكي از دوستان بخواهد با كوبيدن داراييهايش بر سر ديگران دائماً اوقات آنها را تلخ كند.
احمد كه در رشته جامعهشناسي تحصيل ميكند هم ميگويد: به نظرم كسي كه به ديگران بابت داراييهايش طعنه ميزند فقط بيشتر خودش را تنها ميكند، خودشيفتگي بدترين دردي است كه اين آدمها به آن دچار شدهاند.
سينا يكي از جواناني كه كار و كسب آزاد دارد با تأكيد بر اينكه فخرفروش و كسي كه طعنه ميزند، هميشه آدم كوچكي است، به اين موضوع اشاره دارد كه وقتي كسي در دايره رفاقت، فخرفروشي ميكند، در واقع دارد ديگران را از خودش متنفر ميكند، اما گاهي اوقات خودش هم حتي متوجه اين موضوع نيست و تا وقتي هم كه تنها نميشود، متوجه اين موضوع نخواهد شد.
حرفهايش دروغ بود، اما در من تأثير داشت
البته برخيها هم از زاويه ديگري به ماجرا نگاه ميكنند، حسين يكي از ديگر دوستان جوان در اين زمينه به يك تجربه شخصي كه براي خودش پيش آمده اشاره ميكند و ميگويد:چند سال پيش دوستي داشتم كه دائماً از كارهايي كه پدرش برايش انجام داده يا حتي كادوهايي كه او برايش خريده بود ميگفت، من هم به ناچار تحت تأثير حرفهاي او قرار ميگرفتم و به نوعي متأسفانه حتي با پدرم تندي ميكردم، اما بعد از مدتي فهميدم كه اين فرد نه تنها فخرفروشي ميكند بلكه در صحبتهايش هم كاملاً اغراق كرده است و اكثر چيزهايي كه گفته خيلي با حقيقت فاصله داشته، اما به هر صورت در همان دوران كم هم تحت تأثير قرار گرفته بودم.
اين افراد هم دروغگو هستند و هم خودخواه
دكتر محسن شفيعي، روانشناس دراين باره به شخصيت افراد فخرفروش و به نوعي افرادي كه دوست دارند داراييهاي خود را بر سر ديگران بكوبند، اشاره ميكند و معتقد است كه اين افراد از اعتماد به نفس كم رنج ميبرند و به نوعي حتي حس نمايش بيدليل خود را دارند و به همين دليل هم در نهايت در ميان دوستان خود طرد ميشوند.
به عقيده اين استاد دانشگاه در بسياري از اوقات اين افراد حتي در خودنماييهاي خود راست هم نميگويند. به نوعي تنها براي ديده شدن در ميان دوستان دروغ ميگويند و ادعاي داشتن چيزهايي را ميكنند كه اصلاً آنها را ندارند. همچنين كيش شخصيت هم از ديگر نكاتي است كه درباره اين افراد ميتوان به آن اشاره كرد.
در اين ميان شخصيت افراد مغرور و فخرفروش تنها به اين مسائل محدود نميماند، بلكه به عقيده شفيعي اين افراد به شدت خودخواه هم هستند چراكه از همان دوران جواني تنها فخرفروشي و به نوعي طعنه زدن به ديگران را آموختهاند كه اين موضوع باعث شده است اين افراد تا حد زيادي خودخواه باشند و با همين خوادخواهي به اثر دروغها يا ادعاهاي كذايي خود بر ديگران بياهميت باشند. دكتر شفيعي همچنين درباره اينكه چه چيزهايي ميتواند به نوعي موضوع فخرفروشي افراد به ويژه جوانان باشد به مسئله مد اشاره ميكند و ميگويد: افرادي كه اين عادت را دارند هميشه به دنبال اين هستند كه براساس مد و مسائل جديدي كه در جامعه مطرح ميشود به ديگران فخرفروشي و به نوعي آن حس خودبرتربيني كاذب را ارضا كنند.
تعارض با دين و عرف جامعه!
در كنار تمام اين مسائل اين استاد دانشگاه به مغايرت اين عادت زشت با محتواي دين اسلام اشاره ميكند و ميگويد: دين ما با فخرفروشي و خودبرتربيني به ويژه در جواني به عنوان يك عادت بسيار زشت نگاه ميكند چراكه اسلام بر اين باور است كه اين عادت زشت هم باعث ترويج دروغگويي در جامعه ميشود و هم باعث افزايش حس اختلاف در ميان دوستان و طبقات مختلف جامعه ميشود و هم ميتواند باعث بالا رفتن آمار جرائم اجتماعي شود. از طرف ديگر در برخي موارد به دليل اينكه اين عادت بد و خودپسندانه باعث ميشود كه عدهاي حس حقارت اجتماعي پيدا كنند، ممكن است حتي باعث افزايش واكنشهاي تند اجتماعي هم شود.
به هر ترتيب فخرفروشي عادت بسيار زشتي است كه در كنار ديگر عادتهاي زشت هم باعث به وجود آمدن مسائل منفي در جامعه ميشود و هم باعث به وجود آمدن مشكلات مختلف در دوستي! در اين ميان بايد ديد كه باز هم با در نظر گرفتن تمام اين معايب آيا افرادي كه دائماً فخر ميفروشند حاضر هستند در اثر افزايش فرهنگ اجتماعي اين عادت بد را كنار بگذارند.