یکی از افرادی که نام وی در فهرست نامهای (Protect) و (Strictly Protect) قرار دارد «مرد خاکستری اصلاحات» دبیرکل یکی از احزاب وابسته به جبهه اصلاحات است. حرف و حدیثهای فراوانی درباره سابقه سیاسی وی از زمان انقلاب تاکنون در رسانههای داخلی و خارجی منتشر شده است ولی آنچه در ورای این چهره خاکستری روشن است، سخنان بزرگانی است که هر چند شهد شیرین شهادت را نوشیدهاند ولی با روشنبینی و نیز آینده نگری چهره این شخص را از همان روزهای آغازین انقلاب به مردم مسلمان ایران معرفی کردهاند. تسخیر سفارت امریکا بدون اطلاع امام!
نقطه شروع فعالیتهای مرد خاکستری اصلاحات بهعنوان یک عضو فعال سیاسی، بعد از انقلاب و در جریان تسخیر لانه جاسوسی بود. در واقع از همان زمان به بعد بود که او شناخته شد و نامش تا حدی روی زبانها افتاد. اما نکتهای که در اینجا باید به آن اشاره کرد این است که خوئینیها و حلقه پنج نفرهای که تسخیر لانه را طراحی کردند، رهبر انقلاب را در جریان قرار ندادند. یعنی یک گروه سیاسی به خود حق داده است، اقدامی مخاطرهآمیز را بدون ملاحظه نظر امام(ره) طراحی نماید.
پرونده انفجار نخستوزیری و …
آن چیزی که بايد در بررسی زندگی وی بیشتر بدان بپردازیم فراز و فرود رهایی متهمین انفجار نخستوزیری است. یکی از سؤالهایی که درباره زندگی سیاسی این فرد مطرح گردیده، پیرامون نامه شهادت بر برائت متهمین انفجار نخستوزیری توسط برخی مسئولان وقت به امام(ره) و دستور ایشان بود. بررسی این نامه از آن رو حائز اهمیت است که با گذشت نزدیک ۳۰ سال و تغییر دیدگاه بسیاری از سیاسیون، امضا کنندگان آن در انتخابات اخیر و حوادث پس از آن مواضعی بسیار مشابه اتخاذ کردند.
پرونده انفجار نخستوزیری توسط گروهی به مسئولیت «بهزاد نبوی» خارج از روال قانونی و قضائي تحت بررسی قرار گرفت؛ با حساسیت قوه قضائيه و انحلال این کمیته در اولین مراحل تحقیق گروه، نبوی مورد سوءظن بازپرس ویژه قرار میگیرد و به دستور وی، این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت میشوند. اما بهزاد نبوی با برخورداری از اهرمهای فشار گوناگون توانست مانع از رسیدگی کامل به پرونده گردد. یکی از پشتیبانان او در این عرصه، مرد خاکستری اصلاحات بود. او مانع از بازجویی «حجاریان» و «نبوی» میگردد و حتی آنگونه که برخی از حاضران نقل میکنند، این فرد با جعبه شیرینی به دیدن متهمان میرود و آنها را دعوت به استقامت کرده و از رهایی نزدیک آنها خبر میدهد.
روزنامه سلام و حوادث ۱۸ تیر
روزنامه «سلام» به عنوان ارگان مطبوعاتی غیررسمی مجمع روحانیون مبارز در سال ۱۳۶۹، نخستین پیش شماره خود را با مسئولیت مرد خاکستری اصلاحات منتشر کرده و با انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات در تیرماه سال ۱۳۷۸ تعطیل شد. این روزنامه با مسئولیت وی نقش محوری در بحران تیر ماه سال ۷۸ داشت. بحرانی که در بررسی پرونده خوئینیها بايد به صورت جدی به آن پرداخت.
نقش مرد خاکستری اصلاحات در آشوبهای بعد از انتخابات
با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب در سخنانی صریح و روشن، معترضان به نتیجه انتخابات را به حرکت در مسیر قانونی و خودداری از «زور آزمایی و اردوکشی خیابانی» توصیه کردند، مجمع روحانیون مبارز که در بیانیهای مردم را به ادامه اعتراضهای خیابانی فراخوانده بود تا ساعات پایانی منتهی به این تجمع غیرقانونی تلاشی برای لغو این برنامه نکرد. مجمع روحانیون مبارز در حالی بر برگزاری این اجتماع غیر قانونی در روز شنبه اصرار داشت که حتی موضعگیری و هشدار آشکار شخصیتهای سیاسی و مذهبی هم نتوانست مجمع روحانیون را از برگزاری این مراسم منصرف کند. این در حالی بود که از صبح روز شنبه که این موضوع به خبر اول سایتها تبدیل شد، گمانهزنیهایی درباره احتمال لغو این راهپیمایی نیز در کنار آن خودنمایی کرد اما با گذشت چند ساعتی از این گمانهزنیها، خبری از تصمیم مجمع به گوش نرسید.
برخلاف اعتقاد برخی از اعضای مجمع، تعلل سؤال برانگیز دبیر این تشکل همچنان ادامه یافت تا اینکه بنابر برخی گزارشها آشوبگران، آرایش نهایی خود را برای زدن ضربه دیگری بر پیکره «امنیت شهر» صورت دهند. تعلل چند ساعته و مشکوک دبیر مجمع روحانیون در لغو راهپیمایی ۳۰ خرداد بدون وجود کوچکترین توجیه را هرگز نمیتوان در شکل گیری آشوبهای این روز نادیده گرفت.
پروژه بیت امام(ره) در برابر بیت رهبری
مرد خاکستری اصلاحات در مسائل بعد از انتخابات خرداد ۸۸ پروژه بیت امام(ره) در مقابل بیت رهبری را پیش گرفت که اوج تجلی این طرح را میتوان در همایش عظیم ۱۴ خرداد در حرم مطهر امام خمینی(ره) در سال ۸۹ مشاهده کرد. وی قصد داشت تا با قرار دادن «سیدحسن خمینی» در مقابل نظام اینگونه وانمود کند که نظام بعد از ارتحال امام خمینی(ره) قصد دارد تمامی منتسبان به آن حضرت را از صحنه حذف کند. اندیشه و هدف خوئینیها با اعتراض مردمی و خودجوش به مواضع سیدحسن در حوادث بعد انتخابات داشت به تحقق میپیوست که رهبر فرزانه انقلاب بنا به گفته خوئینیها با فهم این نقشه و با تفقد سید حسن رشتهها را پنبه کرد. بررسی پارهای از مواضع سیاسی و فرهنگی مرد خاکستری اصلاحات و مقایسه آن با امروز خالی از لطف نیست.
نگارش رسالهای درباره ولایت فقیه
مرد خاکستری اصلاحات در حال نوشتن رسالهای درباره ولایت فقیه است. وی در این کتاب ضمن بررسی مبانی ولایت فقیه تلاش دارد تا قرائت جریان اصلاحات از بحث ولایت مطلقه فقیه را تدوین و منتشر کند. در همین حال گفته میشود در این کتاب به مصداق ولایت فقیه نیز پرداخته است. وی تلاش کرده است در خصوص مصداق، تنها حضرت امام(ره) را به عنوان مصداق ولایت داشتن بر جامعه معرفی کند. گفته شد که موسوی خوئینیها قبلاً در جلسهای گفته بود: «من زمان امام(ره) هم ولایت مطلقه را قبول نداشتم اما رویمان نمیشد، ولی حالا میگویم که از ابتدا هم این مسئله را قبول نداشتهام. »
هجمه به سپاه
هجمه به سپاه آهنگ راه اصلاح طلبان و اصحاب فتنه است. گویی آنان دشمنان اصیل خود را به خوبی شناختهاند. در ماههای گذشته «محمدرضا خاتمی» و «موسوی خوئینیها» با تخریب وجهه سپاه این مهم را به خوبی نشان دادهاند. مرد خاکستری اصلاحات در سایت شخصی خود با هجمه به سپاه هرگونه دخالت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در امور سیاسی را غیرقابل قبول دانسته و آن را موجب «فساد و تباهی» میخواند. وی در پاسخ به یکی از خوانندگان سایت شخصی خود با نام «آهنگ راه» که از او در مورد دخالت نظامیان در امور سیاسی با توجه به گفتههای فرمانده سپاه پاسداران و نیز تأیید آن از سوی رئيس قوه قضائيه جمهوری اسلامی پرسیده بود، مطلب مفصلی را نوشته و منتشر کرده است.
الگوی ترکیه برای تغییر نظام!
وی دو سال پس از رو شدن دست جریان فتنهگر و آشوب طلب مدعی میشود اصلاح طلبان طرفدار جمهوری اسلامی و مخالف «جمهوری ایرانی» هستند. حال مرد خاکستری اصلاحات باید به این سؤال پاسخ گوید که چرا اعلام موضع برضد شعار انحرافی «جمهوری ایرانی» با دو سال تأخیر و پس از آنکه معلوم شد فتنه سبز به هیچ وجه زنده نمیشود، صورت میگیرد؟ آیا این ماجرا بیارتباط با اظهارنظرهای برخی عناصر همسو نظیر خاتمی در محافل خصوصی است که گفتهاند موسوی و کروبی هزینه سنگینی روی دست اصلاحطلبان گذاشتند و ضمن بر باد دادن سرمایه اجتماعی این مجموعه، باعث بسته شدن راه حضور در حاکمیت شدند؟
این اظهارنظر و نیز شرطگذاریها و یکی به میخ و یکی به نعل زدنهای چند ماه اخیر خاتمی برای حضور در انتخابات مجلس نهم به خوبی نشان میدهد که فتنهگران به مرگ کودتای مخملین ۸۸ باور پیدا کرده و به دنبال معامله با نظام اسلامی هستند. بخشی از جریان فتنه که وی از اعضای اصلی آن محسوب میشود معتقدند که مقابله با نظام تنها با نفوذ در ساختار امکان دارد، بنابراین، باید در نزدیکترین صحنه عمل سیاسی یعنی انتخابات مجلس نهم حضور فعال داشت تا بتوان با نفوذ در مجلس بهعنوان یکی از مراکز اصلی تصمیمگیری کشور مشابه الگوی ترکیه قانون اساسی را تغییر داد.
این طیف از جریان فتنه معتقد است: «در جریان بازگشت باید تا حد امکان هزینهای نداد و تلاش کرد تا از نظام امتیاز گرفت. همچنین با توجه به اینکه با نزدیک شدن به انتخابات، فضای رسانهای نیز بازتر میشود و برخورد با رسانهها نیز هزینهزاست، باید حداکثر استفاده را از این فضا کرد و برای طرح دیدگاههای ساختارشکنانه برنامهریزی کرد.» طراحی این بخش از جریان فتنه مورد حمایت غرب نیز هست و اتاقهای فکر غربی که سران اصلی فتنه هستند، تأکید میکنند که بر اساس تجربههای قبلی، بهترین راه تغییر ساختار و رفتار نظام ایران، «تدارک از درون» است، بنابراین باید مجاری داخلی فعال شوند.
دنده عقب گرفتن فردی که به عنوان دبیر کل مجمع روحانیون، مرد خاکستری فتنه سبز لقب گرفته و از عناصر تحریک کننده فتنه تیر ماه ۷۸ نیز به شمار میرود، در محافل ضدانقلاب به عنوان نشانه روشنی از اطمینان به مرگ فتنه سبز و تحرک اصلاح طلبان برای بستن بی سر و صدای این پرونده در جهت زمینهسازی برای امکان تجدید حیات سیاسی و فرار از مجازاتها و مؤاخذههای احتمالی محسوب میگردد. به هر حال خوئینیها پیش از آنکه به فکر اظهار برائت از شعارها و اقدامهای ساختارشکنانه فتنه ۸۸ باشد بايد به فکر حضور در دادگاهی باشد که به جرائم وی چه در برهه تاریخی بعد از انقلاب تا انتخابات دهم و چه در جریان حوادث بعد از انتخابات رسیدگی کند.