
براساس نشست لندن كه سال قبل برگزار شد، دولت افغانستان پذيرفته بود كه امريكا تا سال ۲۰۱۴ در اين كشور بماند اما از همان زمان بودند كساني كه صحبت از ماندن امريكا پس از ۲۰۱۴ ميكردند. البته اين مسئله واضح بود كه امريكا به افغانستان نيامده كه برود، اما دروغگويي امريكاييها كه خود را ناجي ملتها و مدافع حقوق بشر و ضدتروريسم ميخوانند در اين ميان بيشتر براي ملتها آشكار شد.
امريكا كه در نتيجه جنگ جهاني دوم و با طرح مارشال بر اروپاي غربي مسلط شده بود، پس از فروپاشي شوروي تلاش كرد به شرق اروپا، خاورميانه و شرق آسيا به طور كامل تسلط يابد. اين هدف در دهه ۹۰ با حمله عراق به كويت و تهاجم امريكا به رژيم صدام آغاز شد، اما مشكلات داخلي امريكا به دولت كلينتون اجازه نداد فرآيند سلطه بر منطقه را كامل كند. با روي كار آمدن بوش زمان آن بود كه هم خزانه خالي امريكا از طريق جنگ پر شود و هم امريكا بر تمام آسيا حكومت كند. حوادث ۱۱ سپتامبر كه اكنون بيش از هر زمان معلوم شده كه سناريويي امريكايي بوده اين بهانه را به بوش داد تا به افغانستان و عراق حمله كند. اين مسئله به قيمت كشته شدن ميليونها انسان بيگناه و هزاران سرباز امريكايي انجاميد و واشنگتن را در يك راه بيبازگشت قرار داد. راهي كه بحران مالي را براي امريكا به ارمغان آورد.
ملتهاي منطقه را عليه واشنگتن و تلآويو شوراند. اكنون امريكا اگر بازگردد، به شكستي سنگين تن داده و اگر بماند بايد همچنان كشته و هزينههاي مالي بدهد. با اين حال امريكا براي حفظ هژموني خود به آينده اميدوار است و ميخواهد نيروهاي خود را در قالب امنيتي در منطقه حفظ كند تا ضمن گذاشتن تأثيرات فرهنگي و اجتماعي بر جوامع منطقه، منتظر فرصتي براي زدن ضربه به نظام باشند. اكنون امريكاييها به اين ميانديشند كه اجازه ندهند فضاي امنيتي از منطقه خاورميانه و شبه قاره رخت بربندد چراكه اگر اين اتفاق بيفتد، جريان بيداري اسلامي براي هميشه غرب را از منطقه اخراج خواهد كرد.
توجه داشته باشيم كه افغانستان، شرقيترين نقطه منطقه مورد نگراني امريكاست. منطقهاي كه از قندهار آغاز ميشود و به قدس ميرسد. البته به تعبير امروزي اين منطقه را بايد از كراچي تا مغرب عربي محاسبه كرد، اما پاكستان و افغانستان در حال حاضر يك واحد منطقهاي براي تأثيرگذاري امريكا بر هند، چين، ايران و روسيه است، بنابراين پيمان استراتژيك كابل- واشنگتن موجب كنترل هر دو كشور از سوي امريكا خواهد شد.
يكي از مسائلي كه در پيمان استراتژيك از سوي امريكا بر آن تأكيد ميشود، مصونيت قضائي اتباع اين كشور در افغانستان است. اين همان قانوني بود كه تصويب آن در ايران، خروش حضرت امام خميني(ره) را عليه شاه و اربابانش برانگيخت. اكنون امريكاييها به دنبال كسب اين حق غيرقانوني در افغانستان هستند تا اگر دست خود را چون ۱۰ سال گذشته به خون افغانها آلوده كردند كسي حق اعتراض به آنها را نداشته باشد.
در سفر اخير «رنگين دادفر سپنتا» مسئول شوراي امنيت ملي افغانستان به امريكا، اين مسئله مورد توافق قرار گرفته، اما پارلمان افغانستان بايد اين قانون را تصويب كند و رئيسجمهور رأساً نميتواند چنين اجازهاي به امريكاييها بدهد. قانوني شدن مصونيت امريكاييها در افغانستان به معناي زير سؤال رفتن استقلال افغانستان و تبديل شدن اين كشور به مستعمره امريكاست. اتفاقي كه سالها قبل در پاكستان رخ داد. در واقع واشنگتن در حال تبديل افغانستان به پاكستاني ديگر است تا بتواند با بردن اين كشور دو كشور به اضافه هند به زير چتر خود، جبهه مقابل چين و ايران را كامل كند.
با اين حال تصويب پيمان استراتژيك افغانستان- امريكا با شرطي كه امريكاييها نداشتهاند خلاف قانون اساسي افغانهاست و اين مسئله واكنشهايي را در پي خواهد داشت. هنوز اين پيمان عملياتي نشده حملهاي ۲۰ ساعته عليه مقر نيروهاي آيساف، سفارت امريكا و نيروهاي اين كشور انجام شد تا گروههاي شبهنظامي هشدار خود را به واشنگتن داده باشند. درست چند ماه قبل بود كه حملهاي ۱۵ ساعته به يك مقر امريكايي در پاكستان انجام گرفت. بيشتر كشتههاي آنجا هم مانند درگيريهاي كابل از انتحاركنندگان بودند، اما موجب عميقتر شدن تيرگي روابط واشنگتن- اسلامآباد شد. امريكاييها حملات اخير در كابل را نيز به پاكستان و گروه حقاني نسبت ميدهند و معتقدند طالبان (چه نيروهاي حكمتيار و چه نيروهاي ملاعمر) در حال رفتن پاي ميز مذاكره با دولت كرزاي هستند، اما اين حملات از جانب هر گروهي باشد، نشان ميدهد امريكا براي عملياتي كردن پيمان خود با امريكا بايد هزينه گزافي پرداخت كند.
اين در شرايطي است كه بحران اقتصادي امريكا، موج بيداري اسلامي و رشد بالاي اقتصاد چين، سلطه ايالات متحده را تهديد ميكند و دردسرهاي زيادي براي اوباما ايجاد كرده است، امريكا اميدوار است سياستهاي فرهنگياش در ايران و چين نتيجهبخش باشد و با سوق دادن اقتصاد چين به سوي ليبراليسم، فضاي سياسي اين كشور را نيز متأثر كند و زمينه را براي مداخله خود فراهم سازد. آنگاه ضربه نهايي را وارد كند و بر آسيا مسلط شود. درباره ايران هم به دنبال استحاله فرهنگي و ايجاد طبقه شبهمرفه براي تحت تأثير قرار دادن مباحث ايدئولوژيك است. همان هدفي كه امريكا به نوعي ديگر در ديگر ممالك اسلامي همچون عراق و افغانستان دنبال ميكند و در آينده به مصر، ليبي، تونس، يمن و ديگران نيز سرايت خواهد داد.
امريكا نياز دارد در منطقه بماند تا زمينه تهاجم سياسي- نظامي خود را به ديگر ممالك فراهم كند، اما گروههاي مخالف امريكا، چنين اجازهاي نخواهند داد و پيمان استراتژيك كابل- واشنگتن، اعتراضات مردمي را نيز در افغانستان افزايش خواهد داد. مردم افغانستان ميدانند كه كمكهاي مالي امريكا به كشورهايي چون مصر و پاكستان صرف خريد جنگافزار ميشود و براي آنها رفاه نخواهد آورد، اما در قبال اين كمكها استقلال كشورشان و جان و مال و ناموسشان در امان نخواهد ماند، بنابراين دريافت حق مصونيت قضائي براي سربازان امريكا، پيمان استراتژيك را به شكستي كامل خواهد كشاند.
امريكا هدف خود از انعقاد پيمان استراتژيك را تقويت روابط با افغانستان، تأمين امنيت درازمدت اين كشور و تقويت دموكراسي و رفاه اعلام كرده، اما مردم افغانستان ميدانند كه اين كليد واژهها به مفهوم غربي كردن افغانستان است نه چيز ديگر.