
شايد نگراني مردم در كشورهايي كه در حال حاضر شاهد انقلاب و بيداري هستند از بازگشت ديكتاتورها به قدرت با نگاهي به تاريخ گذشته و سرنوشت برخي ديكتاتورها چندان نيز بيجا نباشد، در حال حاضر ديكتاتورهايي از چنگال قانون و مجازات نجات يافتهاند كه موجب نگراني انقلابيون شده است، زينالعابدين بن علي، رئيسجمهور مخلوع تونس كه موفق به فرار شده و در عربستان زندگي عادي خود را دارد. علي عبدالله صالح، رئيسجمهور يمن نيز كه در سوم ژوئن گذشته بر اثر انفجار بمبي در كاخ رياست جمهوري به شدت زخمي شد وبراي معالجه به يكي از بيمارستانهاي شهر رياض پايتخت عربستان منتقل شد قصد دارد پس از نزديك به دو ماه معالجه به صنعا بازگردد و بار ديگر حاكميت يمن را در اختيار بگيرد.
ديكتاتور يمن در صورتيكه بيش ازدو ماه نتواند امور كشور را اداره كند طبق ماده ۱۱۶ قانون اساسي بايد در غياب وي انتخابات رياست جمهوري برگزار شود، لذا ديكتاتور يمن قصد دارد قبل از پايان يافتن مهلت تعيين شده در قانون اساسي به يمن باز گردد و زمام امور را در اختيار بگيرد. حسني مبارك، رئيسجمهور سابق مصر و ديگر ديكتاتور عرب نيز به رغم اينكه در قفس اتهام قرار دارد، اما به نظر نميرسد كه اوضاع چندان برخلاف ميلش باشد، چون همچنان روند دادگاه ديكتاتور حكايت از هيچ امري عليه وي ندارد و ترديدهاي زيادي در خصوص نتيجه محاكمهاش وجود دارد و حتي برخي كارشناسان احتمال ميدهند كه وي تبرئه شود و بالاخره معمر قذافي، رهبر فراري ليبي كه همچنان متواري است، اما در پيامهاي راديويي خود از مخفيگاهش در پي حمله انقلابيون به مقرش در طرابلس همچنان دم از نابودي مخالفان و بازگشت ميزند اين در حالي است كه سيفالاسلام قذافي، پسرش آزادانه در برابر دوربين رسانههاي جهاني در مركز طرابلس راه ميرود و طرفدارانش را به ادامه مبارزه دعوت ميكند. شايد اين مسائل توجيهي براي نگراني مردم كشورهاي شاهد تغيير باشد.
شايد با نگاهي به تاريخ گذشته دريابيم كه اين نگرانيها مسئله جديدي نيست و مردمي كه دست به انقلاب زدند حق داشته باشند كه نگران باشند، چراكه جهانيان حجم نگراني عراقيها را از امكان بازگشت صدام به قدرت در پي سالها مخفي شدن وي و سقوط بغداد به دست نيروهاي امريكايي در سال ۲۰۰۳ را فراموش نكرده باشند. حتي زماني كه خبر دستگيرياش پخش شد بسياري از عراقيها باور نميكردند كسي كه محاكمه ميشود واقعا صدام است و ميگفتند وي شبيه صدام است و حتي زماني كه در سال ۲۰۰۶ صدام محكوم به اعدام شد باز بسياري از عراقيها بر اين باور بودند كه صدام باز خواهد گشت و انتقام خواهد گرفت! نگراني از بازگشت ديكتاتورها و سياستمداران سقوط كرده به قدرت با نگاهي به تاريخ و سرگذشت برخي از اين رهبران براي ما مستدل ميشود. شايد شما اين عبارت كه «تاريخ تكرار ميشود» را شنيده باشيد و اين امر همواره در حوزه مسائل سياسي و قدرت مصداق پيدا ميكند. ميتوان در اين راستا به نمونههايي از اين دست اشاره كرد:
مصر
سلطنت ناصر محمد بن قلاوون كه از سال ۱۲۹۳ تا زمان مرگش در سال ۱۳۴۱ ادامه داشت، به طوري كه سه بار به قدرت رسيد و سقوط كرد! درهر بار كه سقوط كرد در قلعهاي زنداني شد و بعد از انتقامگيري از كساني كه وي را از قدرت بركنار كرده بودند، به قدرت بازگشت. در پي آن سلطان حسن پسرش (صاحب مسجد مشهوري به نام خودش) نيز همين امر را تكرار كرد. وي درسال ۱۳۴۷ به قدرت رسيد، اما دوبار پيش از اينكه پايههاي سلطنت خود را محكم كند، سقوط كرد. در هربار برگشت تا انتقام بگيرد و مخالفانش را بكشد و هركسي كه عليه وي توطئهچيني كرده بود را زنداني كرد تا اينكه بالاخره برخي رهبران سياسي آن زمان مصر وي را بدون اينكه زنداني كنند، كشتند تا دوباره به تلافي انتقام به قدرت بازنگردد!
فرانسه
در سطح جهاني نيز ناپلئون بناپارت، فرمانده نظامي و نخستين امپراتور فرانسه از برجستهترين كساني بود كه بعد از زنداني و تبعيد شدن دوباره به قدرت بازگشت. وي براي بار اول حدود ۱۰ سال (از ماه مي ۱۸۰۴تا آوريل ۱۸۱۴) پيش از اينكه در لايبزيگ شكست نظامي سنگيني را متحمل شود حكومت كرد. بزرگترين دشمن ناپلئون انگليس بود كه همه جا چون سايه وي را تعقيب ميكرد و دولتهاي مورد تجاوز فرانسه را حمايت مينمود. سرانجام كشورهاي تحت تسلط ناپلئون كه همه از سوي انگليس حمايت ميشدند و همين طور دشمنان ناپلئون در خاك فرانسه متحد گشته وي را شكست دادند و به جاي وي لوئي هجدهم را به حكومت انتخاب كردند. ناپلئون پس از خلع از قدرت در سال ۱۸۱۴ از سوي متفقين به جزيره الب تبعيد شد، اما از آنجا گريخت و از تاريخ ۲۰ مارس ۱۸۱۵ تا ۲۲ ژوئن در يك دوره كوتاه كه به حكومت ۱۰۰ روزه معروف است، از نو رهبري فرانسه را بر عهده گرفت. پس از شكست در نبرد واترلو در ۱۸ ژوئن سال ۱۸۱۵، وي از امپراتوري استعفا داد و خود را به دشمن ديرينش نايبالسلطنه انگليس تسليم كرد و براي هميشه به جزيره سنت هلن تبعيد شد. وي به دليل بيماري در سن ۵۲ سالگي در همان جا درگذشت. البته شواهدي نيز وجود دارد كه نشان ميدهد ناپلئون از آنجا نيز فرار كرد و در ميان مردم به طور مخفي زندگي كرده و درصدد بود تا پسرش را به قدرت برساند كه بر اثر گلوله نگهباني كه او را نميشناخت، كشته شد.
ايران
محمدرضا پهلوي، شاه مخلوع ايران نيز كه از ۱۶ سپتامبر ۱۹۴۱ تا وقوع انقلاب ايران در ۱۱ فوريه ۱۹۷۹ پادشاه ايران بود. بنا بر پيشنهاد جمال امامي از رجال پهلوي در مجلس شوراي ملي، محمد مصدق نخستوزير شد. قدرت محمدرضا پهلوي در دوره نخستوزيري مصدق روزبهروز كمتر شد. به خاطر محبوبيت مصدق و امر ملي شدن نفت، محمدرضا پهلوي نيز در ظاهر از او پشتيباني ميكرد ولي عملا در بركناري او ميكوشيد. در رويداد ۳۰ تير ۱۳۳۱ ارتش به طرفداران مصدق و حزب توده تيراندازي كرد و عدهاي كشته شدند. سرانجام به جاي قرارداد گس ـ گلشائيان، با امضاي همه اعضاي كميسيون ويژه نفت در مجلس شوراي ملي ايران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملي شدن صنعت نفت به تصويب رسيد. مجلس سنا نيز اين قانون را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصويب كرد. در پي اختلاف با دكتر محمد مصدق، شاه تصميم به كودتاي نظامي عليه وي گرفت، اما حمايتهاي مردمي از مصدق منجر به شكست كودتا شد و شاه ناگزير به خارج از كشور گريخت، اما درنتيجه دخالت سازمان اطلاعات مركزي امريكا (سيا) تظاهراتي در حمايت از شاه در تهران به راه افتاد و وي چند روز بعد به كشور بازگشت. شاه برگشت تا از مصدق و تمام طرفدارانش انتقام بگيرد. شاه تا زمان انقلاب اسلامي ايران در سال ۱۹۷۹ به قدرت ادامه داد.
آرژانتين
در آرژانتين خوآن دومينگو پرون دو دوره حكومت كرد. از سال ۱۹۴۶تا سال ۱۹۵۵ پيش از اينكه در پي كودتاي نظامي ساقط شود در قدرت بود، درحالي كه طي اين مدت بارها از تلاش ترور جان سالم به دربرد. به رغم گريختن پرون به خارج از كشور وي موفق شد همچنان حمايتهاي مردمي خود را بين تودههاي خاص حفظ كند.
هند
اينديرا پريادارشيني گاندي نخستوزير، سياستمدار و يكي از برجستهترين و بحثبرانگيزترين رهبران هند بود. وي از ۱۹ ژانويه ۱۹۶۶ تا ۲۴ مارس ۱۹۷۷ و از ۱۴ ژانويه ۱۹۸۰ تا روز ترورش در ۳۱ اكتبر ۱۹۸۴ نخستوزير هند بود. اينديرا گاندي به عنوان نخست وزير به كشورش بازگشت. وي از سال ۱۹۶۶ تا سال ۱۹۷۷ در قدرت بود سپس در انتخابات شكست خورد و دستگير شد و درخصوص برخي پروندههاي فساد از وي بازجويي به عمل آمد، اما به خاطر نبود مدارك كافي درخصوص فساد، وي به راه خود ادامه داد و در سال ۱۹۸۰ پيش از اينكه در سال ۱۹۸۴در نتيجه خشونتهاي طايفهاي ترور شود در قدرت بود.
پاكستان
بينظير بوتو، نخست وزير اسبق پاكستان طي دو دوره از سال ۱۹۸۸ تا سال ۱۹۹۰ و از سال ۱۹۹۳ تا سال ۱۹۹۶ حكومت كرد و همسرش آصف علي زرداري در پي ترور بوتو رياست جمهوري پاكستان را برعهده گرفت. اين زن وشوهر نه تنها با اتهامات بيشمار روبه روشدند، بلكه زرداري قبل از اينكه رئيسجمهور شود زنداني شد. بوتو در سال ۱۹۹۰ در پي اتهامات فساد سقوط كرد اما وي از زندان نجات يافت و در سال ۱۹۹۳ باز نخست وزير شد اما حكومت وي براي بار دوم درنتيجه اتهامات جديد فساد سقوط كرد، او پيش از بازگشت به كشور در سال ۲۰۰۷ و تلاش براي احراز قدرت براي سومين بار در تبعيدگاهي كه در دوبي انتخاب كرده بود، زندگي ميكرد، اما وي دريك حادثه تروريستي جان خود را از دست داد و نتوانست براي سومين بار به قدرت برسد. عجيب است كه بوتو دختر ذوالفقار علي بوتو نخست وزير اسبق پاكستان كه در سال ۱۹۷۹ اعدام شد، طي دو سال قبل از اعدام پدرش هفت بار زنداني شد!
به اين ترتيب ميتوان نتيجه گرفت كه بازگشت رؤساي جمهور و رهبران سياسي بعد از تبعيد، دستگيري يا زندان امري محتمل است، اما تاريخ نشان ميدهد كه بازگشت آنها تنها در سايه وجود شروطي ممكن است كه مهمترين آن شروط وجود برخي دستاوردهاست كه بازگشت را تضمين و توجيه كند و دوم اينكه آنها از حمايت مردمي و حمايت ارتش برخوردار باشند و اوضاع امنيتي لازم براي بازگشت فراهم باشد. به هر حال در سايه كشتار مردم بيگناه، بمباران يا تحقير و توصيف مردم به موش بازگشت غيرممكن است، البته نكتهاي كه نبايد آن را از نظر دور داشت، سياستهاي امريكاست چراكه شوراي امنيت ملي امريكا، به عنوان بزرگترين نهاد برنامهريزي اين كشور تنها در راستاي كنترل جهان تلاش ميكند و امريكا اگر چه همواره شعار فريبكارانه «تغيير» را سر ميدهد، اما بر اساس منافعش هيچ عجيب نيست كه اين مهرههاي سوخته نظير مبارك، عبدالله صالح، بن علي و قذافي بار ديگر به قدرت بازگردند.