
حالا ديگر گدايي نه يك حرفه كه به يك صنعت تبديل شده و علاوه بر كارآفريني براي قشر عظيمي از متكديان، با استفاده از علم روز و نيازهاي جامعه در حال پيشرفت و نوآوري نيز ميباشد.شايد تا همين چند سال پيش گداها افرادي پير و ژوليده و از كار افتادهاي بودند كه با لباسهاي مندرس و كهنه در معابر به چشم ميخوردند و با بهرهگيري از احساسات همنوع دوستي مردم به كسب و كار ميپرداختند، اما امروز همه چيز فرق كرده است. هر چند در اين صنف هنوز هم هستند افرادي كه سيستم سنتي را به دست فراموشي نسپردهاند و همان روشهاي قديمي را براي سركيسه كردن مردم مورد استفاده قرار ميدهند اما راهها و روشهاي نوين و نوآوريها را نبايد ناديده گرفت و پذيرفت كه فعالان اين عرصه بيكار ننشستهاند و خودشان را با علم روز همراه كردهاند تا از قافله عقب نمانند.
گدايي انواع و اقسامي دارد و هر كس بگويد كه تاكنون به هيچ گدايي كمك نكرده شايد كمي پذيرفتنش سخت باشد زيرا ما ايرانيان با اين روحيه لطيف و احساسيمان حتماً به عنوان «همنوع دوستي» يا «كمك به همنوع» پولي به كسي دادهايم و در مقابل انتقاد دوست و آشنا كه «فلاني نيازمند نيست و اشتباه كردهاي كه...» هزار و يك دليل آوردهايم و به خود قبولاندهايم كه نيتمان پاك بوده و هدفمان كمك. شايد با بررسي چند مدل قديمي و جديد عملكرد متكديان محترم! باور كنيم كه حداقل چندبار به دام آنها افتادهايم...
مدلهاي خيلي «دمده» شده!
حدود دو دهه پيش اين مدل خيلي مورد استفاده قرار ميگرفت كه زني يك يا دو بچه را كنار خود و درست در وسط پيادهرو مينشاند و خودش هم چادرش را به سرش ميانداخت و بعضاً هشت تا ۱۵ ساعت همانجا مينشست و رهگذران به آنها كمك ميكردند. بعدها شايعه شده بود كه به اين بچهها مواد مخدر ميدهند تا بخوابند و از جايشان تكان نخورند. هرچند در حال حاضر و در شهرهاي بزرگ كمتر گدايي را ميتوان يافت كه در وسط پيادهرو بنشيند اما اين سيستم منسوخ نشده زيرا در پشت چراغ قرمزها زنها و مردها و بچههايي كه گروهي طلب كمك ميكنند، نوع «درحركت» سيستم گدايي با بچه است.
از قديم تا حالا، «عليلم»
استفاده از معلوليت عضو، آن هم اعضايي مثل دست و پا نوع ديگري از گدايي است، در يك دوره، اين مدل آنقدر جواب ميداد كه عدهاي قالبهايي گچي براي دستها و پاهايشان ساخته بودند كه طي روز از آنها به عنوان ابزار كار خود استفاده و شبها قالبها را كناري گذاشته و استراحت ميكردند. بعضي از اين گچها آنقدر مورد استفاده قرار گرفته بودند كه رنگشان از سفيد به خاكستري و بعضاً سياه تغيير يافته بود.
البته قابل ذكر است خود را به كوري (نابينايي) زدن به قدري تأثير دارد كه اين روش كمكم از زيرمجموعه معلوليتها خارج و به تنهايي سيستمي را به خود اختصاص داده است كه فقط به يك عينك بزرگ سياه و يك عصا يا چوب احتياج دارد البته كه يك ته مايه صدايي هم وجود داشته باشد نورعلي نور است! روش ديگري كه در مدل معلوليت مورد استفاده است، اين است كه گدا خودش سالم است اما يك معلول را به همراهش از اين طرف به آنطرف ميكشد كه معمولاً معلول كه اكثر مواقع فلج يا قطع نخاعي است سوار بر يك ويلچر و «گدا» مسئول جابهجايي و حركت دادن اوست.
داستان زندگي از كار افتادگيام
اينها در ظاهر اصلاً گدا نيستند و خودشان هم در ابتدا به اين امر اذعان ميكنند و به صورت شفاف ميگويند كه «آقايون، خانوما!من گدا نيستم، روزگار منو شرمنده زن و بچه و خونواده كرده و...» اين افراد اكثراً حين كار از داربست افتادهاند يا به سرشان ضربه خورده و رعشه دارند يا ستون فقراتشان آسيب ديده يا به هر حال طوري صدمه ديدهاند كه فقط بايد از اين و آن كمك بگيرند و حتي يك كار ثابت و ساكن هم نميتوانند انجام دهند. اين نوع از گداها محل كارشان داخل اتوبوسها و مترو است. جاهايي كه با يكبار تعريف كردن وقايع زندگيشان، حداقل ۵۰ نفر شنيدهاند و اگر فقط ده درصد شنوندگان تحتتأثير قرار بگيرند هم آنها به هدفشان رسيدهاند.
خوشيهايمان را تقسيم كنيم
اسپند خودش به تنهايي دنيايي است و كاري ميكند كارستان. در پيادهروها، پشت چراغ قرمزها در هر راه و بيراهي و جديداً در تفرجگاهها و رستورانها و تفريحگاهها و درست زماني كه با دوستان يا خانواده مشغول خوردن غذا يا گپ و گفت هستيد، يكي از راه ميرسد و با قوطي سوراخ سوراخ شدهاي و چند تكه ذغالي و يك مشت اسپند كه براي چند لحظه جلوي رسيدن اكسيژن به شما را ميگيرد و همه جمع را دود مالي ميكند. بهترين روش براي طرد كردن آنها اين است كه قبل از هر اقدامي از سوي چنين متكدياني شما پول بيزبان معروف را بپردازيد! اگر دوستاني كه احساس ميكنند تا حالا به سيستمها و روشهاي فوق هيچ پولي پرداخت نكردهاند، هنوز منتظر باشند!
سيستم بيخوديها
در اين روش كه گدايان جوانتر مورد استفاده قرار ميدهند هيچ ابزار و حرف و حركتي وجود ندارد.
چون جوانترها ميدانند هر كاري كه بكنند با واكنش مردم مواجه ميشوند كه «چرا با اين سن و سلامتيات دنبال كار نميروي؟!» بنابراين در گوشهاي مينشينند و سرشان را در ميان دستانشان روي زانوهايشان ميگذارند. اين افراد در اين حالت حتي ساعتها ميخوابند و يكي از خصوصيات خوبشان اين است كه به هر چه برسد راضياند و به قول معروف به اندازه تلاششان روزي ميبرند!
خودت بخون، كمك كن
اما مدل ديگري كه همان روش بالا از نوع پيشرفتهترش است، استفاده از نوشته براي آگاه كردن رهگذران از درد و مشكل و گرفتاريهاست. گداي مورد نظر متني را كه حاوي سرگذشت غمانگيز زندگي، بيماري لاعلاج خود يا يكي از بستگان يا ضرباتي كه از دوست و آشنا و رفيق خورده است را در كنار خود قرار ميدهد و جالب اينكه افراد بيكارتر از اين گدا هم ميايستند و اين نوشتهها را ميخوانند و به ميزان تأثيرپذيريشان هم كمكي ميكنند. در اين روش بهرهگيري از يك نويسنده قوي براي نوشتن متني احساسي بسيار مهم است كه گداها ميتوانند با سرمايهگذاري در اين زمينه به سودهاي كلاني برسند!
كفشام فروشيه
آقايي به همراه همسر و چند فرزندش در كنار پيادهرو ميايستند و كفشها يا ساعتش را به دست ميگيرد و نشان ميدهد كه به علت نياز شديد مجبور است آنها را بفروشد. در حالت بسيار تراژديتر، گداي مورد نظر زنش را پا برهنه نگه ميدارد و كفشهاي او را براي فروش عرضه ميكند كه از نظر كارشناسان، اين مدل را به دليل به نتيجه رسيدنش بايد جزو روشهاي پنج ستاره گدايي به ثبت رساند. حالا به نظر شما چه كسي ميآيد و اين كفشها را ميخرد و ميرود؟
مريض دارم، دارو ميخوام
هر چند هنوز هم بايد اين مدل را جزو درآمدزاترينها به شمار آورد اما واقعاً ديگر نخنما شده است. استفاده از يك برگه كه مثلاً نسخه است و پاكتي بزرگ كه مثلاً پر از عكسهاي راديوگرافي و... است. ديگر توضيح لازم نيست و خودتان تا ته ماجرا را ميدانيد.
فقط يه ناهار يا شام!
اينها هم معمولاً جوان هستند و شك نكنيد كه معتادند. چيزي نميخواهند، فقط پول يك وعده غذا يا يك كيك و شير. متأسفانه در اين مدل، افرادي كه طلب پول ميكنند به دنبال مبلغ موادشان هستند و با جمع شدن آن، سريعاً به سراغ دود و دم ميروند و دوباره روز از نو روزي از نو!
ببخشيد، لطفاً پول زور بدهيد
خيلي با كلاس و موقر پيش ميآيند. شبيه يك دانشجو، كارمند يا شخصي كه فقط پولش تمام شده وگرنه براي خودش كسي است. «ببخشيد! كيف پولم را گم كردم، اصلاً چيزي همراهم نيست، لطف ميكنيد پنج تومن به من قرض بديد. شماره تماستونو هم بديد تا براتون پس بفرستم!» به همين راحتي! آنها فقط مقداري پول قرض ميخواهند و ميگويند كه حتماً پس ميدهند. البته شما منتظر بمانيد، شايد كمي دير كنند اما حتماً پس ميفرستند، منتظر باشيد تا نوبتتان برسد!
روضههاي بيسر و ته
يك كلاه و عباي سبز، يك بلندگو و چهرهاي كاملاً مذهبي. در اين روش مهم نيست سواد چقدر است، فقط بايد خواندن بلد بود و درميان كلمات از نام ائمه زياد استفاده كرد.
اين افراد از حس و علاقه وافر مردم به اهل بيت(ع) سوءاستفاده كرده و روضههاي خياباني ميخوانند و رهگذران بدون اينكه گوش كنند تا ببينند سر و ته حرفها چيست، فقط به ناله و زار زدن اين افراد پول ميدهند و تأسفبارتر اينكه بعضيها از روي سادگي نذر و نيازي هم ميكنند.
حالا اگر فروشندگان آدامس و شكلات و فالگيرهاي دوره گرد و بچههايي كه به دست و پا ميچسبند تا قرآن كوچكي يا دعاي خاصي را بفروشند يا گلفروشها و اسباببازي و كبريت و گردو و بيسكوئيت و سي دي فروشهاي پشت چراغ قرمزها را جزو متكديان آن هم از نوع «زوري» اش به شمار نياوريم به گروهي ميرسيم كه گدايي ميكنند براي كمك به گداها!
كمك به نيازمندان در اين روش نيز گروهي كه معمولاً خود را افرادي موجه جلوه ميدهند به بهانه كمك به نيازمندان اقدام به جمعآوري پول ميكنند. داستانهايي مثل «يك خانواده با چند فرزند معلول، جهيزيه براي يك دختر، پيرزن و پيرمردي تنها و...» ورد زبان آنهاست.
قابل ذكر است در اين مدل زنهايي نيز وجود دارند كه زنگ خانهها را ميزنند و به بهانه اينكه نذر دارند و قرار است آشي بپزند يا سفرهاي بيندازند از خانوادهها طلب برنج، نخود و لپه و... ميكنند.
به هرحال خوب يا بد تمام ما حداقل يكبار به گدا كمك كردهايم و براي اين كارمان هم دلايل خاص خودمان را داريم اما بايد پذيرفت گدا و متكدي را كسي پرورش نميدهد الان من و شما و اين ما هستيم كه به آنها ميفهمانيم هنوز هنوزها حضورشان در ميان ما پذيرفتني است و ميتوانند به زندگي انگل گونهشان ادامه دهند.
نماي نزديك
ميشود... شهري بدون گدا هم اکنون در ميان کلانشهرها و ساير شهرهاي ايران به تبريز شهر بدون متکدي گفته ميشود و شما در شب و روز حتي نميتوانيد يک متکدي در شهر پيدا کنيد.
براساس اعلام وزارت کشور، مؤسسه خيـريه موسـوم به «حمـايت از مستمنـدان تبريز» بزرگترين تشـکل نيکوکاري و کمک رساني به نيازمندان ايران است که شماري از بـازاريان، تـجار و کسبه با ايمان تبريز در سال ۱۳۵۱ هجري شمسي در تبريز تأسيس کردند. هم اکنون حدود هزار و ۶۰۰ خانواده (سه هزار نفر) نيازمند زيرپوشش خدمات مالي، رفاهي و آموزشي اين مؤسسـه است و علاوه بر آن اين مؤسسه به ۱۰ هزار نفـر از نيازمندان شهر ۲ ميليون نفري تبريز کمکهاي مالـي و آموزشي اعطا ميکند.
کسي شغلش گدايي نيست
خليل محمدزاده، مديرعامل مؤسسه خيريه مستمندان تبريز ميگويد: بزرگترين کار اين مؤسسه که از افراد خوشنام و خير آذربايجان در داخل و خارج کشور بهره گرفته است، شناسايي و جمعآوري متکديان بوده که در اين زمينه موفق بوده است و هم اکنون در ميان کلانشهرها و ساير شهرهاي ايران به تبريز شهر بدون متکدي گفته ميشود و شما در شب و روز حتي نميتوانيد يک متکدي در شهر پيدا کنيد.
کار خوبي که در اين شهر صورت گرفته اين است که همه متکديان با همکاري فرمانداري تبريز و نيروي انتظامي اين شهرستان شناسايي و در ۳۸ سال اخير با تشکيل پرونده نيازمندان واقعي و از کارافتاده شناسايي و براي آنان مقرري تعيين شده است اما افرادي که براي سودجويي بيشتر دست به تکديگري ميزنند به نيروي انتظامي معرفي شده و آنان پس از دادن تعهد آزاد و ديگر بههيچوجه تکديگري را پيشه خود نميکنند.
شماري از تجار و بازرگانان و پزشکان تبريز مقيم آلمان، انگليس و ترکيه به طور منظم و ماهانه کمکهاي نقدي خود را به صورت دلار و يورو به حساب اين مؤسسه که به صورت هيئت امنايي اداره ميشود، واريز ميکنند. البته هزينههاي اين مؤسسه از سوي همشهريان خير و خيريني از تهران تأمين ميشود.
حفظ آبرو حرف اول است
با جمعآوري و هدايت اين کمکها در هر سال به طور متوسط به ۶۰۰ خانواده نيازمند جهيزيه اعطا ميشود و روال کار اين است که خانواده هايي که در تهيه کل جهيزيه دختران شان مشکل دارند با مراجعه به ساختمان مرکزي هيئت مستمندان تبريز فرمهاي لازم را تکميل ميکنند و به واحد شور و مشورت تسليم ميکنند که تعدادي از هيئت امنا پس از بررسي و تحقيقات مخفي لازم خانوادههاي نيازمند واقعي رابراي دريافت جهيزيه انتخاب ميکنند و اعطاي جهيزيه هم با حفظ آبروي خانواده و معمولاً بهصورت حواله داده ميشود. حدود هزار و ۶۰۰ خانواده نيازمند در کلانشهر ۲ ميليون تبريزي ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان ماهانه مقرري دريافت ميکنند.
پورعبداللهي يکي از اعضاي فعال هيئت خيريه مستمندان تبريز ميگويد: هم اکنون در انبارهاي مؤسسه هزاران تن کالا از جمله لوازم خانگي، برنج، گوشت، قند و چاي، آرد و خواربار و حبوبات ذخيره شده و بخشي از کمکها به مددجويان زير پوشش اين مؤسسه به صورت غيرنقدي است.
همچنين صدها پزشک معتمد تبريز با اين مؤسسه همکاري دارند و بيماران نيازمند به اين پزشکان معرفي ميشوند و اين پزشکان پس از معاينه در صورت نياز به عمل جراحي اقدامات لازم را انجام ميدهند.
کوتاه سخن اينکه ميشود، فقط اگر بخواهيم...