وقتي الكساندر گراهامبل (۱۹۲۲) در كانادا تلفن را خلق كرد و كارل بنز (۱۸۸۵) در آلمان خودرو با دنده و ديفرانسيل را ثبت اختراع كرد و چارلز پارسون (۱۸۸۴) در انگليس توربين بخار را به راه انداخت و توماس اديسون (۱۸۹۳) در امريكا دوربين سينما و ضبط صوت را به دنيا عرضه كرد و آلفرد نوبل (۱۸۶۷) در سوئد ديناميت را منفجر كرد و لويي پاستور (۱۸۹۵) در فرانسه باكتري را شناخت و پاستوريزاسيون را تقديم بشر كرد، در ايران مظفرالدين شاه به دست باكفايت حضرت عزرائيل قبض روح شد و همان دم بود كه مشتش باز شد و تيلههاي رنگي از كف بيكفايتش بيرون ريخت. شاه ايران، علاقه زيادي به تيله داشت و با آنها بازي ميكرد، درست همان زماني كه كشور در آتش جنگهاي مشروطهخواهي ميسوخت و همان زماني كه مخترعان در امريكا براي ثبت جديدترين محصولات علميشان پشت دفاتر ثبت اختراع،صفهاي طولاني بسته بودند.
شاهان ما در گرداب جنگ و قحطي و هوس و عشق(!) غوطهور بودند و دانشمندان آنها بر امواج علم و اختراع سوار.
دروغ نگفته باشيم تيلهها كه از دست مظفرالدين شاه به زمين ريخت، چند دهه از ثبت اختراعات بزرگ بشري در غرب ميگذشت و شاه قجر كه رفت، پهلوي شد تماشاگر بزدل اوج گرفتن غرب و فرو افتادن مملكت ايران. ما چند قرن در حاشيه مانديم و حالا كدام ايراني با وجدان و با ايماني به خود اجازه ميدهد مسير پيشرفت و جبران عقبماندگيها را با حاشيهسازيهاي فرهنگي و فلسفهبافي منحرف كند؟!
اگر به ميان مردم برويم، چند نفر ايراني پيدا ميشود كه از بحثهاي كاذب فرهنگي مثلاً درباره تغيير اسم فلان وزارتخانه و چالش در مباحثات جنگ نرم و فاصله انسان با خدا و تواناييهاي انسان در خلق همه چيز، لذت ببرد و اين حرفها را گمشده خود بداند؟! آن هم درست در زماني كه انسان مخترع در غرب هر لحظه به اختراعات خود ميافزايد و هيچگاه فلسفه خلق و اختراع را به سياسيترين تريبون كشور نميكشاند و باز، آن هم از زبان كسي كه با وعدههاي اقتصادي و اجرايي به ميان مردم آمد و حالا كه پرتنشترين لحظات پاسخگويي به همين وعدهها و سخن گفتن درباره آن است، ناگهان بحث از انسان و توانايياش ميشود! كدام توانايي؟ ما كه با اين حرفها همه توانمان گرفته شد!
نگارنده جملاتي از رهبر انقلاب را مدتهاست بر پيشاني فكر خود نشانده و با اينكه سخن درست چهار سال پيش در ديدار هيئت دولت بيان شده است،از حسرت و غمي كه درآن ديده ميشود، هر روز جان خود را دردآلود اين سخن ميبيند. آنجا كه فرمود: «خودتان را عالم كنيد. كشورتان و ملتتان را در قافله علم جلو ببريد. ما در اين زمينه عقبماندگي داريم. لعنت خدا بر آن كساني كه در هنگام خود، اولويت علم و تحقيق را در اين كشور نفهميدند و كشور را عقب نگه داشتند. بعد هم ديگر آن همتهاي والا در اين كشور ديده نشد كه بتواند عقبماندگيها را جبران كند.»
امروز كه خبر پيشرفتهاي علمي كشور در بسياري از زمينهها به روز و به ساعت شده است، در كنار آن كم نيست اخباري كه هر يك از آنها براي مخدوش كردن و پنهان نگه داشتن پيشرفتهاي علمي در ايران كافي است؛ اخباري كه تابلوي رسانهها ميشود و چون ديوي دهانگشاد،اخبار مثبت كشور را ميبلعد. تأسفبارتر آنكه اين اخبار فقط دلسوزان انقلاب را مشغول به خود ميكند تا جماعتي انحرافي- آن چنان كه اخبارش را ميشنويم- در كمال آرامش بهويژه در شهرستانها به رتق و فتق امور انتخاباتي و تقسيم قدرت مشغول شوند و اين يعني غفلت ما و هوشياري انحرافيون و البته انحراف كشور از مسير تعالي و پيشرفت. اما مشت جريانهاي سياسي انحرافي براي مردم بسته نميماند، چه تيلهاي در آن باشد، چه نباشد.