کد خبر: 450282
تاریخ انتشار: ۲۲ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۰
مواضع متضاد عناصر و فعالان جريان موسوم به اصلاح‌طلبي براي حضور يا عدم‌حضور در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي مجلس نهم را شايد در شرايط كنوني بتوان مهم‌ترين چالش در ميان فعالان و هواداران اين جريان در عرصه سياسي كشور دانست، اگرچه نمي‌توان غفلت‌ها و ساده‌انگاري بعضي از فعالان سياسي جريان اصولگرا را كه بعضاً سابقه بيش از ۴۰ سال فعاليت سياسي را دارند در اين مسئله بي‌تأثير دانست.
ريشه اين دوگانگي به چند ماه قبل بازمي‌گردد كه آقاي خاتمي متأثر از رهيافت‌هاي طيف معتدل اين جريان (فارغ از اقدامات افراطي خودش) ضمن پذيرش خطاهايي در جريان فتنه بعد از انتخابات دهم رياست‌جمهوري و اينكه در جريان آن حوادث ظلم به ملت و رهبري شده است، به گونه‌اي فعاليت انتخاباتي اين جريان را كليد زد، اما در پي آن، برخي فعالان مرتبط با جريان اصولگرايي با استقبال از آن حتي تا آنجا پيش رفتند كه حضور اصلاح‌طلبان در عرصه رقابت‌هاي سياسي را لازمه رقابت‌ها دانستند و به گونه‌اي انشا كردند كه گويا نظام به حضور آنها نيازمند است.
در پي انتشار اين واكنش‌ها بود كه فاز دوم تحركات انتخاباتي اين طيف آغاز و مبتني بر آن اعلام نياز شرط‌گذاري‌هاي خود را آغاز و در اولين گام خود آقاي خاتمي شروطي را مطرح و ديگران حتي يك گام به پيش گذاشته و اين نكات را نه شرط، بلكه لازمه برگزاري انتخابات دانستند و البته كف مطالبات «اصلاح‌طلبان» معرفي كردند.
در زمينه نوع ونحوه حضور اين جريان در عرصه انتخابات به نكاتي چند مي‌توان اشاره مي‌كرد:
الف:‌حيات سياسي يك جريان سياسي و فرهنگي معطوف به حضور در عرصه رقابت‌هاي سياسي در هر جامعه سياسي است و بر اين اساس عدم حضور در عرصه رقابت‌ها، از منظر اجتماعي مي‌تواند به معني پايان عمر سياسي آن جريان قلمداد شود، حتي اگر شده اين حيات سياسي با تغيير شعارها و مواضع بنيادين فكري همراه باشد كه اتفاقاً اين امر در مورد جريان موسوم به «اصلاح‌طلبي»‌صادق است چرا كه آنها در مقطع دوران اول انقلاب (دهه ۶۰) كه موسوم به چپ سنتي بودند خود را مدافع بلامنازع ولايت مطلقه فقيه قلمداد كرده و در مقطع دوم سال‌هاي پاياني دهه ۷۰ همان ولايت فقيه را مظهر تحجرگرايي دانستند و در اوايل دهه۸۰ با طرح گفتمان مشروطه اسلامي در پي تغيير بنيادين نظام اسلامي و تبديل آن به يك حكومت عرفي بودند و البته پس از شكست در انتخابات دوم شوراها، هفتم و هشتم مجلس و رياست جمهوري نهم، در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري دهم دوباره مدعي خط امام شدند و آنگاه كه نتوانستند اعتماد اجتماعي را جلب كنند با راه‌اندازي فتنه پس از انتخابات به تصور خود در پي امتيازگيري از نظام بودند كه با عنايات الهي شكست خوردند و لحظه تاريخي ۹ دي نقطه پاياني بر اين دگرديسي بود. اكنون در آستانه انتخابات نهم مجلس پارادوكس حاكم در اين جريان به خاطر اين مواضع متشتت دليل اصلي ناتواني در تصميم‌گيري است.
ب: به لحاظ فكري هنوز همان تكثر گفتماني در طيف‌هاي مختلف اين جريان وجود دارد كه شايد تحليلي كه سال گذشته عطالله مهاجراني عضو اتاق فكر لندن‌نشين اين جريان در مورد طيف‌بندي‌هاي درون اين جريان ارائه داد، بتوانيم صادق‌ترين تصوير از آنان بدانيم، بر اساس اذعان مهاجراني شكاف تئوريك و نظري در ميان اين طيف بزرگ‌ترين و جدي‌ترين آسيب است. او سه ديدگاه را در اين جريان به تصوير مي‌كشد:
۱- ديدگاهي كه قائل به انقلاب است يعني سبزهاي سرخ
۲- ديدگاه اصلاحي و انقلابي، انقلاب در ساختار سياسي با رويكردي اصلاحي
۳- رويكرد اصلاحي صرف
تقسيم‌بندي مهاجراني در واقع همان تكثر گفتماني است كه اين جريان در سال‌هاي اوليه دهه ۸۰ هم تحت عنوان سه گفتمان جمهوري، مشروطه اسلامي و جمهوري اسلامي دچارش بود.
ج:‌ادعاي دفاع و بقا بر اصول از سوي خيلي از شخصيت‌ها و عناصر مرتبط با اين جريان نيز محل ترديد است. فراموش نكنيم كه سال گذشته هنگامي كه كديور ديگر عضو لندن‌نشين اين جريان در نامه‌اي به سيد‌حسن خميني آنگاه كه مي‌نويسد: با توجه به تجربه تلخي كه نظريه ولايت فقيه در ايران به جا گذاشته و امروز به سد و مانع اصلي حركت حق‌طلبانه مردم تبديل شده است، اجازه دهيد كه حقيقت را بر مصلحت مقدم كرده و تصريح كنيم كه تكليف آينده‌ ايران را رفراندم تعيين خواهد كرد، اميدوارم شما نيز در تحقيقات به اين نتيجه برسيد كه ولايت شرعي فقيه بر مردم فاقد مستند معتبر عقلي و نقلي است. نه تنها سيدحسن، بلكه هيچ كدام از مدعياني كه امروز دم از امام (ره) مي‌زنند، نسبت به اين نامه واكنش نشان ندادند. حال آنها چگونه و با چه «رويي»‌قصد حضور در انتخابات را دارند كه برنده آن بايد در مجلس شوراي اسلامي طبق اصل شصت و هفتم براي نگهباني از دستاوردهاي انقلاب و مباني جمهوري اسلامي سوگند ياد كند!
د: مدعيان جريان اصلاح‌طلبي نقطه عزيمت خود را در اين انتخابات ؟؟؟؟؟ نگرش برخي از مدعيان اصولگرايي قرارداده و با استناد به مواضع آنها براي ضرورت حضور اصلاح‌طلبان، اتفاقاً با بزرگنمايي اختلافات ميان اصولگرايان براي خود بازارگرمي كرده و فضاي رسانه‌هاي خود را اختصاص به دامن زدن اختلافاتي قرار داده‌اند كه بعضاً به لحاظ سلايق سياسي اجتناب‌ناپذير است.
هـ : به نظر مي‌آيد براي آن گروه از مدعيان اصلاح‌طلبي كه دل در گرو نظام جمهوري اسلامي دارند و هنوز به ارزش‌هاي انقلاب پايبندند، قرار گرفتن در چنبره سلطه افراطيوني كه دارند هزينه افراطي‌گري آن را مي‌پردازند، راه نجات گسست اين بند و اعلام موضع وفادارانه نسبت به مباني نظام، اعلام فاصله با آن حلقه‌هايي است كه به نظام اسلامي به عنوان سكويي براي پرش به دامن «سكولاريسم» مي‌نگرند و درسال‌هاي اخير سنگين‌ترين هزينه‌ها را بر نظام اسلامي تحميل كرده‌اند. آنها قطعاً در اين گسست و بازگشت با استقبال مردم مواجه خواهند شد.
و:‌وكلام آخر اينكه تلاش براي تحقق ارزش‌هاي اسلام و آرمان‌هاي امام راحل در نظام جمهوري اسلامي باهدايت امام خامنه‌اي عزيز و عبور قدرتمندانه از ماجراي فتنه گذشته و تهديدات و تحريم‌ها و فشارهاي بيگانگان و غائله جريان انحرافي كه نسخه دوم «جريان فتنه» است. نشان مي‌دهد به رغم صعوبت‌ها و دشواري‌ها، مسير روشن و قطعي‌الوصول نظام اسلامي است و بازماندگان از آن البته عرض خود مي‌برند و زحمت «ملت ايران» مي‌دارند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار