
بارديگر دانشگاهها در آستانه بازگشايي است و اميدها براي در انداختن طرحي نو در شيوه تدريس استادان بالا گرفته است.
جهانبيني هر جامعهاي، ساختار فرهنگي و اعتقادي آن را شكل ميدهد. اگرچه هدف از بعثت پيامبران يكدست كردن اين ساختارها و حاكمكردن جهانبيني موحدانه بر جوامع بشري است، با اين حال داشتن اختيار و حق انتخاب كه ناشي از قدرت تعقل انسان و وجه مميزه او از ساير آفريدههاي خدا است، در طول تاريخ جهانيبينيهاي متفاوتي را در ميان انسانها رقم زده است. اين نگاهها به تناسب انديشه مولد آنها، تعاريف گوناگوني از هدف زندگي دنيوي و اخروي ارائه ميكنند. يكي از اين جهانبينيها كه مانند ساير جهانبينيها منتهي به ايسم از نظر انديشه اعتقادي اسلام الحادي خوانده ميشود، ماترياليسم يا ماديگرايي است و يكي از گزارههايي كه در هر مكتبي تعريف خاص خود را دارد علم است.
اين نوع نگاه به جهان آفرينش كه بر ابعاد مختلف جوامع گوناگون سايه انداخته و حتي حاكميت برخي از كشورها بر آن مبنا شكل گرفته جهت ترجيح منافع شخصي بر منافع جمعي استوار است. بديهي است كه در چنين نگاهي كه فرهنگ بر اساس اصول ماترياليسم (ماديگرايي) بنا شده است، علم هدف است نه وسيله. اين طرز تفكر و نوع نگاه، به تدريج و به دنبال تبادل افكار و آرا وارد حوزههاي انديشه ساير جوامع ميشود و البته انديشمندان و متفكران كشورهاي ديگر اولين بسترهاي پذيرش اين انديشههاي جديد هستند. وقتي علم و پايههاي دانش بر مبناي فرهنگ يك كشور رشد نكند، ميان جامعه علمي و دانشآموختگان آن شكاف ايجاد ميشود. به عبارتي دانشمندان علوم غيربومي، افرادي غريب و بيگانه با مردم و جامعه خود خواهند بود.
اينجاست كه نقش اساتيد و اعضاي هيئتهاي علم دانشگاهها و مراكز علمي و آموزشي به عنوان راهبران و راهنمايان جامعه علمي كشور در تعريف علم معنوي و تمدنساز به جاي علم مادي و انسانمحور به عنوان وسيلهاي براي سلطهجويي مشخص ميشود. فرهنگ يك جامعه متأثر از فرهنگ دانشگاهها و مراكز علمي آن جامعه است ولو اينكه در آن دانشگاهها و مراكز علمي مباني رياضي و قواعد فيزيك تدريس شوند.
علم در تعريف معنوي و در جهانبيني خدامحور اسلامي، مسير تعالي بشر و امري مقدس است. بنابراين حفظ حرمت علم و عالم در اين جوامع واجب است. در حالي كه در نگاه مادهگرايانه، دانش و دانشمند ابزاري هستند براي دستيابي به اهداف زميني و كوتاهمدت.
اين علم و پيگيري منافع فردي را بر منافع اجتماعي توجيه ميكند. وجه نگاه استادي كه به عنوان قهرمان دوران تحصيل دانشجويان الگوي فكري تمام زندگي آنان ميشود، بر طرز تدريسي بيان و رفتار وي تأثير ميگذارد. بنابراين، اين اساتيد دانشگاهها هستند كه در تغيير رويكرد مادي به علم و بازگرداندند آن به مسير الهي و قدسي پرچمدارند و در اين جهت به تاريخ و به آيندگان بعد از خود پاسخ خواهند داد.