در روز سيويكم ارديبهشتماه سال ۱۳۸۱ كه چند ماه از حادثه ۱۱ سپتامبر ميگذشت، نيمي از نمايندگان مجلس ششم با امضاي نامهاي خطاب به رهبري نظام اسلامي از ايشان ميخواهند اكنون كه فشارهاي نظام سلطه سنگين شده و امريكاييها در پيرامون ايران لانه گزيدهاند، ايستادگي در برابر آنها ثمري ندارد و بايد «جام زهر» رابطه با امريكا (تسليم در برابر امريكا) را سر كشيد. آنها با وقاحت در آن نامه مينويسند: اگر جام زهري بايد نوشيد، قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد، بايد نوشيده شود و بيترديد اين برخورد خردمندانه و متواضعانه از سوي ملت با همان پاداشي مواجه ميشود كه امام عزيز راحل با آن روبهرو شد.
براي امضاكنندگان اين نامه كه عمدتاً از مدعيان اصلاحطلبي بودند، تصور اينكه نظام اسلامي بتواند در برابر تهديدات روزافزون دشمنان با محوريت بوش رئيسجمهور جنگافروز امريكا بايستد، دشوار مينمود چراكه امريكا توانسته بود به بهانه حادثه ۱۱ سپتامبر با حمله نظامي، افغانستان را تصرف و با معرفي ايران به عنوان محور شرارت علناً ايران را تهديد به جنگ كند. اكنون و پس از گذشت قريب ۱۰ سال از حادثه مذكور به روشني ميتوان ثمره ايستادگي نظام اسلامي در برابر فزونخواهيهاي استكبار و عدم اعتنا به توصيههاي مرعوبانه كساني را كه به ناحق كرسي نمايندگي مردم را اشغال كرده بودند، ملاحظه كرد. در اين زمينه شايد گزارش اخير شبكه سيانان، معتبرترين شبكه خبري امريكا گواه صادقي بر اين مدعا باشد. اين شبكه در تاريخ ۱۴/۶/۱۳۹۰ با اذعان به اينكه ايران پس از ۱۰ سال برنده بزرگ تحولات پس از ۱۱ سپتامبر است، ميگويد: حملات ۱۱ سپتامبر به چيزي منجر شد كه دولت جورج بوش آن را جنگ عليه تروريسم ناميد. اين حملات در نهايت به جنگ امريكا عليه افغانستان و عراق منجر شد، اما اكنون ۱۰ سال پس از حملات ۱۱ سپتامبر سؤالات زيادي درخصوص دستاوردهاي سياست خارجي امريكا بعد از آن حملات مطرح است.
اين شبكه آنگاه برنده اصلي اين تحولات را ايران اسلامي دانسته و ميگويد: يك كشور بزرگترين برنده تحولات بعد از آن حملات است. اين كشور دشمن قديم امريكا يعني جمهوري اسلامي ايران است.
سيانان سپس از تشريح بيشتر اين پيروزي ميگويد: قبل از حملات ۱۱ سپتامبر رژيمهاي طالبان در افغانستان و صدام در عراق حاكم بودند، اين رژيمها مخالف نفوذ ايران در منطقه بودند و دشمنان حكومت ايران محسوب ميشدند. اكنون نه تنها اين دو دشمن از ميان برداشته شدهاند، بلكه اكنون واقعيت اين است كه ايران در دو كشور عراق و افغانستان نفوذ بسيار گستردهاي دارد. ۱۰ سال بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ايران به بازيگر مهم اما نه چندان شناخته شده و قابل ارزيابي در ثبات منطقه تبديل شده است. تحليلگران معتقدند واشنگتن ديگر نميتواند اين بازيگر مهم و تا حدي ناشناخته را به راحتي انكار كند. فارغ از اين ارزيابي اكنون و با گذشت ۱۰ سال، گسترش تفكر انقلاب اسلامي در جهان معاصر و فروپاشي قدرتهاي مستبد منطقه كه همپيمانان اصلي واشنگتن و تلآويو بودند، همگي ابعاد روشني از پيروزي قدرتمندانه نظام اسلامي تحت رهبري ولايت فقيه در برابر دشمنان بيروني و پادوهاي داخلي آنهاست.
اين روزها شايد مصداق روشن پذيرش تسليم در برابر نظام سلطه را بتوان سرهنگ معمر قذافي، ديكتاتور ليبي دانست كه به توصيه «جام زهر» اصلاحطلبان ايراني عمل كرد و ضمن ارسال تمامي تجهيزات هستهاي خود با يك كشتي براي واشنگتن با قهر انقلابي مردم خود مواجه و نتيجه اين شد كه همان كساني كه در برابر وعده تسليم «نوشيدن جام زهر» به وي وعده ياري داده بودند، با تغيير تاكتيك و اقدام نظامي به همپيمان گذشته خود خيانت كردند. بيسبب نيست كه امضاكنندگان آن نامه پس از ناكامي در توصيههايشان چند سال بعد و در جريان فتنه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري همپيمان با دشمنان نظام اسلامي كوشيدند تا شكست نظام اسلامي را كه از طريق تسليم در برابر دشمن به نتيجه نرسيده بود، از طريق فروپاشي اجتماعي تجربه كنند، تجربهاي كه همچون گذشته با هوشمندي امامالمسلمين و همراه مردم تهديدي آشكار را به فرصتي براي تقويت و تحكيم بنيانهاي انقلاب اسلامي تبديل كرد.