
وقتی داری دنبال یک تکه کاغذ میگردی تا جملهای را که از توی اتوبوس روی دیوار خواندهای یادداشت کنی، کاغذ پیدا نمیشود که نمیشود! اینجور مواقع مجبور میشوم به حافظهام متوسل شوم. اما بعضی وقتها هست که احساس کردهام حتما باید بنویسم. آخرین بار وقتی در چنین موقعیتی قرار گرفتم، تنها چیزی که میتوانستم روی آن یادداشت کنم صفحهای از "مفاتیح الجنان" جیبی کوچکی بود که توی دستم بود. صفحه آخر را باز کردم و این را در گوشه پایین صفحه یادداشت کردم: "همه چیز در قیام لله است؛ قیام لله معرفت الله میآورد. قیام لله فدایی برای الله میآورد. قیام لله فداکاری برای اسلام میآورد. همه چیز در این قیام لله است." امام خمینی (ره)
امشب باز چشم خورد به این جملات و عذاب وجدان گرفتم. حتی احساس کردم عجب غلطی کردهام اینرا یادداشت کردهام!! از آن حرفهایی است که فهمش از معضلات است و عملش دودمان انسان را بر باد میدهد اما مقامات معنوی خود امام (ره) در پس آن بخوبی پیداست. همه مصیبت را این "لام" درست میکند که بین "قیام" و "الله" آمده! در همین یک حرف، چه جلوهها از هوای نفس که نمیسوزد و چه ارادهها که به اختیار زیر پا گذاشته نمیشود و چه دندان روی جگر گذاشتنها که پیش نمیآید و انسان را هر لحظه صد بار در جهاد اکبر به شهادت نمیرساند. آه! شوقا الی رویتهم...! چه بسیارند چون ما که لاف خدا میزنند و شبها بر آنها میگذرد و برای نیاز نیم شب از بستر خود قیام نمیکنند، چه رسد به قیام لله که در آن بنیاد انسان بر باد میرود. چه قلیلند چون حضرت روح الله (ره) که اهل قیام لله اند. ثلة من الاولین و قلیل من الاخرین. آه! شوقا الی رویتهم، شوقا الی رویتهم، شوقا الی رویتهم!
منبع:
اسکالپل