برهان|محمدعبدالهی- بخش اول این نوشتار به بررسی ماهیت جریان انحرافی و ویژگیها و هدفگذاریهای مشترک براندازانهی آن با جریان اصلاحات اختصاص داشت، ادامهی بحث را با شرح ویژگیهای این جریان پی میگیریم.
۲. ویژگیهای جریان انحراف ۱-۲. شخصیتسازی: رهبر اصلی جریان سعی میکند با اتخاذ مواضع شاذ و ساختارشکنانه، با چهرهای متفاوت شناخته شود. دیگر اشخاص فعال جریان نیز عمدتاً در جهت تقویت این باور حرکت میکنند که رهبر اصلی دارای ویژگیها و شاخصههای ممتازی است. به عبارت دیگر محوریت تلاشها در این حوزه، بر تولید یک پدیدهی شخصیتی کاریزماتیک نهاده شده است که مهمترین ویژگی آن، تمایز وی با دیگران است و این تمایز میتواند مثبت یا حتی منفی باشد چراکه فعالان این جریان معتقدند «بدنامی بهتر از گمنامی است.»
۲-۲. فرار از قواعد مرسوم: شکستن قواعد مرسوم سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و...، ویژگی دیگر جریان انحراف است. قاعده گریزی یا ساختارشکنی در دو حوزهی گفتمان سیاسی و عملکرد سیاسی این جریان قابل مشاهده است. رهبر اصلی جریان در بیشتر سخنان و مواضع خود سعی میکند به نوعی از خط قرمزهای اعتقادی، فرهنگی و عرفی عبور کرده و موضعی متفاوت اتخاذ نماید.
این قاعدهگریزی در عملکرد سیاسی جریان انحراف نیز به وضوح نمایان است. حلقههای این جریان میکوشند ساختار صفبندیهای سیاسی را درهم نوردیده و از میان تمام اقشار و طیفهای سیاسی، مذهبی، قومی، فرهنگی و هنری، جذب نیرو کنند. عمدهترین هدف این قاعدهگریزی، درهم ریختن توان مشاهدهگری، شناخت و گزینش سیاسی مردم است. به این معنا که مردم توان تشخیص واقعیتها را از دست داده و ناچار به سمتی سوق یابند که ترکیبی از نگرشهای متفاوت است.
۳-۲. بحرانزا و بحرانزی بودن: شاید بارزترین ویژگی جریان انحرافی، مسألهسازی آنان برای کشور باشد. این ویژگی خود دارای رشدی شتابدار و تشدید شونده است زیرا این جریان برای حیات خود و دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده، نیازمند مسألهسازی و تولید بحران هستند. به عبارت دیگر این جریان موجودیت و زیست خود را وامدار بحرانزاییهایی است که در عرصههای گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایجاد میکند. بر اساس آنچه تا کنون مشاهده شده است، تناوب زمانی بحرانهای تولید شده از سوی جریان انحراف در هر یک از این عرصهها، موجب وجود مداوم بحران در ساختار حاکمیت شده است.
۴-۲. ترویج تئوری توطئه: جریان انحراف در صدد است تا با انتساب خود به دولت، ضربه زدن به این جریان را ضربه به دولت قلمداد و اعلام کند. این جریان همچنین تلاش میکند تا با موجآفرینی تنها راه جبران و گذشت در برابر این توطئهها را تأمین خواستهها و مطالبات آنان در عرصهی مدیریت سیاسی کشور معرفی نماید. این رویکرد بر دو پایهی «مظلوم نمایی» و «امتیازگیری» استوار است.
۵-۲. بهرهگیری از رویکرد فلسفی و ایدئولوژیک: با توجه به اهمیت نگرشهای فلسفی در عرصهی تئوریپردازی و عمل سیاسی، جریان انحرافی میکوشد با بهرهگیری از این شیوه ضمن ایجاد سردرگمی و ابهام، برای افکار عمومی و نخبگان، جذابیتهای ذهنی ایجاد نماید- ادبیات رحیم مشایی مشهون از کاربرد واژگان و ادبیات فلسفی است- از طرف دیگر رویکرد ایدئولوژیک با تعریف خاص آن در ادبیات این جریان تداوم دارد. نگاه جدید به بحث مهدویت و همراه با آن طرح مکتب ایرانی در قالب این بخش از رفتار جریان انحرافی میگنجند.
۶-۲. تکیه بر ادبیات اومانیستی و انسان گرایی لیبرال با التقاط مفاهیم دینی و الحادی
۷-۲. استفادهی ابزاری از ارزشها و باورهای دینی: جریان انحراف با هدف پوشش ماهیت واقعی خود و کاهش فشارهای وارد بر این جریان، به باز تعریف بسیاری از مفاهیم دینی (مهدویت، فرهنگ انتظار، ولایتمداری و التزام به تبعیت از اصل ولایت فقیه و...) پرداخته است؛ بهگونهای که این مفاهیم نتوانند منافع جریان را به خطر اندازند.
۸-۲. بازخوانی و احیای ادبیات جریان اصلاحات و اپوزیسیون نظام: این ادبیات که مکرر مورد استفادهی آنان قرار میگیرد در چند محور دنبال میشود:
۱-۸-۲. تساهل فرهنگی: جریان انحرافی مطابق موازین حاکم بر گفتمان اصلاحات، مسایل فرهنگی را از حوزهی مسایل عمومی جدا دانسته و خود را ناقد برخی کنترلهای فرهنگی و حامی آزادیهای اباحیگرایانه معرفی میکند و با نزدیک ساختن خود به قشرهایی خاص، الگوی زندگی فرهنگی-اجتماعی آنان را به عنوان نماد فرهنگی به جامعه معرفی مینماید هرچند این امر در لفافه و پوششهای متعدد صورت میگیرد. مصداق بارز این مسأله، انتشار دیدگاههای شاذ و حرمتشکنانهای است که در ویژهنامهی روزنامهی ایران (خاتون ۱) انتشار یافت.
۲-۸-۲. اصالت قدرت: یکی از ویژگیهای جریان برانداز، اعتقاد به اصالت قدرت بود. تئوری فتح سنگر به سنگر که در دورهی اصلاحات توسط چهرههای امنیتی اصلاحات به اجرا گذاشته شد اکنون توسط جریان انحرافی عملیاتی میشود. در این مدل برای فتح کرسیهای مجلس و ریاست جمهوری آینده باید مناصب اقتصادی و رسانهای در اختیار جریان قرار گیرد تا پشتیبانیهای مالی و تبلیغاتی، در مواقع نیاز بهدست آیند.
۳-۸-۲. ناسیونالیسم: شعارهای ناسیونالیستی جریان اصلاحات در کنار غرب شیفتگی آنان، در جریان انحرافی در قالب ناسیونالیسم ایرانی و منجیگرایانه خودنمایی میکند. این جریان با ارایهی ترکیب جدیدی از ناسیونالیسم که دایرهی وسیعتری از مردم را گرد خود جمع میکند؛ به کسب قدرت و منزلت اجتماعی میاندیشد.
یکی از ویژگیهای جریان برانداز، اعتقاد به اصالت قدرت بود. تئوری فتح سنگر به سنگر که در دورهی اصلاحات توسط چهرههای امنیتی اصلاحات به اجرا گذاشته شد اکنون توسط جریان انحرافی عملیاتی میشود.
۴-۸- ۲ .اعتقاد به اهمیت طبقات بالا: جریان اصلاحات در منظومهی فکری خود معتقد به اهمیت نخبگان فکری و دانشگاهی بود. علت اصلی آن هم نقش برجستهی برخی عناصر دانشگاهی در درون تشکیلات اصلاحات بود. جریان انحرافی نیز ناامید از جلب نظر تودههای متدین و ارزشی جامعه، دست به دامن بخش دیگری از طبقات بالا دست شده است؛ با این تفاوت که متوسل شدن به هنرپیشگان و خوانندگان، توسط جریان انحرافی، نشاندهندهی فقدان پایگاه در میان اقشار اجتماعی است از این رو مشاهده میشود که حتی رابطهی این جریان با هنرپیشگان نیز رابطهی یکطرفه و بر اساس مشوقهای مالی است. بنابراین، تئوری بهرهگیری از ظرفیت نخبگان که الگوی تعامل اصلاحطلبان با روشنفکران بود، جای خود را به جلب نظر هنرپیشگان و گروههای دیگری از این جنس داده است.
۵-۸-۲. عبور از حکومت اسلامی: میتوان ادعا کرد مهمترین اشتراک دو جریان اصلاحات و انحراف در مبانی نظری، اعتقاد بر ضرورت عبور از حکومت اسلامی است. این ضرورت در مبانی نظری اصلاحات و فتنه، جایگزینی نظام سکولار به جای نظام ولایی است که طی آن با تشکیل جامعهی مدنی، اتصالهای امت و ولایت بریده میشود اما در جریان انحرافی تحت عنوان اتصال به منبع مشروعیت (امام معصوم)، رابطه با ولی قطع شده و جای آن را عرفانی کاذب و خرافی میگیرد. محصول بلند مدت این تفکر، تشکیک در مبانی اعتقادی شیعه و مذهبگریزی نسلهای آینده خواهد بود و حاصل هر دو رویکرد نیز تضعیف مشروعترین مدل نظام حکومتی در عصر غیبت معصوم(علیهالسلام) است.
۹-۲. جدایی از روحانیت: رویکرد افراد شاخص این مجموعه در تبیین و تفسیر مباحث دینی، این شایبه را تقویت مینماید که آنان به نوعی استقلال فکری را در مقابل دستگاه روحانیت و حوزههای علمیه ترویج مینمایند. بیتوجهی مکرر به توصیهها و انتقادهای مراجع و روحانیت و به تازگی موضعگیریهای آشکار برضد علمای شاخص، بیش از گذشته نشان میدهد که جریان انحرافی تز حرکت بدون روحانیت را با جدیت دنبال میکند.
۱۰-۲. تضعیف و به چالش کشاندن ساختارهای مؤثر در جامعه: تضعیف ماهرانهی هیأتهای مذهبی، حوزههای علمیه، جامعهی مداحان به شیوههای گوناگون، از دست آوردهای حرکت خزندهی این جریان است. ایجاد اختلاف بین این قشرها و موضعگیری برضد آنان با هدف کاهش سطح اثرگذاری آنان در تحولات سیاسی صورت میگیرد.
۱۱-۲. تشکیل حلقههای سطح بندی شده: بدین معنا که حلقههای مختلفی را برای برقراری ارتباط و پیگیری برنامههای خود دارند. این حلقهها سطح بندی شده و هر سطحی وظیفهای خاص را برعهده دارد. این جریان در میان لایههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و ... فعال شده و نیرو جذب میکند. به عنوان مثال حلقهی دانشجویی، به راه انداختن جنبش وبلاگی و حمایت در فضای مجازی را مدیریت میکند. حلقهی مدیران دولتی، تقویت و نفوذ عناصر و عوامل مورد نظر در بدنهی دولت را دنبال میکنند و حلقهی هنرمندان به دنبال جلب نظر و رأی تودهی هواداران خود هستند.
۱۲-۲. شبکهسازی: مهمترین ویژگی جریان انحرافی است از این رو با کمی تدقیق به تشریح مدل شبکهسازی این جریان پرداخته میشود.
۳-مدل شبکهسازی جریان انحراف: در ابتدای بررسی جریان انحرافی به گمان بسیاری از تحلیلگران، شبکهسازی این جریان همانند جریانهای معارض نظام هرمی (خوشهای) تصور میشد؛ اما پس از مدت کوتاهی مدل شبکهای این جریان، حلقهای معرفی شد. این مدل، شامل حلقههای تو در تو (و چینش لایه لایه) با مرکزیت یک یا چند نفر در داخل کشور انگاشته شد اما در هر دو مدل مطرح شده، تناقضها، کمبودها و نقصهایی نسبت به مدل واقعی جریان انحراف وجود دارد.
با وجود اینکه کشف مدل چینش این جریان، بسیار سخت مینماید اما میتوان آن را شبیهترین مدل به ساختار «تار عنکبوتی» دانست، یعنی به صورت توأمان، شامل حلقههایی تو در تو و هم مرکز (حول یک گرهی مرکزی که همان هدف مشترک تعریف شده برای تمامی حلقههاست) و اتصالهایی بین حلقهها برای ارتباط هرحلقه با حلقهی بعد از خود میباشد. این اتصالها گرههایی روی هر حلقه به وجود میآورد که میتوان آنها را دالهای هر حلقه دانست. شاخصترین ویژگی چنین شبکهای، پیروی آن از نظمی آنارشیک است یعنی میتوان با افزایش تعداد گرهها یا ایجاد حلقههای جدید آن را دچار گستردگی پیچیدهای کرد. با این توصیف، حلقهها و گرههای شبکهی تار عنکبوتی جریان انحرافی را میتوان چنین معرفی نمود:
دال مرکزی: شامل اهداف جریان است که عریانترین آنها «تغییر ساختار حاکمیت» در جمهوری اسلامی ایران است.
حلقهی اول: شامل قدرت سیاسی جریان است که خود شامل بدنهی سیاسی جریان و نقاط گرهای است.
حلقهی دوم: شامل قدرت اقتصادی جریان است که از پشتیبانان اقتصادی و گرههایی برای ارتباط با حلقهی ماقبل و بعد، تشکیل شده است از جمله: جذب مفسدین اقتصادی، مناطق آزاد تجاری، بانکهای خصوصی، شرکتهای خودروسازی، بازارهای پولی و مالی و...
حلقهی سوم: شامل قدرت رسانهای جریان است. این حلقه (که شعاع بسیار بزرگی دارد) به دلایل متعددی از اهمیت بسیاری برای جریان انحرافی برخوردار است. از جمله اینکه بُرد انعکاس دیدگاههای فرهنگی (و در مواردی سیاسی و اقتصادی) جریان، وابسته به درصد موفقیت نفوذ و تأثیرگذاری این رسانهها بر افکار عمومی است. این حلقه نیز شامل گرههایی است که در ارتباط مستقیم با گروههای هدف هستند. از جمله: تیم رسانهای در فضای مجازی؛ شامل پایگاههای خبری و خبری–تحلیلی، وبلاگهای زنجیرهای، سایتهای شخصی، شبکههای اجتماعی (اعم از پایگاههایی چون: دیدگاه نیوز، برای همه، محرمانه نیوز، دولت یار، رهوا، باکریآنلاین، پنهان نیوز، محرمانه آنلاین، دی نا، فخا نیوز، پایا نیوز، حقیقت نیوز، هفت صبح، تماشا نیوز، یکشنبه، آزادی نیوز، نهال نیوز و آیین نیوز) و تیم رسانهای در فضای مطبوعاتی که از جمله اقدامهای آنان انتشار روزنامهها، هفتهنامهها و نشریات به ظاهر زرد و عامه پسند است (از جمله روزنامههای هفت صبح، تماشا و هفته نامهی یکشنبه و مجلهی رونا).
حلقهی چهارم: شامل بدنهی مخاطبان (تودهی مردم) و گرههای تأثیرگذار بر توده (نخبگان عامه پسند) است. از جمله هنرمندان، سرشبکههای دانشجویی، اقلیتهای مذهبی، اصناف، ایرانیان مقیم خارج از کشور و... این گرهها به صورت پیچیدهتری به حلقههای مختلف، متصل هستند.