
موسوی خوئینیها اخیراً در پی نزدیک شدن به ایام انتخابات اظهاراتی را در وبلاگ خود مطرح كرده است که تأمل در اظهارات وی، پس از گذشت چند سال از حوادث انتخابات دهم و برملا شدن فتنهانگیزی سران داخلی و خارجی فتنه و حمایت سردمداران غربیاز این جریان برانداز، رفتارهای نفاق آلود این جریان را بیش از پیش آشکار میسازد.
موسوی خوئینیها به عنوان يكی از اعضای مركزي مجمع روحانيون در وبلاگ خود اینگونه عنوان كرده است که اصلاحطلبان طرفدار جمهوري اسلامي و مخالف «جمهوري ايراني» هستند.
در واقع این اظهارات خوئینیها در پاسخ به سؤالی در وبلاگ وی مطرح میشود و مشارالیه این مسئله را عنوان مینماید که: بدون ترديد بنده و دوستان و هزاران مثل ما و نيز حداقل ۱۴ ميليون نفر مخالف شعار جمهوري ايراني در برابر جمهوري اسلامي هستيم و نيز مخالف شعار عليه رهبري هستيم ولي چرا اين شعارها يا آتش زدن عكس امام و امثال اين امور را به پاي جريان اصيل اصلاحطلب ميگذارند و چرا امكان هرگونه تكذيب و دفاع را از اصلاحطلبان سلب ميكنند؟
وي ميافزايد: شگفتا كه به دور از عدل و انصاف ابتدا تهمت ميزنند و هرگناه ناكرده را به اصلاحطلبان نسبت ميدهند و آنگاه بدون هرگونه فرصت و مجالي براي دفاع و تكذيب، آنان را زير رگبار فحش و ناسزا و چوب و چماق در هر كوي و برزن ميگيرند و سپس در همين حال از آنان ميخواهند كه با اين شعارهاي ساختارشكن مخالفت كنند، اين جماعت در پي آن نيستند كه به حقيقت بدانند آيا اصلاحطلبان مخالف اين شعارهاي ساختارشكن هستند يا نه، آنان در پي آن هستند تا هرگونه مجال دفاع اصلاحطلبان از خود را بگيرند تا بهتر بتوانند آنان را سركوب كنند؛ چرا؟ تنها و تنها براي اينكه اصلاحطلبان تسليم محض و مطيع بيچون و چرا نيستند و اصلاحطلبان اينگونه زيست سياسي را مغاير عزت و كرامتي ميدانند كه امام براي خدمت در زير پرچم جمهوري اسلامي به آنان آموخته است. اصلاحطلبان نه تنها به آتش زدن عكس امام (كه احتمالاً ساخته دست بهانه جويان بوده است) راضي نيستند كه جانشان از اين رفتار پليد آتش ميگيرد، اصلاحطلبان نه تنها آتش زدن قرآن را (كه عملي به شدت مشكوك بود) برنميتابند كه اقدامكنندگان را شايسته حداقلي از همكاري و همراهي نميدانند...
این اظهارات از سوی موسوی خوئینیها در حالی صورت میپذیرد که سکوت جریان اصلاحات در اوج فتنه انگیزیهای سران فتنه در سال ۸۸ همگرایی این افراد را با اربابان داخلی و خارجی خود بیش از پیش رسوا نمود. واقعیتی که تا آتش فتنهانگیزی این افراد و همفکرانش خرمن امنیت و آرامش جامعه را میسوزاند با آشوبطلبی و تهدیدآفرینی علیه نظام اسلامی ادامه یافت و با از حرکت افتادن آتش این فتنه و بر باد رفتن خاکستر این جریان، رسوایی سران فتنه و همفکرانشان را به وجود آورد و این مسئله انزوای سیاسی و انحطاط اصلاحات را ایجاد كرد. بنابراين هم اکنون ایراد اظهارات ضد و نقیض با صدای بازگشت و حرکت بر اساس معیارها و اصول انقلاب از سوی این افراد در حالی مطرح میگردد که آمال جریان اصلاحات ایجاد وضعیت مناسب برای برگشت به صحنه سیاست است.
در واقع در شرایط کنونی، ادعای همراهی با امام و انقلاب در روزها و ماههای نزدیک به ایام انتخابات از دیگر فتنهانگیزیهای جریانی است که با طرح همین ادعاهای دروغین در انتخابات دهم ریاست جمهوری پا در عرصه رقابت گذاشته و پس از عدم انتخاب و عدم تایید از سوی ملت، حرکت مبارزه با جریان امام و انقلاب را در دستور کار خود قرار دادند. بنابراين در مقطع حاضر این افراد نه تنها در صحبتهای خود هرگونه رفتار ضد انقلابی و ضد امامی را رد مینمایند، بلکه با ژستهایی دلسوزانه نگرانی خود را از هجمهها و رفتارهای سوء نسبت به نظام مطرح كرده و با مظلومنمایی دروغین جلب نظر سیاسی را دنبال مینمایند.
اظهارات موسوی خوئینیها در ایامی شکل میگیرد که وی هیچ اشارهای به حضور پر رنگ خویش در جلسات پنهان مثلث فتنه به میان نمیآورد و این موضوعات نیز هم اکنون پس از رسوایی و شکست برجامانده بر پیکره فتنه و همزمان با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس در حمایت و ننگزدایی از جریان اصلاحات برای پاکسازی رفتارهای مفتضحانه این جریان در برابر آرمانها و ارزشهای ملت ایران صورت میپذیرد. چرا که این اظهارات موسوی خوئینیها واقعیتی متناقض با رفتارهای برجامانده از جریان اصلاحات و همفکران ایشان در خصوص جریان انقلاب، امام و رهبری و ملت ایران است، زیرا هنوز اذهان بیدار ملت ایران، اظهارات خفیف و بیارزش همراهان و همفکران امثال خوئینیها را در اوج تب کور فتنه ۸۸ از یاد نبردهاند.
موضوعاتی که رسالت خطیر نویسندگی نیز اجازه به اشاره و افشای نظرات دینگریزانه و انقلابستیزانه این جریان و این افراد را در سطح عمومی نمیدهد.
بنابراين در رد ادعاهای اخیر که به منظور ننگزدایی از جریان اصلاحات و همفکرانشان صورت میگیرد، به این مسئله میتوان اشاره نمود که اگر آقای موسوی ادعای مخالفت با جریان ضد امام و انقلاب و رهبری رادارند، چرا در طول دوره هشت ماهه آشوبطلبیجریان فتنه و در ایامی همچون روز قدس که یکی از راهبردیترین شعارهای نظام اسلامی مورد هجمه و تحریف قرار گرفت یا فاجعه اهانت به عکس امام امت و جریحهدار شدن قلب امت امام، این جریان یعنی آقای موسوی خوئینیها و دوستان همراه ایشان در کوچکترین اقدام ممکن، هیچ حرکتی در رد رفتارهای اسلامستیزانه دشمنان انقلاب و امام و رهبری از خود نشان نداده؛ در حالی که مجمع روحانیون ازجمله جایگاههایی است که همواره ادعای همراهی با امام وانقلاب را مطرح كرده است.
بنابراين این چنین میتوان عنوان كرد که مگر رفتارهای ساختارشکنانه در سال ۸۸ در سایه عملکرد و آشوبطلبیسرانفتنه و حمایت جریان اصلاحات و همفکران آقای موسوی خوئینیها از رفتار سران فتنه نبود که منجر به وقایع تلخی همچون خط كشيدن روي نام جمهوري اسلامي يا آتشزدن عكس امام(ره) و حرمتشكني روز عاشورا گردید. حال پس چرا صدای وامصیبتا و مظلومنمایی از این افراد بلند گردیده است.
ازاین رو با نگاه عمیق به شرایط کنونی و وقایع اخیر به این واقعیت میتوان اشاره نمود که پس از شکست و اطمینان خاطر همراهان فتنه ۸۸ از بیخاصیتی رفتارهای انقلابستیزانه خود و عدم تأثير حمایتهای غربیاز این جریانات، اکنون در مقطع کنونی و با نزدیک شدن به ایام انتخابات اظهاراتی ضد و نقیض در رفتار و گفتار این افراد و جریانات منتسب به آنان صورت میپذیرد که هنوز اذهان ملت ایران خیانت و توطئهآفرینی آنان را از یاد نبرده و هرگونه ادعای افرادی همچون موسوی خوئینیها، خاتمی و دیگر همفکران وی که در دوران کوران فتنه حمایت خود را از سران فتنه و جریان برانداز دریغ نمیورزیدند، باور نخواهند نمود.