
از جمله مصاديق اين كردار كريمانه، دستورالعمل منتشر نشدهاي است كه پيش رو داريد. اين منشور خواندني كه در تاريخ ۱۴/۱۲/۶۸ صادر شده، نمايانگر نگاه نافذ او به شرايط روحي و محيطي يك زنداني و راهكارهاي او براي تعامل با چنين فردي است.با سپاس ازجناب دكتر حسين لاجوردي كه اين سند را در اختيار جوان گذاردند.
بسماللهالرحمنالرحيم
خط مشي و دستورالعمل ارشادي، اجرايي سازمان
همانگونه كه مستحضريد هدف نظام مقدس جمهوري اسلامي از كيفر و زندان، انتقامجويي و شكنجه نيست، بلكه به منظور تنبه و بيدار كردن وجدان خفته يا غافل انسانهايي است كه به دلايل گوناگون دست به جرم و جنايت آلودهاند و ثانياً به منظور پاك و سالم نگهداشتن جامعه از وجود كساني است كه ممكن است فساد و تبهكاري را به ديگران سرايت بدهند.
نيك ميدانيد يكي از مهمترين و مؤثرترين عوامل در تغيير و شكلگيري انسانها محيط است. هر چه القائات، تبليغات، جوها، رفتارها و بهويژه «برخوردها» در محيطي سالمتر باشد، پاكسازي بيشتر فراهم ميآيد و اگر خداي ناخواسته برخوردهاي ما خشن، غيردوستانه، غيرعادلانه يا از طرفي ديگر سازشكارانه و غيرقاطعانه باشد؛ محيط محدود زندان بهجاي محل اصلاح و تربيت به محل ايجاد و تجمع عقدهها، كينهها، تجزي و رشد بزه و گناه سوق داده ميشود.
به ياد داريم: كيفر مجرم صرفاً در اختيار مقام و مرجع قضائي است، اگر قاضي مجرمي را به زندان محكوم كرد، فقط بايد محدوديت زنداني و جدايي از جامعه را تحمل كند و از هر نوع كيفر ديگري در باره او الزاماً بايد اجتناب ورزيد؛ بنابراين كيفرهايي نظير: ترشرويي، پرخاش، تحقير، خشونت، به كار بردن الفاظ سبك و ركيك، سختگيري و خداي ناخواسته ضرب و شتم، علاوه بر اينكه اثرات سازنده زندان را خنثي خواهد كرد، موجب عذاب اخروي نيز خواهد بود، لذا سخنش با زندانيان بايد نافذتر و شيرينتر از معلم، نگاهش عميقتر و پرمعناتر از روانكاو، كردار و اعمالش مؤثرتر از هر مصاحب دين و رفيق، اخلاقش فراتر از هر پدر دلسوز و مهربان و قدرتش مساوي و منطبق بر قانون (نه خودباخته و نه ديكتاتور زورگو) باشد.
همينجا لازم است به اين نكته توجه شود كه همانگونه كه بايد افراد فاسد از درون جامعه جدا شوند تا جامعه سالم بماند، براي سالم نگاهداشتن نسبي محيط زندان هم لازم است افرادي كه درون زندان دست به شرارت و تبهكاري ميزنند يا آن قدر تكرار جرم داشتهاند كه در نگاههاي اوليه اصلاحشان محال به نظر ميرسد، از ساير زندانيان جدا و در مكاني دور از ديگران با محدوديتي بيشتر و امتيازي كمتر نگهداري شوند تا فساد و گناهشان كمتر محيط را آلوده و كمتر به ديگران سرايت كند.
حالكه خداوند علي اعلي اين منت را بر ما نهاد و افتخار زندانباني يا به سخن ديگر سمت معلمي و بازپروري عدهاي از انسانهاي مطرود از جامعه را بر ما ارزاني داشت، چه بهتر كه قدرشناس باشيم و شكر نعمتش را با جديت و تلاش هر چه بيشتر در انجام وظايف محوله و بهكارگيري استعداد و قدرت خلاقه و ابتكارمان بهجاي آوريم و بدانيم كه اصل رسيدگي به وضع زندانيان است، نه موقعيت و جايگاه خود، لذا از برادران عزيز تقاضا ميشود تمامي همتشان را در اداره سالم زندانها به كار گيرند و اداره «ادارهشان» را فرع بر آن دانند و بطلان و قبح «فرع زائد بر اصل» را هميشه مد نظر داشته باشند و مباد كه ذيالمقدمه فداي مقدمه شود.
حال كه تصميم داريم به حول و قوه الهي از خود و از «ميز» رها شويم و در مسير بارورسازي روح و انديشه انسانهاي «دربند» كه چشم اميد و اصلاح به زندانبان و مربيان خود دارند شتابان حركت كنيم، نكاتي چند تذكراً به عرض ميرسد:
۱ـ تلقي ما از زنداني بر اين اصل استوار باشد كه او يك انسان قابل تغيير و در حال تنبه و آموزش است، نه يك خاطي جنايتكارِ در حين ارتكاب جرم.
۲ـ براي زنداني شخصيت قائل شويم و تمامي تلاش خود را در جهت بازگرداندن شخصيت حقيقي و پنهانش به كار بگيريم و با او با احترام، با محبت، بسيار دوستانه و مؤدبانه برخورد كنيم و اجازه ندهيم هيچ مأموري به حريم شخصيتي زنداني اهانت يا تجاوز كند.
۳ـ از آنجا كه بيسوادي ميتواند يكي از علل وقوع جرم باشد، همت گماريم بيسوادي از زندانها رخت بربسته و هر زنداني بيسواد اجباراً به حداقل سواد «خواندن و نوشتن» دست يابد.
الف) قبل از اشتغال به هر كاري (اعم از هنري، صنعتي، كشاورزي و حرفهآموزي) در مسير سوادآموزي قرار گرفته باشد.
ب) در صورت استنكاف، از برخي امتيازات، نظير مرخصي محروم شود.
ج) در صورت عدم دسترسي به آموزشياران نهضت سوادآموزي يا عدم امكانات نظير كلاس (از ديگر زندانيان باسواد با رعايت اولويتها) حتي درونبندها و آسايشگاهها استفاده شود.
۴ـ از آنجا كه ضعف اعتقاد به خدا و قيامت، از بارزترين عوامل ارتكاب جرم و گناه است، بر ماست در بارور ساختن اعتقادات مذهبي آنان كوشا باشيم.
۵ـ از آنجا كه بيكاري و فراواني اوقات فراغت نيز يكي از زمينههاي فراهمساز افكار انحرافي و نهايتاً بزهكاري است تا آنجا كه امكانات بالفعل اجازه ميدهد (يا شرايط به فعليت در آوردن امكانات بالقوه وجود دارد) با ايجاد كارگاههاي مختلف به اين مهم تحقق بخشيم و در صورت عدم امكانات كارگاهي با تهيه لوازم و ابزار مورد نياز كارهاي دستي و هنري، حتي درونبندها و اتاقها (با رعايت كامل مسائل امنيتي) اشتغال همگاني را براي زندانيان فراهم آوريم.
در اينجا لازم است به نكتهاي مهم و ضروري اشاره شود: هنرهايي نظير موسيقي هيچگونه اولويتي ندارند و صرفاً در ايام ويژه ميتوان از آنها بهره جست و به هيچ وجه نبايد مانع اجراي اولويتهاي: سوادآموزي، اسلامشناسي، يادگيري اعتقادات و احكام، آموختن آداب معاشرت صحيح و اسلامي، فراگيري اخلاق و شيوه برخوردهاي اسلامي و ورزش شود.
۶ـ از آنجايي كه هر انساني به رفيق و همدم نيازمند است و از طرفي لازم است در جهت رشد و تكامل خود كوشا باشد و از سويي ديگر محيط زندانها معمولاً جايگاه انسانهاي خطاكار و بعضاً بزهكاران حرفهاي و مجرمين به عادت است، سالمترين دوست و بهترين وسيله سرگرمي و تكامل كتاب است، لذا زندانيان ميتوانند از كتابهاي موجود در كتابخانه زندان «حتي درونبندها» با رعايت ضوابط استفاده كنند و در صورتي كه مايل باشند ميتوانند از طريق فروشگاه يا مأمور خريد زندان يا مسئول فرهنگي با هزينه شخصي كتابهاي مورد نظر خود را مشروط بر اينكه اولاً ورود آنها به زندان ممنوع نباشد، ثانياً هنگام آزادي به كتابخانه زندان اهدا كنند، تهيه كنند.
۷ـ از آنجايي كه ميتوان پذيرفت عقل سالم در بدن سالم است، بر مسئولان زندانهاست كه ورزش را براي همه زندانيان اجباري كنند تا از خمودي و كسالت جدا شوند. اين امر در خصوص جوانان و نوجوانان اثرات بسيار مثبتي را به بار ميآورد و موجب صرف انرژي متراكم آنها در مسير مطلوب و منطقي ميشود.
۸ـ از آنجايي كه بيشترين مسئوليت رسيدگي به وضع خانواده زندانيان از سوي «انجمن حمايت از زندانيان» به عهده مسئولان زندانها محول شده، بر مسئولان زندانهاست كه حضور فعال و مستمر در زندانها داشته باشند و مشكلات شخصي و خانوادگي آنان را از نزديك بررسي كنند و در رفع آنها (در حد امكان) بكوشند.
۹ـ پرسنل زندان به هيچ وجه منالوجوه نبايستي از زندانيان به منظور انجام كارهاي شخصي خود استفاده كنند و حق ندارند كوچكترين هديهاي ولو حبه قندي يا دانه خرمايي از زنداني بپذيرند.
۱۰ـ با برخوردهاي اخلاقي، عاطفي و سالم خود به زنداني امكان دهيم تا بتواند بدون اضطراب و واهمه انتقادات و مسائلي را در ميان بگذارد و مطرح كند.
۱۱ـ اگر خداي ناخواسته كوچكترين تخلفي يا سوءاستفادهاي از مأموري مشاهده شود، بدون اغماض سريعاً و قاطعانه برخورد شود تا انشاءالله محيطي سالم و سالمساز به ارمغان آوريم. همينجا لازم است «از كليه برادران و مأمورين و همكارانم در سراسر كشور كه صادقانه و بهطور شبانهروزي اوقات شريفشان را صرف بهسازي زندانيان ميكنند» صميمانه تشكر و قدرداني كنم و از خداوند جلوعلي براي يكايكشان تقاضاي توفيق بيشتر داشته باشم.
۱۲ـ امكانات و درآمد «انجمن حمايت از زندانيان» جز در راه مصالح زندانيان و خانواده آنان استفاده نشود.
۱۳ـ ايجاد و نگهداري فضاي سبز و گلكاري در محوطهها و هواخوريها سهم بسزايي در بالا بردن روحيه پرسنلي و روحيه زندانيان دارد و محيط زيست زندان را مساعدتر و قابل پذيرشتر ميكند. لذا ضمن تشكر از زحمات آن عزيزان در امر پاكسازي، تنظيف و رنگآميزي زندانها اميد است باز هم تلاشي مجدد را اعمال فرمايند و با بهكارگيري وسيع نيروي زندانيان داوطلب، كليه محوطهها و هواخوريهايي را كه امكان زيباسازي و گلكاري دارد هر چه سريعتر آماده سازند تا در فصل بهاران همراه با طبيعت شاداب، شاهد و ناظر تحولي عظيم و زيبا باشيم.
۱۴ـ لازم است كليه درمانگاهها، خوابگاهها، باشگاهها، آشپزخانهها، حمامها، توالتها، محوطهها، هواخوريها و... پيوسته مورد بازديد مسئولان قرار بگيرد تا اگر نقيصهاي مشاهده شد از گسترش آن جلوگيري و نسبت به رفع آن اقدام شود.
۱۵ـ مسئول فرهنگي يا مسئول زندان از يكايك زندانيان بخواهد: علل و انگيزه ارتكاب جرمشان را آنگونه كه بوده بدون كم و كاست يا اغراق بنويسند و پس از وصول جهت بهرهبرداري و برنامهريزي به دفتر طرح و برنامه سازمان ارسال كنند.
۱۶ـ زندانياني كه مايل باشند (با ذكر نام يا بدون ذكر نام) ميتوانند سرگذشت خود را براي تنبه و عبرت ديگران مكتوب يا براي مسئول زندان يا مسئول فرهنگي بيان كنند و در صورت لزوم و رضايت آنان صداي آنها ضبط و به دفتر طرح و برنامه سازمان ارسال شود.
۱۷ـ رمزها، كنايهها، اشارات، اصطلاحات و واژههاي خاص زندانيان گردآوري و با شرح و تبيين آنها به دفتر طرح و برنامه سازمان ارسال شود.
۱۸ـ براي هر يك از زندانيان پرونده شخصيتي تشكيل و كليه منشها، رفتارها، برخوردها، تخلفات، جرائم خدمات، فعاليتها، خلقيات، اثرگذاريها، تأثيرپذيريها، تنبيهات، تشويقات، تغييرات روحي و عملي عوامل مؤثر در تغيير و تحول، نوع بزه، سوابق و... در آن ثبت شود.
به منظور رفع نياز طبيعي زندانيان و همسرانشان، بسيار مناسب است در صورت امكان محلي جهت ملاقات خصوصي زندانيان در نظر گرفته شود.
۲۰ـ نسبت به بهداشت، درمان، تغذيه سالم و كافي و محل نگهداري اطفال، نوجوانان و جوانان به ترتيب دقت بيشتري به عمل آيد و در امر تربيت و بازپروري آنان فعاليت و تلاشي بيش از بزرگسالان اعمال شود.
۲۱ـ همكاري وسيع و گسترده با بنگاه تعاون و صنايع زندانيان الزامي است.
۲۲ـ به منظور تأمين مواد و ويتامينهاي لازم به فروشگاهها توصيه ميشود: به مقدار تقاضاي زندانيان ميوه و سبزيجات و لبنيات در دسترسشان قرار گيرد.
۲۳ـ در پايان هر سال (اسفندماه) ۳ نفر از برادران يا خواهراني كه بهترين خدمات را درونبندها به زنداني اهدا فرمودهاند، با ذكر دلايل، معرفي، تا به ترتيب جوايزي به آنان تقديم شود.
۲۴ـ به منظور سمزدايي از جسم و ايجاد عادت به ترك اعتياد معتادان برنامه روزانه اردوگاههاي كار به شرح زير خدمتتان تقديم ميشود.
الف) بيدارباش يك ربع مانده به اذان صبح.
ب) اداي فريضه صبح تا يك ربع بعد از اذان.
پ) نرمش و دو و شركت در مراسم صبحگاهي تا ۰۰/۷ صبح.
ت) صرف صبحانه و نظافت عمومي تا ۳۰/۸ صبح.
ث) حضور در محل كار يا شركت در نظام جمع و ورزشهاي سنگين تا ساعت ۳۰/۱۲.
ج) اداي فريضه ظهر و صرف ناهار و استراحت تا ۳۰/۱۴.
چ) حضور در محل كار يا شركت در ورزش و نظام جمع تا ۳۰/۱۸.
ح) صرف شام و اداي فريضه تا ۰۰/۲۰.
خ) شركت در مراسم مذهبي تا ۰۰/۲۱.
د) انجام كارهاي شخصي تا ۰۰/۲۲ و رأس ساعت ۰۰/۲۲ اعلان خاموشي.
ذ) مقدار زماني كه صرف كلاسهاي درسي ميشود از ساعات ورزش كسر ميشود.
ر) بديهي است برنامه آموزشي ارائه شده (براي گروههاي تازهوارد) بايد تدريجاً اجرا شود تا پس از تمرينات حدوداً يك ماهه، آمادگي اجراي كامل را پيدا كنند.
ز) استعمال دخانيات در اردوگاه بهكلي ممنوع است.
ژ) به همراه داشتن پول ولو اندك بهكلي
ممنوع است.
سيداسدالله لاجوردي
رئيس سازمان زندانها و اقدامات امنيتي و تربيتي كشور