این روزها دیگر اتفاقات ناخوشایند در حوزه سلامت کشور و برخی برکناریهای نمایشی برای توجیه کمکاری و مقصر تراشیدن، آنقدر تکراری شده که نه فقط انتظار نداریم این توبیخها و عزل و نصبهای از پیش تعیین شده در جهات بهبود سیستمهای مدیریتی به ثمر برسد، بلکه باید گوشهایمان را تیز کنیم تا در مدت زمانی کوتاهتر از آنچه میپنداریم دوباره بیمارانی به دلیل فقر در بیابانها رها شوند و یا مصدومانی به خاطر رخت بستن روحیه تعهد و رنگ باختن ارزشهای انسانی در بیمارستانهای دولتی پذیرش نشوند و ساعتها میان مرگ و زندگی معلق بمانند؛ درست همان لحظاتی که مدیران ارشد وزارت بهداشت در خواب سنگین غفلت به سر میبرند و شاید به ذهنشان هم خطور نکند یک نفر یا دقیق تر بگویم دهها نفر که نام یکی از آنها رسانهای شده در گوشه و کنار کشور یک قدم با مرگ فاصله دارند اما میشود با اقدامات متعهدانه سفیدپوشان عرصه سلامت آنها را به آغوش زندگی بازگرداند. حقیقت این است که مدتهاست مادیگرایی و فرهنگ سرمایهداری در میان جامعه پزشکی کشورمان رسوخ کرده است. حتی اگر خوشایند نباشد، این یک واقعیت است که امروز برخی پزشکان به جای نبض سلامت، شریان ساخت و ساز و سایر کارهای کلان اقتصادی کشور را در دست دارند و از ساحل امنی برخوردارند که مانع میشود کسی از آنها بپرسد این سرمایهها از کجا رسیده است! به بیان دیگر هیچ نظارتی در کار نیست. با این وجود اگرچه برکناری رئیس بیمارستان شهدای تجریش و اکنون برکناری رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به خاطر نپذیرفتن طلبه ناهی منکر بیانگر نوعی نظارت هرچند دیرهنگام است، اما این اقدام حادثه چند ماه پیش را به ذهنمان متبادر میسازد؛حادثه رها شدن دو بیمار در کنار بزرگراه آن هم به جرم بیپولی. در آن ماجرا نیز در پرده اول، سناریوی انکار از سوی وزارت بهداشت اتخاذ شد و پس از برگزاری نشستی خبری و کش و قوسهای طولانی سرانجام رئیس بیماستان امام خمینی (ره) با حکم محمد باقر لاریجانی رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران برکنار شد، اما این برکناری درس عبرتی برای دیگران نشد چراکه با گذشت فقط سه ماه از این حادثه، پذیرش نشدن طلبه ناهی منکر را از سوی چندین بیمارستان دولتی و خصوصی شاهد بودیم؛ بیماری که ماندن یا رفتنش در گرو لحظهها بود و لحظهها در سر در گمی وی میان مراکز درمانی پایتخت پرپر میشدند.
نپذیرفته شدن طلبه ناهی منکر از سوی چندین بیمارستان آنقدر رسانهای شد تا وزیر برای توجیه و تفسیر آن نشست مطبوعاتی بگذارد و با خاطیان برخورد داشته باشد. درست مانند ماجرای بیماران رها شده در بیابان، اما شاید هر روز در گوشه و کنار کشورمان اتفاقات مشابهی رخ میدهد، بیآنکه آب از آب تکان بخورد. رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در حالی خاطی شناخته و برکنار شد که از چهار بیمارستان خاطی در پذیرش این جوان طلبه، بیمارستان شهدای تجریش و بیمارستان طالقانی زیرمجموعه این دانشگاه بودند و بیمارستان سینا و حضرت رسول (ص) زیر مجموعه دانشگاه علوم پزشکی تهران و انتظار این بود تا اگر برخورد با خاطیان مطرح است این برخورد عادلانهتر باشد. تکرار حوادث اخیر و عزل و نصبهایی که تحت عنوان برخورد با خاطیان صورت گرفت نشان داد باید فراتر از راهکارهای سلبی و برکناری خاطیان، برای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی فکری اساسیتر داشت، چرا که اگر قرار بود مشکلات اینگونه به سامان برسد پس از برکناری رئیس بیمارستان امام دیگر شاهد رخ دادن ماجرای طلبه ناهی منکر نبودیم.