کد خبر: 448552
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۷
خلاقيت در شكل‌گيري و پيدايش عروسك‌هاي برنامه‌هاي تلويزيون در گفت‌و‌گوي «جوان» با محمد اعلمي، طراح و سازنده عروسك
دنـياي كودك، دنياي پررنگ و لعابي است،‌ دنيــايي كه هر كدام از بزرگسالان، روزي حسرت بودن در آن فضا را دارند و آرزو مي‌كنند كه اي كاش يك لحظه كودك مي‌شديم!

ورود به اين دنيا، المان‌ها و فاكتورهاي خاص خود را مي‌طلبد كه براي هر فرد عادي شايد تا حدودي غيرممكن باشد. طراحي عروسك‌هايي كه در برنامه‌هاي مختلف تلويزيوني شاهد آنها هستيم، هميشه از جالب‌ترين مقوله‌هايي است كه به ذهن مردم مي‌رسد و از همه مهم‌تر اينكه آيا فردي كه طراح و سازنده اين عروسك است، چگونه دنيايي دارد و چطور آدمي است، هميشه سؤال‌هاي ذهني مخاطبان است.

محمد اعلمي كه طراح و سازنده عروسك‌هاي بسياري چون سنجد، چرا، چطور، دوست خوب بچه‌ها، داداشي‌ها، مدرسه حشرات، قصه‌هاي بوقوني‌ و مادربزرگ، مزرعه بي‌بي، پليس شهر ميوه‌ها، قصه‌هاي پوتك، كليپ‌هاي چرا، شهر حباب‌هاي آبي، دادا، مادربزرگ، قورباغه، منوچ و نونوچ، دي دي‌ بودي و... بوده است در حال حاضر غير از عروسك‌گرداني كه حرفه محبوبش به شمار مي‌رود، تدريس در دانشكده و گاهي اوقات كارگرداني كارهاي كودك را نيز عهده‌دار مي‌شود.


نكته قابل توجهي كه در كارنامه هنري شما به چشم مي‌خورد اين است كه از همان ابتدا و در دوران دانشجويي گرايش خود را به طور حرفه‌اي به سمت كار عروسكي تغيير داديد.

بله، درست است. من فارغ‌التحصيل رشته تئاتر، گرايش بازيگري هستم. اواخر تحصيل و زماني كه درسم را به اتمام رساندم، واحدهاي عروسكي اختياري گرفتم و تقريباً مي‌توان گفت تمامي واحدهاي عروسكي را نيز پاس كردم. از همان ابتدا گرايش بازيگري را دوست نداشتم، به خاطر همين در انتهاي دوران تحصيلم گرايشم را تغيير دادم و وارد گرايش عروسكي شدم.

پس اينطور كه پيداست، علاقه به كار كودك، از كودكي درونتان شكل گرفت؟

بله، يادم است در شش سالگي اولين خيمه‌شب‌بازي‌اي كه به صورت خياباني اجرا مي‌شد، كاملاً مرا مجذوب خود كرد. در ۱۲ سالگي نيز خودم با عروسك‌هاي دستي كه متعلق به خواهرم بود، در منزل، عروسك‌هاي انگشتي درست مي‌كردم و با آنها براي بچه‌هاي مدرسه نمايش اجرا مي‌كردم.

به طور معمول افرادي كه كار كودك انجام مي‌دهند، در كودكي خودشان، تخيلات قوي‌اي نيز داشتند، اين مقوله در مورد شما نيز صدق مي‌كرد؟

بارزترين تخيلي كه خاطرم هست وجود آدم كوچولوها بود. در بچگي هميشه فكر مي‌كردم كه آدم كوچولوها واقعي هستند و در پيرامون ما وجود دارند و جالب‌تر اينكه فكر مي‌كردم شخصيت‌هايي كه در نمايش‌هاي عروسكي‌اي كه براي بار اول ديدم، همان آدم كوچولوها هستند كه البته اين تخيلم در ۱۲ سالگي به كلي از بين رفت و در همان زمان به عقيده خودم كشف كردم كه آنها عروسك بودند، نه آدم كوچولو!

در دوران دانشجويي‌تان براي تغيير گرايش دچار مشكل نشديد؟

به هر ترتيب هر كاري در ابتدا سختي‌هاي خاص خود را دارد. من از ابتداي ورودم به دانشكده رشته مورد علاقه‌ام سينما بود ولي خب تئاتر قبول شدم. در آن زمان به خاطر باورهاي غلطي كه بين مردم و بالاخص آقايان رايج بود، اكثر افراد معتقد بودند كه كار عروسكي و نمايش عروسكي متعلق به دخترهاست و انجام فعاليت در اين رشته را براي آقايان به عبارتي مسخره مي‌دانستند! من هم كه تحت تأثير اين باورها قرار گرفته بودم و هنوز به اين باور نرسيده بودم كه آقايان هم مي‌توانند در اين زمينه (حتي نمايش عروسكي بزرگسال، نه كودك) كار كنند، با اينكه بسيار به اين حيطه علاقه‌مند بودم ولي هميشه در آن زمان نسبت به اين حرفه گارد مي‌گرفتم و موضع‌گيري مي‌كردم. در حقيقت مي‌توانم بگويم مشكلم در آن زمان از لحاظ تغيير گرايشي كه به درسم لطمه بزند و در زمينه تغيير درس‌ها اذيتم كند، نبود بلكه ناشي از اين باورهاي غلط بود.

با اين اوصاف چطور شرايط براي ورودتان مهيا شد؟

در همان زمان، دوستان بسياري كه از علاقه‌ام به اين حرفه مطلع بودند، بارها گفتند كه تو در زمينه كار با عروسك استعداد خوبي داري، چرا بازيگري را انتخاب كرده‌اي؟ خلاصه بعد از پايان درس و پاس كردن تمامي واحدهاي بازيگري و عروسكي در واحدهاي عروسكي‌اي كه برداشته بودم، با خانم برومند كه در آن زمان استاد راهنمايم در زمينه كار با عروسك بودند، آشنا شدم و از طريق ايشان به طور حرفه‌اي وارد دنياي عروسكي شدم.

فكر مي‌كنم اولين كار عروسكي كه در آن موقع انجام داديد، «قصه‌هاي تابه‌تا»‌ بود؟

بله پس از يك هفته از اتمام درسم، توسط خانم برومند براي «قصه‌هاي تابه‌تا» (زي‌زي‌گولو) دعوت به همكاري شدم. در اولين كارم به عنوان طراح صحنه فعاليت كردم ولي در واقع تمام حواسم به عروسك‌گرداني بود و در چند قسمت به عنوان عروسك‌گردان عروسك‌هاي جديدي كه به صورت مهمان در برنامه حضور پيدا مي‌كردند و عروسك‌گردان كمكي فعاليت مي‌كردم. ضمن اينكه بايد بگويم دكورهاي اتاق زي‌زي‌گولو همه و همه را خودم با عشق و علاقه فراوان ساخته بودم و به خاطر علاقه‌ام به دنياي عروسكي بي‌نهايت دوستشان داشتم.

پررنگ‌ترين خاطره كودكي‌تان كه به علاقه در كار كردن با عروسك‌ها خلاصه مي‌شد، چه بود؟

از كودكي علاقه فراواني به تماشاي تلويزيون داشتم و متأسفانه در آن زمان به خاطر باورهاي رايج ميان خانواده‌ها ما تلويزيون نداشتيم و من براي تماشاي تلويزيون به منزل همسايه‌مان مي‌رفتم و چندين برنامه كودك را مي‌ديدم. يادم است همان موقع تمامي شخصيت‌هاي داستان‌هايي كه در تلويزيون مي‌ديدم را با گل مي‌ساختم و برايشان قصه‌اي كه در ذهن خودم بود را به تصوير مي‌كشيدم. بهتر است بگويم عاشق قصه‌سازي و قصه‌پردازي بودم و دوست داشتم كه قصه‌اي را خلق كنم و خودم بسازم و نمايش‌گونه بودن اينها را دوست داشتم. يادم هست آن زمان سريالي به نام «گل خندان» كه افسانه‌اي ايراني بود از تلويزيون پخش مي‌شد و من هم كه هميشه پيگير برنامه‌هاي تلويزيون بودم، اين مجموعه را دنبال مي‌كردم. اواخر اين سريال را به دلايلي نتوانستم ببينم . به همين خاطر آمدم و آخر قصه را براي خودم به تصوير كشيدم و به اتمام رساندم كه در دلم نماند.

به عنوان فردي كه سال‌هاي سال در زمينه كار كودك فعاليت كرده، جذابيت‌هاي دنياي كودك را در چه مي‌بينيد؟

دنياي كودك يك دنياي صميمي، بي‌شيله پيله و بدون روابط بزرگسالانه است. دنيايي است بدون ماسك و همه چيز آن شفاف است. هيچ فردي در اين دنيا هيچ ماسكي را به صورت خود نزده كه پشت ماسك يك چهره و جلوي آن چهره ديگري باشد! دنياي كودك، دنياي فوق‌العاده صادقي است. به همين خاطر، افرادي كه كار عروسكي انجام مي‌دهند، حال چه در سينما چه در تئاتر و تلويزيون و... كاملاً روحيات، روابط و دوست داشتن‌هايشان با ديگر دوستان كه در زمينه بزرگسال كار مي‌كنند، فرق مي‌كند. اين افراد به دنياي كودك نزديك‌ترند و كودكي‌شان را كمتر از دست داده‌اند و در كل بهتر است بگويم دنياي كودك دنياي رنگي، جذاب و صادقي است.

در زندگي شخصي و كاري، كودك درونتان تا چه ميزان پررنگ جلوه مي‌كند؟

من احساس مي‌كنم كه هنوز هم همان آدمي هستم كه در خاطرات كودكي بوده‌ام. هنوز همان كودك ۱۰ ساله‌ام و احتمالاً به قول شما اين همان كودك درون هر فردي است كه تا به حال زنده مانده است. سعي مي‌كنم كه فقط نگاهم به قضايا و مسائل، نگاه ساده‌اي باشد و از پيچيدگي دور باشم كه اين هم به اين دليل است كه فكر مي‌كنم، تجربياتم در اين زمينه زياد شده است. نه اينكه فكر كنيد بزرگ شده‌ام، نه، اتفاقات بسياري پيرامونم شكل گرفته‌اند كه باعث شده از هر اتفاقي تجربه‌اي كسب كنم وگرنه همان پسربچه ۱۰ سالگي‌ام هستم و روحيه‌ام با روحيات دروني او هيچ فرقي نمي‌كند.

در ارتباطات خارج از خانه دوستانتان نمي‌گويند كه روحياتت بچگانه است يا اينكه اين نگرش خود شماست؟

از آنجايي كه اكثر دوستانم همان شاگردانم در دانشكده هستند و همگي مي‌توان گفت عضو يك خانواده هستيم و روحياتمان با هم سازگار است تا به حال چنين چيزي از آنها نشنيده‌ام چون روحيات و نگاه‌هايمان تقريباً شبيه به هم است. در مورد دوستان ديگرم كه از پيشكسوتان هنر هستند، عزيزاني چون مرضيه برومند، مريم سعادت، حميد جبلي،‌ ايرج طهماسب كه هميشه افتخار همكاري با آنها را داشته‌ام و از آنها تجربيات بسياري را كسب كرده‌ام، نيز بايد بگويم كه آنها هم از اين قاعده مستثنا نيستند و احساس مي‌كنم كه آنها هم اين روحيات را داشته باشند.

دانشجوهايتان در كارهايي كه بعضاً خودتان نويسنده يا كارگردان آن هستيد، فعاليتي دارند؟

بله در اكثر كارهايم از شاگردانم استفاده مي‌كنم. حال چه به عنوان نويسنده، صداپيشه، سازنده عروسك و عروسك‌گردان.

كلاه قرمزي، از جمله عروسك‌هاي محبوبي بود كه در برهه‌اي از زمان شما عروسك‌گرداني آن را به عهده داشتيد.

بله، هنگامي كه آقاي طهماسب، فيلم سينمايي اول كلاه قرمزي را كار مي‌كردند من سركار «زي‌زي‌گولو» بودم. از همان ابتدا اين عروسك را دوست داشتم و در دومين فيلم سينمايي اين عروسك (كلاه قرمزي و سروناز) افتخار همكاري با آقايان جبلي و طهماسب را داشتم و عروسك‌هاي سروناز و پسرخاله را بازي مي‌دادم. كلاه قرمزي نيز از تجربه‌هاي خوبم در زمينه كار عروسكي بود. در سري تلويزيوني آن هم طراح و سازنده عروسك «گي‌گي‌لي» و «پسرخاله» بودم.

از ماندگارترين و معروف‌ترين و محبوب‌ترين عروسك‌هايي كه شما طراحي و ساخت آن را به عهده داشتيد، مي‌توان به عروسك سنجد اشاره كرد. چطور شد كه اين شخصيت خلق شد؟

من عروسكي شخصي به نام شادي داشتم كه عروسك بازاري و آماده‌اي بود كه خودم تغييراتي را در آن ايجاد كرده و آن را به عروسكي نمايشي تبديل كرده بودم. پس از مدتي تهيه‌كننده برنامه سنجد اين عروسك را ديد و از من خواست تا با لحاظ كردن كمي تغييرات آن را براي برنامه‌اي بسازم كه اين پيدايش سنجد بود. در مورد اسمش هم بايد بگويم كه با هم‌فكري هم و شكل صورت اين عروسك كه شبيه سنجد است، اين نام برايش انتخاب شد. ضمن اينكه بايد بگويم شخصيت سنجد فعلي مديون خانم نگار استخر است كه در تمامي اين سال‌ها صداپيشه و حتي در همان سال‌هاي اوليه عروسك‌گردان آن نيز بوده است.

در حال حاضر حدود يك ماه است كه سنجد دوباره به تلويزيون برگشته است، چطور شد كه پس از اين همه مدت دوباره ما شاهد اين عروسك محبوب هستيم.

مديرگروه شبكه دو اصرار داشتند كه اين عروسك دوباره احيا شود و به همين خاطر از كارگردان آن زمان سنجد، نگار استخر و من دعوت به همكاري شد ولي مشخص نيست كه ادامه پيدا كند يا نه. فعلاً كه تا اواخر خردادماه برنامه داريم. بعد از خردادماه براي پخش، برنامه‌هاي جديدي قرار است صورت گيرد. در هر صورت به عقيده من «سنجد» به علت محبوبيتش عروسك كمي نيست كه بين آيتم‌ها رها شود و حيف شود، بايد برنامه‌اي مجزا برايش ترتيب داده شود.

پس از عروسك سنجد ماندگارترين شخصيتي كه شما خلق كرديد، ‌عروسك «چرا» در برنامه «رنگين‌كمان» بود.

بله، شايد بهتر باشد بگويم اين برنامه با حضور «چرا» شناخته شد كه بار اصلي آن به دوش صداپيشه و عروسك‌‌گردان‌هاي آن خانم‌ها آزاده مؤيدي‌فرد و عارفه عباسي بود كه در ادامه نبايد متن‌هاي خانم درويش را نيز ناديده گرفت. عروسك چرا را در يك ماه اول برنامه، خودم بازي مي‌دادم ولي پس از آن به دليل حضورم در فيلم كلاه‌قرمزي، عارفه عباسي كار بازي دادن «چرا» را عهده‌دار شد.

طرح كلي عروسك «چرا» براي خودتان بود؟

از طرف تهيه‌كننده كار، آقاي ذاكري به من پيشنهاد عروسكي شد كه قرار بود توسط پدربزرگ دختري كه مي‌خواست به تازگي معلم شود، از انبارخانه‌شان بيرون آورده شود و اين عروسك بهانه‌اي باشد براي تمرين آن دختر قبل از شروع تدريسش در مدرسه. طوري كه آن دختر (خاله زيبا)‌ با ارتباط برقرار كردن با آن عروسك، در بحث ارتباط با بچه‌ها راحت‌تر باشد. به گفته آقاي ذاكري اين عروسك بنا به شخصيتي كه برايش تعريف شده بود بايد زياد سؤال مي‌پرسيد. دقيقاً‌ مثل بچه‌هاي كلاس اول. از همانجا بود كه اسم «چرا» براي اين شخصيت در ذهنم شكل گرفت و پس از آن علامت سؤالي كه جلوي موهاي او بود، به ذهنم رسيد.

در همان ابتداي شكل‌گيري اين عروسك فكر مي‌كرديد كه «چرا» تا اين حد محبوب شود؟

حقيقتش نه، چون به طور معمول در همه كارهاي كودك ما پيش‌بيني‌ها درست درنمي‌آيد كه اين هم شايد به خاطر غيرقابل پيش‌بيني بودن ذائقه مخاطبان ما باشد ولي به هر ترتيب فكر نمي‌كرديم «چرا» تا اين حد محبوب شود.

پروسه ساخت يك عروسك و طراحي آن، چه مدت طول مي‌كشد؟

اين مقوله بستگي به كارگردان و تهيه‌كننده كار دارد كه سفارش عروسك مي‌دهند. من به عنوان فردي كه سازنده عروسك و گاهي اوقات نيز طراح آن هستم فقط عروسك را مي‌سازم ولي زماني هم پيش مي‌آيد كه به علت پيگيري و وسواس بالاي تهيه‌كننده يا كارگردان كه واقعاً عروسكي كه مي‌خواهند برايشان مهم است، من هم بالطبع دقت و زمان زيادي را براي ساخت آن مي‌‌گذارم. عكس اين حالت هم وجود دارد و آن هنگامي است كه افراد فقط يك عروسك مي‌خواهند كه تايم برنامه را پر كند كه خب در چنين شرايطي من هم انرژي زيادي را صرف ساختن آن عروسك نمي‌كنم.

قاعدتاً تا به حال اين موارد در كار شما به وفور پيش آمده است، از نمونه‌هاي بارزي كه مي‌توانيد به آن اشاره كنيد، بفرماييد.

در مورد ديگري برايتان مثال مي‌زنم كه ممكن است عروسكي از لحاظ ساخت، فوق‌العاده باشد ولي با يك صداي نامناسب، كاملاً از بين برود و برعكس آن اينكه عروسك، طراحي آن چناني نداشته باشد ولي با صداپيشگي مناسب و عروسك‌گرداني واقعاً خوب مخاطب را مجذوب كند. درباره مورد دوم مي‌توانم به عروسك «چرا» اشاره كنم، «چرا»، طراحي آنچناني‌ نداشت ولي فاكتورهايي كه در شكل‌گيري شخصيتش مهم بود همگي به خوبي رعايت شده بود، مثل صداپيشه و عروسك‌گردان و نويسنده خوب همه اينها دست به دست هم دادند كه اين عروسك به كاراكتري تبديل شد كه در زمان خود به محبوبيت زيادي رسيد.

اينطور كه پيداست در حالت كلي، در شكل‌گيري و به محبوبيت رسيدن يك عروسك، صداپيشگي و عروسك‌گرداني، بيش از ساير بخش‌ها جلب توجه مي‌كند.

بله، ولي متأسفانه در كشور ما بازي دادن يك عروسك خيلي خوب جا نيفتاده است. براي مثال اگر عروسك‌گردان و صداپيشه، كاملاً با هم مچ نباشند و يكي از آنها از عروسك خوشش نيايد و حتي اگر اين دو از هم خوششان نيايد، كاراكتر عروسك شكل نمي‌گيرد و موفق نمي‌شود. معتقدم كه يك صداپيشه و عروسك‌گردان خوب، عروسك را زنده مي‌كند و با متن خوب به آن پروبال مي‌دهد و در موفقيتش مؤثر واقع مي‌شود. يعني تمامي اين سه عنصر بايد با هم هماهنگ باشند كه عروسكي محبوب شود.

صداپيشگي عروسك‌هايي كه طراحي و ساخت آن به عهده خودتان است را خودتان پيشنهاد مي‌دهيد؟

بله، اگر تهيه‌كننده يا كارگردان، اين مقوله را از من بخواهند حتماً پيشنهاد مي‌دهم، در چند سال اخير كه خودم كارهايم را كارگرداني مي‌كنم معمولاً عروسك‌ها را خودم مي‌سازم ولي از عروسك‌هاي افراد ديگر كه اكثراً شاگردانم هستند هم استفاده مي‌كنم. براي مثال عروسك‌‌هاي برنامه مخ‌آبادي‌ها را خانم هديه هاشمي كه از شاگردانم هستند ساختند. در حالت كلي عروسك‌ساز مي‌تواند پيشنهاد صداپيشگي را بدهد، چون كسي كه عروسك را مي‌سازد با در نظر گرفتن فيزيك چهره عروسك شايد پيشنهادش كاربردي‌تر باشد ولي هر كس هر پيشنهادي بدهد، در آخر كارگردان است كه انتخاب‌كننده و تصميم‌گيرنده است.

از زماني كه شكل‌گيري يك عروسك در ذهنتان آغاز مي‌شود تا پايان ساخت آن، تا چه ميزان به گذشته و كودكي خود رجوع مي‌كنيد، همان زماني كه با گل شخصيت‌هاي سريال‌ها و كارتون‌ها را مي‌ساختيد؟

به هر حال هر عروسكي كه ساخته مي‌شود، قاعدتاً خلق مي‌شود و هر عروسكي كه مي‌سازم برايم به همان اندازه جذابيت دارد كه انگار بار اول است دارم آن را مي‌سازم، مخصوصاً اينكه آن عروسك تكراري نباشد و چهره‌اي جديد داشته باشد. منتها در مقوله‌اي چون ساخت به دليل كار بسيار با ابزار عروسك‌سازي، دست‌هايم خود به خود قيچي زدن را ياد گرفته‌اند و به عبارتي در ذهنم ملكه شده است. تمامي اينها بدون اينكه من بخواهم به گذشته ربط پيدا مي‌كنند ولي بعداً كه فكر مي‌كنم، به اين نتيجه مي‌رسم كه در بين شاگردان خودم، آنهايي الان موفق‌ترند كه از كودكي دست به ابزار بردند و با حجم آشنا بوده‌اند، بهتر است بگويم بدون اينكه آگاهانه باشد به گذشته ربط پيدا مي‌كند. طوري كه فردي كه از كودكي و در مهدكودك با خمير و گل كار كرده است، بهتر مي‌تواند با اصطلاح حجم ارتباط برقرار كند و راحت‌‌تر مي‌تواند عروسك بسازد.

كودكي خودتان شبيه كدام عروسكي بودكه ساختيد؟

شايد كمي خصوصيات خودم به «چطور» پسر عموي «چرا» در برنامه رنگين‌كمان شبيه بود. بعد از آن عروسكي به نام«پوتك» در مجموعه قصه‌هاي«پوتك» كه هنوز پخش نشده است.«پوتك» عروسك بامزه‌‌‌اي است، شخصيتش نه مثبت است و نه منفي.

يعني اينكه اين دو عروسك كه شبيه خصوصيات اخلاقي خودتان بودند، سهواً پيش آمده بود؟

در مورد «چطور»، چون كه خودم بازي‌اش مي‌دادم و صداپيشه آن (طلا پربها) را نيز خودم معرفي كرده بودم و با يكديگر كاملاً هماهنگ بوديم تا حدودي اين مقوله صدق نمي‌كرد ولي در مورد «پوتك»، چون كارگرداني كار به عهده خودم بود، كمي فيلمنامه و خصوصيات ريز شخصيتي«پوتك» را به طور ناخودآگاه به ايده‌هاي خودم نزديك كردم و شايد «پوتك» هم به اين دليل شبيه خودم شد.

كدام عروسكي را كه طراحي و ساخت آن را عهده‌دار بوديد، بيشتر دوست داريد؟

در حالت كلي همه طراح‌ها و عروسك‌سازها، همه آثاري را كه خلق كرده‌اند را دوست دارند ولي گفتن اينكه به كدام يك بيشتر از سايرين علاقه دارند، كمي سخت است. اگر بخواهم از بارزترين‌شان نام ببرم مي‌توانم به عروسك سنجد، چرا، عروسك‌هاي مجموعه مدرسه حشرات، اتاق‌نگار و«پوتك» اشاره كنم.

معمولاً طراحان عروسك‌، گاهي اوقات از ايده‌هاي آرشيوي خودشان براي ساخت يك عروسك استفاده مي‌كنند، تا به حال اين مقوله شامل حال شما نيز شده است؟

بله، در مورد عروسك «چرا» اين اتفاق افتاد، من گاهي اوقات در خلوت خودم، طراحي عروسك انجام مي‌دهم و هنگامي كه «چرا» به من پيشنهاد شد، دقيقاً حالت تا به تا بودن گوش‌ها و فرم لوزي شكل صورتش را از همان آرشيوي كه قبلاً داشتم، الهام گرفتم. قبل از آن عروسكي فضايي را در ذهنم طراحي كرده بودم و براي چرا از آن استفاده كردم و در مورد عروسك چپل كه شبيه چرا بود، از ايده‌هاي آرشيوي كمك گرفتم.

در جايي از بحث به كارگرداني اشاره كرديد. فكر مي‌كنم شما مدتي كارگرداني برنامه رنگين كمان را عهده‌دار بوديد.

بله، حدود ۹ ماه رنگين‌كمان فعلي را كارگرداني كردم ولي متأسفانه فقط ۱۰ درصد از ايده‌آل‌هايي كه مدنظرم بود در آن زمان اجرا شد.

خودتان به شخصه تمايل به طراحي و ساخت عروسك‌هاي عجيب و غريب داريد يا نه؟

عروسك‌هايي كه شكل‌هاي متفاوتي دارند، برايم جذاب‌تر هستند تا عروسك‌هايي كه مثل پسر بچه‌هاي انسانند. مثل عروسك‌هاي مجموعه‌اي كه در حال حاضر، مشغول فيلمبرداري‌اش هستيم كه همگي صدف هستند و اين برايم جذابيت دارد.

خلاقيت جزء لاينفك كارهاي هنري است. فكر مي‌كنيد در ساخت و طراحي يك عروسك، خلاقيت تا چه ميزان به كيفيت و سرعت كار كمك خواهد كرد؟

اصولاً معتقدم عروسك‌هايي كه ساخته مي‌شوند، حدود ۴۰ درصدشان را تكنيك و ۶۰ درصدشان را خلاقيت فردي تشكيل مي‌دهد مثلاً عروسك‌هايي كه x مي‌سازد كاملاً مختص خودش است كه اين برمي‌گردد به خلاقيت فردي و همين خلاقيت فردي باعث خواهد شد كه فرد از هر موادي كه گاهاً دورريز هم هست، بتواند استفاده خوب و بجايي بكند. من تكنيك‌هايي را كه در ساخت عروسك‌ها به كار مي‌گيرم، به شاگردانم در دانشكده ياد مي‌دهم ولي هر كدام ممكن است يك تكنيك جديد را به آن اضافه كنند كه متعلق به خلاقيت فردي خودشان است و اين از امضاهاي هر كار هنري به شمار مي‌رود.

كودكان به طور معمول با عروسك‌ها ارتباط خوبي دارند، دليل اين مقوله را در چه فاكتورهايي مي‌بينيد؟

همانطور كه اشاره كرديد، نياز فطري هر كودكي بازي با عروسك است و او از تماشاي يك نمايش عروسكي به شدت لذت مي‌برد، در كل درصد بالايي از پيامدهاي كارهاي عروسكي، سرگرمي و بخش قابل توجهي از آن هم آموزش مي‌باشد، يعني برنامه‌سازان كارهاي كودك، هميشه سعي دارند كه در حين سرگرم كردن كودكان، به طور ناخودآگاه آموزشي را در خلال برنامه به او بدهند. چون ذات كودك به گونه‌اي است كه اگر متوجه شود، فردي به طور خودآگاه مي‌خواهد به او ياد بدهد به سرعت در مقابلش موضع مي‌گيرد.

جايگاهي كه الان در آن قرار داريد، از آرزوهاي دوران كودكي‌تان بود؟

كار عروسكي نه، ولي هميشه و در كودكي، قصه‌سازي و ساختن سريال از آرزوهايم به شمار مي‌رفت و هرگاه كتابي مي‌خواندم به سرعت به اين فكر مي‌كردم كه چطور مي‌شود، اين قصه را به نمايش يا فيلم تبديل كرد.

فكر مي‌كنيد در حال حاضر برنامه‌سازان براي ارتباط مؤثر با دنياي كودك به مطالعه و دانستن روانشناسي به‌روز كودك نياز دارند؟

مقوله كاركردن براي كودك به قدري پيچيده است كه هر قدر هم مطالعه داشته باشيم باز هم بايد مطالعات را روز به روز نو كنيم. نسل جديد و قديم، نوع نگاه و خواسته‌هايشان به كلي با يكديگر فرق مي‌كند. به طوري كه اگر الان بخواهم براي كودك كار كنم، هم بايد روانشناسي امروزي كودك را بدانم و هم با خواسته‌هاي نسل جديد كودك امروز آشنايي داشته باشم.

معمولاً عروسك‌هايي كه در طولاني مدت در تلويزيون حضور دارند، چندين بار ساخته مي‌شوند، براي شما به عنوان سازنده عروسك، تا چه ميزان بار اولي كه عروسكي را مي‌سازيد با دفعات بعدي كه او را دوباره مي‌خواهيد بسازيد، تفاوت وجود دارد؟

به هر ترتيب دفعه اول لذت خاص خود را دارد، طوري كه معتقدم دفعه اول خيلي زيباتر ولي دفعه آخر و دفعات بعدي به نوعي وظيفه قلمداد مي‌شود.

تا به حال عروسك‌هايي را كه متعلق به شما بوده ، به صورت انبوه توليد كرده‌اند؟

بله، عروسك چرا و چپل وارد بازار شده‌اند كه خودم طبق حقوقي كه به سازنده عروسك تعلق مي‌گيرد ماكت «چرا» را برايشان ساختم.

فكر مي‌كنيد اگر روزي بچه‌دار شويد، رابطه‌تان با عروسك‌ها به چه طريقي مي‌شود و آيا فرقي بين اين دو ارتباط مي‌بينيد؟

نمي‌دانم، به دليل علاقه فوق‌العاده‌ام به عروسك‌ها، فكر مي‌كنم وقتي وارد زندگي شوم، عروسك‌سازي و ارتباط با كودك را به نوعي وظيفه خودم بدانم و اين مقوله برايم كاملاً عادي و روزمره شود كه از اين حس به شدت مي‌ترسم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار