رضا فرخی | یکی از تکنیکها و تاکتیکهای همیشگی که در چند سال اخیر به شدت از سوی شبکههای خبری و کانالهای ماهوارهای معاند پیگیری شده نمایش وضعیت بحرانی از جامعه ایران و به نوعی بزرگنمایی کمبودهای جامعه ایران است. شبکههای ماهوارهای بالاخص شبکههای خبری غربی در چند سال اخیر در راستای تخریب چهره جامعه ایران تلاشهای فراوانی انجام دادهاند. این موضوع به گونهای بوده است که در بسیاری از این شبکهها کوچکترین مسائل اجتماعی به شدت بزرگنمایی شده تا جایی که این موضوع مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان رسانه و جامعهشناسان قرار گرفته است. البته در اینکه هر جامعهای از جمله ایران دارای کمبودهایی است شکی نیست، اما آیا بزرگنمایی و غلو در بازتاب این کمبودها عقلانی، انسانی و صحیح است؟تمامی این شبکهها با روشهای متفاوتی در راستای تحقق یک هدف عمل میکنند که این هدف، «سیاه نمایی» فوقالعاده اغراقآمیزی درباره وضعیت جامعه ایرانی است.آنها از روشها و برنامههای متنوعی برای رسیدن به این هدف استفاده کرده و میکنند و برنامههای متنوع سعی میکنند قسمتی از این توطئه اجتماعی- رسانهای را درعرصه رسانه پیاده کنند.این برنامهها که در بیشتر مواقع از روش بحرانسازی در ذهن مخاطب بهره میگیرند تمامی تلاش خود را انجام میدهند تا در ذهن مخاطب ایرانی وضعیت اجتماعی ایران را بحرانی نشان دهند تا به نوعی ذهن مخاطب دچار تشویش شده و از طرف دیگر نسبت به جامعه بیاعتماد گردد. به گونهای که مخاطب احساس کند در جامعه بسیار ناامنی زندگی میکند و هر لحظه امکان هرگونه خطر غیرمنتظرهای در انتظار اوست.در همین زمینه بسیاری از کارشناسان براین باورند که این رفتار غیرحرفهای بسیاری از این شبکهها در راستای همان دشمنی و غرضورزی همیشگی آنها با جامعه ایرانی است که اینبار با تاکتیک سیاه نمایی رسانهای علیه جامعه ایران خود را نشان داده است. این سیاهنمایی تا حدی پیش رفته که بسیاری از این شبکهها حتی برای به کرسی نشاندن هدف خود از خبرهای دروغ در مورد آمارها و موضوعات اجتماعی ایران استفاده میکنند.سؤالات هدفدار برای ایجاد تشویش در جامعهنمونه بارز این موضوع را میتوان در برنامهای مانند برنامه «روی خط» شبکه فارسی صدای امریکا به عینه دید. در این شبکه مجری در ابتدای شروع هر برنامه موضوع آن را که در بیشتر مواقع درباره جامعه و یکی از مسائل ایران است مطرح میکند و سپس با سؤالی غرض ورزانه و هدفمند سعی میکند این مسئله را در حد یک بحران بسیار بزرگ نشان دهد! به عنوان مثال در برنامه «روی خط» موضوع طلاق درایران اینگونه توسط مجری مطرح شد:«آیا به نظر شما این آمار طلاق بسیار بالا درجامعه ایران یک بحران بسیار بزرگ نیست؟ آیا این بحران بزرگ راه حلی دارد؟ برای پاسخ دادن به این سؤال با برنامه ما تماس بگیرید.»این جمله که درباره بحثی مانند طلاق از سوی این شبکهها مطرح میشود دقیقاً در راستای همان تلقین بحران به بیننده است تا مخاطب را در همان ابتدای کار به این باور برساند که در جامعه ایران بحران بزرگی وجود دارد که به سرعت باعث فروپاشی آن خواهد شد. درحالی که تمام این تلقینها یک شگرد رسانهای است و بس!از سوی دیگر آنها در کنار مانوردادن روی موضوعاتی مانند طلاق وازدواج یا اعتیاد و آمارسازی سعی میکنند اوضاع اقتصادی را نیز نامطلوب به تصویر بشکند تا حدی که در عرض دو ساعت برنامه از یک مسئله کوچک اجتماعی در جامعه، درپیش چشم مخاطب یک فاجعه میسازند.فاجعهای که درپس آن، تحریک مخاطب به حرکتهای خشن علیه جامعه نهفته است؛ چراکه آنها تا حدی روی ذهن مخاطب با این آمارها موج سواری میکنند که بالاخره ذهن تسلیم شود و در باور او از جامعه خود تصویری بحران زده تداعی شود که تنها راه نجات درآن، روی آوردن به خشونت و حتی دست زدن به زیر پاگذاشتن هنجارهای رفتاری و قانونی است.اگر بازهم به همین برنامه روی خط نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد که آنها از بررسی هدفمند موضوع اعتیاد در جامعه ایرانی آن هم در طول یک هفته چه هدفی را دنبال میکنند؟ در تمام هفت برنامهای که درباره اعتیاد از سوی این شبکه به نمایش گذاشته شده بود، بزرگنمایی و سیاهنمایی و به نوعی سوءاستفاده از حساسیت مخاطب ایرانی روی این موضوع موج میزد.«زن امروز» تلاشی برای ایجاد نارضایتیدکترحسن محمدی، جامعهشناس درپاسخ به این سؤال که آنها چه هدفی از اینگونه مانورهای رسانهای درباره بحث ازدواج دارند بر این نکته تأکید میکند که اولین هدف از این بازی رسانهای ایجاد حس ناامنی فکری و اجتماعی برای افراد است. این جامعه شناس همچنین معتقد است که در مرحله دوم آنها پس ازاینکه بتوانند این موضوع در ذهن بیننده القا کنند به دنبال تحریک او برای دست زدن به رفتارهای ضد اجتماعی و کارشکنی در امور جامعه هستند. به گفته وی، این شبکهها حتی در بعضی موارد به دنبال این هستند که با ناامن نشان دادن جامعه ایرانی سرمایهها را به فرار از کشور تشویق کنند. براساس نظر این جامعه شناس بسیاری از این شبکهها به رغم اینکه میدانند تمام این مشکلات به صورت چندین برابری در غرب هم مطرح است هیچگاه از این موضوعات درجامعه غربی بزرگنمایی نمیکنند.وی تأکید میکند که از مهمترین اهداف این حرکت رسانههای غربی ایجاد گسست بین مردم و حاکمیت و به نوعی ایجاد حس بیاعتمادی بین این دو است که درصورت تحقق این موضوع پیامدهای ناگواری در انتظار جامعه خواهد بود. در این میان بحرانسازی آنها تنها در دادن آمارهای اشتباه و دروغ و به نوعی بزرگنمایی مشکلات خلاصه نمیشود بلکه یکی از شیوههای دیگر آنها ایجاد نارضایتی در میان اقشار گوناگون جامعه است.مصداق بارز این موضوع را میتوان دربرنامه «زن امروز» صدای امریکا به صورت آشکار مشاهده کرد. این برنامه که سعی دارد به صورت مشخص روی مسئله حقوق زنان متمرکز شود در چند سال گذشته که از سوی این شبکه به نمایش گذاشته شده، تمام تلاش خود را برای ایجاد حس نارضایتی در میان جامعه زنان ایرانی کرده است؛ نمایش دروغین وضعیت زنان درایران چه به مخاطب داخلی و چه به مخاطب خارجی یکی از اصلیترین شیوههای آن بوده است.مهمترین چیزی که باید درمورد برنامه «زن امروز» به آن اشاره کرد پز فمنیستی است که این برنامه همیشه دارد و سعی کرده در راستای همین تفکرات قدم بردارد. تفکراتی که در خود جامعه غربی هم شکست خورده و به بحرانهای وحشتناک زیادی همچون همجنسگرایی زنان و دیگر انحرافات جنسی انجامیده است.در همین راستا همیشه اولین چیزی که دراین برنامه (زن امروز) از سوی مجری آن گفته میشود بیان این سؤال است: «آیا وضعیت زنان در ایران امروز رضایتبخش است؟» این سؤال کاملاً هدفمند، سعی دارد تا از همان ابتدا ذهن بیننده به ویژه زنان را به جهتی منفی هدایت کند. به علاوه، در هر برنامه سعی میشود با دادن آمارهای غلط اجتماعی درباره وضعیت زنان جامعه ایران مخاطب را به سمتی پیش ببرند که باور کند که این وضعیت بسیار نامطلوب است.این در حالی است که در جامعه ایرانی مشارکت زنان حتی از حضور زنان در جوامع اروپایی در عرصههای مختلف اجتماعی پررنگتر است؛ چراکه آمارهای ورود زنان به عرصه تحصیل و کار در دانشگاهها و مراکز شغلی در کشورمان گویای دروغگویی این شبکه هاست.اما در کنار تمام این مسائل این شبکهها علاوه براینکه تمام تلاش خود را در راستای بحرانی نشان دادن جامعه ایرانی به کار میبندند در بیشتر موارد حتی خود بحران ساز هستند. به عنوان مثال، آنها در مورد مسائلی مانند طلاق تمام تلاش خود را در راستای عادی نشان آن و به نوعی شکستن قبح آن به کار میگیرند.تولید بدبینی، ایجاد انحرافاز سوی دیگر در برخی اوقات آنها با تأکید بر یک مسئله اجتماعی و بزرگ کردن آن باعث میشوند که ذهن مخاطب را به نوعی مسموم کنند و حتی او را به انحراف بکشانند. برای نمونه آنها با مانور دادن روی خبرها و حوادثی مانند خشونت مردان علیه زنان در جامعه ایرانی همه توان خود را به کار میگیرند تا دختران جامعه ما را نسبت به اموری مانند ازدواج بدبین کنند. در همین زمینه دکتر محمدی درباره تبعات این ایجاد بدبینی میگوید: شبکههای ماهوارهای با ایجاد چنین حسی در اقشار مختلف جامعه و به ویژه دختران و زنان آنها را از ازدواج دور میکنند که نتیجه این موضوع افزایش فساد درجامعه خواهد بود که بیشک یکی از علل این فساد همین عملیات روانی است که علیه جامعه ایران از سوی این شبکهها به اجرا گذاشته میشود.اما این بحرانسازی تنها به شیوههای رسانهای مانند بدبینسازی اقشار جامعه محدود نمیشود.بلکه یکی از مهمترین شیوههای دیگر این شبکهها برای بحرانسازی در جامعه ما مانوردادن روی مسائل غریزی و به نوعی سوءاستفاده از غرایز جوانان ما برای به انحراف کشاندن آنهاست. برای درک بهتر این مسئله اگر به شبکههای ماهوارهای مستهجنی که هر روز تعدادشان به صورت غیرقابل تصوری درحال افزایش است نگاهی بیندازیم متوجه خواهیم شد که آنها چه برنامهریزی گستردهای برای تحریک جوانان به رفتارهای نامتعارف و نابهنجار جنسی کردهاند.دکتر محمدی در اینباره معتقد است که القای بحران جنسی در جوانان ایرانی یکی از سرفصلهای مهم اهداف شبکههای ماهواره است. به تعبیر وی، اگر آنها در این هدف خود موفق شوند به تدریج جامعه را به سمت فروپاشی خواهند برد. زیرا به دنبال این هستند که با سوءاستفاده از غرایز جوانان ایرانی، جامعه را به سمت اجتماعی مضمحل و از هم گسیخته بکشانند. به عقیده این جامعهشناس، یکی از دلایل مهم این اضمحلال این است که جوانان پس ازاینکه تحت تأثیر این تبلیغات جنسی قرار میگیرند به احتمال بسیار زیاد به سمت رابطه آزاد و نامشروع قدم برمیدارند که طبیعتاً نتیجه این رفتار ضداجتماعی، برکسی پوشیده نیست.تلاش آنها در راستای بزرگنمایی و ارائه آمار نادرست درباره بحث تجاوزات جنسی درجامعه ایران نیز دقیقاً در همین راستاست. در اینباره آنها به صورت دائم و هر روزه تلاش میکنند تا اخباری دراین باره در لابه لای خبرهای خود داشته باشند تا با تأکید هر روزه برآن، ذهن بیننده را به این سمت بکشانند که واقعاً آمار تجاوز در جامعه ایرانی زیاد است.تسلط بر روانشناسی تسخیر ذهن مخاطبدکتر حامد مهرانفر، روانشناس تأکید میکند: این شبکهها با استفاده از «روانشناسی تسخیر ذهن مخاطب» تلاش میکنند با پخش شبانه روزی اینگونه خبرها ذهن و افکار عمومی جامعه را مسموم کنند که این آلودگی فکری بدون تردید در کنشهای اعضای جامعه نسبت به هم اثر میگذارد.به باور وی این سیاهنمایی باعث میشود که بازده کاری افراد پایین بیاید زیرا فقدان اعتماد اجتماعی در ذهن مخاطبان و اعضای جامعه منجر میشود که به تدریج حس اعتماد اجتماعی و مسئولیتپذیری در آنها کمرنگ شود و این مسئله در مواردی حتی باعث بروز رفتارهای عصبی و حتی خشونتآمیز نسبت به دیگر اعضای اجتماع خواهد شد.دقیقاً نکته قابل توجه همینجاست یعنی این شبکهها به دنبال رساندن بیننده به بالاترین حد بدبینی درباره جامعهای هستند که درآن زندگی میکند.روشنگری و «نقد چهره به چهره» بهترین راهکار مقابلهاما به واقع راه حل اساسی برای مبارزه با بحرانسازی و بحران نمایی این شبکهها چیست؟به نظر میرسد که برای مبارزه با این موج رسانهای مخرب، برنامههای مختلفی باید تدوین شود. بخشی ازاین برنامهها درحوزه رسانه و روشنگری در اینباره است، اما تکنیک مؤثرتر، نقد چهره به چهره این تولیدات ماهوارهای توسط خود افراد جامعه است. هر چند که این شبکهها به دلیل دشمنی همیشگی خود بالاخره چیزی برای دستمایه قرار دادن پیدا میکنند اما به هر صورت این وظیفه ماست که این دستمایهها را به کمترین حد ممکن برسانیم. در این بین دادن آمار صحیح و اطلاعات درست به جامعه میتواند نقش مهمی درخنثی کردن توطئههای این شبکهها داشته باشد؛ چراکه یکی از مهمترین رفتارهای آنها ضد جامعه ایران دادن اطلاعات و آمار نادرست برای القای اهدافشان است.اهدافی که مستقیماً قلب جامعه ایران را نشان گرفته است. همچنین ارتباط متقابل بین مردم و مسئولان و حفظ این ارتباط به صورت ناگسستنی به شدت درخنثی کردن این توطئهها قابل توجه است. دکتر محمدی در اینباره معتقد است که مسئولان باید هر روز تلاش کنند به مردم نزدیکتر شده و به نوعی ارتباط خود را باآنان گستردهتر و محکمتر کنند؛ چراکه یکی از مهمترین اهداف این شبکهها ایجاد گسست اجتماعی بین مردم و مسئولان است. به همین دلیل اگر این ارتباط از قبل محکمتر و نیز دوطرفه باشد به هیچ وجه آنها در ایجاد گسست موفق نخواهند شد.از سوی دیگر مسئولان باید روزبهروز تلاش بیشتری برای جلب کردن حس اعتماد مردم به خود انجام دهند تا توطئه ایجاد حس بدبینی اجتماعی به مسئولان شکست بخورد و این شبکهها روزبهروز برای رسیدن به اهداف خود مأیوستر شوند.