سيد رحمان نعمتي | پس از دو ماه جنگ داخلي در ليبي، نيروهاي دولتي و شورشيان اين کشور قادر نيستند تکليف کارزار را مشخص کنند به گونهاي كه ليبي در بن بست بغرنجي گرفتار شده است. نيروهاي قذافي بعد از قطعنامه 1973 و حمله ائتلاف غرب به سرعت سازماندهي خود را تقويت کردند و در نتيجه، شهر المصراته به عنوان سومين شهر بزرگ ليبي هفتههاي متوالي متحمل حملات سنگين نيروهاي قذافي است. اين وضعيت در حالي اتفاق ميافتد که ائتلاف غربي نتوانسته نقش تعيين کننده اي را در اين جنگ بازي کند و علاوه بر اين، در حمله به غير نظاميان و حتي حمله به خانه سيف العرب ، پسر كوچك قذافي، و کشتن او به همراه تني چند از خانوادهاش آشکار قطعنامه سازمان ملل را نقض کرده است.گروه تماس ليبي با شرکت نمايندگان 22 کشور و همچنين نمايندگان ناتو، اتحاديه عرب و شوراي ملي مخالفان ليبي و نمايندگان برخي نهادهاي بينالمللي 5 مي در رم، پايتخت ايتاليا، دومين نشست خود را برگزار کردند. هدف از اين نشست يافتن راهکارهاي کمک به شورشيان در جنگ با قذافي بود و به همين مناسبت بود که اعضاي شوراي ملي مخالفان نياز خود به 2 الي 3 ميليارد دلار کمک را مطرح کرد و در مقابل نيز امريكا و ديگر کشورهاي غربي راهکارهايي را براي کمک به مخالفان بيان کردند.نشستي براي کمک يا اعانه؟!اولين مسئله مهم در اين نشست به موضوع آن مربوط ميشود. نشست نخست 13 آوريل در دوحه، پايتخت قطر، برگزار شد که ميتوان گفت، نتيجه آن شناسايي شوراي ملي مخالفان به عنوان نماينده کشور ليبي بود. به عبارت ديگر، نشست نخست بيشتر از آنکه نشستي در جهت يافتن راههايي براي کمک به مردم ليبي و توقف جنگ باشد، مبدل به نشستي شد که نتيجه آن بيشتر سياسي بود تا نظامي يا اقتصادي، از اين رو نشست دوحه به جز يک نمايش سياسي براي نشان دادن حمايت از شوراي ملي مخالفان نتيجه مشخص ديگري نداشت. با گذشت زمان و شدت گرفتن جنگ و همچنين عدم توفيق شورشيان در سرنگوني قذافي، برگزاري يک نشست ديگر ضرورت پيدا کرد. به اين دليل بود که رم پذيراي گروه تماس شد تا بتواند راه خروج از بن بست فعلي در ليبي را پيدا کند، اما راه چاره اي که در اين نشست به دست آمد، چه بود؟مهمترين دستاورد نشست رم پيشنهادي بود که در دوحه مطرح شده بود اما آن زمان توافقي در مورد آن به دست نيامد و در نشست رم بر انجام آن توافق شد. اين پيشنهاد تشکيل يک صندوق مالي به نام «عملکرد مالي موقت» است تا بخشي از داراييهاي مسدود شده ليبي به آن منتقل شود و همچنين درآمد نفتي شورشيان نيز به آن واريز شود. اين صندوق ضامن وامهايي خواهد بود که در اختيار شورشيان قرار داده ميشود. از اينجا ميتوان فهميد که صندوق مستقيم در اختيار شوراي ملي مخالفان نخواهد بود، بلکه از اين صندوق به آنها کمک مالي ميشود. اين نوع کمک به شوراي ملي مخالفان در اين شرايط بحراني معنايي خاص ميدهد و نشان ميدهد که غرب با اين صندوق اهداف خاصي را دنبال ميکند. روشن است که گروه تماس و در رأس آنها امريكا و متحدان غربياش قصد ندارند تا اموال ليبي را به مردم ليبي بدهند، بلکه صندوقي را تشکيل ميدهند که داراييهاي آن در دست خودشان باشد و هر موقع مقتضي بدانند مقداري از آن را به شوراي ملي مخالفان خواهند داد. بايد توجه داشت که بخشي از داراييهاي صندوق از فروش نفت توسط مخالفان تأمين ميشود و در اين صورت ميتوان دريافت که مخالفان حتي پول نفتي که ميفروشند را هم مستقيم دريافت نمي کنند، بلکه پول نفت به صندوق واريز ميشود و بعد با اجازه امريكا و متحدينش ميتواند بخشي از آن را دريافت کند. اين صندوق حتي اگر زير نظر و تحت کنترل سازمان ملل هم باشد، معنايي جز دادن اعانه به مخالفان قذافي ندارد تا آن که امکانات مالي و نظامي آنان تحت کنترل کشورهاي غربي باشد و به اين وسيله بتوانند تسلط خود را بر شوراي ملي مخالفان قذافي حفظ کنند.قصد غرب براي سلطه بر مخالفان قذافيسميرالعيطه، مسئول لوموند ديپلماتيک عربي، در مورد جنگ داخلي ليبي به اين نشريه فرانسوي ميگويد؛ «جنبش به جنگ داخلي تبديل شده و شمار کشتهها به دهها هزار رسيده است، خيلي بيشتر از آن وقتي كه مسالمتآميز باقي ميماند، بر جاي ميگذاشت. برخي بر اين باورند که قدرتهاي بزرگ براي لجن مال کردن بهار عرب و مقابله با رشد آن در ديگر کشورها، به ويژه کشورهاي حوزه خليجفارس، دست به مداخله نظامي زدهاند». او در ادامه ترديد خود را در مورد بهانه ناتو براي مداخله در ليبي آن هم بنابر انگيزه انساندوستانه بيان ميکند. به عقيده او، غرب چه انگيزه انساندوستي در اين امر ميتواند داشته باشد در حالي «همه اروپا عليه چند صد تونسي که به سوي آن پناه آوردهاند بسيج شده، حال آنکه کشور تونس با همه مشکلاتي که از بعد از انقلابش با آنها در گير است؛ بي سرو صدا صدها هزار پناهنده غير نظامي از مليتهاي مختلف را پذيراست و از طريق شبکههاي اجتماعياش به آنها ياري ميرساند. حضور فردي چون برناردهانري لوي به عنوان رابط بين رئيس جمهور فرانسه و اپوزيسيون ليبي نيز جاي بسي شک و شبهه دارد.»العطيه همانند بسياري از آگاهان به اوضاع خيزش جهان عرب به خوبي از قصد غرب براي مداخله در ليبي آگاه است و ميداند که «قدرتهاي مداخلهگر بيش از آنکه به مردم ليبي فکر کنند خواهان نفت اين کشور هستند». در واقع، مسئله اساسي براي امريكا و متحدانش نه قذافي و اتهاماتش و نه مخالفان او است، بلکه تنها تضمين جريان نفت و گاز ليبي مطرح است حاكم بعدي ليبي بايد ضامن جريان دو ماده پر ارزش انرژيزا باشد از اين رو، غرب با وجود آن که ائتلاف ضد قذافي را با ادعاهاي انساندوستانه به راه انداخت، اما موضوع اصلي براي آن در ليبي مصائب مخالفان قذافي نيست بلکه موضوع کنترل مخالفان در مسير منافع غرب است. تجربه تونس و مصر به غرب آموخته که نبايد نظارگر وقايع باشد و بايد مستقيم وارد ماجرا شود تا اجازه ندهد جريانهاي مستقل در ليبي همانند مصر و تونس شکل بگيرند. غرب با توجه به اين موضوع است که علاوه بر تعلل در شناسايي شوراي ملي مخالفان سعي ميکند تا قدرت مالي آن را به دست گيرد. تأسيس صندوق «عملکرد مالي موقت» در جهت اجراي اين سياست انجام شده و معلوم است که بعد از اين مخالفان قذافي براي رفع حتي اساسيترين نياز حياتي خود تنها ميتوانند با دادن ضمانت به طرف غربي از اموال خود استفاده کنند و اين درست همان چيزي است که غرب با نام انگيزه انسان دوستي اما در واقعيت امر، کنترل ليبي انجام ميدهد.