
از خبرها چنین برمیآید که قطر از طرح شورای همکاری خلیجفارس برای حکومت یمن خارج شده است. فراتر از این ولیعهد این کشور اعلام کرده که «عدالت و دموکراسی با تانکهای اشغالگران به دست نمیآید.» واژه اشغال وقتی پس از تانک میآید، اذهان را به سوی تجاوز عربستان سعودی به بحرین میکشاند. همچنین احتمال دخالت نظامی عربستان در یمن که نمونههایی از آن در جنوب این کشور بروز کرده و تعدادی را به خاک و خون کشیده، میتواند مورد اشاره ولیعهد قطر باشد. اما سؤال اینجاست که چرا قطر که با آن تلاش و تکاپو برای نقشآفرینی در موضوع یمن و انتقال آرام قدرت از علی عبدالله صالح به انقلابیون وارد صحنه شد و در تدوین و تصویب طرح شورای همکاری خلیجفارس نقش اصلی را ایفا کرد خروج خود از این طرح را علام کرده و در موضوع بحرین نیز در برابر ریاض موضعی چنین تند اتخاذ میکند.
در باب این تغییر رفتار دوحه گفتنیهایی است:1- قطر از زمان روی کارآمدن امیر جدیدش در 1995 تلاش کرده، نقش مهمی، در تحولات منطقه ایفا کند و جایگاه خود را ارتقا دهد. این کشور در رقابتی نفسگیر با عربستان (به لحاظ سیاسی) و امارات (به لحاظ اقتصادی) میکوشد به مرکز ثغل تحولات در منطقه یا لااقل در خلیجفارس تبدیل شود. از این رو در چند سال گذشته تلاش کرده تا روابط خود را با ایران و رژیم صهیونیستی افزایش دهد. با ایران به شکلی علنی و کاملاً صمیمانه و ارد تعامل شده و حتی در اجلاس سال 2008 دوحه، با همکاری این کشور ثلث ضامن برای محور مقاومت در کابینه لبنان به دست آمد و از زمینهسازی برای خلیع سلاح حزب الله جلوگیری شد. اما از آن سو روابط تجاری و حتی سیاسی خود را به شکلی مبهم با رژیم صهیونیستی آغاز کرد، هر چند در برخی مسائل همچون همکاری درزمینه انرژی، کمی شفافتر عمل کرد. بنابراین قطر برای افزایش اثر بخشی خود در منطقه به روابط گرم با ایرن (محور مقاومت) و روابط معاملهگرانه با رژیم صهیونیستی (ضد مقاومت) به طور همزمان نیازمند است اما اکنون احساس میکند منافع راهبردی خود را بیش از این نبایدقربانی عربستان و محور ضد مقاومت کند.
2- با آغاز خیزشها در کشورهای عربی به ویژه در تونس، مصر و لیبی، شبکه الجزیره قطر که همواره ژست حرفهای و بیطرفی به خود گرفته، به عنوان رسانه انقلابیون عمل کرد اما همین که مسئله به بحرین رسید، سیاستی کاملاً دگرگون اتخاذ کرد. در باب سوریه نیز الجزیره به سود محور ضد مقاومت عمل کرد. این مسئله با اعتراض ایران، سوریه، بحرین و برخی جریانهای منطقهای همچون صدر عراق مواجه شد. کار به آنجا رسید که مقتدا صدر رهبر جریان صدر عراق در سفر به دوحه، گروهی از این شبکه را به حضور پذیرفت و انتقادات تندی به آنان وارد کرد.
3- در چارچوب تلاش برای نقشآفرینی مؤثر در منطقه، طرح انتقال قدرت در یمن با حمایت قاطع قطر تدوین و در عربستان تصویب شد، اما دیکتاتور یمن شرط پذیرش این طرح را خروج قطر از آن عنوان کرد. با این حال شبکه الجزیره اعلام کرد که یک منبع در وزارت خارجه قطر گفته است طرح شورای همکاری خلیجفارس موجب کشدار شدن مسئله یمن و دادن فرصت به عبدالله صالح برای کشتار بیشتر مردم شده و به همین دلیل دوحه از آن خارج میشود. این همان موضع انقلابیون یمنی و مخالفان امریکا اعم از دولتها و جریانهاست. به این ترتیب قطر با این عمل، سعی کرد جانبداری خود را از مخالفان امریکا نمایش دهد و البته بهانه را نیز از علی عبدالله صالح بگیرد.
4- قطر در مسئله تجاور عربستان به بحرین در کنار دیگر اعضای شورای همکاری، امریکا و اسرائیل از آن حمایت کرد. در مسئله سوریه نیز از موضع همین محور حمایت کرد. حتی شبکه الجزیره که سیاستی کاملاً مغایر با العربیه دارد، با یکدیگر همصدا شدند اما برگزاری یک راهپیمایی ضد امریکایی در شهر «الرمیله» قطر، همه چیز را دگرگون کرد. در این تظاهرات، مردم علیه حضور نظامی امریکا در قطر شعار دادند و خواستار پایان آن شدند. بلافاصله شبکه الجزیره پیامکهایی در حمایت از بشار اسد نشان داد و فعالیت ضد سوری خود را تعدیل کرد. در چنین فضایی، مقتدا صدر به دوحه سفر کرد و مسئولان این کشور را نسبت به خطری که قطر را تهدید میکند، هشدار داد. واقعیت این است که باآغاز انقلاب مردم بحرین، امریکا پایگاه خود را در بحرین را تخلیه کرد. تحلیلگران دلیل این امر را ترس واشنگتن از سرریز خشم مردم به پایگاههای خود در منطقه میدانند. بنابراین ممکن است چنین امری در قطر، عمان و حتی عربستان علیه امریکا رخ دهد که تبعات آن، حکومتهای منطقه را نیز با دردسر مواجه میکند به ویژه اینکه سخنگوی انقلاب 14 فوریه بحرین صراحتاً هشدار داد، انقلابیون بحرینی به رویارویی با حکومت آل خلیفه و متجاوزان سعودی روی خواهد آورد و روزنامه القدس العربی نیز آرامش بحرین را موقتی و آتش زیر خاکستر تعبیر کرده است. بنابراین اگر وضعیت بحرین به تقابل مسلحانه مردم با حکومت منجر شود، تبعات آن دامن پایگاههای امریکایی منطقه و حکومتهای میزبان این پایاگه را خواهد گرفت. به همین دلیل امیر قطر در آن دیدار به مقتدا صدر گفت شخصاً برای حل بحران بحرین وارد عمل میشوم و در اولین قدم، ولیعهد این کشور ضمن بیان سخنانی که در ابتدای این نوشته آمد گفت: «انقلاب در کشورهای عربی ثابت کرد که برخلاف گمانها، جوانان به فساد مشغول نیستند و آزادی با فرهنگ و هویت عربی و اسلام به عنوان دینی متمدن تناقض ندارد.» شاید به همین دلیل است که صداهایی از عربستان بر ضد قطر شنیده میشود و ریاض که روابط خوبی با تل آویو دارد،فروش گاز قطر به رژیم صهیونیستی را محکوم میکند تا به همه بگوید دوحه همکار صهیونیستهاست.
5- و دست آخر اینکه این رفتارهای ضد و نقیض قطریها نمیتواند بدون چراغ سبز امریکا بروز کند. بنابراین امریکاییها خطر شعلهور شدن خشم مردم منطقه علیه خود را حس کردهاند. آنها در مقابل این خطر کاری جز هدف قراردادن یک مقر خالی نمیتوانستند انجام دهند، حرکتی که در استان دیاله عراق، علیه یکی از مقرهای جریان صدر انجام دادند تا کمی از هراس خود را تخلیه کرده باشند.