
یکی از موضوعاتی که همیشه باعث خوشحالی ماست، نهایت رعایت اخلاق شهروندی در بین بعضی از عزیزان جوان است نمونه بارز این موضوع را میتوان در دعواهایی که هر روز در گوشه و کنار شهر در بین ما جوانان رخ میدهد مشاهده کرد.
اگر به سبک این دعواها و حرفهایی که در بین دعوا میان ما جوانان رد و بدل میشود نگاهی کنیم متوجه اوج اخلاق شهروندی خواهیم شد. به طور کلی بعضی از جوانان در جامعه ما آنقدر خوب هستند که حتی در هنگام دعوا از واژههای بد استفاده نمیکنند و همیشه با رعایت اخلاق شهروندی در هنگام دعوا، تنها به ذکر چند نکته کلیدی درباره اینکه چطوری همدیگر را بزنند که طرف مقابل دیگر نتواند راه برود یا اینکه چطوری از بیخ و بن تمام خانواده و جد و آباد همدیگر را بزنند که دیگر تکان نخورند اکتفا میکنند. اما نکته جالب اینجاست که میتوان در هنگام دعوا هم مؤدب بود و با الفاظی محترمانه نسبت به هم ادای احترام کرد.
مثلاً به جای میخوای خودت وجد و آبادت را با هم بزنم!از جمله زیر استفاده کنید: جناب عالی آیا تمایل دارید که با مشت و لگد نسبت به شما و خانواده اظهار لطف کنم!(باور کنید اگر از این لفظ استفاده کنید، طرف هم با کمال میل گونههای خود را به سمت مشتتان میآورد!به خاطر اینکه به شخصیت او احترام گذاشته اید)
یا به جای میزنم میکشمتا بگوییم: دوست عزیز آیا تمایل داری که از ادامه زندگی ساقط بشی یا میتوانید از واژههایی دیگر مثل : برادرم، هم وطنم مایلی که زندگیات را همین جا متوقف کنم.
به جای جمله میخوام گردنت و بشکنم با علاقهای خاص به همدیگر بگوییم: یک شکستگی کوچک درگردنت ایجاد بشه بد نیست، چطوره به نظرت!
به جای میخوای قلم پاتو خرد کنم: فکر میکنم نیاز به استراحت داری برای همین با نوازش ساقهای پات با این چوب بهت این استراحت اجباری را میدهم.
حتی قبل از زدن هر ضربهای میتوانید آمادگی ذهنی در او ایجاد کنید مثلاً: عزیزم به نظر خودت اگر با یه مشت جای دماغت رو روی صورتت تغییر بدم چطوره!
یا مثلاً تو دست چپی یا دست راستی؟آخه میخوام یکی از دستاتو بشکونم. باور کنید با کمی ادب میتوان حتی موقع دعوا حلوا تقسیم کرد و تنها با کمی اراده این فرهنگ را به وجود میآوریم که حتی پس از کشته شدن یکی از دوستان درهمان جا به نشانه احترام خرما پخش کنیم. (آقا بفرمایید این خرمای همین دوستمون که همین الان با دستای خودم کشتمش، خدابیامرزتش!)
بیایید با هم مهربان باشیم و در هنگام دعوا ملاحظه دماغ و دست طرفمان را بکنیم. تازه اگرمی شود که اصلاً دعوا نکنیم ولی اگرچارهای نبود و دعوا کردیم اگر آرامتر همدیگر را بزنیم باور کنید هیچ چیز از دنیا کم نمیشود. حداقل دعوا کنیم نه اینکه همدیگر را بکشیم !
برای اینکه خودتان را کنترل کنید اگر زحمتی نیست نکات زیر را رعایت کنید: 1-صبر کنید و در حد ممکن خشم خود را بخورید2-چند دقیقهای نفس عمیق بکشید(فقط خواهشاً نفستان را برای زدن مشت محکم تر جمع نکنید، بلکه در راستای پایین آوردن درجه عصبانیت باشد.)
3-اگر هیچ کدام از این راهها جواب نداد چارهای نیست به سمت طرف بروید فقط تا میتوانید آرام بزنید! (با خودتان عهد کنید که جوری بزنید که خون از دماغ کسی نیاید. )
اما در کنار این مسئله باید افراد به اصطلاح هموطنی که در حال تماشای دعوا هستند هم بالاخره عرق هموطنی خود را نشان دهند و جدا کنند. نه اینکه به یکباره آرزوهایی که برای خبرنگاری داشتهاند در دلشان زنده شود و به جای جدا کردن، فیلم بگیرند.
سر صحنه دعوا: بذار میخوام فیلم بگیرم، جداشون نکن. جان، چه مشتی گذاشت توصورتش. جدا نکنید، صحنه حساس کشتن یک هموطن عزیز به دست هموطن دیگره، جدا نکن بذار از صحنه کشتن فیلم بگیرم بذارم تواینترنت، بازدید کنندش بالا میره، این اوج حس همنوع دوستیه!
تازه جدیداً بعضی تنها به فیلم گرفتن اکتفا نمیکنند و سر صحنه دعوا به جای جدا کردن به نوعی گزارش هم تهیه میکنند. از همه جالب تر برای هیجان انگیزتر کردن نزاع، با تشویق به زدن مشت وکله بیشتر جو هم میدهند. باور کنید اگر در مقابل چنین صحنههایی کمی از خودمان احساس مسئولیت به خرج دهیم بد نیست. هر چند که ممکن است فیلم به دلیل جدا کردن زود هنگام وجلوگیری از جراحت بیشتر جذاب در نیاید، اما لااقل هموطنمان سالم میماند.