کد خبر: 447522
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۰
جهان::مهدي هاشمي ها و مسعود رجوي ها تا هميشه تاريخ اگر تغافل دوستان و توطئه دشمنان دامنگير انقلاب اسلامي ما شود، باز هم خواهند آمد. تاريخ همواره عبرت هايي دارد که توجه به آنها روشنگر راه کنوني و آينده ما و در عين حال بي توجهي به آنها، تکرار دوباره داستان هاي تلخ تاريخ گذشته ماست. در طول تاريخ انقلاب اسلامي ما، گردنه هايي آنچنان نفس گير بر سر راه حرکت اسلامي ـ شيعي مردم قرار گرفته است که در گاه قرارگيري آنها، نفس دلسوزان انقلاب نيز به شماره مي افتاد. گردنه هايي بس سخت و سنگين که حتي تا مرز هدف گيري ريشه نظام ما يا همان اصل ولايت فقيه نيز پيش رفتند اما با عنايات خاصه الهي و نفس قدسي آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست (ره) مضمحل شدند و براي هميشه تاريخ غير از درس هايي که براي ما گذاشتند، هيچ چيز ديگري از آنها نماند. از ميان اين گردنه هاي سخت، دو جريان وجود داشتند که به دليل برخورداري از خصلت هاي خاص توانستند تا مدت هاي مديدي شاکله اصلي انقلاب ما را با چالش مواجه کنند. چالش هايي که اگرچه با درايت ولي فقيه زمان و روشنگري خواص با بصيرت، حتي در مقاطعي براي ما به فرصت نيز تبديل شدند اما بازنگري دوباره اين دو جريان و نگاهي عميق تر به عبرت هاي به جا مانده از آنها، براي ما يک ضرورت انکار ناپذير است. جريان منافين و بني صدر و در ادامه جريان مهدي هاشمي و آيت الله منتظري. ?_در واقع بايد گفت که ابولحسن بني صدر به خودي خود اساسا هيچ نکته مبرّز شخصيتي و يا مديريتي ندارد که بتوان با تمسک به آن، به او به عنوان يک ليدر جرياني و يا يک شخص صاحب انديشه نگاه کرد. چه اينکه تمام طول سال هايي که او در خارج از کشور ما به سر برده است و روند فعاليت هاي کنسرواتيزه او، به راحتي اين حقيقت را آشکار مي سازد که بني صدر اگر هم در سال هايي که بر مسند رياست جمهوري اسلامي ايران حضور داشت، حرف هاي غير متعارف و لجاجت هاي بي اساس داشته است، جملگي ثمره القائات شخصي به نام "مسعود رجوي" است. مسعود رجوي و تيم همراهش که در آن دوران از نزديکان اصلي ابولحسن بني صدر به شمار مي رفت، سود برنده اصلي از مواضع و صحبت هاي نامتعارف بني صدر بود. البته آنچه که از مطالعه تاريخ براي ما روشن مي شود اين است که بني صدر هيچگاه نفهميد که وارد دام گسترده رجوي و تيم همراهش شده است و حتي کار تا بدانجا پيش رفت که بني صدر به پشت گرمي رجوي و گروه پيروانش، ريشه کني نظام اسلامي ما را نيز در سر پرورانيد اما مکر او و پشتيباني پوشالي سازمان مجاهدين خلق از رئيس جمهور بني صدر، سرانجام کار را به جايي رساند که بني صدر و رجوي، با آرايش زنانه از ايران گريختند و براي هميشه نامي ننگين از خود باقي گذاشتند. ?_ دومين مشاوري که بايد او را نيز در جمله ساحران به شمار آورد، شخصي به نام مهدي هاشمي است. مهدي هاشمي که ظاهرا لباس روحانيت را نيز بر تن داشت در دوران طاغوت، همکار ساواک به شمار مي رفت. وي بعدها و پس از وقوع انقلاب اسلامي با تدلس و در ادامه ظاهرسازي آنچناني کار را تا بدانجا پيش برد که حتي در سپاه پاسداران به عنوان اصلي ترين نهاد نظامي انقلابي نفوذ کرد و جزو چهره هاي آن شد. وي همچنين در عين حال نفوذ در بيت آيت الله حسينعلي منتظري را نيز در دستور کار خود و تيم همراهش قرار داد و البته در اين رابطه آنچنان نيز مطلوب عمل کرد که سرانجام تبديل به مورد اعتمادترين چهره در نزد آيت منتظري يا قائم مقام رهبري ايران شد. و البته اين اعتماد بي حد و حساب حتي بدانجا منتج شد که منتظري در مقابل امام راحل نيز ايستاد و به گواه اسناد منتشر شده حتي به بنيانگذار کبير جمهوري اسلامي ايران، در دفاع از مهدي هاشمي توهين کرد. در باب اين دو مشاور جنجالي (رجوي و هاشمي)، تاريخ حرف هاي زيادي براي گفتن دارد. اما در اين دو خصائل مشترکي وجود دارد که تورّق صفحات تاريخ هيچ اصراري بر کتمان مشترک بودن اين خصلت ها ندارد. نخست قدرت کلام رجوي و هاشمي در مخاطبان است. قدرت کلامي که حتي در بيان برخي ناظران وقايع آن دوران گاهي به تعبير سحرآميز نيز در مورد آن برمي خوريم. دوم اعتماد بي حد و حصر بني صدر و منتظري به اين دو مشاور است.
اعتمادي که بني صدر را وا مي دارد تا به حذف حزب الله بينديشيد و منتظري را آنچنان مي شوراند که حتي در مقابل ولي فقيه زمانش نيز مي ايستد.
سوم خصلت هاي مشترکي است که بر اثر مجالست با اين دو مشاور سحر انگيز! در بني صدر و منتظري ايجاد شد. لجاجت، خودبزرگ بيني و تقبيح باورهاي اسلامي و انقلابي سه ويژگي مشترکي هستند که به واسطه مشورت هاي اين دو مشاور داراي قدرت هاي سحرانگيز!!! در وجود بني صدر و منتظري ايجاد شدند و پايان کار بدانجا رسيد که براي هميشه اين دو از دامان انقلاب، امام و مردم جدا شدند.
بايد دقيق تر به اين دو ماجرا انديشيد. خلاصه آنکه شايد مهدي هاشمي اعدام شده باشد و از سرنوشت مسعود رجوي نيز اطلاع دقيقي در دست نباشد. اما مهدي هاشمي ها و مسعود رجوي ها تا هميشه تاريخ اگر تغافل دوستان و توطئه دشمنان دامنگير انقلاب اسلامي ما شود، باز هم خواهند آمد.

خواهند آمد و البته شايد اين بار نامشان نام ديگري باشد، اما باز هم با تمسک به همان عادات و خصلت ها، آهنگي شوم عليه ولايت فقيه و ساير ارزش هاي انقلاب اسلامي ساز مي کنند و مزورانه به سمت اهداف پليدشان گام برمي دارند. براي آنها فرقي ندارد که بخواهند در جلد کسي مثل بني صدر نفوذ کنند يا در بيت آيت اللهي مثل حسينعلي منتظري. براي آنها محمل مهم نيست، بلکه هدف مهم است و صد البته پس از رسيدن به هدف، اول گزينه اي را که از سر راه بر مي دارند و محمل و محمل هايي است که بر آن سوار شده اند.
تاريخ هيچگاه به عينه تکرار نمي شود. اما يادمان باشد که تاريخ قصه نيست. بلکه همانگونه که مقام معظم رهبري فرمودند: تاريخ يعني شرح حال ما در صحنه اي ديگر...
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار