آريا كياني | يك جشنواره و نمايشگاه كه بيشتر جوانانه و جوان پسند بود اگرچه بازديدكننده كودك و نوجوان هم زياد داشت، اما برگزاركنندگان و شركتكنندگان اصلي آن جوانان بودند.نمايشگاه بازيهاي رايانهاي را ميگويم؛ نمايشگاهي كه طيف سني بازديد كنندگانش ما را ترغيب كرد تا گزارشي از آن تهيه كنيم.راه رسيدن به وصال بازيهاي رايانهايبراي رسيدن به نمايشگاه بازيهاي رايانهاي دو راه بيشتر نداشتي؛ يا اينكه مسير طولاني از در پاييني برج تا نمايشگاه را پياده طي كني يا اينكه گرفتن تاكسي دربست با هزينه زياد را در پيش بگيري. مسئولان امر، راجع به رفت و آمد بازديدكنندگان، متأسفانه هيچ فكري نكرده بودند. وقتي با مشقت زياد خود را به در نمايشگاه رسانديم به دليل اينكه هيچگونه پرچم يا تابلويي براي راهنمايي نصب شده باشد به سختي توانستيم مسير ورود را پيدا كنيم. در ورودي نمايشگاه در پاركينگ بود!لحظاتي با بازديدكنندگاندر بدو ورود متوجه گروهي از دختران دبيرستاني شديم كه براي بازديد از نمايشگاه در گوشهاي از سالن همراه با مربي خود به غرفههاي مختلف سركشي ميكردند. يكي از همين دانشآموزها ميگفت: «بيش از اينكه از ديدن نمايشگاه لذت ببرم از تعطيلي كلاس درس خوشحال هستم.» به هر حال بازي و درس، آبشان با هم در يك جوي نميرود. نميدانم مقصر دانشآموزان هستند يا مسئولان. به هر حال حقيقت است. مسئولان برگزاري نمايشگاه هيچگونه بروشوري را توزيع نكردند. نه اطلاعاتي از بازيها، نه از غرفهبنديها و نه حتي از خودشان. البته در يك گوشهاي چند برگه تايپ شده چسبانده بودند كه مضمون نوشتهاش حاكي از آن بود كه بازيهاي ايراني طبقه بالا، بازيهاي خارجي طبقه پايين. دستشان درد نكند كه براي سردرگم نشدنمان دو برگه A4 هزينه كردند. محسن كه براي بار دوم به نمايشگاه آمده بود ميگفت: «زمان نمايشگاه كم است (مثل همه برنامههاي تلويزيوني كه مخاطبينشان خواهان افزايش وقت هستند) و مكان برگزاري آن نيز نامناسب است.» محسن ميگفت: « من تا قبل اين، از بازيهاي خارجي استفاده ميكردم ولي بعد از آمدن به نمايشگاه نظرم نسبت به بازيهاي رايانهاي ايراني تغيير كرد و بيشتر علاقهمند شدم.» نويد، 27 ساله كه از طراحان سايتهاي بازي ساز به شمار ميرود عقيده داشت كه «متأسفانه در كشور ما سن اغلب بازي خورها 18 تا 25 است. كه اين خيلي نگرانكننده بوده و بايد در اين روند، تغيير ايجاد شود.» البته نويد نگفت كه چه سني مناسب است، ولي با اين حال ميانگين سني اغلب سازندگان بازيهاي ايراني را نيز جوان دانست. خريد از غرفهها را نيز -بدون مدرك و فقط بنابر مشاهدات عيني- خوب توصيف كرد.بوي خورش قورمه سبزي در نمايشگاهي از جنس رايانهپيچيدن بوي خورش قورمه در جاي جاي نمايشگاه از بارزترين اتفاقات آن ساعت از روز بود. شايد پيادهروي طولاني قبل از ورودمان باعث شده بود كه حس بويايي قويتر كار كند.نمايشگاه بازيهاي رايانهاي يا زنگ تفريحگروهي از بچههاي دبستاني در يك صف منظم و بدون هيچ بازديدي بعد از چرخ زدن دور نمايشگاه از همانجا كه آمده بودند خارج شدند. اين حرف به هيچ وجه مبالغهآميز نيست اگر بگويم حتي كوتاهي قد اين بچهها آنها را از ديدن پوسترهاي نصب شده در غرفهها محروم ميكرد. واقعاً دليل اينطور حضورها جز همان اصل (تعطيلي به هرقيمتي) چه چيز ميتواند باشد؟گروه ديگري از بچههاي دبستاني با اجازه مربي همراهشان (برعكس بچههاي قبلي) در سطح نمايشگاه آزادانه رفت و آمد ميكردند و به بخش بازيها نيز دسترسي پيدا كرده و در همان جا مشغول بازي شده بودند.كنجكاو شدم و سراغشان رفتم تا بفهمم كه در نمايشگاهي كه مخصوص جوانان است دنبال چه چيزي ميگردند؟ ساغر كلاس سومي به من گفت كه چيزهاي زيادي ياد گرفته و با چگونگي ساخت بازيها آشنا شده است. ساغر ميگفت: «چون بازيهاي ايراني زيرنويس فارسي دارند بيشتر دوستشان دارم.» ولي احتمالاً منظورش از بازيهاي ايراني همان خارجيهاي دوبله شده بود. مرجان كه كلاس سومي بود ميگفت پدر و مادرش براي او عروسك ميخرند. حتي ميگفت:« بازيهاي رايانهاي را خيلي دوست دارد ولي بيشتر به همان عروسك بازي خودش ميرسد.» عسل نيز ميگفت:«نمايشگاه بد نبوده و تعطيل شدن مدرسه را هم زياد دوست ندارم.» عسل، پدر و مادرش را خيلي مهربان توصيف كرد كه براي او بازيهاي ايراني خريداري ميكنند.بازي ابزار تبادل فرهنگيآقاي 41 سالهاي كه با شور و حال در ميان جوانان رفت و آمد ميكرد هدف خود را از آمدن به نمايشگاه علاقه به بازيهاي رايانهاي و ارتباطگيري با سازندگان آنها دانست. وي معتقد بود ضعيفترين بخش نمايشگاه تبليغات كم و اطلاعرساني ناقصش بود. وي همچنين عنوان كرد: «از آنجا كه بازيها مناسبترين راه براي تبادل فرهنگي و حتي ساختن فرهنگ جديد و نهادينه كردن آن در قشر جوان و نوجوان است بايد هرچه بيشتر به سمت ساخت بازيهاي رايانهاي بومي پيش برويم.»يكي از غرفه داران در مقابل اصرارهاي ما براي مصاحبه، مقاومت زيادي به خرج داد و زماني كه دليل رفتارهاي او را جويا شديم تقسيم كار را بهانه كرد و گفت وظيفه فرد ديگري است كه مصاحبه كند، اما غرفه كناري كه متعلق به سايت تبيان بود با آغوش باز پذيراي ما شد و مسئول گروه حاضر در نمايشگاه كه جواني بيست و چندساله بود در مورد عناوين مختلف بازيهاي ساخته شده توسط گروه توضيحاتي داد و يادآور شد كه تاكنون در چند نمايشگاه بينالمللي نيز ساختههاي تبيانيها به نمايش درآمده است.سن و سال بازي از نوع رايانهايدر طبقات ديگر نيز جوانان با شور و حال در حال خريد و انجام بازي بودند. جواني كه در ميان گروهي از كودكان گير افتاده بود و نميتوانست به هيچكدام از سيستمهاي ارائه دهنده بازي دسترسي پيدا كند بيان كرد: «من تعجب ميكنم كه چرا بچهها را به اينطور نمايشگاهها ميآورند، اين بازيها براي اين سنين مناسب نيست.»فاطمه 19 ساله كه همراه برادرش به نمايشگاه آمده بود با دلخوري بيان داشت كه: «مدت زيادي است كه برادرش از وي جدا شده و متأسفانه به دليل نبود اطلاعات صحيح و جستوجوگر مناسب براي بازي ها، در پي بازي دلخواهش در نمايشگاه سرگردان شده است.»و پايان سفر به دنياي بازيهاي رايانهايبعد از حدود دو ساعت كه از اولين نمايشگاه بازيهاي رايانهاي خارج شدم هنوز هم بوي ناهارشان به مشام ميرسيد، بچههاي دبستاني هنوز هم در رفت و آمد بودند، هنوز هم در پاركينگ تنها راه ورود و خروج بود و هنوز هم بازي خورها پياده به سمت نمايشگاه ميآمدند...