حبیب ترکاشوند | امروز درست 32 سال از شهادت عالمی عظیمالشأن و استادی شهید که بایستی او را تئوریسین انقلاب نامید، میگذرد. آیتالله مطهری با خصوصیات خاص و منحصربه فردش را باید یکی از بارزترین، موفقترین و پیشروترین متفکران اسلامی در عصر جدید دانست که بصیرت، آشنایی با مبانی دینی، درک مسائل زمانه خود، شناخت ریشههای پنهان نحلههای فکری، مطالعه زیاد و تسلط وی بر علوم مختلف از او اسطورهای ساخت که بعد از شهادت جانکاهش، بنیانگذار انقلاب در وصفش فرمود: «در اسلام عزیز با شهادت این فرزند برومند و عالم جاودانه، ثلمهای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست.»خصوصیاتی که مطهری را ممتاز کردزی طلبگی تا پایان عمرشریف، ارتباط با نسل جوان و دانشجویان، آشنایی با علوم روز و مسائل مورد نیاز جامعه، درگیری با شبهات و پرسشها، اخلاص کمنظیر و خدایی عمل کردن، تواضع و فروتنی و نقد عامله جریانهای فکری مختلف، از وی شخصیتی ساخته بود که کمتر نظیر ایشان را میتوان در تاریخ جست. تنوع آثار شهید مطهری از نقد پیچیدهترین متون فلسفی گرفته تا کتابی مانند داستان راستان که بسیاری بر وی خرده گرفتند و نگارش چنین کتابی را دون شأن استاد میدانستند همراه با اتقان در مبانی و نقد و تئوریزه کردن شبهات و پاسخهای آن در همه ابعاد که حضرت امام بلا استثنا این آثار را تأیید کردند، چراغ راهی است برای امروز و فردای جوانان این سرزمین که با تکیه بر چنین استوانهها و ستارههای درخشانی در حوزه اندیشه با خیالی آسوده صراط مستقیم فکری خود را در میان کورهراهها که هر روز در حال زایشند و هر روز به شکلی درمیآیند، بازشناسند و مسیر حرکت خود را بیابند. شهید مطهری با اشراف خاصی که بر شریعت و اصول حاکم بر آن داشت با تلاش فراوان توانست عمر پربرکت خود را در راه شناخت عمیق اسلام و شناساندن این مکتب حیاتبخش از زوایای مختلف به شیفتگان علوم و معارف اسلامی و مبارزه سرسختانه با کجرویها و انحرافات صرف نماید. مبارزه با جریانات التقاطی روزجریانات التقاطی آن روز به دو گروه التقاطی چپ و راست تقسیم میشدند اما به دلیل جذابیت افکار چپ برای جوانان آن روز، نفوذ این جریان بیشتر از جریانات راست التقاطی بود. این جریان، بیاعتمادی نسبت به توان ایدئولوژی جریان اسلام ناب را در مبارزه عملاً هدف خود قرار داده بود و چون نسبت به شرایط روز معترض بود رفتهرفته پایگاه دانشجویی و روشنفکری محکمی یافت. به لحاظ تشکل و سازماندهی، سازمان مجاهدین خلق سمبل این جریان بود که استاد مطهری هرگز درمقابل اسلامنمایی آنان تسلیم نشد. ایشان با دیدگاهی عمیق و همهجانبه به مبارزه با جریان التقاطی موجود رفت، هرچند او را متهم کردند که چون عثمان زندگی میکند و دم از علی(ع) میزند. استاد مطهری و پدیده نفاقمبارزه با پدیده خطرناک نفاق یکی از اصول مبارزاتی شهید مطهری است. این استاد شهید در برهههای مختلف، خطر نفاق و حرکات منافقانه را در جامعه اسلامی هشدار داده و بر واکسینه کردن تودهها و مردم از خطر این جریان خطرناک که با نقاب دین در جامعه نفوذ میکند، تأکید داشتند. برهمین اساس، استاد شهید در یکی از جلسات سخنرانی خود با بیان اینکه نفاق در عصر کنونی نسبت به صدر اسلام هزاران درجه بیشتر شده است، نام این دوره را «عصر نفاق» میگذارد و تصریح میکند: بزرگترین ماشین اختراع شده کنونی، ماشین «قلب حقایق» است. شهید مطهری در ادامه به ابزار نفاق اشاره کرده و با اشاره به حدیثی از پیامبر که از دو چیز ابراز نگرانی میکنند یعنی نفاق و منافق و دیگری امت نادان و جاهل، فقر معنوی و اندیشه توده مردم را ابزار منافق برای نفوذ در جامعه برمیشمرد. تفکرات ملیگرایانه در اندیشه استاد شهیدیکی از موضوعاتی که شهید مطهری روی آن بسیار حساس بود و در آن وارد شد مقوله ناسیونالیسم بود که امروز روی دیگر این تفکر با عنوان «مکتب ایرانی» توسط جریان انحرافی بر سر زبانها افتاده است. ناسیونالیسم در ایران همزمان با هجوم مکاتب غربی، مطرح شد و با برخی اصول اساسی اسلام ناهمخوان بود. بر مبنای این ایدئولوژی، ایرانیها دارای یک احساس مشترک و وجدان و شعوری مجزا هستند که یک واحد سیاسی تحت نام ایران با ملت ایران را میسازد. این نگرش در درجه اول مرزهای دارالاسلام را میشکند، به گونهای که حتی ممکن است به جنگهای درون جوامع اسلامی منتهی گردد؛ موضوعی که متأسفانه کماکان جهان اسلام را آزار داده و مانع شکلگیری یک تفکر وحدت بخش میان آنها شده است. این ایدئولوژی برای ایران بسیار خطرناک است چراکه ممکن است به تقسیمات درون ملی و درون کشوری نیز بینجامد. ایران جامعهای متنوع و متشکل از گروههای قومی، زبانی و فرهنگهای مختلف است و اغلب کسانی که در تلاشند تا به این مملکت آسیب بزنند، شکافهای فرهنگی، قومی و زبانی را مطرح میکنند. استاد مطهری به دنبال اثبات منطقی این استدلال بود که ایرانیان به اجبار و زور شمشیر، مسلمان نشدند بلکه از یک سو به خاطر نفرت از نظام سیاسی- مذهبی طبقاتی ساسانیان و از سوی دیگر شعارها و آرمانهای عدالت خواهانه اسلامی به اسلام گرویدند.» اگر امروز علامه شهید زنده بودبی شک اگر این استاد شهید امروز زنده بودند در برابر نحلههای انحرافی جدید در جامعه اسلامی موضع گرفته و تا رسوایی کامل این جریانات پیش میرفتند که بیشک یکی از نحلهها، مکتب ایرانی است که بایستی آن را نئوناسیونالیسم نامید که با رنگ و لعاب روز به خورد جامعه داده میشود. مطرحکنندگان این مکتب که آشنایی آنان با مبانی دین ذرهای بیش نیست، سعی دارند با ترویج این افکار جای پایی برای خود در جامعه باز کنند و از طریق این مباحث زاویه داران با انقلاب و حتی اسلام را جذب خود کنند. هر چند در غیاب این استاد فرزانه نباید از وجود شخصیتهای ممتازی چون آیتالله مصباح یزدی که رهبر عزیز انقلاب وی را با شهید مطهری و علامه طباطبایی مقایسه کرد، غافل بود و با درک مواضع این استاد فرزانه راه استاد مطهری را در همه اعصار پویید.