الهه خانی | انقلاب اسلامی در مسیر تکامل و رشد خود، با ریزشها و پالایشهای متعددی روبهرو بوده است که در آن افراد و جریانهایی با تخطی و عدول از شاقول ولایت، قانون و شرع، از آن فاصله گرفتهاند. لیبرالها و ملیگراها اولین پالایش و سپس بنیصدر و منافقین، سکولارهای درون حاکمیت بعد از دوم خرداد و در نهایت نفاق جدید پس از حوادث انتخابات دهم، آخرین پالایش عمده این انقلاب مقدس بوده است. در هر یک از این مراحل، با دقیقتر شدن و تبیین بیشتر آرمانهای اسلامی، عدهای که برخی از ایدههای نظری و عملی خود را حذف شده میدیدند، از انقلاب جدا شدند. چنان که تاریخ اسلام نیز از این ریزشها و البته رویشها دور نبوده و همانگونه که حضرت امام(ره) خود در نامه عزل منتظری، در یکی از ریزشهای غمناک انقلاب اسلامی، اشاره میکنند که «تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام» هر چند در نگاه نخست به نظر میرسد ریزشهای انقلاب اسلامی، مسبب تضعیف انقلاب اسلامی است اما پالایش و شفافیت عرصه سیاسی، لازم و هزینه عبور از مراحل گوناگون تکامل انقلاب است و رویشهای جدید، به طور قطع آسیب ریزشها را جبران خواهند کرد. بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری در برهههای حساس تاریخی، چراغ راه جامعه اسلامی بوده و توانسته انقلاب را از گزند آفتها مصون بدارد. در دو دهه گذشته، آسیب شناسی ایشان از لغزشهای «عوام و خواص» در اوایل دولت سازندگی و تکرار آن به صورت مبسوطتر در همین سالها - که بر «دنیاپرستی خواص و لغزش آنها » از این ناحیه تأکید داشته است - و تبیین «خودی» و «غیرخودی»های انقلاب و تعریف از گروههای سیاسی بر مبنای پایبندی به ارزشهای انقلاب (و نه چپ و راست مرسوم) در دوران اصلاحات، گامهای مهم ایشان در پیشگیری از تحریف ارزشهای انقلاب و برجسته نگه داشتن خطوط اصلی گفتمان انقلاب و امام(ره) بوده است. ایشان سالها پیش از حوادث انتخابات دهم، در جلوگیری از لغزشها و انحرافات از مسیر انقلاب و آثار و پیامدهای آن به جامعه و به ویژه نخبگان و خواص هشدار میدهند و به کرات در سخنان خود «انقلاب» را از «انقلابیون» تفکیک کرده و وقوع ریزشها را هشدار دادهاند: «در راه انقلاب اگر ثبات قدم وجود نداشته باشد، اگر پیوستگی حرکت وجود نداشته باشد، انسان رابطهاش با انقلاب قطع میشود. این بیوفایی به انقلاب است. همیشه بودند کسانی که به انقلاب بیوفایی کردند، به انقلاب دلبستگی خود را کم کردند، به انقلاب پشت کردند... اصل، انقلاب است؛ اشخاص، اصل نیستند. »این موضوع از آن جهت اهمیت پیدا میکند که ریزش و رویش بیشتر در سطح خواص جامعه اتفاق میافتد و تأثیرگذاری آن به مراتب بیشتر از تأثیرات سایر گروهها است، خواصی که میتوانند سیاسی، علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشند. به همین منظور معظم له در بیانات و خطبههای بسیاری به صورت خاص، خواص و نخبگان جامعه را مورد خطاب قرار داده از نقش، وظایف و آسیب انحرافات آنان سخن میگویند. مسئلهای که مقام معظم رهبری با دوراندیشی الهی خویش از سالهای پیش به ویژه در عصر اصلاحات، خطر آن را با یادآوری ریزشهای صحابه بزرگ در صدر اسلام، گوشزد میکنند. طلحه و زبیرها همواره انگشت نمای دوستان نیمه راه تاریخ اسلام بودهاند که در عصر شفافسازی حکومت امیرالمومنین(ع) به پایان تقوا میرسند.حب جاه، مقام و دنیا آنها را از اسلام جدا میسازد؛ همانها که اسلام از آنها بیش از قاسطین سیلی خورده است. حوادث و رویدادهای صدر اسلام آن چنان که رهبر فرزانه انقلاب در خطبههای ماندگار خویش در نماز جمعه سال 78 سیر آن را تعبیر کردند، نماد کاملی از چگونگی شکلگیری پروسه ریزش نیروهای وفادار و آزموده صدراسلام محسوب میشوند.ایشان در خطبههای نماز جمعه 26 آذر 1378 ضمن برشمردن دلایل و انگیزههای درونی افراد از انحرافها، به نشانهشناسی انحرافهای اندوهناک از مسیر انقلاب اسلامی نیز اشاره میکنند؛ حمایت بیگانگان به ویژه امریکا از افراد و گروههای داخلی و قرار گرفتن در نقشه دشمنان نظام، مهمترین شاخصی است که رهبر معظم انقلاب در شناخت انحرافها و ریزشها متذکر میگردند و به صورت مکرر این موضوع را یادآوری مینمایند.ایشان در همین خطبهها که اتفاقاً مقارن با چهارمین پالایش عمده انقلاب از نااهلان، نامحرمان و جدایی اصلاحطلبان امریکایی حامی طرح ناشیانه «گورباچفیزاسیون» در ایران بود، ریزشهای انقلابیون خسته و شرمنده را ناشی از طبیعت انقلابها و سنت رویشهای جدید را نوید این ریزشها میدانند: «نباید خیال کرد که اگر چهار نفر آدمى که سابقه انقلابى دارند، از کاروان انقلاب کنار رفتند، پس انقلاب غریب ماند. نه آقا، همه انقلابها، همه فکرها، همه جریانهاى گوناگون اجتماعى، هم ریزش دارند، هم رویش دارند؛ ریزش در کنار رویش. »انتخابات دهم ریاستجمهوری را باید، یکی از پیچیدهترین شرایط سه دهه گذشته دانست که به واسطه آن، بسیاری از ظرفیتها و واقعیتهای جمهوری اسلامی محک خورد و مورد آزمون قرار گرفت. در حقیقت، موج اصلاحات و تجدیدنظرطلبی، بخش دیگری از نخبگان سیاسی و جامعه روشنفکری را در انتخابات نهم ریاست جمهوری در مقابل اندیشه انقلاب قرار داد که به صورت عینی و گسترده در ریزشهای انتخابات دهم نمود یافت. رهبر انقلاب پس از انتخابات 88 و با وقوع گستردهترین ریزش انقلاب از لحاظ دامنه و عمق، به تفصیل از مبنا و علت ریزشها، آثار و پیامدهای آن و هشدار به بازگشت از این انفصال نگونبار تلاشهای عملی و تذکرات لسانی خود را به کار بستند. ایشان در اولین گام، با هوشیاری تلاش کردند که مردم را از درافتادن به شکافها و ریزشهای انحرافی پس از انتخابات مصون نمایند. در هفته اول بعد از انتخابات و در دیدار با اعضای ستادهای کاندیداهای انتخابات، حفظ وحدت و جلوگیری از انشقاق جامعه را حرف اصلی خویش بیان کردند و تلاش کردند از تسری ریزشها به حوزههای عمومی و اجتماعی بکاهند. معظمله از یک سو اختلاف سلایق در چارچوب نظام و انقلاب را نه تنها مضر نمیدانند، بلکه آن را نافع میشمارند و از سویی خروج از چارچوب اصول و برهم زدن امنیت جامعه را مستلزم برخورد میدانند و تأکید میکنند که در برابر انحراف از ارزشها از سوی هرجریانی باشد، تاپای جان ایستادگی خواهند نمود. در یک جمعبندی نهایی میتوان گفت از یکسو، سیره مقام معظم رهبری در طول 22 سال زعامت و رهبری، نشان میدهد اول؛ ایشان همانند امام راحل، ملاک را حال افراد میدانند، دوم؛ اصالت را به ارزشها و آرمانهای اسلامی و انقلابیمیدهند و نه اشخاص و جریانها. از سوی دیگر مدیریت داهیانه و نگاه دوراندیشانه مقام معظم رهبری نه تنها جلوی بسیاری از ریزشهای انقلاب و پیادهشدن بسیاری از انقلابیون از قطار انقلاب را سد نموده، بلکه رویشهای جدید در مسیر آرمانی اسلام و انقلاب را سرعت بخشیده است. البته معظم له در برابر ریزشها و پالایشهای انقلاب هم با موضع محکم و استوار، مردم را روشن کردهاند که این نظام به اشخاص وابسته نیست.سخن آخر اینکه ملاک مردم در انقلابیو غیرانقلابیو خودی و غیرخودی دانستن افراد، تبعیت از ولایت فقیه است و این معیار را نه در شعارها و ادعاها، بلکه در عملکردها و سیاستها ردیابیمیکنند.منبع: سایت برهان