حسن فرامرزي | يكي از حساسترين و ظريفترين كاركردهاي يك رسانه زماني است كه ميخواهد پيام ديني را به مخاطبان خود منتقل كند، اين حساسيت به ويژه در حوزه رسانه ملي اهميت بيشتري مييابد. واقعيتهايي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در عرصه راديو تلويزيون با آن مواجه بوديم اين ظرايف را بيشتر نمايان ميكند. با آنكه قدرت سياسي بعد از انقلاب 57 در قالب نظام جمهوري اسلامي ايران تجسم يافته بود و صدا و سيما بخشي از حوزه تأثيرات اين انقلاب بود اما ضرباهنگ تغييرات محتوايي در صدا و سيما بسيار كندتر از ساير بخشها پيش ميرفت. البته اين رخداد تا حدي طبيعي است، چرا كه سرچشمه و مواد اوليه و فرآوري محصولات برنامههاي صدا و سيما چيزي جز فرهنگ نيست. از سوي ديگر نميتوان انتظار داشت كه فرهنگ به مثابه درونيترين لايههاي فكري و رفتاري يك ملت دقيقاً به موازات و همپاي تحولات سياسي حركت كند. اگر اين مقدمه درست باشد، در آن صورت ميتوان متوجه فاصلهاي شد كه ميان كيفيت محتوايي توليدات رسانه ملي با آنچه كه امام (ره) و رهبري مد نظر دارند، افتاده است. اتفاقاً بسياري از منتقداني كه چه در زمان امام (ره) و چه امروز به صرف اينكه رهبري مطابق با قانون اساسي رياست سازمان صدا و سيما را منصوب ميكنند دچار اين اشتباه ميشوند و گمان ميكنند هر آنچه كه از شبكههاي راديو و تلويزيون پخش ميشود مهر رضايت رهبري بر آن خورده است، از پيوند عميق و چند لايه رسانه ملي با مباحث فرهنگي غفلت ميكنند. شايد پررنگ شدن بيش از حد اين شبهات بود كه رهبري را به واكنش واداشت.رهبر معظم انقلاب در تاريخ 6 آبان 88 در جمع نخبگان جوان و در پاسخ به برخي از شبهات آنها درباره برنامههاي صدا و سيما فرمودند: «خيال نكنيد آن حرفهايي كه صدا و سيما ميزند، اين همه حرفها است، نه خيلي مطلب هست. «يك سينه موج زند در دهان ما» اين جور نيست كه هر چه انسان احساس ميكند، اين را گفته باشد يا بتواند بگويد. خيلي حرفهاي زيادي هست. شما جوانها الحمدلله باهوشيد، با استعداديد، به تدريج خيلي از حقايق براي شماها روشن خواهد شد». و در ادامه تصريح كردند:« شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب ميكنم، همه برنامههاي صدا و سيما را ميآورند دانه دانه بنده نگاه كنم و امضا كنم. خير، از خيلي از برنامههاي صدا و سيما بنده راضي هم نيستم». اين يك حقيقت است كه وقتي به ويژه از هياهوها و جنجالهاي سياسي و جناحي فاصله ميگيريم بيشتر نمايان ميشود. نقصهاي صدا و سيما را نميتوان صرفاً به پاي اتهامات جناحي- مثلاً اينكه ضرغامي به فلان جناح سياسي نزديكتر است يا مديران صدا و سيما فلان گرايش را تبليغ ميكنند- نوشت. البته ترديدي نيست كه مديريت صدا و سيما بايد با يك شعاع ديد وسيع در گستره منافع و مصالح ملي از عناصر خوش فكر و متخصص براي ارتقاي كيفيت برنامههاي صدا و سيما و به ويژه تلفيق آن با آرمانهاي نظام و انقلاب استفاده كند، اما موضوع اينجاست كه برخي مباحثي كه در حوزه مأموريتي رسانه ملي است فراتر از آن است كه نگاه بغض آلود سياسي، سهم خواهانه و جناحي بتواند آن را تبيين و تفسير كند. به عنوان نمونه از صدا و سيما انتظار ميرود در برنامههاي مناسبتي و غير مناسبتي خود تصويري صحيح از معارف و آموزههاي ديني، حيات پربار ائمه اطهار (ع) و گنجينه غني فرهنگ اسلامي ارائه دهد اما براي به هدف رساندن اين منظور دست كم به دو بال نيروهاي رسانهاي و مبلغان و علماي آگاه نياز است، اما جمع معنايي اين دو بال- نه صرفاً قرار گرفتن فيزيكي كنار هم- به سهولت ميسر نيست. سادهترين مثال در اين باره همان بوده كه اين سالها در ساخت بسياري از برنامههاي مناسبتي- مذهبي صدا و سيما نمود داشته است. برخي از اين برنامهها از قبيل سريال، فيلمها و برنامهها به نيروهايي سپرده شد كه از حيث تعهد مذهبي نمره قابل قبولي ميگرفتند اما پايشان در شناخت ظرايف رسانه- فرم- لنگ ميزد. آن سوي ماجرا نيز همينطور بود، يعني كساني كه ممكن بود تكنيكهاي فيلم و سريالسازي يا اصول و قواعد يك برنامه تلويزيوني را بشناسند اما رابطهشان با يك موضوع ديني يك رابطه قلبي و ايماني نباشد. اما در اين ميان بحث ما در اينجا به يكي از مهمترين برنامههاي صدا و سيما يعني برنامههاي مناسبتي مذهبي به ويژه عزاداريها ميپردازد، همچنان كه حضرت امام (ره) ميفرمايند: «روضه سيدالشهدا (ع) براي حفظ مكتب سيدالشهدا (ع) است، عزاداريها و مداحيها از مهمترين حلقههاي اتصال مردم به معارف اسلام و تشيع بوده است» بنابراين هرچقدر صدا و سيما در اين عرصه بتواند مهندسي شده و با برنامه پيش برود اين حلقه اتصال هم وثيقتر خواهد بود. مروري بر بخشي از سخنان رهبر معظم انقلاب كه عمدتاً در ديدار با مسئولان و مديران صدا و سيما و ذاكران و مداحان اهل بيت (ع) ايراد شده است علاوه بر آنكه دغدغههاي ايشان را در اين باره عينيتر ميكند، مروري بر نقصانهايي است كه در اين رابطه احساس ميشود.تركيبي از هنرگويندگي و سطوح بالاي عقلاني- فلسفي باشيديكي از مهمترين سخنان رهبر معظم انقلاب در ضرورت و چالشهاي پيوند رسانه با معارف اسلامي سال 70 در سالهاي آغازين رهبري ايشان در جمع كاركنان راديو صورت ميگيرد.رهبر انقلاب در اين ديدار بر چند محور مهم از جمله ضرورت پيوند مؤلفههاي دخيل در يك رسانه با عناصر ديني، ارتباط حوزه علميه و رسانه و ارتقاي كيفي برنامههايي كه به زندگي ائمه اطهار (ع) ميپردازد، اشاره ميكنند.رهبر معظم انقلاب با اشاره به اينكه راديو در بسط معارف و تشريح زندگي ائمه اطهار (ع) بايد به تركيبي از هنر گويندگي، سطح بالاي عقلاني و فلسفه اسلامي برسد، ميگويند: «آقاي فلسفي با اينكه مرد هشتاد و چند سالهاي است اما هنوز منبري درجه يك ايران است. شما ببينيد آقاي فلسفي در هنر گويندگي چه ميكند، شما بايد از او بهتر باشيد، يا حداقل مثل او باشيد. يا فرض بفرماييد از لحاظ معارف عقلاني و فلسفه اسلامي، ما امروز چه كسي را داريم؟ مثلاً آقاي مصباح و آقاي جوادي آملي را در قم داريم، آنچه كه شما ارائه ميدهيد، بايد از سطح اينها كمتر نباشد. درباره زندگي ائمه – كه يك بخش عمده از كار شماهاست- در جامعه ما آن سطح بالا كجاست آن را پيدا كنيد، عرضه كنيد و سعي كنيد بر آن چيزي بيفزاييد».20 سال از مطالبه رهبري گذشت اما هنوز تعامل صدا و سيما و حوزه ضعيف استمقام معظم رهبري در همين ديدار برنامههاي مربوط به زندگي ائمه را بسيار ضعيف ارزيابي ميكنند، اما سؤال اين است كه اين ضعف از كجا ناشي ميشود. احتمالاً پاسخ را بايد در همان دور افتادگي رسانه از علوم انساني به ويژه علوم انساني بومي و حوزوي كه عملاً رسانه و اين علوم را به جزايري جدا از هم تبديل كرده است، بايد پي بگيريم. نكتهاي كه گلايه رهبري از علما و روحانيون را در پي دارد: «من در غياب شما معمولاً با آقايان روحانيون و علما و حوزويها اين حرف را ميزنم و ميگويم كه اين آقايان حق دارند از شما گله كنند و بگويند كه اين حوزه علميه كجاست و چرا به ما كمك نميكند. شما اين بار سنگين را بر دوش داريد. حقيقتاً بايد به شما كمك كنند، اين حق شماست كه اين را بخواهيد، ما بايد اعتراف كنيم كه كمك نميشود». اين عبارات اظهارات تلخي از زبان رهبري است و آنجا تلختر ميشود كه به گذر زمان دقت بيشتري ميكنيم. توجه كنيد كه رهبر معظم انقلاب سال 70 اينگونه موضعگيري ميكنند و انتظار اين بوده كه در طول 20 سالي كه از اين موضعگيري ميگذرد تحركي در اين باب به وجود آمده باشد اما متأسفانه گذر زمان در جهت ترميم و رفوي اين شكاف نبوده است. كافي است در اظهارات سال گذشته مقام معظم رهبري در سفر به رقم و در ديدار با جامعه مدرسين حوزه علميه قم دقت كنيم، آنجا كه در پاسخ به انتقادات برخي از روحانيون از وضعيت برنامههاي صدا و سيما به صراحت اعلام كردند كه حوزه علميه قم و روحانيون نميتوانند صرفاً منتقد وضعيت موجود باشند و بايد خود را مسئول چالشهاي به وجود آمده در حوزه فرهنگ از جمله صدا و سيما بدانند. امري كه چندي پيش از سوي آيتالله مصباح يزدي نيز به نوعي ديگر مطرح شد، آنجا كه وي با طرح اين سؤال كه چرا حوزه علميه قم در سياستگذاري فرهنگي كشور ناكام است، گفت:«هيچ كس ادعا نميكند حوزه علميه نقش خود را در سياستگذاري فرهنگي كشور به طور كامل ايفا كرده است، ما كه چنين ادعايي نداريم، وقتي اينگونه شد سؤال اينجاست كه چرا حوزه نتوانسته است اين نقش را درست ايفا كند و انصاف اين است كه ابتدا از خود شروع كنيم». رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) كه اول ارديبهشت در همايش سياستگذاري فرهنگي جمهوري اسلامي ايران سخن ميگفت، تأكيد كرد: «زماني روحانيت و حوزه ميتواند وظيفه خود را در عرصههاي مختلف فرهنگي و سمت و سوي حركت علمي به درستي ايفا كند كه نهادهاي مرتبط بخواهند با حوزه همكاري كنند اما اگر مسئولان اين نهادها بگويند شما سربار و اضافه هستيد و به وجودتان نيازي نيست چه كاري ميشود، كرد».برنامههاي مربوط به ائمه خيلي ضعيف استحضرت آيتالله خامنهاي در همان سخنراني سال 70 در جمع مديران و كاركنان راديو از وجود ايستايي و حتي به نوعي عقبگرد معرفتي در ارائه فصلهايي از زندگي ائمه در اين رسانه گلايه و تصريح ميكنند: «درخصوص برنامههاي مربوط به زندگي ائمه (ع) هم همينقدر بگويم كه آنچه شما در راديو در مورد ائمه پخش ميكنيد حتي با سطح مطالب پايينتر از راقي كنوني هم فاصله زيادي دارد! من خودم قبل از انقلاب در باب زندگي ائمه كار ميكردم، جزو رشتههايي بود كه من به آن علاقه داشتم. من الان ميبينم كه در دوران بعد از پيروزي انقلاب، از آن حرفهايي كه بنده مثلاً در سالهاي 50 تا 53 راجع به زندگي ائمه ميگفتم، اصلاً اثري نيست. اقلاً برنامه راديو را به آن سطح برسانيد. آدم تأسف ميخورد، انصافاً برنامههاي مربوط به زندگي ائمه خيلي ضعيف است!درخصوص جوانب گوناگون زندگي اجتماعي و علمي ائمه بايد مطالبي بيان كنيم كه وقتي كسي گوش ميكند لااقل به اندازه فهمش به جايگاه امام نزديك شود، حالا نميگويم كه انسان آن جايگاه را درك كند، آنكه خيلي سخت است و خيلي فاصله دارد».عزاداري يك حرف است، روضهخواني و سينهزني حرفي ديگرموضوع كليدي ديگري كه رهبري در همين ديدار بر روي آن تأكيد ميكنند فرق و فاصله گذاشتن ميان «عزاداري» و «روضهخواني و سينهزني» است، به اين معنا كه رسانه ملي ظرفيتهايش را در اين باره بشناسد و آنجا كه نيازي به پخش روضهخواني و سينهزني نيست، از اين امر اجتناب كند: «روضهخواني و سينهزني بايد باشد اما نه در هر عزايي، اين را بدانيد كه روضهخواني مربوط به همه ائمه نيست. اصلاً عزاداري كردن يك حرف است، روضهخواني و سينهزني راه انداختن يك حرف ديگر است. روضهخواني و سينهزني راه انداختن، مخصوص امام حسين(ع) است. حداكثر مربوط به بعضي از ائمه است، آن هم نه به اين وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا به خصوص در شب و روز21 ماه رمضان، سينهزني و عزاداري و برپايي جلسات خوب است ولي مثلاً در مورد حضرت موسي بن جعفر (ع) من لزومي نميبينم كه سينهزني شود، يا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (س) مناسبتي ندارد كه ما بياييم نوحه خواني و سينهزني كنيم. حتماً لازم نيست كه عزاداري به همان شكل سنتي روضهخواني باشد كه اول چيزي ميخوانند و بعد احياناً آخرش دمي ميگيرند و سينهاي ميزنند».مدل جشن صدا و سيما در اعياد مذهبي چيست؟اما نقصان بعدي كه از چشم رهبر معظم انقلاب پنهان نميماند مربوط به برنامههاي مناسبتي صدا و سيما در جشنهاي مذهبي است؛ تولد حضرت رسول (ص)، ولادت حضرت علي (ع)، ولادت حضرت فاطمه (س) و امامان ديگر تا جشن بزرگ نيمه شعبان، اما كاستي بزرگ صدا و سيما در اعياد مذهبي كه متأسفانه تا به امروز ادامه داشته چيست؟ تاكنون هيچ مدلي كه بتواند تا حدودي شأن و جايگاه ائمه را حفظ كند از سوي رسانه ملي ارائه نشده است. گاهي براي صدمين بار و شايد بيشتر آثار چارلي چاپلين و ساير كمدينها، از فرنگي تا ايراني در اين اعياد پخش شده است. سخن بر سر اين نيست كه نبايد اين آثار از تلويزيون پخش شود، سخن بر سرتناسب موضوعيت اين آثار با ولادت ائمه اطهار (ع) است. فرض كنيد اثر معروف چارلي چاپلين با عنوان «عصر جديد» در نقد سيطره ماشينها و زندگي ماشيني در روز عيد مبعث، روزي كه مراد و پيشواي جهان اسلام به پيامبري برگزيده ميشود از تلويزيون پخش ميشود، ظاهراً استدلال مسئولان صدا و سيما در پخش اين آثار يا آثار مشابه كه ممكن است آثار نازل يا فاخري باشند، اين است كه لبخندي بر لبان مردم ظاهر شود چرا كه روز، روز عيد و جشن است اما انصافاً بين اين خنده با بهجت و شادي كه يك مسلمان معتقد بايد در قلب خود از برانگيخته شدن پيامبر به امر خطير رسالت حس كند، تناسبي وجود دارد؟مدعاي ما اين نيست كه صدا و سيما به بهانه روز مبعث يا ولادت امام علي (ع) يا ساير ائمه، به ارائه يك سري برنامههاي خشك و بيروح كه صرفاً كالبد آن رنگ و بوي مذهبي دارد بپردازد بلكه سخن اينجاست كه اگر رسانه ملي بتواند وجهي از وجوه يا بعدي از ابعاد وسيع شخصيتي ائمه را كه متأسفانه براي بسياري از مردم حتي نخبگان، نامكشوف و مغفول مانده در قالب و زباني جذاب و مخاطب پسند ارائه كند قطعاً آن بهجت حقيقي كه متناسب با فضاي چنين روزهايي است، ايجاد خواهد شد. علاوه بر آن اين برنامهها با افزايش معرفت مردم نسبت به سلوك، رفتار و گفتار ائمه اطهار (ع) وجهه الگوگيري از اين بزرگان را كه به نظر ميرسد امروز بيش از هر زمان ديگري به آن نياز داريم برجسته خواهد كرد.«جشن بايد شاد باشد. منتها جشن ائمه را بايد با شادي روز سيزده بدر تفاوت گذاشت. اگر بنا باشد كه روز تولد ائمه طوري شادي را تأمين كنيم كه مثلاً در سيزده بدر تأمين ميكنيم، يكي بيايد لطيفهاي بگويد و جمعي را بخنداند، هر چند من اين را منع نميكنم اما آن را به حساب معارف نگذاريد». اين عبارات بخشي از دغدغه رهبري درباره برنامههايي است كه در اعياد مذهبي به نام جشن از رسانه ملي پخش ميشود.پيام ديني با ابزار هنر در اعماق جان نفوذ ميكنداما يكي از تأكيدات مهم ائمه اطهار (ع) استفاده از هنر برجسته زمان و عصري كه در آن ميزيستهاند در تبيين و تبليغ معارف ديني است. علاوه بر آنكه امامان ما يكه تازان عرصه بلاغت و فصاحت بودند، همچنان كه يادگارهاي بسيار ارزشمندي چون نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه مؤيد اين موضوع است، با اين همه از هنر زمان خود يعني شعر و صاحبان آن شاعران حمايت ميكردند، چرا كه بر تأثيرگذاري و نفوذ آن در اذهان واقف بودند اما امروز معلوم است كه با تحولات رخ داده و اقتضائات زماني سينما و تلويزيون به برجستهترين هنر – رسانههاي تأثيرگذار تبديل شدهاند. اينجاست كه علاوه بر مقوله هنر و اشراف به اجزا و عناصر آن بايد مخاطب شناسي دقيقي صورت گيرد كه پيامهاي ديني چگونه و بركدام يك از گروههاي مخاطب عرضه شود. رهبر معظم انقلاب در ديدار با جمعي از ستايشگران اهل بيت در چهار تير سال 84 به همين ضرورتها ميپردازند و تصريح ميكنند: «هر چه ما جلو ميرويم نقش ارتباطگيري با هنر بيشتر آشكار ميشود. ارتباط گرفتن با ذهن و دل مخاطبان خود، مردم خود، با كمك ابزار بسيار كارآمد هنر، امروز آن كساني كه پيامي براي مردم دارند چه پيام رحماني، چه پيام شيطاني، فرق نميكند. بهترين وسيلهاي كه در اختيار ميگيرند، وسيله هنر است. لذا شما ميبينيد به كمك هنر امروز در دنيا باطلترين حرفها را در ذهن يك مجموعه عظيمي از مردم به صورت حق جلوه ميدهند كه بدون هنر امكان نداشت اما با هنر و به كمك ابزار هنر اين كار را ميكنند. همين سينما هنر است، همين تلويزيون هنر است... منتها ما مسلمانها به خصوص ما شيعيان امتيازي داريم كه ديگر مليتها و اديان اين امتياز را به قدر ما ندارند و آن عبارت است از اجتماعات ديني كه به شكل روبهرو، چهرهبه چهره، نفس به نفس تشكيل ميشود كه اين را در جاهاي ديگر كمتر ميشود پيدا كرد... فرض بفرماييد براي كساني كه با زبان قرآن آشنا هستند، آيات كريم قرآن با صوت خوش تلاوت ميشود، اين تأثيرش تأثير بسيار بالايي است. ماجراي مدح خواني و ستايشگري مداحان ما از اين باب است، استخدام هنر براي انتقال مفاهيم والا و با ارزشي كه تا اعماق جان مخاطب نفوذ كند... مداحي شما از اين قبيل است. هر چه هنرمندانهتر باشد از ابزار هنر، از صورت خوش، حنجره خوب برخوردار باشد بهتر است».عزاداري صرفاً تحريك احساسات نيستبرنامههاي مناسبتي - مذهبي صدا و سيما به ويژه عزاداريها چقدر متأثر از منابع اصيل و درك و دريافت منطبق با آموزهها و آرمانهاي ائمه اطهار (ع) در اين باره است؟ در مراتب پايينتر، اين برنامهها چقدر با فضاي حاكم بر «حماسه حسيني» شهيد مطهري همخواني دارد؟ منظور انطباق لفظ به لفظ و سطر به سطر نيست، مراد اين است كه برنامههاي رسانه ملي در اين حوزه چقدر با جوهره معنايي كتاب «حماسه حسيني» به ويژه آنجا كه در تضاد آشكار با تحريفات قرار ميگيرد و با وجود آنكه ممكن است حساسيتهايي را هم برانگيزاند تمام قد در برابر تحريف متن حماسه سرخ امام حسين (ع) و يارانش ميايستد، هماهنگ است؟آيا اصل در اين باره بايد صرفاً تحريك احساسات باشد يا تهييج احساسات، فرع بر ماجراست؟ديدگاه رهبر معظم انقلاب در اين باره كه بخشي از آن در ديدار سال 87 با جمع مداحان و ذاكران اهل بيت (ع) بيان ميشود، بسيار روشن است، آنجا كه با صراحت تأكيد ميكنند: «مسأله فقط تحريك احساسات نيست، هدايت ذهنهاست. البته امروز خوشبختانه من ميبينم كه هم در اين جلسه، هم در جلسات عزاداري و مناسبتهايي كه مداحان عزيز ميآيند، ميخوانند الحمدلله توجهات خوبي در اين سالها پيدا شده، ليكن ظرفيت، خيلي ظرفيت عظيمي است... ببينيد چقدر ملت ما، جوانها و جامعه ما در كشاكش طوفانهاي گوناگون تهاجم سياسي و فرهنگي و انواع و اقسام تلقينات و تبليغات، به نگاه نو، به روحيه سرشار از اميد، به دل لبالب از اطمينان به آينده و فهميدن راه روشن احتياج دارد». مسئله آنگونه كه رهبري در همين ديدار روي آن تأكيد ميكنند فراتر از تحريك احساسات است، چرا كه عمر تحريك احساسات اولاً زودگذر است و ثانياً اگر متصل به معارف غني نباشد با غلبه و غليان سطحي گرايي، ممكن است به بيراهه و انحراف كشيده شود، در حالي كه اگر آن معارف غني تبيين شود به دنبال خود، احساسات را هم خواهد آورد اما با اين تفاوت كه اين احساسات در خدمت عنصر هوشمندي به نام دريافت صحيح و منطبق بر اصول از منابع اصيل تشيع در اينباره است. «هدايت ذهنها» مطالبه جدي رهبري از صدا و سيماست كه ميتواند اين هدف را محقق سازد. همانگونه كه در ديدار با رئيس سازمان و جمعي از هنرمندان صدا و سيما در دوازدهم تيرماه سال 89 اينگونه ميفرمايند: «ما صدا و سيما را عمدهترين مركز هدايت فكري ميدانيم. اينكه امام(ره) گفتند صدا و سيما دانشگاه بزرگ كشور است، نخواستند تعارف كنند. حقيقتاً همين جور است، يك دانشگاه بزرگ است. ما ميخواستيم از اين قلم، از اين سرچشمه، زلال معارف الهي و انساني و سياسي درسهاي گوناگون زندگي به سمت مردم سرازير شود؛ اين آن انتظار ما است از صدا و سيما.»مگر ارزش ابوالفضل (ع) به چشمهاي قشنگش بود؟مقابله با تحريفات لفظي و معنوي حيات و سلوك ائمه اطهار (ع) به ويژه حماسه كربلا از دغدغههاي امام (ره) و رهبري بوده، چرا كه اساس انقلاب اسلامي و الگوگيري آن در براندازي حكومت شاهنشاهي متأثر از قيام امام حسين (ع) است، بنابر اين هر چقدر كه اصول و پايههاي اين مكتب به درستي و از سرچشمههاي اصيل به مردم معرفي شود، نظام نيز در مسير راستين و اصول روشن خود حركت خواهد كرد. اما بخشي از اين مهم زماني به دست خواهد آمد كه توزيع معرفت علوي و حسيني از رسانه ملي به درستي صورت گيرد و دامن اين رسانه به گرد تحريفات آلوده نشود. رهبر معظم انقلاب در ديدار 5 تير 84 با مداحان و شاعران اهل بيت ميگويند: «چيز ديگري كه بنده در بعضي از خوانندگان جلسات مداحي اطلاع پيدا كردم استفاده از مدحها و تمجيدهاي بيمعناست كه گاهي هم مضراست، فرض كنيد راجع به حضرت ابوالفضل (ع) صحبت ميشود، بنا كنند از چشم و ابروي آن بزرگوار تعريف كردن. مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش ابوالفضل به چشمهاي قشنگش بود؟! اصلاً شما مگر ابوالفضل را ديدهايد و ميدانيد چشمش چگونه بود؟ اينها سطح معارف دين ما را پايين ميآورد». در همين ديدار رهبر انقلاب گلايه ميكند از اينكه معارف تشيع با وجود آنكه در اوج و اعتلا قرار دارد و فردي مثل هانري كربن را كه يك فيلسوف در غرب پرورش يافته، با مفاهيم غربي بزرگ شده و آشنا با معارف فلسفي غرب است دو زانو در برابر علامه طباطبايي مينشاند و او را خاضع ميكند و ميشود مروج شيعه و معارف آن در اروپا اما ما بهره درستي از اين معارف نميبريم. «پس ميشود معارف شيعه را در همه سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامي بگيريد تا سطوح بالاترين فيلسوفها، ما با اين معارف نبايد شوخي كنيم».هدف كلان رسانه ملي بايد ارتقاي معرفت ديني روشن بينانه باشداما ارائه الگويي از برنامههاي مناسبتي در صدا و سيما زماني ميتواند موفق عمل كند كه در تربيت معنوي و اخلاقي مردم موثر باشد.در نظر گاه رهبري حكومت اسلامي مسئوليت بزرگي در اين زمينه دارد. ايشان در ديدار با مديران صدا و سيما در 15 بهمن سال 81 با اشاره به عهد (فرمان) حكومتي امام علي (ع) به مالك اشتر كه در آن چهار نكته اصلي از مالك اشتر خواسته شده است، اين چهار نكته را «امنيت، عدالت اجتماعي و اقتصادي، تربيت معنوي و اخلاقي و تأمين رفاه و آبادي» ميدانند و خاطرنشان ميكنند: «سومين مطالبه تربيت معنوي و اخلاقي مردم است. ميگويند مردم را از لحاظ اخلاقي و معنوي بايد تربيت كنيد، از نظر اسلام حكومتها نسبت به تربيت معنوي مردم بيتفاوت نيستند كه بگويند خود مردم ميدانند و هر كار ميخواهند بكنند، بكنند، همچنان كه پدر در يك خانواده نسبت به تربيت فرزندان خود بيتفاوت نيست كه بگويد مثلاً هر كار خواستند بكنند، بكنند. پدر و مادر مسئوليتهايي دارند كه بايد انجام دهند. حكومتها هم در جامعه در زمينه اخلاق و معنويت مردم و رشد فضيلتهاي اخلاق در آن مسئوليتهايي دارند. در اين باره رهبري در ديدار يازدهم آذر سال 83 با رئيس و مديران سازمان صدا و سيما زماني كه ميخواهند هدفهاي كلان رسانه ملي را ترسيم كنند پيش از همه از «ارتقاي معرفت ديني روشن بينانه» نام ميبرند و تصريح ميكنند: «هدفهاي كلان ما در اين زمينه چيست؟ اول، ارتقاي معرفت ديني روشن بينانه، من روي عنوان «روشن بينانه» تكيه ميكنم. معرفت ديني بايد ارتقا و گسترش پيدا كند، اما يك معرفت روشن بينانه و آگاهانه. دوم رفتار ديني مخلصانه، باز روي كلمه «مخلصانه» ميخواهم تكيه كنم. رفتارهاي ديني ميتواند رياكارانه و متصنعانه و ظاهرسازانه باشد، ميتواند مخلصانه باشد. ما بايد مردم را به رفتار و عمل ديني يعني عمل صالح بكشانيم و اين عمل مخلصانه از آنها صادر شود.» جالب اينجاست كه رهبري در ادامه اين مبحث پس از آنكه ارتقاي معرفت ديني و ايمان ديني را از وظايف و مسئوليتهاي صدا و سيما بر ميشمارند، ميافزايند: «بايد توجه داشت ايماني كه مردم پيدا ميكنند، سست، عوامانه، سطحي و قشري نباشد و به شدت از اين پرهيز شود. اكتفا نشود به تغليظ احساسات مردم و تشريفات افراطي، تأكيد بر اين چيزها به طور افراطي اصلاً مفيد نيست و به هيچ وجه تبليغ دين محسوب نميشود».برنامههاي ديني بايد شبهه زدا باشد، نه شبههزارهبر معظم انقلاب در ادامه همين سخنراني مختصات ديگري از محتوا و شيوه ارائه برنامههاي ديني در صدا و سيما را بر ميشمارند و ذهن مسئولان صدا و سيما را به نكتهاي هم در حوزه مخاطب شناسي توجه ميدهند: «برنامههاي ديني بايد نسبت به دين شبهه زدا باشد، نه شبهه زا. من گاهي بعضي از بيانات ديني را از تلويزيون يا از راديو گوش ميكنم و ميبينم شبهه ايجاد ميكند! حديث سستي، حرف نامعقولي، مطلبي كه در جمع مثلاً 20 يا 50 نفري يك عده مؤمن مخلص گفتنش خوب است و ايمان آنها را زياد ميكند اما در سطح ميليوني مردم به زبان آوردن جز اينكه ايمان عدهاي را سست و در ذهنشان ترديد ايجاد كند هيچ فايده ديگري ندارد.بيان ديني و تبيين ديني بايد شبهه زدا، روشن، قوي، هنرمندانه و متنوع باشد، شبهه زا و كليشهاي نباشد».