
به گزارش خبرنگار «جوان»،صبح 27 فروردین 86 مأموران کلانتری 172 شهرری از وقوع یک درگیری باخبر شدند.
هنگامی که پلیس به محل حادثه رسید، مرد میانسالی سراسیمه خود را به پلیس رساند و پرده از راز یک جنایت سیاه برداشت.
این مرد گفت: چندی پیش پسرم زمانی که از مدرسه به خانه برگشت اصلاً حال و روز خوبی نداشت به طوری که از ترس دست و پایش میلرزید و هیچ حرفی نمیزد. هر چقدر اصرار کردم که چه اتفاقی افتاده است او در حالی که سرش را پایین انداخته بود جوابی نمیداد. من که به شدت نگران شده بودم و نمیدانستم چه بلایی سر فرزندم آمده است به سراغ مدیر مدرسهاش رفتم و ماجرا را برای وی تعریف کردم. مدیر مدرسه با سؤالات مکرر و دادن اطمینان خاطر به فرزندم راز این ماجرا را برملا کرد.
پسرم در حالی که اشک تمام صورتش را گرفته بود گفت: وقتی که از مدرسه بیرون آمدیم در نزدیکی خانه با دوستم بازی میکردم که یک مرد نمکی به من و دوستم نزدیک شد و هزار تومان پول به من داد و با مهربانی از من خواست تا با او دوست شوم و همراهش بروم تا برایم اسباب بازی بخرد.
این مرد مرا به حمامی در آن نزدیکی برد و به مسئول حمام گفت که این پسر من است و بعد هم با تهدید چاقو مرا آزار و اذیت کرد و پس از این عمل گفت اگر به کسی بگویم مرا خواهد کشت.
پس از اظهارات و شکایت پدر این پسر از این مرد شیطانصفت جهت تحقیقات و بازجوییهای بیشتر در اختیار کارآگاهان ویژه پلیس آگاهی تهران قرار گرفت.
تیم ویژه تحقیق در ادامه متوجه شدند هفت پسر بچه دیگر نیز به همراه خانوادههایشان نزد پلیس شهرری مراجعه کرده و از مرد نمکی به اتهام آزار و اذیتهای وحشیانه شکایت کردهاند.
پسر بچهای 12 ساله که در دام این مرد شیطانصفت گرفتار شده بود گفت: من همیشه این مرد نمکی را در محلمان میدیدم که ضایعات جمعآوری میکرد تا اینکه یک روز که مشغول بازی بودم با صدا زدن من گفت: اگر به او کمک کنم یک دوچرخه اسباب بازی را به من میدهد، سپس به بهانهای مرا به یک سرویس بهداشتی برد و با تهدید چاقو مرا آزار و اذیت کرد.
در ادامه بازجوییهای فنی کارآگاهان متوجه شدند که این شیطانصفت 12 کودک چهار تا هشت ساله را آزار داده است.
با شکایت والدین این هشت پسر بچه، پرونده این مرد سیاهدل در اختیار قضات شعبه 77 دادگاه کیفری قرار گرفت. مرد نمکی در مقابل قاضی ضمن اعتراف به جنایتهایی که انجام داده بود، گفت: وقتی که در این محلها مشغول جمعآوری ضایعات بودم با دیدن پسربچهها وسوسه میشدم و با دادن پول و اسباب بازی نقشه شیطانیام را اجرا میکردم.
قضات شعبه 77 دادگاه کیفری پس از بررسی پرونده و اعترافات وی مرد نمکی را به اعدام محکوم کردند.
با تأیید رأی اعدام از سوی قضات دیوان عالی کشور، پرونده برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ارسال و پس از طی تشریفات قانونی این مرد شیطانصفت سحرگاه روز گذشته در محوطه زندان اوین تهران به دار مجازات آویخته شد.