شاید روزی که پیر خوشضمیر جماران در تقسیمبندی اسلام و طرفداران آن واژه اسلام امریکایی را برای اولین بار وارد ادبیات سیاسی اسلام کردند و مشخصات اسلام امریکایی را اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاهای کثیف درباری، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایهداران بر مظلومان و پا برهنهها معرفی فرمودند، بسیاری از مسلمانان در تعیین مصداق چنین اسلامی، دچار مشکل بودند. امروز که از آن سخنان گهر بار بیش از دو دهه میگذرد و رفتار مسلماننماهای سعودی شکم باره را در حوادث تلخ بحرین مرور میکنیم بر عمق بینش آن یار سفر کرده غبطه خورده و بر روح بلند او درود میفرستیم. روز گذشته در خبرها آمده بود نظامیان سعودی با هماهنگی و همکاری نیروهای امنیتی آل خلیفه به منازل مسلمانان بحرینی هجوم برده و برخلاف توصیه پیامبر رحمت و نبی مکرم اسلام(ص) - مبنی بر اینکه هر گاه مرد مسلمانی، صحنه کشیدن خلخال از پای زن مسلمانی را دید و از غصه قالب تهی نکرد، بر مسلمان بودن او باید شک کرد- همچون گرگهای درنده به جان زنان مسلمان بحرینی افتادند و نه فقط شاهد از پای در آوردن خلخال از پای زنهای مسلمان بودند، بلکه وقیحانه حریم امن زنان مسلمان را نا امن کردند و بدترین هتک حرمت را بر آنها روا داشتند. دیروز فلسفه نامگذاری اسلام به اسلام محمدی(ص) و اسلام امریکایی را درک کردیم. دیروز در بحرین نماد اسلام ابوسفیان ظهور و بروز یافت؛ ابوسفیانهایی که نماینده بیایمانی هستند و بر حاکمیت کشورهای اسلامی به ناحق تکیه زدهاند و جامعه اسلامی را در منجلاب فسادها و منفعتهای خانوادگی و قبیلهای خویش فرو بردهاند؛ اسلامی که روزگاری مروجش ابوسفیان بود و امروز اسلاف ناخلف آن در آل سعودها و آل خلیفهها تجلی یافتهاند؛ اسلام اشرافیتی که روزگاری اشراف زخم خورده از شمشیر پیامبر فرصت را غنیمت شمردند و بر منبر حضرتش تکیه زدند و اشرافیت جاهلی را به رگهای جامعه اسلامی تزریق کردند و امروز با دیدن پرچم عزت و سربلندی به دست مسلمانان آزاده ایرانی و لبنانی و سرتسلیم فرود نیاوردن شیعیان در مقابل دشمن، با یورش به زنان بیدفاع بحرینی و تحریک جریان افراطی طالبانی در پاکستان برای کشتار شیعیان «پاچنار» و دهها جنایت دیگر، بار دیگر اشرافیگری جاهلی را به رخ میکشند، بیآنکه کوچکترین نشانهای از دینداری و مسلمانی به همراه داشته باشند. آنچه در روزهای اخیر بهویژه روز گذشته در بحرین از مقابل چشم جهانیان نسبت به جنایات آل سعود و آل خلیفه گذشت، نمادی از اسلام بیخاصیت خلاصه شده در ظواهر خالی از شعور، اسلام تابعیت محض از سلطان بن خلیفه بن آل شیطان و اسلام فتوای کافر بودن شیعه، اسلام فتوای مباح بودن خون شیعه و اسلام وهابیون وحشی درباری بود؛ اسلامی که در خدمت ارباب زر و زور قرار گرفته و شکمهای خود را از مأکولات حرام امریکایی و انگلیسی پر کرده و برای رسیدن به هر لذت دنیوی، در مقابل دنیای پر زرق و برق غرب کرنش میکنند. اسلامی که امروز آل سعود طلایهدار آن است، اسلام ذلت و نکبت است، اسلام استثمار شدن در دستان کثیف مشرکان و آلت دست سیاستبازان غرب برای چپاول دنیای اسلام است. اسلامی که امروز خون زنان مسلمان بحرینی را میریزد و معجر از سر آنها میکشد، اسلام حرامخواری، اسلام زورگویی و زیر بار زور رفتن، اسلام مظلومکشی، اسلام نفاق و دورویی و اسلام تبعیت از شیاطین غرب و استکبار و در یک کلام اسلام امریکایی و صهیونیستی است. امام راحل نشانههای این نوع اسلام را بیشتر برای ما عیان کرده بودند و امروز به عینه آن را در چهره پلید آل سعود و آل خلیفههای گرفتار در منجلاب فساد و تباهی میبینیم و آنچه در بحرین اتفاق میافتد حاصل چنین اسلامی است و سکوت در مقابل این اسلام نه تنها جایز نیست بلکه بر هر مسلمانی فرض است تا چهره کریه مسلمانانی از این جنس را برملا کند. بر مسلمان ننگ است که ببیند زن مسلمانی فریاد وا اسلاما سر میدهد و او بیتفاوت و بیتوجه به این ندای مظلومیت، سکوت اختیار کرده است. امروز این سؤال از دستگاه دیپلماسی نیز وجود دارد که چرا در مقابل رفتار سعودیها در بحرین مماشات به خرج میدهند و آیا صرف شکایت به سازمان مللی که خیلی پیشتر از این حادثه، گرد مرگ بر سر آن پاشیده بودند، کفایت برای دادخواهی از زنان و کودکان مظلوم بحرینی میکند. چگونه است که سعودیها برای دفاع از خاندان آل خلیفه میتوانند با یورش به مردم بیدفاع بحرین هر جنایتی را مرتکب شوند ولی دستگاه دیپلماسی ما نه با اعزام نیرو به بحرین، بلکه اخراج سفیر عربستان از ایران اسلامی، نمیتواند اعتراض رسمی خویش را ابراز نماید. کدام ملاحظه مانع این کار شده است، سفر حج؛ حجی که در سایه ذلت و تجاوز به برادر و خواهر مسلمان حاصل شود، کجایش به مصلحت اسلام است و کدام اسلام طرفدار چنین حجی است، اسلام محمدی یا اسلام امریکایی؟!امروز بر همگان روشن شده است که هیچ نشانی از مسلمانی در آل سعود نیست، چراکه آل سعود نماینده اسلام امریکایی است و ایستادگی در مقابل چنین اسلامی، به صواب نزدیکتر است.