به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «اخراجیها3» با حضور «مسعود دهنمکی» تهیهکننده و کارگردان، «محمدرضا شریفینیا» بازیگر و مجری طرح، «بهنوش بختیاری» بازیگر و «جبار آذین» منتقد سینما در خبرگزاری فارس برگزار شد.
گزارش کامل این نشست را در زیر بخوانید: * دهنمکی: وجه سیاسی «اخراجیها» به لحاظ شرایط ملتهب جامعه نمود بیشتری دارد «مسعود دهنمکی» در این نشست گفت: مضمون «اخراجیها3» به حواشی دفاع مقدس و مسائل پس از جنگ میپردازد و داستان فیلم مربوط به مسائل اجتماعی - سیاسی آدمهای پس از جنگ است و در ادامه «اخراجیها1» و «اخراجیها2» است و داستان مستقلی از خود ندارد. سرنوشت آدمها در «اخراجیها» بهانه و پلی ارتباطی است برای مسائل روز اجتماعی و سیاسی روزگار ما.
وی افزود: غلبه اجتماعی این اثر بر وجه سیاسی آن به این دلیل است که بیشتر در «اخراجیها3» به مسائل پس از جنگ پرداخته میشود و زیاد به مسائل سیاسی نمیپردازد و داستان فیلم درباره اندیشه و ارتباطات آدمها پس از جنگ با خانواده و اجتماع پیرامون شکل میگیرد و هر چه لایههای فیلم بررسی را میکنیم به تم اجتماعی آن بیشتر پی میبریم؛ اما در حال حاضر به لحاظ فضای ملتهب سیاسی، وجه سیاسی آن بیشتر نمود یافته است. * رفتارهای حاجیگرینف و دباغ نماد طیف گستردهای از سیاستمداران امروز است این کارگردان سینما در ادامه افزود: درباره شخصیتها باید بگویم تلفیق مصداقی شخصیتها برای من بسیار مهم بود؛ به عنوان مثال دباغ و همسرش میتوانستند مصداقی خاص باشند ولی فیلم چیزی فراتر از آدمها و مصداقهاست و با مفایم سر و کار دارد.
وی در ادامه گفت: بعضی اصطلاحات چون «از بسیجیها بسیجیتر شدند» یا «خدایا تو شاهد باش من برای گرم نگه داشتن تنور انتخابات و برای مردم همه چیز را میسوزانم» سعی شده به زبان طنز به آنها پرداخته شود و رفتارهای حاجیگرینف و دباغ نماد طیف گستردهای از سیاستمداران امروز جامعه ماست.
دهنمکی در ادامه به حواشی اکران فیلم اشاره کرد و گفت: واکنشهای زیادی در این باره وجود داشت؛ برخی به روی خود نمیآورند که این فیلم وجود دارد، برخی نیز مردم را دعوت به ندیدن میکنند چراکه میدانند مخاطب با دیدن فیلم تحت تأثیر قرار میگیرد و ممکن است به هوشمندی برسد که دیگر در انتخابات بعدی فریب این گونه رفتارها را نخورد. آنها احساس کردند اگر دفعه بخواهند این گونه مردم را فریب دهند، مردم برایشان کاریکاتوری از اخراجیها طراحی خواهند کرد.
وی افزود: به نظرم اگر مصداقگرایی روشنی در فیلم انجام میشد، مخاطب نمیتوانست به این مرحله برسد. * مهندسی فرهنگی کشور ما برای روزهایی اینچنین چند فیلم سفارش دهد به گزارش فارس، مسعود دهنمکی در ادامه نشست در پاسخ به سوالی مبنی بر سفارشی بودن فیلم، گفت: اگر این هوشمندی در سیاستگذاریها وجود داشته باشد که این طور فیلمها سفارش داده شوند، خیلی هم خوب است. در شرایطی که فضا پر تلاطم و همراه با سوء تفاهم است، احتیاج به چیزهایی داریم که سوء تفاهمها را کم کند و مردم را به عقلانیت سیاسی دعوت کند. اگر یک جایی این کارها را انجام دهد، به نظرم کار خوبی است. مهندسی فرهنگی کشور ما برای روزهایی اینچنین باید چند فیلم سفارش دهد. اما چیزی که همه میدانند این است که اخراجیها به دلیل اینکه در زمین چپ و راست بازی نمیکند، انقدر مورد هجمه و مظلوم واقع میشود. * مخاطب «اخراجیها3» بلاتکلیف نیست این کارگردان در ادامه گفت: زمانی که فیلمی دنبالهدار ساخته میشود و حتی عنوان فیلم نیز تغییر نمیکند و تنها شماره به آنها اطلاق میشود، چه مخاطب داخلی چه مخاطب و چه مخاطب خارجی، با دیدن شماره بر دنباله عنوان فیلم متوجه میشود که برای درک بهتر فیلم حتماً باید در ابتدا قسمتهای قبلی را ببیند. این در مورد معروفترین سریالهای دنیا نیز مرسوم است؛ چراکه با ندیدن تنها یک قسمت سیر داستان را از دست میدهی و سردرگم میشوی. در صورت کلی و منطقی این است که هر کس تمایل دارد قسمت سوم یک فیلم سینمایی را ببیند در ابتدا قسمتهای قبلی آن را تماشا کند و بعد به تماشای قسمت سوم بنشیند.
وی افزود: در داستان «اخراجیها3» جز در یک مورد سعی شده که مخاطب زیاد دچار سردرگمی نشود و آن مورد نیز برای گرهگشایی از قسمتهای قبل است که جریان «ایران» دختر فرمانده مشخص شود و همانطور که میدانید در سکانس پایانی فیلم مشخص میشود «ایران» همان دختر داخل کمد بوده که بیژن او را نجات داده است و به نظرم این برگ برنده فیلمنامهنویس است که در آخرین سکانس فیلم برای مخاطب رو میشود.
این کارگردان در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه خط داستان در «اخراجیها3» به پررنگی «اخراجیها1» و «اخراجیها2» نیست و شخصیت «ایران» با کلیپها و داستانکهای فرعی به حاشیه کشیده میشود، گفت: به نظر من داستانکهایی چون رابطه «ایران» با «حاجیگرینف» و «پسر حاجیگرینف»، رابطه «ایران» با پدرش و داستان رقابت دباغ و گرینف و سیدمرتضی و در آخر شکلگیری برنامه تلویزیونی، به دنبال شخصیتهای اخراجیها میگردد.
وی افزود: در جای جای فیلم شما شاهد هستید که داستان از فضای انتخابات خارج و به فضای دیگر وارد میشود و این جریان همچنان ادامه دارد اما نکته قابل توجه این است که همه این داستانکها در پایان فیلم به هم میرسند و در برنامه زنده تلویزیونی میبینیم که تمام اخراجیها که با یکدیگر متفاوتاند، به بهانهای در یک جا جمع میشوند و تکلیف مبارزه انتخاباتی و تکلیف رابطه «ایران» با تک تک شخصیتهای فیلم مشخص میشود.
دهنمکی با اشاره به فیلمنامه گفت: حال باید دوستان متخصص در این باره اظهار نظر کنند که فیلم از لحاظ اوج و فرود و پایاننبدی جوابگو است یا خیر. گرچه نباید این را بگویم اما نقاط عطف فیلمنامه به خوبی در داستان مشخص است و مخاطب بلاتکلیف از سینما بیرون نمیآید و سرانجام «ایران» برای تماشاگر مشخص شده و حتی اگر نتیجه انتخابات را نداند، متوجه این نکته میشود که در آینده باید حواسش بیشتر به دباغها و حاجی گرینفها باشد و این تمام چیزی است که ما از نمایش فیلم میخواهیم و بنده تصور میکنم با توجه به هوشمندی مخاطب به این مهم دست یافتهایم. * حیایی، رویگری و بختیاری قرارداد سفید امضا کردند این کارگردان در ادامه گفت: زمانی که فیلمی دنبالهدار ساخته میشود و حتی عنوان فیلم نیز تغییر نمیکند و تنها شماره به آنها اطلاق میشود، چه مخاطب داخلی چه مخاطب و چه مخاطب خارجی، با دیدن شماره بر دنباله عنوان فیلم متوجه میشود که برای درک بهتر فیلم حتماً باید در ابتدا قسمتهای قبلی را ببیند. این در مورد معروفترین سریالهای دنیا نیز مرسوم است؛ چراکه با ندیدن تنها یک قسمت سیر داستان را از دست میدهی و سردرگم میشوی. در صورت کلی و منطقی این است که هر کس تمایل دارد قسمت سوم یک فیلم سینمایی را ببیند در ابتدا قسمتهای قبلی آن را تماشا کند و بعد به تماشای قسمت سوم بنشیند.
وی افزود: در داستان «اخراجیها3» جز در یک مورد سعی شده که مخاطب زیاد دچار سردرگمی نشود و آن مورد نیز برای گرهگشایی از قسمتهای قبل است که جریان «ایران» دختر فرمانده مشخص شود و همانطور که میدانید در سکانس پایانی فیلم مشخص میشود «ایران» همان دختر داخل کمد بوده که بیژن او را نجات داده است و به نظرم این برگ برنده فیلمنامهنویس است که در آخرین سکانس فیلم برای مخاطب رو میشود.
دهنمکی در ادامه گفت: برخی میگویند بازیگران فیلم تمایلی برای بازی در قسمت سوم «اخراجیها» نداشتند و تنها به خاطر دستمزد بالا در «اخراجیها3» به ایفای نقش پرداختند ولی باید بگویم این حرفها تماماً حواشی است که برای «اخراجیها» ایجاد کردند. در حقیقت دستمزد بازیگرانی که در سه قسمت از «اخراجیها» بازی کردند در مجموع کمتر از فیلمهای دیگری است که در آن به ایفای نقش پرداختند و خانم بختیاری و آقایان رویگری و حیایی نیز قرارداد سفید امضا کردند. * اگر قرار بود فیلم سفارشی ساخته شود در این 30 سال ساخته میشد دهنمکی با بیان این که «اخراجیها» محصول اراده جمعی کسانی است که به این فیلم اعتقاد دارند، اضافه کرد: این فیلم سفارشیبردار نیست. حرفهایی که لبه تیغ است، اگر قرار بود سفارشی ساخته شود، در این 30 سال ساخته میشد. من بر اساس تکلیف و احساس وظیفهام نسبت به شرایط زمان این کار را انجام دادم.
وی ادامه داد: آقای شریفینیا که در «اخراجیها» به عنوان مجری طرح حضور داشتند، میتوانند شهادت بدهند ما برای کوچکترین وسایلی که برای فیلمهای دیگر به راحتی فراهم میشود، هزینه میکردیم.
مسعود دهنمکی افزود: اخراجیها بر خلاف بسیاری از فیلمهای طنزی که در کشور ساخته میشود، با زبان طنز حرفهای مهمی را میزند و مخاطب را هم با خودش دارد. وقتی این اتفاق نه یک بار و نه دو بار، بلکه 3 بار تکرار میشود، دیگر نمیگویند تصادف بوده است. این نشان میدهد که مردم با پیامهای فیلم مشکل ندارند.
وی درباره حضور موتوریها و لباس شخصیها در «اخراجیها3» و ارتباط آن با «آژانس شیشهای»، گفت: این شخصیتها استعارههای زیادی دارند. ترجیح میدهم خود مخاطب این موضوع را درک کند و من چیزی نگویم. من در زمان «آژانس شیشهای» هم یادداشتی نوشتم- علی رغم این که حاتمیکیا نسبت به کارگردانهای دیگر سینما بیشتر به «اخراجیها» روی خوش نشان داد- و جملهای که آن زمان حاتمیکیا گفته بود این بود که این صادقانهترین نقدی بود که درباره فیلمم نوشته شد. این افراد موتوری که در فیلم میگوییم دودشان ما را خفه میکند، کسانی هستند که برای یک آرمانی مبارزه میکنند. آدم، آدم است و وقتی که میسوزد دود میکند و این دود موتور، همان سوز دل است؛ چراکه وقتی که میخواهی اعتراض کنی، تو را به انزوا و سکوت فرامیخوانند. در فیلم از قول شهید رجببیگی گفته میشود «خدایا تو میدانی چه میکشیم. از یک سو باید شهید شویم تا آینده بماند و از سوی دیگر باید بمانیم تا آینده شهید نشود. یعنی باید بیایی وسط و کار کنی و توجهی به اینکه متهمت کنند نداشته باشی و یا اینکه تا حرف میزنی میگویند همین کارها را میکنید که به شما میگویند «اُمل». اینها همه نشانهشناسی است.
دهنمکی اضافه کرد: اولین باری که کسی لفظ «اُمل» را بعد از جنگ برای این بچهها به کار برد، آقایی بود که بخشی از شخصیت حاجیگرینف در فیلم نشان میدهد که وقتی به اموالش گیر میدهند، میگوید من اینها را از قبل از انقلاب داشتم. کمتر هم شده تازه؛ منتها این حرفها از روی شکم زده میشود. اینها یک جایی هم حاضرند این جوانها را به قربانگاه بفرستند و یک جایی هم حاضرند موتوریها را مقابل یگ گروه دیگر بفرستند. همه اینها مصداقهای عینی دارد و من ترجیح میدهم بعدها در موردشان صحبت کنم. این اتفاقها مثل آتش زدن ستاد خودشان و سقط جنین وجود داشته است. * اینکه میگویند حرف رو زده شده یا زیر، حرفهای فراستی است مسعود دهنمکی در ادامه نشست ادامه داد: اگر کمی جدیتر به اخراجیها نگاه کنیم و نشانهها را مرور کنیم، متوجه میشویم چقدر مناسبات دیروزی و امروزی و اتفاقات گذشته را نشان داده است. یک روز قرمز و آبی و یک روز سرد و زرد.
وی درپاسخ به سوالی مبنی بر عدم متوجه ساختن اخراجیها به اشتباهات نسل سوم و پاک و منزه دانستن آنها، اظهار داشت: «ایران» یکی از همین نسل سومیهاست. اساسا قصه بر این استوار است که آدمات را اشتباه گرفتی. اگر این دختر به سمت حاجیگرینف میرود، دلیلهای درستی هم میآورد و میگوید این مملکت یک آدمی میخواهد که جلویشان بایستد و سر زبان این را داشته باشد نه مثل شما که مثلا حیا کنید و در گوشهای بنشینید و چیزی نگویید. بعد میگوید این آدم، آدمی نیست که شما دنبالش هستید. میگوید مگر من به یک لیبرال ضد انقلاب رای میدهم؟ این هم یکی از شما بوده است. در جواب میشنود که نمیگویم بد ولی برو دنبال یک خوبتر.
دهنمکی ادامه داد: «ایران» نماد نسل سوم است که اشتباه میکند ولی برمیگردد. اینکه میگویند حرف رو و زیر زده شده، حرفهای «فراستی» است. فیلم آمده روایت کند، نه طرح معما. حسین پسر سید مرتضی هم به عنوان یک نسل سومی باید خودش را ببیند و متوجه باشد که ممکن است موتوریها را دباغ تحریک کرده باشد. * ممکن است در انتخابات بعدی گودزیلا برگردد این کارگردان در خصوص متراکم بودن فیلم افزود: تراکم موضوع و نمادها به این دلیل است که ما در یک جامعه شلوغ و پر تراکم زندگی میکنیم. در خود اصولگرایان نگاه کنید که چند جبهه شدهاند. در جبهه اصلاحات هم چند جبهه وجود دارد که به آنها بینالعباسین میگویند. در موضوع جوانها هم نمیتوانید همه کسانی را که در خیابانها بودند، متهم کنید که دشمن بودند. خیلی از آنها بر اساس آرمانی مثل آزادیخواهی یا اصلاحطلبی که شعارهای بدی هم نیستند، وارد میدان شدند. چیزهایی که افراد در ظاهر میگویند، به آن اعتقاد ندارند. برای این کار باید افراد به یک مرجع صحیح ارجاع داده شوند که این در آخر فیلم اتفاق میافتد. سیدجواد هاشمی گذشته را برای ایران بازخوانی میکند و در نهایت شما میبینید که دست حاجیگرینف و دباغ ناخواسته با میکروفنهایشان رو میشود. در پایان هم تمام کسانی که در خیابان و مناظره همدیگر را هو میکردند، زیر پرچم ایران، با هم یک سرود را میخوانند ولی نشان میدهیم بازی هم ادامه دارد، چون حاجیگرینف میگوید اگر کاری با ما ندارید ما به انتخاباتمان برسیم. این بازیها ادامه دارد و تمام نمیشود و ممکن است در انتخابات بعدی حاجیگرینف یا گودزیلا برگردد.
وی در پایان درباره ساخت اخراجیهایی دیگر بیان داشت: به نظرم اخراجیها علیرغم همه مقاومتها کار خودش را کرد و حرفش را زد. اخراجیها رسالت خود را به سرانجام رسانده و برای بعدها باید تصمیمگیری کنیم. --------------------------------------------------- * آذین: حضور جریانهای مخالف سینمای ارزشی «جبار آذین» نیز در نشست نقد و بررسی فیلم «اخراجیها3» بیان داشت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی، زمانی که سینمای ایران در حال احیا شدن بود، دوستانی که تمایل داشتند در این فضا فعالیت سینمایی انجام دهند، یا از سینمای گذشته، خود را به سینمای بعد از انقلاب رساندند یا از بدو انقلاب و با سینمای دفاع مقدس به سینما وارد شدند و بعدها کسانی به شکلهایی مانند موج نو وارد سینما شدند و چرخ سینما چرخید.
وی در ادامه افزود: بعد از این مراحل، ما نیاز به فیلمسازانی داشتیم که در آرمانهای انقلاب و اهداف جامعه در عرصه سینما حرکت کنند و کم کم بنابر این نیازها کسانی از بطن جامعه برخاستند. اما با توجه به شرایط آن زمان، تجربه زیادی در عرصه فیلمسازی نداشتند و به مرور وارد هنر هفتم شدند و تجربه کسب کردند و یکی از شاخههای سینمایی که آن را دنبال کردند سینمای ارزشی است. با تمام تلاش در طول سالیان، کسانی بودند که با این سینما مخالفت میکردند.
این منتقد سینما در ادامه گفت: عمده تلاش این مخالفان سینمای ارزشی، بر سوداگری و معامله در سینما خلاصه میشد و در حال حاضر نیز بسیاری از مناسبات سینمایی و ابزارهای این عرصه را در اختیار دارند، قدرت کمی ندارند و در برخی جاها تأثیرگذارند. این مقدمه به این خاطر بود که برخی از این جریانهای فکری سینمایی و این آدمها در این مقطع زمانی که «اخراجیها3» روی پرده سینما است، به نوعی حضورنمایی میکنند. * مهمترین حرفهای «اخراجیها» به خوبی در داستان آمده است این منتقد سینما در ادامه گفت: فیلم «اخراجیها3» فیلم پر محتوایی است؛ چراکه نگاه آقای دهنمکی ، نگاه پرمحتوایی است و در نگاه انسانی تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی لحاظ میشود، مضامینی که قرار بود در این فیلم عنوان شود تفکرات و جریانهایی در زمینه انسان و زندگی آن است؛ حال ممکن است این تفکرات در دیدگاه دین و یا هر قالب دیگری بگنجد و نکته قابل توجه در این بین است که در فیلم روی تک تک شخصیتها و داستانکهای فرعی فیلم کار شده است، بدین معنا که شما در فیلم احساس میکنید که شخصیتهای خاصی دارای لایههای خاصی هستند.
جبار آذین اظهار داشت: برای گفتن حرفها با ابعاد گسترده، در مقطع زمانی پس از جنگ و جریانات فکری آن، قالب فیلم در برخی مواقع طنز و گاهی اوقات تراژدی است و طبیعی است که تمام این مفاهیم ممکن است در یک فیلم جواب ندهد. من گمان نمیکنم که آقای دهنمکی اصرار داشته باشند که فیلم گنجایش این را داشته و در گفتن تمام حرفهای مورد نظرشان در «اخراجیها3» موفق باشد اما مهمترین حرفها به خوبی در داستان فیلم عنوان شده است.
این منقد سینما افزود: این حرفها از بطن جامعه گفته شده است. به طور مثال موسیقی و آوازهایی چون «همه چی آرومه» - که تماشاگران با آن احساس همآهنگی میکنند و جایی که لازم است با آن همخوانی میکنند - نشاندهنده این است که فیلم به وسیله مضامینی که مردم با آن آشنا هستند ارتباط برقرار میکند. * «اخراجیها3» برتر از دو فیلم قبلی مسعود دهنمکی است آذین در ادامه تأکید کرد: با وجود این که فیلم «اخراجیها3» در ادامه دو فیلم قبلی آقای دهنمکی است، اما به لحاظ مضمون و ساختار و تکنیک بسیار برتر از دو قسمت قبلی «اخراجیها»ست.
وی با اشاره به شخصیتهای فیلم بیان داشت: در «اخراجیها1» و «اخراجیها2» به لحاظ زمانی، شخصیتهای فیلم به یکدیگر نزدیک هستند، اما در «اخراجیها3» شخصیتها به لحاظ زمانی در شرایط اجتماعی جدیدتری قرار گرفتهاند و طبیعی است که شخصیتهای فیلم نمیتوانند به همان گونه قبل باشند و انتظار مخاطب نیز از آدمهای قصه تغییر میکند و به همین خاطر نمیتوان زیاد به شخصیتپردازی در این مطلب تأمل کرد، چراکه اینگونه شخصیت پردازی به زمان بیشتری نیاز دارد. * فیلمنامه این فیلم را بسیار محکم میدانم/ شخصیت «ایران» نیاز به پرداخت بیشتری داشت آذین در ادامه با اشاره به شخصیتهای فیلم «اخراجیهای 1 و 2 خاطر نشان کرد: در برخی از شخصیتهای این دو فیلم، به خاطر در متن داستان قرار داشتن، به خوبی پرداخت انجام شده بود اما این شخصیتها با همان پیشزمینه قبلی در «اخراجی ها3» حضور پیدا کردند و نکته در این جاست که اگر کسی برای اولین بار فیلم «اخراجیها3» را ببیند، بدون دیدن دو قسمت قبلی آن، امکان برقراری ارتباط با شخصیتها بسیار ضعیف است. اگر امکان این وجود داشت که شخصیتپردازی دقیقتری انجام شود، بدون شک فیلم از امروز نیز موفقتر میبود.
وی درباره فلیمنامه فیلم گفت: برخلاف برخی اظهار نظرات در مورد «اخراجیها3»، بنده فیلمنامه این فیلم را بسیار محکم میدانم و علیرغم پرموضوع و پرمخاطب بودن فیلم، بنا به ظرفیت فیلمنامه به موضوعات مهم پرداخته شده است و سؤالی بیپاسخ نمیماند. گرچه میشد به شخصیت «ایران» بیشتر پرداخته شود و به کنکاش کسانی پرداخت که همانند این شخصیت در این مسیر فکری قرار گرفتند و حتی به افق ایران اسلامی رسید. * بازی بازیگران قابل تحسین است در بخشی از این نشست، جبارآذین در خصوص شخصیتپردازی فیلم گفت: فیلم دارای شخصیتپردازی خوبی است و حرفهای زیادی را میتوان در مورد شخصیتها زد و با توجه به تغییرات مکانی و زمانی و با توجه به محوریت قرار گرفتن مفهومی چون «عدالت»، بازی خوب بازیگران قابل تحسین است و البته این هدایت خوب آقای دهنمکی را در بازی گرفتن از بازیگران نشان میدهد و ما میبینیم مخاطب با شخصیتها همذاتپنداری میکند و در مواقعی خوشحال و در مواقعی اندوهگین میشود. * برای پی بردن به لایههای دیگر فیلم شاید نیاز به بازبینی چندباره فیلم باشد این منتقد سینما با پرمضمون خواندن این فیلم تأکید کرد: در «اخراجیها3» قرار است حرفهای بزرگی گفته شود که بخش بزرگی از این حرفها گفته میشود و شاید برای پی بردن به لایههای دیگر فیلم نیاز به بازبینی چندباره فیلم باشد و حتی ممکن است نیاز باشد فیلم چند سال بعد دوباره دیده شود که به برخی نکتهها در روایت داستان برسیم.
وی در ادامه عنوان کرد: با توجه به جریانهای مطرح شده در فیلم، «اخراجیها3» حرفهای زیادی برای گفتن دارد. * «اخراجیها3» توانسته سینمای ایران را به نوعی احیا کند «جبار آذین» در ادامه این نشست خطاب به «مسعود دهنمکی» اظهار داشت: جدا از جریانهای مخالف فکری و سیاسی فیلم که مقابل شما جبههگیری کردند، مشخصا دو جریان سینمایی مقابل شما قد علم کردند و آمدند به این عنوان که خودی نشان بدهند و بگویند در اصل، در سینما ما ماندگار هستیم و اخراجیهای نوعی میآید و میرود، شروع کردند به مخالفت. یکی از این دو جریان سینمایی، جریانی است که به شکل خیلی بدی از سینما ارتزاق میکند و سینما برایشان دکانی برای کاسبی است.
وی افزود: این طیف که هیچ تصوری از اندیشه اخلاقی ندارد، فقط دنبال کاسبیاند. چیزهایی هم که تاکنون از آنها دیدیم، سینما نیست. اینها از جمله کسانی هستند که مقابل اخراجیها قد علم کردند؛ به این دلیل که فکر میکنند اخراجیها جای آنها را تنگ کرده است. این گروه سعی میکنند ارزشهای فیلم را نادیده بگیرند که البته اینجا هم قصد نداریم وارد مسائل پشت پرده با سینماگران و سینماداران و ... شویم.
آذین ادامه داد: طیف دیگر، طیفی هستند که قبله آمالشان سینماهای آن طرف آبهاست و نگاهشان به فیلمهای هالیوودی و این مدلی است و هر فیلمی که مثل آن باشد را میپسندند.
وی در ادامه گفت: «اخراجیها3» فیلمی اجتماعی و پرمخاطب است که توانسته سینمای ایران را به نوعی احیا کند. ما در آینده منتظر فیلمهایی از این گروه و این کارگردان هستیم. * «اخراجیها3» فیلمی اجتماعی و برآمده از سینمای ارزشی آذین در ادامه اذعان داشت: فیلم «اخراجی ها3» فیلمی است که از سینمای ارزشی متولد شده است. آقای دهنمکی نیز برای رسیدن به این مرحله تلاشهای زیادی انجام داده است و با مطالعات در این زمینه تجارب خاصی نیز به دست آورده است.
وی افزود: استقبال گسترده مردم از فیلم «اخراجیها3» باعث شد هم بازار سینمای ایران رونق بگیرد و هم سینما از حالت ابتذالی که دچارش بود، اندکی فاصله بگیرد.
وی تأکید کرد: این فیلم قبل از هر چیز، فیلمی اجتماعی است که از زاویه انسانی به قضایا نگاه میکند. با اینکه در فیلم به مضامین و مفاهیم مختلف و به مصادیق مختلفی از افراد پرداخته میشود - اعم از مسائل اجتماعی، خانوادگی، سیاسی- اما برجستگی خاصی به مسائل سیاسی داده شده است. این حرف من بدین معنا نیست که فیلم سیاسی است، بلکه یقیناً «اخراجیها3» فیلمی اجتماعی است اما نگاه این اثر، نگاهی انسانی است و همین نگاه در پردازش اثر باعث شده که فیلم به موفقیت دست یابد. -------------------------------------------------------------------- * بختیاری: شعارم در زندگی «اهدنا صراط المستقیم» بوده است به گزارش فارس، در ادامه نشست «بهنوش بختیاری» در خصوص بازی خود در فیلم «اخراجیها3» اظهار داشت: از زمان همکاری در فیلم «دارا و ندار» آقای دهنمکی، به همکاری دوباره با ایشان علاقه داشتم؛ چراکه با توجه به فیلمهای «کدام استقلال، کدام پیروزی» و «فقر و فحشا» میدانستم آقای دهنمکی، شخصیتی تکلیف روشن و با موضعی مشخص دارند که نگاهشان، نگاهی انسانی است.
وی در ادامه افزود: من همیشه شعارم در زندگی «اهدنا صراط المستقیم» بوده است و در زمان تولید سریال «دارا و ندار» شنیدم که اگر نخواهم به آن گوش دهم، روی حق پا گذاشتهام و به همین دلیل در «اخراجیها3» به شدت مشتاق به همکاری بودم. در ضمن با توجه به اینکه من بازیگری هستم که بیشتر به فیلمهای طنز پرداختم و دیدم در این فیلم قرار است حرفهای روشنفکرانه جدیدی با تمی سیاسی گفته شود، بازی در این فیلم را پذیرفتم؛ البته نباید در این انتخاب فیلمنامه خوب، حضور آقای شریفینیا و البته شخصیت دوست داشتنی آقای دهنمکی را نادیده گرفت. * «اخراجیها3» به نقد دموکراسی میپردازد وی افزود: در سراسر فیلم به نقد دموکراسی پرداخته میشود و شیوههای مختلف این مفهوم به نقد گذاشته میشود.
بهنوش بختیاری در این نشست گفت: من فکر میکنم آقای دهنمکی 10- 15 سالی جلوتر از زمان خودشان حرکت میکنند و شاید 5 سال دیگر مردم راحتتر «اخراجیها3» را درک و هضم کنند. شاید برای برخی افراد هضم این موضوع سخت باشد. فکر میکنم زمان همیشه بزرگترین آموزگار و ثابتکننده همه چیز بوده و هست. * حرف «اخراجیها3» فراتر از حرفهای انتخاباتی و سیاسی است بهنوش بختیاری در ادامه این نشست بیان داشت: البته ما در زمان پیشتولید بیشتر آقای دهنمکی را میبینیم تا زمان فیلمبرداری. نکته قابل توجه این است که ایشان با بازیگران فیلمهایشان به خوبی ارتباط میگیرند و این در تشریح نقش بسیار مؤثر است.
این بازیگر سینما خاطر نشان کرد: من با علم بر اینکه میدانستم بازیگران زیادی در این فیلم وجود دارند، به شخصه به ایفای نقش در «اخراجیها3» علاقه داشتم.
این بازیگر سینما با اشاره به فروش بالای فیلم گفت: به نظر میرسد فروش زیاد فیلم نشانه ارتباطگیری بیشتر مخاطب با اینگونه از فیلمهاست و به نظرم حرف فیلم، بسیار فراتر از حرفهای انتخاباتی و شخصیتهای سیاسی است. * یک لحظه باورمان شد که کاندیدای ریاستجمهوری شدهایم! بهنوش بختیاری در خصوص یکی از سکانسهای فیلم گفت: زمانی که من و آقای رویگری سوار ماشین شدیم، اشک من سرازیر شد؛ چراکه آن گونهای که هنرورها شعار میدادند، من تصور کردم حقیقتاً کاندیدای ریاست جمهوری هستیم. * قدرتطلبی بیش از حد شخصیت، برایم بسیار جالب بود بختیاری در خصوص تحلیل نقش خود اظهار داشت: من در فیلم، نقش یک همسر کاندیدای سیاسی را بازی میکنم که بسیار قدرتطلب است. حتی دوست دارد از همسرش نیز جلو بزند و این قدرتطلبی بیش از حد شخصیت، برایم بسیار جالب بود.
وی در پاسخ به این سؤال که چه میزان این قدرتطلبی در نقش منعکس شده است، بیان داشت: شعاری که این شخصیت به آن معتقد است این است که «زنها و مردان با هم برابرند» که به نظرم این شعار بسیار خوبی است اما به نظر میرسد آنچنان که باید به این شعار واقف نیست و فقط به طور سطحی در حد یک نمایش، این برابری را فریاد میزند. این در حالی است که خودش هم هنوز به معنای درست این شعار پی نبرده است. -------------------------------------------------------------------- * شریفینیا: حاجیگرینف بین خودی و غیرخودی تفکیک بسیاری قائل است «محمدرضا شریفینیا» در خصوص میزان بازتاب نقش حاجیگرینف در جامعه گفت: این شخصیت دنیا را به دو قطب خوبها و بدها تقسیم میکند؛ آنها که مثل و با او هستند از دید حاجیگرینف خوب هستند و آنها که با او نیستند مسلماً بد هستند، بنابراین حضور آدمها علیه خود را نمیپذیرد و معتقد است حضور آدمهای مخالف در عرصهای که او در حال فعالیت در آن است، ممکن نیست.
شریفینیا در ادامه افزود: نگاه حاجیگرینف در مقابل آدمهایی که با وی مخالف هستند، نگاهی دفعکننده است؛ مگر اینکه آدمها چرخشی 180 درجهای داشته باشند و این تغییر را خود او ببیند؛ به عنوان مثال با شهید شدن مجید سوزوکی، تازه کمی به خود میآید و قبول میکند شاید دایره تفکری خودش کمی تنگ است. در حقیقت بین خودی و غیر خودی تفکیک بسیاری قائل است.
این بازیگر سینما بیان داشت: این شخصیت یک دایره انحصار گرایانه برای خود باز کرده و حاضر نیست کسی را در آن راه دهد. او به جامعهای معتقد است که آدمهایی که میتوانند با یک راهنمایی کوچک هدایت شوند را از خود طرد میکند و به نظر من ذهنیت جذبیگرایی این شخصیت، معضل جامعه امروز ما است.
وی در ادامه تشریح این شخصیت گفت: حاجیگرینف نماد آدمهایی در جامعه است که لباس دین میپوشند و نان دین را میخورند و رانتخواری میکنند. در حقیقت چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند و به منطق جذب و دفع مطرح شده در اسلام خدشه وارد و قوانین زندگی را بر اساس امیال خود برنامهریزی میکنند.
شریفینیا تاکید کرد: فکر میکنم این شخصیت نشاندهنده این است این گونه آدمها نماینده دینی که ما را به رستگاری میرسانند، نیستند.در حقیقت زیر ذرهبین بودن این شخصیت یکی از مسائل اساسی است که در سهگانه «اخراجیها» بدان پرداخته شده است و بخش اعظمی از جذب مخاطب در این سه فیلم برملا شدن کاراکتر حاجیگرینف است.
این بازیگر سینما ادامه داد: هر کسی حق اشتباه دارد اما اگر کسی که ادعای دینداری و لباس دین بر تن دارد، اشتباهی انجام دهد به پای خود فرد نوشته نمیشود بلکه به پای دین نوشته میشود و ما باید نشان میدادیم آدمهایی چون روحانی و حاجیگرینف قابل تفکیک هستند و ما در سه قسمت فیلم این دو شخصیت را به موازات به دفعات میبینیم.
«محمدرضا شریفینیا» در پاسخ به این سوال که آیا گفته برخی که میگویند بازیگران فیلم تمایلی برای بازی در قسمت سوم «اخراجیها» نداشتند و تنها به خاطر دستمزد بالا در «اخراجیها3» به ایفای نقش پرداختند، صحت دارد یا خیر؟ بیان داشت: به هیچ وجه این گونه نیست. * متفکرها فهمشان را روی هم بریزند و فیلم پرمخاطب بسازند «محمدرضا شریفینیا» ادامه داد: ما که ادعا داریم روشنفکریم و کتاب میخوانیم و فکر میکنیم و میفهمیم، یک مقدار فهممان را روی هم بریزیم و یک فیلمی بسازیم که انقدر مخاطب داشته باشد. مگر فیلمهایی که از همان طیف خوب میفروشد، سانسور و ممانعت در آنها بوده است. * مشکل سینمای ما ناراحتی کسانی است که کار نمیکنند وی افزود: میگویند خودش کاری نمیکند و از اینکه دیگران کار میکنند و بهره میبرند و موفق میشوند، نارحت است. دکتر شریعتی در کتاب کویر از دکتر طه حسین این طور نقل میکند که این کتاب را تقدیم میکنم به کسانی که خودشان کاری نمیکنند و از اینکه دیگران کاری میکنند نارحتاند. مشکل ما در جامعه امروزی سینما کسانی است که خودشان کاری نمیکنند و از اینکه دیگران کار میکنند نارحت میشوند. * «اخراجیها3» سه نسل سومی بد، خوب و میانه دارد شریفینیا در پاسخ به سوالی مبنی بر عدم متوجه ساختن «اخراجیها3» به اشتباهات نسل سوم و پاک و منزه دانستن آنها، بیان داشت: نسل سوم چیزی را از خودش ارائه میدهد که به او آموزش داده شده است. منتها ما برای آن، سه شاخصه داریم. یکی پسر مرتضی، یکی دختر رسولی و یکی هم پسر گرینف. پسر گرینف در جامعه فعلی حل شده و یک جوان زیادهطلب و خوشگذران است. پسر سیدمرتضی با اعتقادات خودش وارد میدان شده و همان کسی است که اگر دوباره بگویند جنگ است، خالصانه وارد میدان میشود و برای همین از پدرش دلگیر است و دنبال دو واحد شجاعت میگردد. تفکر دیگر هم «ایران» است که درحقیقت هم اعتقادات را دارد و هم میگوید در ظاهر میتوان با زبان دیگری صحبت کرد. یعنی در حقیقت، فیلم یک نسل سومی خوب، یک نسل سومی بد و یک نسل سومی میانه دارد. بعد هم یک فیلم نمیخواهد تمام کائنات را جواب بدهد. شما اگر در یک فیلم سینمایی بتوانید یک معضل را جواب بدهید و یا یک مجهول را در ذهن مردم معلوم کنید، رسالت خودتان در ارتباط با این فیلم را انجام دادهاید.
وی در ادامه تصریح کرد: در ارتباط با این فیلم که به معضلات و مشکلات جامعه میپردازد، نویسنده تا یک جایی میتواند معضلات جامعه را حل کند و میتواند تا بخشی از مشکلات جامعه امروزی در ارتباط با انتخابات و مشکلات نسل سومی و ... را پاسخ دهد. * دهنمکی میخواهد در فیلم تکلیف تمام کائنات و جهان و بشریت را روشن کند «محمدرضا شریفینیا» مجری طرح این فیلم گفت: متراکم بودن قصه فیلم، بحثی بود که از ابتدا بین من و آقای دهنمکی جریان داشت. من میگفتم یک لیوانی هست که شما میخواهید یک پارچ را در آن بریزید. این کار نمیشود و بخشی از آب به بیرون میریزد و بخشی از کار به مشکل برمیخورد و هدر میرود. به نظرم بخش زیادی از مسائل در این فیلم هدر رفته است. شاید از هر بخش فیلم میشد یک فیلم ساخت.
آقای دهنمکی هم اینطور به من جواب میدهند که من همیشه طوری فیلم میسازم که انگار آخرین فیلمم را میسازم و بعد از آن دیگر نمیتوانم فیلم بسازم. بنابراین میخواهند تمام حرفها را در فیلم بزند و تکلیف تمام کائنات و جهان و بشریت را روشن کند. * مشکل «اخراجیها3» متراکم بودن آن است وی ادامه داد: به نظرم یکی از زیباترین حرفهایی تا به حال درباره فیلم زده شد و نقد شد به این فیلم، مشکل متراکم بودن فیلم بود. فیلم متراکم است و شما هم دوست دارید فیلم برای هر موضوعی پاسخی داشته باشد. «اخراجیها3» 180 دقیقه است. اگر شما بخواهید اصل فیلم را ببینید باید 180 دقیقه را تماشا کنید. امیدوارم در سیدی که بیرون میآید، بتوانیم 180 دقیقه را ببینیم. * استفاده ابزاری یک کاندیدا از فلان خواننده دردناک است شریفینیا اضافه کرد: پسر حاجیگرینف می فهمد ولی غرق در خوشگذرانی است و به همه کلک میزند و آن طرف هم از آن سوء استفاده میکند. این کار که گروه رقیب یک پارتی تشکیل میدهد تا پسر حاجی گرینف را گیر بیندازد، خودش یکی از موارد بسیار مهم در ارتباط با مسائل انتخاباتی است. طرف اصلا کاری به هیچ چیزی ندارد و دنبال یک چیزی است که طرف مقابل را زمین بزند که همان جا هم دباغ میگوید اصلا برای من مهم نیست و فقط میخواهم او نبرد.
وی در ادامه نشست بیان داشت: یک دوستی چند روز پیش میگفت شما چرا در فیلمتان از آهنگهای ماهوارهای و الفاظ نامناسب استفاده کردید. به نظرم این حرفها، حرف منتقد نیست. ما حق داریم در فیلم از موارد غیر صحیح برای گرفتن نتیجه صحیح استفاده کنیم. اگر در فیلم، دزدی نشان داده میشود، به منظور تایید آن نیست. ما میخواهیم از یک عمل زشت، نتیجه بگیریم. این که یک کاندیدا رفته و از سوسن خانم استفاده ابزاری کرده، اصلا خندهدار نیست بلکه دردناک است. * حاجیگرینف نقش خوارج و طلحه و زبیر را بازی میکند وی ادامه داد: ما موظیم این رانشان بدهیم. موضوع این است که حاجیگرینف که به این ترانهها اعتقاد ندارد، در فاصله زمانی انتخابات برای رای آوردن به آن معتقد میشود. میگوید باید برای رای آوردن از این وسیله استفاده کنیم، یعنی در آن لحظه هدف، وسیله را توجیه میکند. این غلط است و باید منتقد ما به این بپردازد. حاجی گرینف به پسرش میگوید تا همین چند روز میتوانی با اینها بگردی و از پس فردا پدرت را درمیآورم. اگر قرار است پدرش را دربیاوری، باید از همان اول دربیاوری. این معضل ما در فیلم است. مصداقهای ما حتی مصداقهای امروزی نیست. من نقش خوارج را بازی میکنم. من نقش طلحه و زبیر را بازی میکنم؛ در عین حال که استفاده آن برای امروز است. * اخراجیهای یک و دو و سه لازم و ملزوم همدیگر هستند وی افزود: اگر پسر سیدمرتضی یا پسر حاجی گرینف یک مقداری هوشیاری داشت، با ابزار دشمن به دام نمیافتاد. اینها نسل ما را میتوانند به راحتی سر در گم کنند. شما فکر میکنید کسانی که در خیابانها، بانکها و ماشینها را میسوزانند، مردم بودند؟ به خدا اگر مردم این کار را بکنند. مردم نمیدانند چه دستهای پنهانی وجود دارد که این کارها را میکنند. برای این است که این اتفاقات میافتد وگرنه شما خیلی راحت میتوانید اعتراضتان را بکنید. پشت این اعتراضات دستهای دیگری است که من و شما از آن خبر نداریم و این موضوعاست که اشکال دارد. این فیلم باید ساخته شود تا شما دستهای پنهان را ببینید.
به گزارش فارس، در این حال دهنمکی به طنز میگوید ببینید اخراجیها چقدر حرف برای گفتن دارد. شریفینیا هم در جواب او به ظنر میگوید البته اینها برای فیلمهای دیگری بود که کار کردیم. بخشی از آن برای پایاننامه بود و بخشی از آن هم مربوط به کار جدید آقای ابوالقاسم طالبی است.
وی در پایان گفت: «اخراجیها1» شروع قصه است و در «اخراجیها3» شروع ما اخراجیها1 است. اینکه بخواهیم این سه را منفک از هم ببینیم، درست نیست. در اخراجیها3 شخصیتها شکل گرفته و دوربین زندگی همان افرادی را که در یک و دو نشان داده، به تصویر میکشد. شخصیتهای اضافه شده هم آنقدر ملموس هستند که تکلیفشان روشن است. اخراجیهای یک و دو و سه لازم و ملزوم همدیگر هستند. قصه از «اخراجیها1» شروع میشود و در «اخراجیها3» تمام. * فیلمهای سفارشی اصلا مخاطب ندارد «محمدرضا شریفینیا» در بخشی از این نشست در خصوص ساخت فیلم سفارشی گفت: فیلمهای سفارشی اصلا مخاطب ندارد. اگر فیلمی قرار باشد، مخاطب داشته باشد که دیگر احتیاجی به سفارش دادن آن نیست. وقتی فیلمی را سفارش میدهند که میدانند مردم فینفسه نمیروند فیلم را ببینند؛ بنابراین سفارش میدهند تا مردم آن را ببینند. گذشته از این اگر قرار باشد فیلمی اینچنین سفارشی ساخته شود و موضوعات مهمی را مطرح کند، که در این 30 سال باید این کار را میکردند و هر سال حداقل یک فیلم را میدیدیم.
وی افزود: مردم دنبال فیلمهای سفارشی نیستند. این فیلمها ساخته میشود تا بگویند ساخته شده و ما به آن پرداختیم. * یکسری افراد علاقهمند هستند دیگران کار نکنند شریفینیا در خصوص مباحث مربوط به تحریم فیلم و فضای دو قطبی اکران گفت: کاسبی کار شریفی است. یکسری افراد علاقهمند هستند که دیگران کاسبی کنند. اینها میگویند من ناراحتم از اینکه تو فهمیدی چه طور نبض جامعه را در دست بگیری و خوب بفروشی و خوب کار کنی. این که شما بتوانید با توجه به وجود تلویزیون و ماهواره و فیلمهای خارجی، مردم را به سینما بیاورید، بزرگترین هنر است. خودشان که این هنر را ندارند، بنابراین مجبور میشوند بقیه را تخریب کنند. * مگر فیلم «اصغر فرهادی» سانسور شده است که حالا ... وی در ادامه بیان داشت: به یک آقایی گفتند از خدا چیزی بخواه. این شخص گفت: «خدایا یک کاری بکن که ماشین همسایه ما آتش بگیرد.» بحث ما این است که خود آدمها دنبال ایجاد موقعیتی برای جذب مخاطب نمیروند و مدام به دیگران گیر میدهند. مگر آقای «اصغر فرهادی» که فیلم ساختند، فیلمشان سانسور شد. مگر تصدیگری دولت بر سر فیلم آقای فرهادی نبود.
شریفینیا ادامه داد: آقای فرهادی فیلمی ساختند و مردم دیدند و خوششان آمد و فروش هم کرد. بقیه آدمها هم به جای اینکه ما را نفرین کنند، بروند فیلم خوب بسازند. «جدایی نادر از سیمین» یک نوع فیلم است با یک نوع مخاطب که آقای فرهادی ساختند؛ «اخراجیها3» هم یک نوع فیلم است با یک مخاطب دیگر و شاید گستردهتر. بعضیها مخاطب خاص را مد نظر دارند و بعضیها مخاطب خاص و عام را با هم. * برای اخراجیها یک ریال وام دولتی نگرفتیم «محمدرضا شریفینیا» با بیان این که در این شرایط فروش فیلم یک هنر است، افزود: باور کنید من به عنوان مجری طرح این فیلم، در فیلمهای دیگری که مجری طرح هستم، شاید بتوانم تا 80 درصد امکانات فیلم را مجانی فراهم کردم ولی در ارتباط با فیلم آقای دهنمکی این امکان وجود نداشت؛ به خاطر اینکه برخی از موسسات دولتی که به ما کمک نکردند هیچ، برخی موسساتی هم که امکانات میدادند، میگفتند به دلیل اینکه اخراجیها فیلم پر فروشی است، باید پول بیشتری هم به ما بدهید.
این بازیگر سینما در ادامه گفت: شما وقتی میخواهید بروید یک فیلم دفاع مقدسی بسازید، به راحتی به سپاه یا ارتش میروید و امکانات دریافت میکنید. من برای شما میتوانم لیست بیاورم در «اخراجیها2» چقدر ما هزینه وسایل جنگی کردیم. از جابجایی تانک و توپ و غیره گرفته تا گرفتن گلوله و اسلحه. اینها چیزهای است که به فیلمهای دیگر مجانی داده میشود ولی ما با وضع بدی، آنها را تهیه کردیم. اصلا هیچ گونه کمکی به فیلم نشد. حتی ما از کمکهای اولیهای که افراد به عنوان سوبسید استفاده میکنند، هنوز استفاده نکردیم. حداقل در این دو فیلمی که مجری طرح بودم، خدمت شما عرض میکنم که یک ریال وام دولتی به ما تعلق نگرفته است.
وی اضافه کرد: در فیلمهای دیگری که حضور دارم، خودم شخصا بسیاری از امکانات را میتوانم به راحتی تهیه کنم. فیلمهایی بوده که تمام امکانات و حتی لوکیشن آن را مجانی فراهم کردم ولی در این کار نبوده است. آدمهای دیگر به جای اینکه خودشان فیلم بسازند و مخاطب جذب کنند میخواهند ماشین همسایهشان آتش بگیرد تا حداقل آنها نفروشند!