هنوز بوی خون و شهادت را میتوان از لابهلای سنگریزههای این منطقه استشمام کرد. فکه، شلمچه، اروند کنار و... مناطقی هستند که همچون لوحی زرین بر سینه تاریخ این مرز و بوم جای خوش کردهاند. این جا مرز شهادت است، جایی که به راحتی میتوان فاصله عرش تا فرش را در نزدیکترین حد یافت. اینجا همه چیز بر اساس معیار دل سنجیده میشود تا شاید آن چیزهایی را که در زندگی پر پیچ و خم شهری گم کردهایم بازیابی کنیم و برای آینده خود توشهای برداری. توشهای که یقینا چندی است آن را فراموش کردهایم و یادمان رفته روزی نیز برای رفتن وجود دارد. همسفر شدن با کاروان راهیان نور نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران مجالی داد تا از بعدی دیگر به مناطق عملیاتی نظاره و جنگ را باتمام غمها و شادیهایش و با تمام رشادتهایی که در آن اتفاق افتاده کنکاش کنیم. برخی بر این باورند که بازدید از مناطق عملیاتی در قالب کاروان راهیان نور نمیتواند آن چیزی را که در دل جنگ نهفته است در اختیار مردم قرار دهد و آنان را با گوشه گوشههای واقعیات جاری در این مناطق آشنا سازد، اما عدهای دیگر بر این نکته تأکید دارند که با استفاده از پتانسیلهای موجود در این سفر معنوی میتوان خط سیر ایمانی شهدا را به نسل جوانی که حتی برای ثانیهای جنگ را احساس نکردهاند ترسیم و شاکله اصلی آن را با تمام معیارهایی که در خود نهفته دارد را انتقال داد. در میان این بایدها و نبایدها که هر کدام به نوبهای به دنبال ایجاد فضایی مناسب برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است میتوان نکات مثبت و منفی بسیاری را یافت که اگر همت جمعی برای رفع و تعدیل آن بسیج شود سفر راهیان نور در کشور به عنوان یکی از تأثیرگذارترین سفرهای زیارتی مبدل میشود که متأسفانه به دلیل وجود پارهای موارد رسیدن به قلههای این آرمان کمی دور از دسترس شده است و برای رفع آنها باید چارهای تدبیر شود.این خاک بوی خون و گلوله میدهد سرهنگ پاسدار عبدالله افراوی، فرمانده سپاه خرمشهر افتخاری را که امروز خرمشهر و دیگر مناطق عملیاتی به آن میبالند را مدیون خون شهدا معرفی مینماید و میگوید:«خاک شلمچه بسیار مقدس است که این قداست را از خون شهدا به عاریه گرفته است. جوانانی که در قالب کاروانهای راهیان نور به این منطقه میآیند به این موضوع میاندیشند که از خاک به افلاک برسند».وی میگوید :«در کاروان راهیان نور چیزی به نام سختی و هراس یا آن چیز که دلاورمردان این خطه در زمان جنگ با آن رو به رو بودند، وجود ندارد لذا نمیتوان فضایی را فراهم نمود که بتوان واقعیتها را انتقال داد و از این طریق به صورت محدود شده است» سرهنگ افراوی بیان میدارد: «صحنههای تاریخ همیشه تکرار میشوند ولی متأسفانه تکرار آن به صورت میدانی دیگر تحقق پذیر نمیباشد. زمان جنگ، خون، گلوله و آتش وجود داشت اما در شرایط حاضر دیگر آن صحنهها وجود ندارد. زمان جنگ کارگردان، بازیگر و صحنه سازان فرق داشتند. ما در شرایط حاضر نمیتوانیم چنان صحنههایی را ایجاد کنیم. تنها راه ما برای رسیدن به آن صحنهها استفاده از پتانسیلهای موجود در راویگری است. ما از طریق راویگری باید راوی تاریخ باشیم و واقعیتها را همانطور که بود انتقال دهیم. بحث ما تنها سختی دادن به زائر نیست چرا که سختی بدون ترس و دلهره از مرگ بیفایده است و کار به جای نمیبرد ».وی در ادامه به راهکارهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این زمینه اشاره میکند و بیان میدارد:«ما برای اینکه تا حدودی حس جنگ را به زائرین منتقل نماییم هم اکنون در پادگانهای شهید محلاتی و شهید مسعودیان، از زمان شروع کاروان راهیان نور دانشآموزی هر شب اقدام به برگزاری رزمایش میکنیم».فرمانده سپاه خرمشهر ادامه میدهد:«مردم در پادگانها با وحشت جنگ آشنا میشوند و در یادمانهایی همچون شلمچه به واقعیتهای جنگ گوش فرا میدهند تا با همذات پنداری متوجه آن چیزی شوند که در جنگ رخ داده ». وی به مقوله راویگری و جایگاه آن در انتقال پیام اشاره مینماید و میافزاید:«یکی از مشکلات اصلی ما فقدان زمان مناسب برای راویانی است که مستقر در محل یادمانها هستند. برای مثال یک کاروان که از مشهد آمده 30 ساعت مسیر را طی کردهاند و وقتی به شلمچه میرسند سریع میخواهند به یادمان بعدی بروند که این باعث میشود راوی مستقر در یادمان نتواند آن چیزی را که باید برای زائر توجیه کند به درستی انجام دهد. پس وظیفه اصلی بر عهده راوی همراه کاروان است تا بتواند این کمبود را جبران کند. اگر راوی همراه کاروان دانش کافی نداشته باشد نمیتواند به رسالت واقعی خود عمل نماید و این میتواند برای ما و تاریخ جنگ بسیار مشکلساز باشد».سازمانها و عدم هماهنگی بین آنهایکی از مشکلاتی که هم اکنون باعث میشود تا نتوان به صورت شایسته مناطق عملیاتی را برای بازدیدکنندگان تشریح نمود عدم همبستگی بین سازمانهایی است که برای اعزام زائر به این مناطق اقدام مینمایند. شاید بتوان گفت نوعی غفلت در حال رخ دادن است، غفلتی که تنها هزینه آن فاصله گرفتن بازدیدکنندگان از حقایقی است که در پس خواستههای سازمانی گم شده است.در همین رابطه امیربسطامی، راوی ارشد نیروی زمینی ارتش در پاسخ به این سوال که سازمانها چگونه میتوانند از این همه آشفتگی رهایی یابند تا اطلاعات صحیح در اختیار مردم قرار گیرد با اشاره به قداست مناطق عملیاتی بیان میدارد:«از آنجایی که نقاط مرزی میزبان خون پاکترین شهروندان ایرانی برای نجات خاک کشور محسوب میشود در انتقال اطلاعات باید بسیار دقیق عمل نمود تا وقتی زائرین پای صحبت راویان مختلف مینشینند دچار آشفتگی اطلاعاتی نشوند ».وی ادامه میدهد: «ما برای اینکه بتوانیم تاریخ شفافی را برای نسل آینده خود فراهم کنیم باید تضادها را از بین ببریم. ما باید به این نکته تأکید کنیم که اگر افتخاری برای کشور به دست آمده برای همه است. اگر در برخی از عملیاتها توفیقی به دست نیامده نیز به همین شکل. اگر ما به نقشه عملیاتها نگاه کنیم، خواهیم دید که بیشتر عملیاتها مشترک بودهاند. ما در زمان جنگ همبستگی و اتحاد بسیار قوی را بین نیروها مشاهده میکردیم که این اتحاد تا کنون به صورت گسترده به چشم میآید. ما باید این را به یاد داشته باشیم که برادران ما چه در سپاه و چه در ارتش و چه در بسیج همگی در یک سنگر بودند و با یکدیگر در یک خاکریز به شهادت میرسیدند. اما در پارهای از موارد اختلاف سلیقهها تنها باعث میگردد تا رسیدن به هدف کمی با مشکل رو به رو شود و نتوانیم تاریخ مدونی از جنگ ارائه کنیم و مناطق عملیاتی را آماده برای پذیرش زائرین به صورت واقعی نماییم. بازار یا معنویت؟معنویت رخ اصلی سفر زیارتی به مناطق عملیاتی است که آن را از سایر سفرها متمایز میسازد. در مناطقی که روزگاری توپ و تانک و آتش و خمپاره و خون حکمفرما بود، امروز خود را به فضایی مبدل ساخته که میعادگاه هزاران عاشق دلسوخته است اما این فضای معنوی از نفوذ غرفههای بازرگانی بینصیب نمانده و میتوان به راحتی در کنار هر یک از یادمانهای شهدا ردی از آنها را جستوجو کرد.هر ایرانی که اسم اروند رود و حاشیههای آن را میشنود ناخودآگاه عملیات والفجر 8 و شهدا و رشادتهای رخ داده در آن منطقه به ذهنش متبادر میگردد لذا در سفری که به مناطق عملیاتی با محوریت کاروان راهیان نور انجام میدهد به دنبال دست یافتن به ارزشهای نهفته در این منطقه است.معنویت در لابهلای نیهایی که هزاران داستان ناگفته را در دل خود همچنان نهفته نگه داشتهاند هنوز رخ نمایی میکند، اما در کنار این فضای دلربا بازارهای سنتی به چشم میخورند که غالب آنها متشکل از اجناس قاچاق میباشند.سوال اساسی اینجاست چه نقطه مشترکی را میتوان در این بازار که عموما شریان اقتصادی کشور را مورد هدف قرار داده با معنویتی که هر لحظه آن را میتوان در گوشه و کنار این خطه جستوجو کرد وجود دارد.مهدی یکی از دانشجویان زنجانی که به همراه دیگر دوستانش برای بازدید به این منطقه آمده از وجود چنین بازاری در خاک مقدس اروند گلایهمند است و میگوید: من برای اولین بار است که خدا قسمت کرده به مناطق عملیاتی جنوب آمدهام و تا آرمانهای شهدای عزیز انقلاب که جزو پاکترین انسانها محسوب میشوند تجدید میثاق کنم.وی ادامه میدهد: مناطق جنگی از مهمترین نقاط کشور محسوب میشوند چرا که بخش مهمی از تاریخ را در دل خود نهفته دارند لذا فضاسازی باید به صورتی انجام گیرد که زائر در بدو ورود بتواند با آن ارتباط برقرار کند. این در حالی است که این شرایط هنوز مهیا نشده و نمیتوان چندان با محیط همسو شد.مهدی میگوید: وقتی انسان پا به این مناطق میگذارد باید صدای بال ملائک را بشنود اما این نگاه اقتصادی نمیگذارد ما به آن چیزی که میخواهیم برسیم. شاید مسئولان بیتقصیر باشند اما این مشکلی است که باید برای آن چارهای اندیشه شود چرا که این مکانها محل معامله انسانهای پاک با خداوند است نه معاملات دنیوی.مینا شریفی یکی دیگر از دانشجویان بسیجی است که به منطقه اروند کنار آمده تا از نزدیک محل رشادتهای جوانان این مرز و بوم را ببیند. وی در حالی که در گوشهای به دور از نقل و روایت راویان در کنار ساحل اروند به صدای خاموش فریادهای اللهاکبر که روزگاری در این رودخانه و مرزهای بعد از آن طنین انداز شده بود گوش فرا میدهد میگوید: خاک و آب و هوای این منطقه حس و حالی خاص دارد و آن را متمایز از دیگر نقاط کشور میکند. هر جایی که حتی قطره کوچکی از خون شهید بر زمین ریخته شده باشد متبرک است و باید برای آن ارزش قائل بود.شریفی در حالی که با چفیه اشک گوشه چشمانش را پاک میکند به صحبتهایش ادامه میدهد: ما نباید مناطق عملیاتی را با مسائلی مانند بازارها یا بیاخلاقیهای سازمانی یا نداشتن اطلاعات در بین راویان آلوده کنیم. این مناطق میراث ملی هر ایرانی به حساب میآید و باید برای حفظ آنها از هر کوششی بهره برد و برنامه مدونی را در دست داشت.این زائر خاک مناطق عملیاتی جنوب میافزاید: من به عنوان یک شهروند ایرانی که از اعضای خانواده شهدا محسوب میشود ارادت خاصی نسبت به این مناطق دارم و با توجه به شناختی که از مسئولان نشر ارزشهای دفاع مقدس دارم میدانم که برای این موضوع چارهای اندیشیدهاند و نمیگذارند این مکانها به مانند مناطق آزاد تجاری دچار تجارت زدگی شوند.این خاک میراث ایران است آری خاک فکه، شلمچه، دشت عباس، خرمشهر و... وجب به وجب قدمگاه شهدا به حساب میآید. در این مناطق آسمان به زمین پیوند خورده و به راحتی میتوان نسیمی را که از حرکت بال فرشتگان ایجاد میشود احساس کرد. اینجا سرزمین عشق است که تاریخ آن با خون و آتش و شهادت پیوندی دیرینه دارد. این میراث کهن که لوح زرینی بر تارک تاریخ ایران و هر ایرانی به حساب میآید نیازمند مدیریتی شایسته است تا از هر جهت مورد فراموشی قرار نگیرد.ورود برخی از داستانهای ناصحیح به تاریخ جنگ، عدم تطبیق گفتار بین راویان سازمانهای مختلف با هم، وجود بازارهای سنتی در کنار این فضاهای معنوی از جمله عواملی محسوب میشوند که میتوانند این بخش از تاریخ را به سوی مسیری دیگر هدایت کنند و جوانان را از این نکته غافل نمایند که چرا روزگاری یک جوان از پای سفره عقد خویش بر میخیزد و در جبهههای نبرد حق علیه باطل پیمان عشق با خدای خود میبندد. توجه به این نکته از سوی مسئولان بیش از پیش ضروری به نظر میرسد تا علاوه بر توجه به بالا بردن آمار بازدیدکننده در این مناطق به این مسائل نیز نظری داشته باشند و به نقش مقدس خود که تا به امروز به خوبی به آن عمل نمودهاند رنگ و رویی تازه ببخشند. این مهم دور از دسترس نیست و تنها یک عزم عمومی را میطلبد تا حق جنگ و بچههای رزمنده آن مورد اجحاف قرار نگیرد.