کد خبر: 443634
تاریخ انتشار: ۱۲ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۷
بازخواني پرونده انتخابات پارلماني عراق و بررسي تحولات منطقه در گفت‌وگوي «جوان» با كاظمي قمي سفير سابق ايران در عراق
عراق در سالي كه گذشت درگير يك پروسه انتخاباتي سنگين براي پارلمان و سپس تشكيل دولت بود كه 9 ماه زمان برد. همچنين منطقه خاورميانه و شمال افريقا ‌ با تحولات شگرفي روبه‌رو شده كه شناسايي و تحليل ابعاد و پيامدهاي آن از اهميت بالايي برخوردار است.
جمع اين دو موضوع مهم، مسبب ديدار با «حسن كاظمي قمي» سفير سابق جمهوري اسلامي ايران در عراق بود كه در يك عصر باراني در دفتر كارش پذيراي ما شد. او علاوه بر اشراف كامل بر تحولات رخ داده و يك سال گذشته عراق، تحليل جامعي از تحولات منطقه ارائه داد. چه عواملي موجب شد در انتخابات پارلماني 16 اسفند 88 عراق، اتفاقات غيرمنتظره‌اي رقم بخورد و تشكيل پارلمان و دولت اينقدر پيچيده‌ شود؟در فرآيند سياسي عراق بايد به چند نكته توجه كرد و تحليل شرايط در هر مقطعي از اين فرآيند را با توجه به آن شاخصه‌ها مورد ارزيابي قرار داد. اولين نكته اينكه تجربه دموكراسي در عراق، جوان است. يعني از عمر حركت سياسي در عراق نزديك به هشت سال بيشتر نمي‌گذرد و طبيعي است كه در يك تجربه جوان شما مسائلي را ببينيد و گمان كنيد بحث انتخابات و تشكيل كابينه خيلي طول كشيده است. نكته دوم مربوط به اشغال عراق مي‌شود. كشوري كه همچنان از اشغال رنج مي‌برد و به دليل حركت‌هاي تروريستي دچار بحران‌ها و چالش‌هاي امنيتي است و هنوز يك حاكميت سياسي كامل ندارد فلذا طبيعي است كه در هر معادله سياسي داخلي دچار مشكل شود. نكته سوم اين است كه گرچه در داخل عراق مؤلفه‌هاي جديدي شكل گرفته اما هنوز نگاه طائفه‌اي و قومي وجود دارد، هر چند نگاه به مصالح و منافع ملي هم به وجود آمده است.اما 9 ماه زمان زيادي است؟در فرآيند سياسي، همواره يكسري چالش‌ها و بگومگوها و مجموعه عواملي كه گفته شد از لحاظ زماني در تشكيل پارلمان و دولت تأخير مي‌اندازد. اين تأخيرها در تدوين قانون اساسي و انتخابات قبل از عراق هم وجود داشته اما آنچه مهم است اينكه، با وجود اشغالگري، ناامني و چند صدايي جامعه سياسي عراق، دستاوردهاي بزرگي در طول هشت سال گذشته به دست آمده است.فراموش نكنيم كه 160 هزار نظامي خارجي و هژموني قدرت و نفوذ امريكا در عراق بوده، ساختار حاكميت مشكل داشته، حاكميت دچار بحران امنيتي بوده، دشمن به دنبال جنگ‌هاي طايفه‌اي رفته و نظام گذشته هنوز تصفيه نشده است كه همه اينها تبديل به دست‌ا‌‌نداز مي‌شود و مانع‌تراشي مي‌كند. با اين حال در عمر كوتاه دموكراسي عراق، مي‌بينيم كه مردم موفق شدند نظام سياسي، قانون اساسي، پارلمان و دولت را شكل بدهند.اساساً چرا انتخابات پارلماني در عراق اينقدر مهم است؟در عراق نظام پارلماني حاكم است. يعني دولت برآمده از انتخابات پارلماني است. رئيس‌جمهور و نخست وزير با رأي مستقيم مردم انتخاب نمي‌شوند بلكه پارلمان رئيس جمهور را انتخاب و رئيس‌جمهور هم نخست‌وزير را مأمور تشكيل كابينه مي‌كند. از اين جهت انتخابات پارلماني در عراق بسيار مهم است.اهميت اين وجه از قبلا‌ هم وجود داشت، اما به نظر مي‌رسد اين دوره حساسيت‌ها خيلي بيشتر بود. آيا دلايل خاصي داشت؟انتخابات 16 اسفند 88 در مقايسه با انتخابات قبلي چند ويژگي‌ دارد. اولين ويژگي، رقابت بسيار سنگين در اين دوره نسبت به دوره قبل و انتخابات شوراهاي استاني بود. ويژگي دوم اينكه تمام جريان‌هايي كه انتخابات قبلي را تحريم كرده بودند و اساساً در فرآيند سياسي عراق مشاركت نمي‌كردند، در اين دوره به صحنه آمدند. قبلاً برخي از علماي اهل سنت، فتاوايي مي‌دادند مبني بر اينكه اين حاكميت مشروع نيست و توجيه هم اين بود كه تا زمان وجود اشغالگر، امكان برگزاري انتخابات سالم و آزاد نيست و با همين بهانه در فرآيند سياسي مشاركت نمي‌كردند. در اين انتخابات، شركت همه به يك فرض‌واجب تبديل شد. ويژگي سوم اين بود كه تركيب فراكسيون‌ها تفاوت كرد، يعني در جامعه شيعه، سني و كرد، فراكسيون‌هاي شكل گرفته در انتخابات قبلي، دچار تغيير اساسي در اين دوره شدند. مجموعه شيعه در دوره قبل، يك ليست بود اما در اين دوره، دو ليست شد. مجموعه كردي در قالب چهار ليست وارد شدند حال آنكه قبلاً يك ليست بزرگ بودند. مجموعه سني‌ها هم در چند ليست آمدند. در انتخابات اسفند پارسال 287 حزب و جريان سياسي شركت كرد و فقط 164 تشكل سياسي در قالب 12 فراكسيون در صحنه بودند. بنابراين اين مشاركت فراگير وجود داشت. ويژگي چهارم در انتخابات تبديل شعارهاي طائفه‌اي به شعارهاي ملي بود. ويژگي پنجم هم اين بود كه ليست‌ها داراي كانديداهاي مختلط به لحاظ طائفه‌اي و مذهبي بود. در دوره قبل شيعيان در ليست خود‌ كردها و سني‌ها هم در ليست خود شركت كرده بودند، اما در اين دوره، برخي ليست‌ها كانديداي شيعه و سني در كنار يكديگر داشتند. مجموعه اين تغييرات نشانگر بلوغ سياسي جامعه عراقي است.اما با وجود اين بلوغ سياسي، انتخابات دچار مشكلاتي شد و دست آخر هم اعتراض دولتي‌ها را برانگيخت؟توجه داشته باشيم كه فضاي انتخاباتي عراق از اسفند 88 شكل نگرفت، بلكه از فروردين 88 ايجاد شد. مشاركت از همان زمان گرم وجدي بود. اين، بلوغ سياسي عراقي‌ها را نشان مي داد، ضمن اينكه در سال 88 امنيت عراق به نسبت بهتر از قبل بود اما هر چه به انتخابات نزديك مي‌شد، بحران امنيتي در اين كشور افزايش مي‌يافت. جريان مخالفت روند سياسي در سال 88 بيشترين تمركز خود را روي عمليات تروريستي عليه مراكز دولتي مي‌گذارد؛ چرا كه دولت حاكم بيشترين مانور را روي دستاوردهاي امنيتي انجام داده بود و حالا اين جريان مي‌خواست نشان بدهد، دولت در تأمين امنيت ناكارآمد بوده است. با اين حال انتخابات برگزار شد كه همين مسئله مهمي است.نتايج انتخابات كه مورد اعتراض برخي گروه‌ها‌ قرار گرفت، تأثيري هم‌ بر سهم جريان‌ها ازپارلمان گذاشت، با توجه به اينكه تعداد كرسي‌هاي پارلمان هم افزايشيافته بود.نتايج انتخابات مورد اعتراض گروه‌هايي قرار گرفت كه اولين آنها نخست وزير بود، يعني آقاي مالكي. با اين وجود كميته انتخابات پس از پيگيري‌هايي كه انجام شد، صحت انتخابات را تأييد كرد. اين مسئله مورد توافق همه فراكسيون‌هاي سياسي و ليست‌هاي پيروز در انتخابات قرار گرفت. درباره نتايج انتخابات بايد گفت تغيير جدي نسبت به دوره قبل وجود نداشت. سهم فراكسيون‌ها به لحاظ درصدي تغيير نكرد، اما چون تعداد كرسي‌ها افزايش يافته بود، كرسي‌هاي هر جرياني به همان نسبت بيشتر شد. مثلاً جريان شيعه در انتخابات قبل با يك ليست 130 كرسي از 275 كرسي را در اختيار گرفت اما اين بار در قالب دو ليست شركت كرد و 159 كرسي از 325 صندلي پارلمان را تصاحب كرد، بنابراين به لحاظ درصدي، تفاوتي با دوره قبل نداشت. از ليست العراقيه كه نسبت به نتايج اين گروه اعتراضاتي از سوي جريان‌هاي ديگر مطرح شد هم 91 نفر به پارلمان راه يافتند. اين 91 كرسي متعلق به فراكسيون العراقيه است كه شامل پنج جريان بزرگ است.جريان الوفاق الوطني كه رئيس آن، اياد علاوي است، جريان حوار كه رئيس آن، صالح المطلك است، جريان متعلق به رافع العيساوي، جريان تجديد كه طارق الهاشمي رئيس آن بود و اسامه النجيفي از جريان الحدي پنج جرياني بودند كه العراقيه را شكل مي‌دادند. نسبت كرسي‌هاي اينها در دوره قبل، با توجه به اينكه در جريان‌هاي ديگري هم بودند به كل تعداد كرسي‌ها با اين دوره تفاوتي نكرده اگرچه كرسي‌هايشان به دليل افزايش كل كرسي‌هاي پارلمان، بيشتر شده است.در دوره قبل جبهه التوافق، جريان اهل سنت در انتخابات بود كه افرادي چون خلف العيان، عدنان الدليمي و طارق الهاشمي را داشت ‌ حدود 76 كرسي از 275 كرسي را در اختيار گرفت كه به لحاظ درصدي برابر است با 91 كرسي از 235 كرسي پارلمان فعلي.در مجموعه كرد‌‌ها كه قبلاً با يك ليست آمده بودند، اين بار با چهار ليست به صحنه آمدند و جمعاً 57 كرسي كسب كردند، اما يك نكته اينجا وجود دارد كه به پيچيدگي قانون انتخابات پارلماني عراق مربوط مي‌شود. مثلاً تعداد آراي كردها در چهار ليست، حدود 2ميليون رأي بود.فراكسيون العراقيه هم به همين ميزان رأي آورد، اما كردها صاحب 57 كرسي شدند و العراقيه 91 كرسي. در يك منطقه، فردي از يك ليست با 1500 رأي وارد پارلمان مي‌شود اما در همان منطقه فردي از ليست ديگر با 6 هزار رأي نمي‌تواند به پارلمان راه يابد. اين پيچيدگي‌ها احتمالاً براي دوره هاي آينده رفع خواهد شد.انتخابات پارلماني عراق را كميسيون عالي انتخابات برگزار مي‌كند و امريكايي‌ها از طريق اين كميسيون سعي داشتند اهداف خود را دنبال كنند، چقدر در اين امر توفيق داشتند؟به دليل وجود شرايط اشغال در عراق و براساس قانون اساسي، انتخابات را كميسيون عالي انتخابات برگزار مي‌كند. اين كميسيون زيرمجموعه دولت نيست بلكه زيرمجموعه پارلمان محسوب مي‌شود. البته به لحاظ مالي و اداري تحت پشتيباني دولت قرار دارد منتها چون عراق در اشغال است بايد با هماهنگي و نظارت سازمان ملل، انتخابات را اجرا ‌كند. اعضاي اين كميسيون را پارلمان انتخاب مي‌كند و معمولاً اعضا بايد بي‌طرف و بدون وابستگي حزبي ‌ باشند كه نيستند و البته شايد در انتخابات اين دوره تمايلاتي بود، اما خيلي مهم نبود ولي امريكايي‌ها تلاششان را كردند در قالب سازمان ملل دخالت كنند. در مقابل اكثر رهبران سياسي عراق، اينگونه دخالت‌هاي امريكا را مردود مي‌دانستند.پس از تأييد نتايج انتخابات و پيروزي اكثريت شيعيان، انتظار مي‌رفت پارلمان به سرعت تشكيل شود اما باز هم تأخير به وجود آمد؟به محض اعلام نتايج انتخابات، مسئله اين شد كه كدام فراكسيون بايد دولت را تشكيل بدهد. قانون اساسي عراق مي‌گويد دولت در چارچوب نتايج انتخابات و مشاركت ملي بايد تشكيل شود، اما عده‌اي از رهبران سياسي عراق، تنها نتايج انتخابات را ملاك تشكيل دولت مي‌دانستند، بنابراين العراقيه مدعي بود بايد دولت را تشكيل بدهد. اما براساس قانون اساسي عراق، بزرگ‌ترين فراكسيون شكل گرفته در پارلمان بايد تشكيل دولت بدهد كه فراكسيون هم‌پيماني‌ ملي كه از اتحاد ائتلاف دولت قانون و ائتلاف ملي شكل گرفت، دولت را تشكيل داد. قانون نمي‌گويد آنكه در انتخابات پيروز شد بايد تشكيل دولت بدهد بلكه مي‌گويد بزرگ‌ترين فراكسيوني كه در پارلمان شكل گرفت بايد مأمور تشكيل كابينه شود.با توجه به 159 كرسي شيعيان و اتحاد با كردها شرايط براي انتخاب رئيس‌جمهور و نخست‌وزير مهيا بود اما تأخيرها ادامه يافت.ابتدا بايد رئيس‌جمهور انتخاب مي‌شد. هر كسي مي‌تواند كانديداي رياست جمهوري شود. اما بايد دو سوم آراي نمايندگان پارلمان را بياورد. اگر دو سوم حاصل نشد، شخصي كه بين دو كانديداي داراي بيشترين رأي‌ها، رأي بالاتري بياورد رئيس‌جمهور مي‌‌شود. رئيس جمهور هم نخست وزير پيشنهادي بزرگ‌ترين فراكسيون پارلمان را مأمور تشكيل كابينه ‌مي‌كند. در جبهه‌بندي‌هاي سياسي عراق، همواره شيعيان و كردها در مقاطع حساس با هم بوده‌اند. براي انتخاب رياست‌جمهوري كه دو سوم رأي پارلمان را مي‌خواهد، همكاري اين دو جريان وجود داشت اما در اين صورت، بخشي از مجموعه سياسي عراق از دولت بيرون مي‌ماند. در جامعه عراق اين اعتقاد وجود دارد كه اگر دولتي بر پايه مشاركت ملي تشكيل شود هيچ گروهي به اپوزيسيون خارج از دولت تبديل نمي‌شود بلكه حضور آن در درون حاكميت موجب قوام بيشتر دولت خواهد شد. وقتي همه باشند پارلمان و دولت در مقابل يكديگر قرار نمي‌گيرند و دولت كارآمدتر مي‌شود. بنابراين در مسئله انتخاب رئيس جمهور و تشكيل كابينه بايد وفاقي به وجود مي‌آمد تا دولت قوي باشد و همه در دولت مشاركت داشته باشند.فشار امريكايي‌ها هم در تأخير تشكيل كابينه زياد بود؟امريكايي‌ها مي‌گفتند فراكسيون پيروز در انتخابات بايد دولت تشكيل بدهد، اما در داخل عراق به اين خواسته آنها توجهي نشد و آقاي طالباني رئيس جمهور و آقاي مالكي نخست‌وزير شد. امريكايي‌ها از اول به دنبال ساخت نظام سياسي براساس مدل امريكايي بودند اما با «نه بزرگ» مردم، رهبران سياسي و مراجع ديني عراق مواجه شدند و در هر مقطع، مجبور به عقب‌نشيني شدند. امريكايي‌ها در اين انتخابات از يك جريان خاص حمايت مي‌كردند و در اينكه مناصب در اختيار چه كساني باشد، دخالت نمي‌كردند اما با وجود فشار سنگين آنها، يك دولت عراقي شكل گرفت چرا كه رفتار امريكا، موجب انزجار عمومي در جامعه، رهبران سياسي و مراجع ديني عراق شد. در واقع منويات امريكا با منافع ملت عراق در تضاد بود.برخي رسانه‌ها و جريان‌ها و حتي دولت‌هاي غربي و عربي چنين تبليغات مي‌كنند كه وزارتخانه‌هاي حساس در اختيار جريان شيعه قرار گرفته، آيا واقعاً چنين است؟درخصوص تركيب كابينه بايد بگويم هر كابينه‌اي، چند وزارتخانه اصلي دارد، تعدادي وزارتخانه‌ خدماتي را شامل مي‌شود و يكسري وزارتخانه هم حالت بالوكاله دارند. يعني وزارتخانه بدون سازمان و ساختار است مثل وزير در امور امنيت، وزير در امور جامعه مدني و از اين قبيل. در تعريفي كه عراقي‌ها از وزارتخانه‌هاي كليدي كرده‌اند بعضي كميته‌ها مهم‌تر از برخي وزارتخانه‌ها شده‌اند. كميسيون‌ عدالت، كميسيون انتخابات، سازمان اطلاعات و معاونت‌هاي نخست‌وزيري به اندازه يك وزارتخانه يا حتي بيش از وزارتخانه مهم هستند. از وزارتخانه‌هاي مهم، وزارت كشور و نفت در اختيار شيعه(جريان ملي)، وزارت دفاع و اقتصاد و دارايي در اختيار اهل‌سنت (العراقيه) و وزارت خارجه در اختيار كردهاست. وزارت حمل و نقل و وزارت برق هم دو وزارتخانه مهم خدماتي است كه اولي در اختيار شيعه و دومي در اختيار اهل‌سنت است. بنابراين پست‌هاي دولتي حساس به نسبت نتايج انتخابات توزيع شده و كاملاً منصفانه و عادلانه است.حجم دولت خيلي بزرگ نيست؟!بله، دولت عراق 42 پست رده يك دارد. در اين دوره شوراي رياست جمهوري نداريم، اما رئيس جمهور مي‌تواند تا چهار معاون داشته باشد.با توجه به اينكه وزارت دفاع در اختيار العراقيه است كه از سوي بعثي‌ها حمايت مي‌شود و ارتش، تحت امر نخست‌وزير شيعه است، تعارضي در اين بخش به وجود نمي‌آيد؟ارتش عراق تحت امر وزارت دفاع است، اما نيروهاي مسلح اعم از نيروهاي نظامي و انتظامي تحت امر فرماندهي كل نيروهاي مسلح هستند كه نخست‌وزير است. مسئوليت وزارت دفاع، مراقبت از مرزها و مقابله با تهديد خارجي است، اما آنجا كه تهديد داخلي باشد بايد به كمك پليس هم بيايد.بعثي‌ها هم هنوز به طوركامل تصفيه نشده‌اند؟اين مسئله زمان مي‌برد. با توجه به تحولات منطقه، تحركاتي از سوي امريكا در عراق صورت مي‌گيرد كه منتهي به ماندن نظاميان آنها پس از 2011 شود. امريكايي‌ها از قبل مي‌خواستند بمانند و با اوضاع جديد منطقه، انگيزه بيشتري پيدا كرده‌اند. كمي درباره اهداف، ابعاد و پيامدهاي اين تصميم امريكا بفرماييد.براساس توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن، نظاميان امريكا تا پايان سال 2011 بايد خاك عراق را ترك كنند. امريكا مي‌خواهد بخشي از نيروهاي نظامي‌اش شامل يك تيم مديريت كلان نظامي، بخشي از نيروهاي هوايي و نظامياني به بهانه آموزش و سازماندهي ارتش عراق در اين كشور باقي بمانند و چند پايگاه داشته باشند. با اين كار مي‌خواهد كنترل هوايي و آينده ارتش عراق را در دست بگيرد. رابرت گيتس، وزير دفاع امريكا در اظهارات اخيرش گفته خروج ما وابستگي به شرايط امنيت عراق دارد. با اين جنبش نظامي كه در منطقه دارند دور از ذهن نيست اگر به دنبال حفظ بخشي از نيروهايشان باشند اما مردم عراق خواهان خروج امريكا از خاك كشور خود هستند و امكان تمديد توافقنامه امنيتي از طرف مردم وجود ندارد. رهبران سياسي عراق هم تمايلي به اين امر ندارند و خواهان خروج امريكا از كشورشان هستند.اما به نظر مي‌رسد امريكا با دامن زدن به برخي ناآرامي‌ها در عراق به دنبال تحميل حضور بلند‌مدت خود به اين ملت و دولت است؟اينكه امريكايي‌ها بخواهند در پرونده امنيتي دخالت كنند يا بحران‌هاي ناامني را توسعه بدهند تا دولتمردان عراقي بگويند نيازمند حضور نظامي خارجي هستيم تا امنيت تأمين شود، نكته‌اي است كه بايد به آن توجه شود. امريكايي‌ها هم از بعد فضاسازي و هم از بعد ديپلماسي تلاش مي‌كنند كه بمانند، اما آنچه مردم عراق از دولت و پارلمان خود مي‌خواهند اين است كه مجالي براي ادامه حضور امريكا در كشورشان داده نشود. بنابراين چون تمديد توافقنامه به تأييد پارلمان نياز دارد و فضاي پارلمان به نفع امريكا نيست، بعيد است نمايندگان چنين توافقنامه يا الحاقيه‌اي به آن را تأييد كنند كه مجوز ادامه حضور نظامي امريكا در عراق باشد.‌پس از آغاز انقلاب‌هاي مردمي در شمال افريقا و كشورهاي جنوبي خليج‌فارس، اعتراضات و تظاهراتي نيز در عراق انجام شد كه گاه به خشونت كشيده شد. آيا مي‌توان گفت اين هم يكي از كارهاي امريكايي‌ها براي امتياز گرفتن از دولت بغداد است؟درباره اينكه حركت‌هاي خياباني در عراق در تداوم انقلاب‌هاي مردمي عربي- اسلامي است يا نه بايد به چند نكته توجه كنيم. در حال حاضر نوع و ماهيت نظام سياسي و حاكميتي در عراق متفاوت از نوع حاكميت و نظام‌هاي سياسي در كشورهايي است كه در آن انقلاب صورت گرفته است. در عراق با وجود جوان بودن دموكراسي اما حاكميت، قانون اساسي و دولت و پارلمان برآمده از رأي مردم است. هيچ مجموعه‌اي نمي‌تواند مدعي شود كه اين دولت و اين نظام غيرمردمي است چون مردم در سخت‌ترين شرايط امنيتي، پاي صندوق‌هاي رأي آمده‌اند و اين دولت را درست كرده‌‌اند. در حالي كه حكومت‌هاي مصر، تونس، ليبي، بحرين و ديگران ديكتاتوري و وابسته به بيگانه است. نكته دوم اين است كه چه دولت، چه تمام فراكسيون‌هايي كه در انتخابات شركت كردند و مراجع ديني، مردم را به حضور در انتخابات تشويق كردند و همه اينها از دولت حمايت مي‌كنند.اما مردم معترض هستند؟مردم به اصل حاكميت معترض نيستند، خدمات مي‌خواهند. شعار اصلي مردم عراق، خدمات است. مي‌گويند كوپن ارزاق ما چه شد، برق چه شد. چرا هنوز عناصر ناباب كه مشكلات مالي دارند و بايد با آنها برخورد شود درون دولت حضور دارند. اينها خواسته‌هاي طبيعي مردم است. حركت‌هاي مردمي منطقه تازه آغاز شده اما در عراق پنج، شش سال است اين مسائل وجود دارد. مردم بارها بر سر مسئله برق به خيابان‌ها ريخته‌اند، حتي پارسال در بصره درگيري شد كه به خاطر برق بود و البته قابل پيش‌بيني‌ بود. هر چه بيشتر به طرف تابستان برويم، وجود گرماي 50 درجه و نبود امكان استفاده از كولر مي‌تواند مشكلات را مضاعف كند. دولت عراق هم اين خواسته‌ها را بر حق مي‌داند.اگر بر حق مي‌داند چرا با معترضان برخورد مي‌كند؟چون عده‌اي درون صفوف مردم وارد شده و سوء‌استفاده مي‌كنند. تظاهرات مردم كاملاً قانوني بود و اينها در يك جامعه آزاد خوب است. مراجع ديني و سياسي كه مردم را به انتخابات دعوت كرده‌اند اصل اعتراضات مردم را بر حق مي‌دانند، اما مي‌گويند اعلام خواسته‌ها نبايد پوششي بشود براي اقداماتي بر ضد مردم، وقتي قرار است به دولت اعلام شود بيا خدمات‌ر‌ساني بكن، مردم بايد مواظب باشند دشمن سوء‌استفاده نكند.با توجه به اينكه دولت‌ عراق مدعي است پول دارد اما تكنولوژي ندارد. چرا براي ساخت نيروگاه و تأسيسات ديگر اقدامي نشده؟عراق درگير پروسه دولت‌سازي و برقراري امنيت بوده است. حضور اشغالگر هم مانع بازسازي است. در اين دوره، دولت اولويت خود را تأمين امنيت و شروع بازسازي اعلام كرده و 750 پروژه تعريف كرده است. تا امروز عدد سازندگي در عراق زياد نبوده و از حالا اقدامات شروع مي‌شود. جمهوري اسلامي ايران هم حامي ملت عراق بوده و خواهد بود. روابط اقتصادي ما از 730 ميليون دلار در سال 86 به 8 ميليارد دلار در سال 88 رسيد با اين حال بين اين عدد و ظرفيت‌هاي بين دو كشور فاصله خيلي زياد است. البته ما گام‌هاي خوبي براي سازندگي در عراق برداشته‌ايم. الان چند بانك ايراني در عراق ايجاد شده است. با استقرار دولت جديد بايد خود را آماده ورود به خدمات فني- مهندسي كنيم.گويا بخش خصوصي چندان تمايلي به حضور در بازار عراق ندارد؟متأسفانه هنوز بخش خصوصي ما باور نكرده، عراق يك بازار اقتصادي قوي و بزرگ است. رسانه‌ها تأثير منفي گذاشته‌اند اما با آمدن بانك‌ها تا حدودي اين فضا شكسته شد. عراق يك كشور غني است. نفت و جمعيت زياد، يك بازار وارداتي بزرگ را شكل داده كه از كالاهاي مصرفي تا خدمات فني- مهندسي نياز دارد. بازاري است با رقابت كامل كه بايد با دقت و قوت وارد شويم اما بخش خصوصي ما نيامده.‌تكليف اردوگاه منافقين چه مي‌شود. مدت‌هاست كه بحث اخراج آنها مطرح مي‌شود اما عملاً كاري صورت نگرفته است؟تصميم دولت و پارلمان عراق درباره اخراج منافقين قطعي است. به هر حال پادگان منافقين در اختيار امريكا بوده و الان چند وقتي است تحويل عراقي‌ها شده و دولت بغداد به سركردگان آنها اعلام كرده كه بايد خاك عراق را ترك كنند. از طرفي بخش زيادي از اين افراد در دادگاه‌هاي عراق تحت محاكمه هستند. درباره گروهك پژاك نيز ايران اعلام كرده از منافع خود در مرز دفاع خواهد كرد.كمي از بحث عراق فاصله بگيريم و به منطقه بپردازيم. تحليل شما از تحولات منطقه چيست؟در حقيقت آنچه در خاورميانه رخ مي‌دهد، انقلاب‌هاي مردمي با جوهره اسلامي است. در تونس و مصر و ديگر كشورها مشاهده مي‌كنيم كه وقتي مردم جمع مي‌شوند اول نماز جماعت و نماز جمعه برگزار مي‌شود بعد عليه حكومت تظاهرات مي‌كنند و شعار مي‌دهند.با توجه به اينكه خاورميانه يكي از نقاط حساس جهان است تأثير تحولات اين منطقه بر شرايط بين‌المللي چگونه خواهد بود؟دايره نتيجه اين اتفاقات، محدود به منطقه نخواهد بود بلكه تأثيرش بر محيط بين‌المللي خواهد بود و بلاشك نظام بين‌المللي را تغيير خواهد داد. در آينده چيزي به نام نظام تك‌قطبي، دوقطبي، قدرت‌هاي صنعتي و پست‌مدرنيسم نخواهيم داشت و اينكه فرهنگ ليبرال دموكراسي بر جهان حاكم شود، نخواهد بود. شاهد ظهور يك قدرت جديد خواهيم بود با شاخص و محوريت معنويت. آغازگر اين حركت هم نهضت امام خميني (ره) و الگوي آن انقلاب اسلامي است كه يك نظام مردم‌سالاري ديني به وجود آورده است.تحولات منطقه چه تأثيرات امنيتي خواهد داشت و واكنش امريكا و رژيم صهيونيستي در قبال آن چه خواهد بود؟در منطقه آن چيزي كه ديده مي‌شود فروريختن پايه‌هاي قدرت امريكاست. پايه‌هاي اصلي منافع و اعمال سياست‌هاي امريكا بر دوش حكومت‌هاي ديكتاتوري است اما با وجود بيداري اسلامي فروريخت. اين بيداري هم ناشي از انقلاب اسلامي امام است آنجا كه مي‌گويد ما در جنگ صدور انقلاب كرديم. امام صدور انديشه ضدظلم و ضدبي‌عدالتي و ضداستكباري داشت و اين جواب مي‌دهد. از اين پس نظام‌هايي در منطقه روي كار خواهند آمد كه امريكا نمي‌تواند منافع خود را مانند گذشته تأمين كند. امريكا هم هيچ راهي ندارد جز اينكه مسير تساهل و تسامح را در پيش بگيرد. اگر مسير حركت امريكا در اين يك ماه را بررسي كنيم متوجه مي‌شويم از شروع حركت مردم مصر تا سقوط مبارك كه 18 روز طول كشيد، امريكا پنج موضع گرفت. اما موضعي كه قطعي كرد همراهي نشان دادن با مردم بود ولو اينكه ظاهري باشد. امريكا قبلاً در برابر نقض حقوق بشر از سوي اين حكومت‌ها سكوت و حتي از آنها حمايت مي‌كرد اما الان اعلام مي‌كند كاري از دستش ساخته نيست و به حكومت‌هاي عربي مي‌گويد اصلاحات كنيد و تغييرات به‌وجود بياوريد. از اين هم نتيجه نگرفت و به حكام گفت برويد كنار.اما به نظر نمي‌رسد دست از كار كشيده باشند و اجازه دهند حكومت‌هاي اسلامي بر سركار بيايند؟به دنبال مصادره اهداف و انقلاب مردم هستند. ‌ قطعاً در محيط بين‌الملل، نظام بين‌الملل و رويه بين‌الملل تغييراتي رخ خواهد داد. تغيير در مديريت جهاني رخ خواهد داد به اين معني كه اسلام به عنوان قطب قدرت در جهان مطرح خواهد شد. چطور اكنون قدرت در اختيار غرب است و پنج كشور در شوراي امنيت حق وتو دارند. اين قطب مي‌تواند جاي غرب را بگيرد.رژيم صهيونيستي هم يك طرف ماجراست. آنها چه واكنشي نشان خواهند داد؟از منظر رژيم صهيونيستي، اتفاق بزرگي در محيط استراتژيك پيراموني‌اش در حال رخ دادن است. اين انقلاب‌ها در محيط پيراموني كه بن‌گورين تعريف مي‌كرد رخ داده و مصر كه همپيمان رژيم تل‌آويو شد و آن پيمان ننگين را امضا كرد دارد از دست آنان مي‌رود.اظهارات نتانياهو، همين‌طوري مطرح نمي‌شود آنجا كه با نگراني مي‌گويد «مصر با پيمان كمپ ديويد چه خواهد كرد؟» از خشم ملت مصر نسبت به رژيم جعلي اسرائيل آگاه است. رژيم حسني مبارك يك حكايت داشت و حرف مردم دين‌گرا، حق‌طلب و دشمن‌ستيز مصر چيز ديگري است. در اردن هم كه رابطه حسنه‌اي با تل‌آويو دارد ناآرامي‌ها آغاز شده. در سال‌هاي قبل هم نبرد 22 روزه غزه و 33 روزه لبنان را داشتيم كه آنها را ضعيف كرد. امروز حركت عظيم مقاومت اسلامي يك وهم و خيال نيست. وقتي دبيركل حزب‌الله لبنان اين مرد الهي بزرگ مي‌گويد « اگر اسرائيل قصد تجاوز به لبنان داشته باشد، رزمنده‌ها آماده آزاد كردن شمال فلسطين اشغالي باشند و اگر به حريم ساحل لبنان تجاوز شود، ما در سواحل اسرائيل پاسخ مي‌دهيم و اگر بيروت هدف حمله موشكي قرار بگيرد، تل‌آويو را هدف قرار مي‌دهيم.» اين حوادث در محيط بين‌الملل، پايه‌هاي رژيم نامشروع اسرائيل را مي لرزاند. بنابراين كاري نمي‌تواند بكند.حتي وقتي در خطر نفت 300 دلاري قرار بگيرند؟ تحليل‌ها مي‌گويد اگر اين موج به عربستان برسد امريكا و حتي رژيم صهيونيستي به فكر حمله عليه كشورهاي انقلاب كرده عربي مي‌افتند؟از منظر كارشناسي، حمله نظامي امريكا و ناتو امكان ندارد. به كجا مي‌خواهد حمله كنند؟ مگر مردم مصر از مردم عراق كمترند به لحاظ مقاومت و ايمان. امريكا با توجه به گيرافتادن در باتلاق عراق و افغانستان قادر به مديريت بحران چند منطقه‌اي نيست. فرض كنيد بخواهد به ليبي حمله كند. با چه كسي مي‌خواهد بجنگد با مردمي كه مسلح هستند يا با رژيمي كه رفتني است. با رژيم كه نمي‌خواهد بجنگد، مردم هم اعلام كرده‌اند نيازي به پشتيباني خارجي نداريم. نفت اگر 1000 دلار هم بشود امريكا امكان حمله ندارد و بايد با مردم كنار بيايد و حداكثر تلاشش را مي كند تا انقلاب آنها را به انحراف بكشاند. امريكا دارد نتيجه تحقير ملت‌ها را مي‌بيند. وقتي به عراق مي‌آمدند مي‌گفتند مي‌رويم يك ملت متوحش را متمدن كنيم. چنين نگاهي موجب نفرت عمومي در بين ملت‌ها مي‌شود. اين انقلاب‌ها نتيجه تحقيرهاي نظام سلطه عليه ملت‌هاست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار