کد خبر: 443458
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۰۰
سیاست خارجی برآیند اقتدارگرایانه تخصیص ارزش‌ها در برخورد با یکدیگر است که یک واحد سیاسی از مجموعه توانایی‌ها و قابلیت‌هایش جهت افزایش بهره‌وری و رسیدن به استانداردهای مطلوب در بعد خارجی استفاده می‌کند.
بعد خارجی معمولاً در سه سطح ارتباط با دولت‌ها، ملت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای ظهور و بروز پیدا می‌کند که هر کدام از این سطوح، مستلزم استفاده از تکنیک و زبان خاصی است که در صورت عدم به کارگیری آنها در جای خود، چه بسا وضعیت نابهنجاری در عرصه‌های تعریف شده پیدا شود. بعضاً پیش آمده است که افکار عمومی نسبت به کاربرد زبان نرمش یا قاطعیت از سوی مسئولان دستگاه دیپلماسی در تبیین شرایط جهانی و ارتباط با کشوری دچار برداشت‌های متفاوت شده‌اند. به سخن دیگر، نه نرمش و سکوت دستگاه دیپلماسی نسبت به یک رویداد خاص جهانی یا منطقه‌ای برای مردم توجیه‌پذیر بوده است و نه موضع‌گیری تند و صریح این نهاد تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر توانسته است آنها را نسبت به رفتار اتخاذ شده قانع کند. اگر بپذیریم که سیاست بین‌الملل برآیند سیاست خارجی کشورهای گوناگون است که در بستر کنش و واکنش‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد، باید اذعان کرد که سیاست خارجی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و اگر قرار است هر واحد سیاسی، سیاست خارجی خود را براساس برآیند اقتدارگرایانه ارزش‌ها، توانایی‌ها و قابلیت‌ها برای رسیدن به مطلوب‌های موردنظر تعریف کند و منافع ملی و الزامات امنیتی یا منطقه‌ای را برای خویش یک اصل قرار دهد، چرا باید جمهوری اسلامی از این قاعده مستثنی باشد؟ چگونه است که برخی کشورهای پونسی در حوزه خلیج‌فارس برای برون‌رفت از انقلاب‌های مردمی می‌توانند برای خود منافعی را تعریف کنند و با لشکرکشی و اقدام آشکار نظامی، منطقه خلیج‌فارس را به کانونی از بحران تبدیل کنند ولی هیچ مسئولی در دستگاه دیپلماسی حق اظهارنظر در رابطه با کشورهای خودکامه و دیکتاتور منطقه را نباید داشته باشد.
مگر سیاست خارجی برآیند کنش و واکنش کشورها نیست؟ اگر این تعریف درست باشد که هست، در مقابل کنشی که توسط کشورهای عربستان سعودی و امارات در مقابل لشکرکشی به بحرین برای کشتار مردم مظلوم شیعه و سنی این کشور صورت گرفته است، چه واکنشی را دستگاه دیپلماسی ایران باید از خود بروز دهد؟ انفعال دستگاه دیپلماسی ایران نسبت به اقدام آشکار نظامی عربستان و امارات در مقابل مردمی که خواهان سرنگونی حکومت‌های دیکتاتوری هستند را با چه زبانی می‌توان توجیه کرد؟
چطور سعودی‌ها می‌توانند با به خطر افتادن حکومت‌های خودکامه خود، نیروی نظامی به کشوری گسیل کنند و از همه ابزارهای رسانه‌ای برای توجیه این رفتار خویش بهره گیرند ولی جمهوری اسلامی با توجه به حقانیت مقاومت ملت‌های مظلوم منطقه برای دستیابی به خواسته‌های مشروع حتی نمی‌تواند از نفوذ معنوی خویش برای فشار به دولت‌های سلطه استفاده کند؟ سال گذشته در حالی که جریان فتنه در داخل سعی داشت همه عده و عده خود را بسیج کند تا ظرفیتی را برای حضور عناصر خویش به صحنه خیابانی آماده کند، دیدیم رسانه‌های سعودی هر روز با خبرسازی‌های جعلی تلاش می‌کردند ظرفیت جریان اندک فتنه را چند برابر جلوه داده و کار جمهوری اسلامی را تمام شده تلقی کنند. العربیه سعودی برنامه خبری روزانه نیم ساعتی خود را یکباره به 4 ساعت افزایش داد و با خوشحالی زاید الوصف کینه‌توزانه، کار ایران را تمام شده تلقی می‌کرد. انتقاد از دستگاه دیپلماسی ایران در همان مقطع وجود داشت که چرا در مقابل این اقدامات آشکار دولت ایران باید بی‌تفاوت یا کم تفاوت باشد. چرا نباید مقامات سعودی امروز تاوان دخالت‌های ناجوانمردانه و کینه‌توزانه دیروز خود را بدهند؟ دولت سعودی و برخی کشورهای پونسی حوزه خلیج‌فارس امروز بر لبه پرتگاه سقوط قرار دارند و با کشورهایی که در حال سقوط هستند، نوع رفتارها باید متناسب با شأن و جایگاه آنها باشد. برای دستگاه دیپلماسی ایران زشت است با کشورهایی که در چنین شرایطی هستند وارد مذاکره شود.
هر چند وزارت خارجه جمهوری اسلامی سفر عبدالله اردنی در آستانه سقوط را تکذیب کرده است ولی شنیده‌ها حاکی است اگر واکنش مردم، نخبگان و رسانه‌ها نسبت به این سفر صورت نمی‌گرفت، عقلانیت سیاسی دستگاه دیپلماسی ما آنقدر نبود که بتواند تشخیص دهد که در شرایط سقوط یک دیکتاتور نباید از او برای سفر به ایران دعوت به عمل آورد و یا در شرایطی که سعودی‌ها بیشترین کمک‌های مالی، لجستیکی و اطلاعاتی را به حکام در حال سقوط می‌کنند، خود را آماده برای سفر به این کشور کنیم.
دستگاه دیپلماسی، باید به جای رایزنی و ارتباط با کشورهای در حال سقوط یا پاسخ به درخواست‌های دیدار آنها از ایران، به دنبال پاشنه آشیل امریکایی‌ها در منطقه خاورمیانه در شرایطی که همه چیز برای ظهور یک تحول بزرگ آماده است، باشد. غرب و کشورهای دست‌نشانده خاورمیانه‌ای آن به درستی می‌دانند که رژیم صهیونیستی پاشنه آشیل امریکا در منطقه است و همه دستگاه‌های نظام و در رأس آنها دستگاه دیپلماسی باید بزرگ‌ترین ضربه را به این رژیم در این شرایط بزنند. کیست که نداند اعزام نیروهای نظامی کویتی، اماراتی و عربستانی به بحرین برای کشتار مردم این کشور تنها با چراغ سبز امریکا و مدیریت پشت صحنه رژیم صهیونیستی صورت نگرفته است. بنابراین به میزان تلاش آنها، سیاست تهاجمی دستگاه دیپلماسی ایران به سرپنجه‌های سلطه در منطقه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است و در این صورت نمی‌توان گفت ایران به درستی به رسالت خویش عمل کرده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار