اندیشکده بروکینگز طی مقاله ای به بررسی نسل جدید جوانان آمریکایی موسوم به نسل "X "و تاثیر آن بر سیاست، اقتصاد و تحولات اجتماعی آمریکا پرداخته است.
به گزارش فارس، "پیتر سینگر " مدیر موسسه "ابتکار دفاعی قرن 21 " طی گزارشی که پایگاه اینترنتی اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرده است، به تحلیل نسل جدید جوان آمریکا و موضع گیری های وی پرداخته است.
*نسل "X " مدیریت آمریکا را بر عهده می گیرد
وی درمقاله خود مینویسد: در سال 2011، یک "سونامی نقرهای "، آمریکا را مورد اصابت قرار خواهد داد و مسنترین کودکان دوران بعد از جنگ جهانی دوم به سن قانونی بازنشستگی یعنی 65 سالگی میرسند. در نتیجه با کنار رفتن این نسل، نسل جدیدی امور را در دست خواهند گرفت.
با این حال، نسل بعدی یعنی "نسل X " (متولدین اواسط دهه 60 تا اواسط دهه 70 میلادی) به اندازه نسل جدیدتر که به "هزارهها " مشهور هستند، زندگی اجتماعی و رهبری آمریکا را شکل نخواهند داد.
هزارهها نسلی هستند که در فاصله سال 1980 تا 2005 ( نسل پرجمعیت بعد از جنگ جهانی دوم)، بهدنیا آمدهاند. این نسل، البته نامهای دیگری هم چون نسل 11 سپتامبر، نسل Y و یا نسل فیسبوک دارد.
سنگر میافزاید: سه نسل بیان شده، تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند که به راحتی از فرهنگ عامه و حتی نوع موسیقی مورد علاقه این افراد میتوان به نسل آنها پی برد.
بر اساس این گزارش، شمار افراد متعلق به نسل هزاره بسیار بسیار بیشتر از چیزی است که خیلیها تصور میکنند. بطوریکه این نسل حدود 30 درصد بیشتر از شمار نسل پرجمعیت بعد از جنگ جهانی دوم و سه برابر بیشتر از نسل "X " هستند.
* انتخاب اوباما و ظهور فیسبوک از نشانههای اعمال قدرت نسل جدید
تغییرات اجتماعی و سیاسی مثل انتخاب دور از انتظار باراک اوباما در سال 2008 و ظهور پدیده فیسبوک نشان میدهند که این نسل شروع به نشان دادن قدرت خود کرده است. بهطوریکه هر چه به سن هزارهها افزوده میشود و آنها دارای حق و رای و قدرت و کار میشوند، وزن سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها نیز به همان اندازه افزایش پیدا میکند که نمونه آن بعد از تاثیرگذاری بینظیر نسل بعد از جنگ جهانی دوم در عرصه سیاستهای جهانی در دهه 60 تا به حال دیده نشده است.
اخیرا نیز دیده میشود که هزارهها موضوعات، چالشها و همچنین فرصتهای جدیدی را ارایه میکنند. در حقیقت صنعت چند میلیارد دلاری شرکتها و بازار کار به این سمت حرکت میکند که چگونه میتوان نسل جدید را آموزش داد و وارد بازار کار کرد.
بر این اساس، شرکتهایی که در بهکارگرفتن استعدادهای نسل هزاره و تجاری کردن آنها موفق بودهاند، یعنی همان کاری که شرکتی مثل گوگل مدتهاست انجام داده، کامیاب خواهند بود. و شرکتهایی که چنین اقداماتی را صورت ندهند نیز سرنوشتی مثل RCAها و یا کداکها خواهند داشت.
*استفاده از توییتر در حین جلسه سنا
اما در دنیای مطالعات سیاست خارجی توجه چندانی به این نسل در حال رشد نشده است. این در حالی است که ما در دورهای هستیم که کارکنان کاخ سفید کسانی هستند که بعد از حوادث 11 سپتامبر وارد دنیای سیاست شدند. و یا کارکنان کنگره نیز کسانی هستند که حین جلسه سنا از "تویتر " استفاده میکنند، افسران جوان ارتش نیز در افغانستان بعد از ماموریت روزانه خود با انجام بازیهای ویدیوئی استراحت میکنند.
*این نسل شاهد پیش گرفتن اقتصاد چین از آمریکا خواهد بود
در حقیقت همین جوانها روزی تبدیل به مشاوران امنیت ملی و یا اعضای سنا میشوند. و در حین پیشرفت در دوران کاری خود شاهد تحولات گستردهای از ذوب شدن ناحیه پیرامون قطب شمال تا پیشی گرفتن اقتصاد چین از آمریکا خواهند بود.
سینگر در ادامه گزارش خود با طرح این سوال که آیا ما چیزی درباره دیدگاهها و ارزشهای نسل جدید رهبران آمریکا میدانیم، مینویسد: آگاهی ما از این نسل بسیار کم است. بیشتر مطالعات کنونی و نظرسنجیها آنها را نادیده میگیرد.
یکی از مقالههای نشریه "فارین پالیسی " با عنوان "نسل هزاره چقدر در مورد روابط بینالملل فکر میکند؟ " تحلیل خوبی از این نسل را ارایه کرده است. این مقاله تئوریهای قانع کنندهای را ارایه داده است که دیدگاههای نسل هزاره در مورد 11 سپتامبر، جنگ عراق و... را تشریح میکند. اما با این حال همچنان سوالات بیجواب زیادی باقی مانده است.
اینکه رهبران جوانی که روزی تبدیل به نگهبانان جدید واشنگتن دی.سی میشوند، چه تفکری دارند بسیار جالب بوده و به درک و پیشبینی الگوی رایدهندگان و تحلیلهای ژئوپولیتیکی کمک خواهد کرد.
* این تحقیق جوانانی را که به سیاست علاقهمند بودند مورد مطالعه قرار داده است
سینگر در ادامه با اشاره به مطالعهای که موسسه بروکینگز در مورد تمایلات جوانان آمریکایی صورت داده مینویسد: این مطالعه به بررسی خصوصیات و هویت گروهی از جوانان آمریکایی که رهبران آینده این کشور خواهند بود میپردازد. البته این مطالعه کل جوانان را در بر نمیگیرد بلکه تنها گروهی از جوانانی را مورد بررسی قرار میدهد که اطرافیانشان معتقدند آنها دارای خصوصیات یک رهبر بوده و نسبت به سیاست ابراز علاقه میکنند.
بهعبارت دیگر در این مطالعه تنها دانشآموزانی که نسبت به سیاستهای جهانی ابراز علاقه کردهاند و ترجیح میدهند که تعطیلات تابستانی خود را به کار کردن در واشنگتن بگذرانند، مورد بررسی قرار داده است. با این حال نیز نمیتوان اطمینان داشت در این بررسی که هزار جوان آمریکایی در آن شرکت کردهاند، قطعا یک رئیسجمهور یا سناتور و یا سفیر آینده آمریکا را شامل میشود. بلکه تنها ابراز علاقه این گروه از جوانان به فعالیتهای سیاسی، عامل انتخاب آنها بوده است.
* هر نسلی مسائل مهم خود را دارد
در این مطالعه، رفتار این گروه از جوانان به مسائل کلیدی در یک دوره زمانی مشخص که هم شامل تاریخ آمریکا و هم شامل دوران زندگی آنها میشود، مورد بررسی قرار گرفت. البته باید توجه داشت که مسائل مهم هر نسل ممکن است با نسلهای گذشته تفاوت داشته باشد.
برای مثال نظرسنجی از جوانان دوره بعد از جنگ جهانی دوم، احتمالا بر جنگ ویتنام و جنگ سرد متمرکز خواهد شد. این جوانان قطعا در شکلدهی این موضوعات نقش داشتند اما همین جوانان وقتی به اوج قدرت خود رسیدند، با مسایل 11 سپتامبر، عراق و جهانیسازی مواجه شدند.
* جنگ ویتنام دلیل اصلی نحوه برخورد آمریکا با چالشهای اخیر بود
به عبارت دیگر دوران جنگ ویتنام و جنگ سرد دلیل اصلی نحوه برخورد رهبرانی همچون بیل کلینتون و جورج بوش پسر به مسایل و چالشهای اخیر بوده است.
در نظرسنجی انجام شده توسط بروکینگز، رفتارهای جوانان نسبت به مسایل کلیدی سیاسی و ژئوپولیتیکی مورد بررسی قرار گرفته است.
با توجه به آنکه نسل جوان دهه 20 و 30 در واکنش به جنگ جهانی اول و رکورد شدید اقتصادی آن دوران، انزوای شدید را از خود نشان دادند. میتوان گفت که قطعا این نسل نوعی از سیاست خارجی را برای آمریکا شکل دادند که بیانگر همین انزوا بود.
اما این سیاست خارجی نتوانست بروز چالشهای فاشیسم را که سرانجام موجب شروع جنگ جهانی دوم شد را اداره کند. در نتیجه تغییر در سیاستهای آمریکا موجب رشد این کشور به عنوان یک قدرت جهانی شد.
بهطور خلاصه باید گفت که نتایج نظرسنجی انجام شده توسط بروکینگز، خصوصیات و ارزشهای نسل آینده رهبران آمریکا را در برهه مهمی از تاریخ ایالات متحده و جهان نشان میدهد.