سیدرحیم نعمتی | پخش مصاحبه كریستین وولف، رئیس جمهور آلمان، از سوی شبكه الجزیره در روز شنبه پنجم مارس بار دیگر موضوع اسلام در جامعه آلمان را مبدل به مسئلهای مناقشه برانگیز در میان سیاستمداران آلمانی كرد. وولف این مصاحبه را پیشتر از این و در روز دوشنبه 27 مارس انجام داده بود اما شبكه الجزیره آن را دو روز بعد از اظهارات هانس پیتر فریدریش، وزیر كشور آلمان پخش كرد تا تعارض دیدگاهها بین رئیسجمهور و وزیر كشور آلمان بیشتر مطرح شود. مصاحبه وولف با الجزیره به منظور خطاب قرار دادن جوانان كشورهای عرب درباره موضوعاتی از قبیل مدارای ادیان و حمایت از اقلیتها برنامهریزی شده بود و شاید به همین دلیل بود كه وولف در این مصاحبه از اسلام به عنوان قسمتی از آلمان یاد كرد و ضمن رد ارتباط دادن اسلام با تروریسم، از لزوم حقوق برابر مهاجران مسلمان آلمان با دیگر شهروندان این كشور سخن گفت. فردریش در سوم مارس و درست چند ساعت پس از ادای سوگند برای مقام وزارتش، در یك كنفرانس مطبوعاتی گفت: «هرچند كه مسلمانان به آلمان تعلق دارند، ولی جامعه ما نه در گذشته متأثر از اسلام بوده و نه امروز اسلام میتواند بر آن اثرگذار باشد. بنابراین اسلام متعلق به آلمان نیست.»
دو تلقی متناقض از اسلامقبل از هر چیز باید یادآوری كرد كه وولف در سخنان اخیر خود نكته تازهای را بیان نكرد و پیش از این و در سوم اكتبر سال گذشته میلادی، همین سخنان را بیان كرده بود. در آن موقع هم سخن او واكنش برخی را برانگیخت و برای مثال، ولفگانگ بوس باخ، نماینده حزب دموكرات مسیحی در پارلمان فدرال گفت؛ «اگر رئیسجمهور، اسلام را با مسیحیت و یهودیت در آلمان برابر میكند به نظر من اشتباه است». انتقادهای آن موقع باعث نشد تا وولف از نظر خود صرفنظر كند، چراكه او در 21 اكتبر و طی سفر به تركیه بار دیگر بر تلقی خود نسبت به اسلام در آلمان تأكید كرد و مصاحبهاش با الجزیره هم تأیید مجدد وی بر این دیدگاه بود. نكته تازهای كه در حال حاضر اتفاق افتاده بروز اختلاف در كابینه آلمان است به گونهای كه میتوان گفت اختلافنظرها در مورد اسلام جزئی از آلمان به كابینه این كشور كشیده شده و با سخنان رئیس جمهور و وزیر كشور، دو تلقی متناقض نسبت به اسلام در سطح رسمی سیاسی این كشور بروز كرده است.به عبارت دیگر، اظهارنظرهای موافق و مخالف پیش از این در مورد عقیده وولف خارج از كابینه بود كه یا از سوی نمایندگان پارلمان یا از سوی رسانهها و محافل خبری بیان میشد، اما سخنان پنجشنبه فریدریش نشان داد كه مخالفت با او به كابینه آلمان راه پیدا كرده است. البته تلاش آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان، بر این بود تا كابینه را از این منازعه دور نگه دارد و به همین جهت بود كه در عین حمایت از موضع وولف، سعی میكرد تا با بیان انتقادی از روند كند جذب جامعه مسلمان در آلمان، دیدگاه راستگرای خود نسبت به اسلام را حفظ كند. اكنون و با سخنان اخیر فریدریش، موضوع اسلام در آلمان و مناقشه هویت جامعه آلمان به عنوان جامعهای كه اسلام بخشی از آن را تشكیل داده به بالاترین سطح سیاسی این كشور رسیده و معلوم شده كه دو تلقی موافق و مخالف این مسئله حتی در این سطح نیز مطرح است. در واقع، اصل مسئله بر سر واقعیت اسلام در جامعه آلمان است كه حتی وزرای این كشور نیز نمیتوانند آن را نادیده بگیرند و در حال حاضر باید پاسخی متناسب با این مسئله داشته باشند چراكه برخلاف گذشته، اسلام در جامعه امروزی آلمان حكایتی دیگر دارد.
واقعیت اسلام در آلمانكریستین وولف زمان سفر خود به تركیه در مقابله پارلمان تركیه گفت: «زندگی مسلمانان نیز بخشی از زندگی روزمره آلمانهاست». این سخن او اشاره به واقعیتی ملموس در زندگی روزمره و امروزی جامعه آلمانی است به گونهای كه نمیتوان واقعیت اسلام در آن را نادیده گرفت. تلقی كسانی همانند وولف ناشی از توجه به این واقعیت جامعه كنونی آلمان است و به همین علت سعی میكنند تا با بیان اسلام به عنوان جزئی از آلمان، واقعیت كنونی آلمان را بپذیرند. به دلیل توجه به همین واقعیت است كه ریناته كوناست، رئیس فراكسیون پارلمانی حزب سبز درمجلس آلمان، در پاسخ به فریدریش گشتن در خیابانهای برلین را به او توصیه كرد تا «ببیند چه كسانی در پایتخت زندگی میكنند». تلقی مخالف درست در برابر این واقع بینی قرار دارد كه با تمسك به سنتهای تاریخی سعی میكند تا واقعیت موجود در جامعه آلمان را نادیده بگیرد. به همین علت است كه فریدریش و امثال او متوسل به سنت تاریخی آلمان شدهاند و از این زاویه میتوان او را در همان جهتی ارزیابی كرد كه راستگرایی نژاد پرست آلمانی قرار داشت و در ماههای اخیر توسط تیلو سارازین تكرار شده است.موضوع دیگر در این قضیه جامعه مسلمان آلمان و حقوق آنان است كه مخالفت افرادی نظیر فریدریش با پذیرش اسلام به عنوان جزیی از آلمان تا اندازهای برای مخالفت با به رسمیت شناختن حقوق این جامعه است. روشن است كه اگر سیاستمداران آلمان اسلام را به عنوان بخشی از آلمان بپذیرند، آنگاه باید حقوق معتقدان به این دین از جمله حقوق مربوط به شریعت و آزادی نمادها و ارزشهای دینی را نیز بپذیرند و حتی در قوانین آلمان نیز جایی برای آنها در نظر بگیرند. در واقع، موضع فریدریش تا اندازه زیادی ناشی از طفره رفتن در برابر حقوق مسلمانان در جامعه آلمان است كه بهرغم ادعای حقوق برابر برای تمام شهروندان، راستگرایانی همانند او سعی میكنند تا با چنان ادعاهایی در مورد اسلام، در اصل حقوق مسلمانان را نادیده بگیرند. با وجود چنین مخالفتی از سوی جریان راستگرای آلمان، باید پذیرفت كه واقعیت جامعه آلمان راه خود را دنبال میكند و نشانههای پذیرش اسلام در این جامعه تا آنجا پیش رفته كه علاوه بر وولف، كسانی همانند زابینه لویت هایزر، وزیر دادگستری آلمان، و اشتفان سایبرت، سخنگوی دولت آلمان، نیز به آن معترف هستند. در حقیقت، اسلام در جامعه آلمان بر خلاف تبلیغات راستگرایان غربی راه خود را یافته تا آنجا كه امروزه نمیتوان آن و حقوق مرتبط به آن را نادیده گرفت مگر آن كه بر خلاف همه ارزشهای ادعایی غرب، با تمسك به ایدئولوژی تاریخباورانه و نژادپرستانه قصد مقاومت با آن در كار باشد.