از دشواریهای روابط بینالملل پیشبینی درباره بحران ها و رخدادهایی است که در گوشه و کنار جهان رخ میدهند. علت این دشواری به نقشآفرینی متغیرهای متعدد داخلی، منطقهای و بینالمللی درباره سمت و سوی بحرانها و رویدادها برمیگردد، اما آنچه دست تحلیلگر را باز میگذارد گمانهزنی و پیشبینی سناریوهای مختلف درباره بحرانهاست. درباره آنچه در هفتههای اخیر کشور نفتخیز و پهناور لیبی شاهد آن است گمانهزنی به ما کمک میکند تا درباره حرکت خروشان مردم لیبی که در قیاس با ناآرامیهای مردمی سایر کشورهای عربی نظیر مصر، تونس، بحرین، یمن، اردن، عمان و عربستان به جرأت میتوان برای آن واژه انقلاب را به کار برد، پیشبینی دقیقتری داشته باشیم. تاکنون با توجه به روند شتابان تحولات لیبی و تاکتیکهای دیکتاتور آن یعنی قذافی، گمانهزنیهای متنوعی صورت پذیرفته است که فرار قذافی از لیبی نظیر بن علی تونس، خودکشی قذافی، دستگیری و محاکمه توسط انقلابیون و همینطور کشته شدن وی در درگیریها همانگونه که اعلام کرده است تا فشنگ آخر و لحظه آخر خواهد جنگید از آن جملهاند. اما صرفنظر از این گمانهزنیها به نظر میرسد سناریوی دیگری را نیز بتوان درباره انقلاب لیبی مطرح ساخت. چنانکه تحولات داخلی لیبی از جمله تشکیل شورای موقت انقلاب و بهنوعی شکل دادن حکومتی انقلابی را در بنغازی در نظر بگیریم که با محوریت وزیر کشور مستعفی قذافی، عینیت یافته است، به نظر میرسد چنانکه انقلابیون لیبی هوشیاری لازم را نداشته باشند در آن صورت با فرسایشی شدن نبرد با قذافی از یک سو و ادامه جنایات قذافی از سوی دیگر زمینه برای دخالت قدرتهای غربی به بهانه دفاع از مردم لیبی، اما در اصل برای سیطره بر نفت لیبی جدی شود.
در پی تصویب قطعنامه 1970 شورای امنیت و نشست ناتو در بروکسل که با جدی شدن بحث برقراری منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی و به رسمیت شناختن حکومت انقلابی از سوی فرانسه و انگلیس مواجه شده است، این فرضیه تقویت میشود که امریکا و اتحادیه اروپا به دنبال برقراری مدل عراق سالهای 1991 تا 2003 برای لیبی هستند. پس از حمله صدام به کویت در دوم اوت 1990 و به دنبال آن حمله متحدین با محوریت امریکا به ارتش صدام و بیرون راندن آنها از کویت و در نتیجه تضعیف صدام فرصتی فراهم آمد که شوراتسکل فرمانده وقت نیروهای امریکایی در خلیج فارس ادعا کرد میتواند صدام را دستگیر و محاکمه کند، اما این مسئله همزمان شد با انتفاضه مردم به ستوه آمده عراق بر ضد صدام که در چنین شرایطی امریکا ترجیح داد از دستگیری صدام صرفنظر کرده از خطر بزرگتر یعنی روی کار آمدن نیروهای انقلابی در عراق جلوگیری کند. با چنین ملاحظهای صدام برای 12 سال یعنی تا سال 2003 تاریخ مصرف پیدا کرد.
البته در این 12 سال صدام تضعیف شده بود که بر عراق حکومت میکرد، چرا که در شمال عراق حکومتی خودمختار شکل گرفته بود و براساس استراتژی جنگ کم شدت منطقه پرواز ممنوع بر فراز عراق برقرار شد. اکنون با توجه به نزدیک بودن روانشناسی شخصیتی قذافی به صدام از یک سو و موقعیت استراتژیک لیبی در شمال آفریقا و نفتخیز بودن آن نظیر عراق از سوی دیگر به نظر میرسد امریکا و اتحادیه اروپا با وجود برخی ناهماهنگیها بین آنها نظیر اقدام فرانسه و انگلیس در به رسمیت شناختن مخالفان قذافی و حرکت محتاطانه امریکا و آلمان که هنوز به دنبال فرصت بهتری میگردند به دنبال سناریویی نظیر عراق در فاصله سالهای 1991 تا 2003 برای لیبی هستند. احتمال دارد با ادامه سرسختی قذافی برای باقی ماندن بر کرسی قدرت و روحیهسازشکارانه وی برای ادامه خدمتگزاری به امریکا و اروپا و تضمین تأمین نفت آنها، امریکا و اتحادیه اروپا به این جمعبندی برسند تا قذافی را البته ضعیف شده حفظ کنند و از طرف دیگر برای حفظ ظاهر و توجیه افکار عمومی بینالمللی مبنی بر حمایت از انقلابیون لیبی، حکومت انقلابیون را نیز به رسمیت بشناسند. این سناریو به امریکا و اروپا فرصت میدهد با یک تیر دو نشان بزنند یعنی هم مهره خود را در لیبی حفظ کنند و از سوی دیگر با برقراری منطقه پرواز ممنوع و حکومت موقت در بنغازی ضمن حفظ حضور نظامی، زمینه تضعیف لیبی را نیز فراهم سازند که از این پس یکپارچه نخواهد بود. در پایان باید یادآور شد که این فرضیه هرچند جدی به نظر میرسد اما در عین حال اراده انقلابیون لیبی ممکن است تکرار مدل احتمالی عراق را ناممکن سازد و در چنین صورتی حتی اگر قذافی سرسختی نشان دهد تاریخ مصرف وی سپری شده ناگزیر باید میدان را به نفع انقلابیون خالی سازد، چه با فرار، خودکشی یا کشته شدن به دست انقلابیون.