کد خبر: 442340
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۱
موشکافی ادبیات انقلاب از اولین کتاب انقلابی تا جشنواره داستان انقلاب در گفت‌وگوی «جوان» با امیرحسین فردی
اهمیت ادبیات بر هیچ کس پوشیده نیست. بخش بزرگی از سرگرمی‌های هدفمند دنیا مربوط به محصولات ادبی هستند و خمیرمایه اصلی بزرگترین صنعت هنری دنیا یعنی سینما از ادبیات شکل می‌گیرد. تاریخ جنگ جهانی یا سیر صنعتی غرب همه و همه از دل رمان‌هایی بیرون آمده است که نویسندگان خوش‌فکر آن را رقم زده‌اند. کشور ما ایران طی نیم قرن گذشته با دو حادثه بزرگ یعنی انقلاب و جنگ تحمیلی رو‌به‌رو شده است که هر یک به تنهایی می‌توانسته موج تازه‌ای از ادبیات به وجود آورد. متأسفانه ادبیات انقلاب به واسطه وقوع جنگ و هشت سال دفاع دلیرانه مردان و زنان ایرانی که خود داستانی مفصل دارد، به فراموشی سپرده شد. البته افرادی همچون امیرحسین فردی در همان دهه50 و اوایل 60 اولین رمان‌های انقلاب همچون سیاه چمن را خلق کرده‌اند اما توانایی به حرکت درآوردن یک جریان ادبی را نداشته‌اند. حال بعد از گذشت نیم قرن از آن دوران، یک‌بار دیگر سر و صدای جشنواره‌ای به گوش می‌رسد که تنها در مورد ادبیات انقلاب فعال خواهد بود و به عنوان یک جشنواره پایدار در میان کهکشان ادبی کشور خودنمایی می‌کند. منطقه خاورمیانه به عنوان یک شاه راه اصلی این روزها در حال تحولات انقلابی خاصی است و ایران به عنوان کشوری که 30 سال از انقلاب اسلامی‌اش می‌گذرد می‌تواند الگوی مناسبی برای آنها باشد. البته این الگو باید جزئیات زیادی را در اختیار این کشورها قرار دهد که از طریق مباحث علمی و دانشگاهی آن‌چنان تاثیری نخواهد داشت. اما ادبیات راهگشای این موضوع است. از این رو در یک بعدازظهر زمستانی به سراغ اولین رمان‌نویس انقلاب و دبیر جشنواره داستان انقلاب یعنی امیرحسین فردی رفتم و او که اغلب پشت میز کارش نمی‌نشیند من را به یک چای دوستانه دعوت کرد. ماحصل آن دیدار را در ادامه می‌خوانید.اولین جشنواره‌ای که برگزار کردید در دهه 50 در مسجد جوادالائمه بوده است و حالا دبیر جشنواره داستان انقلاب هستید. تا به اینجا چه مسیری را طی کردید؟نسل ما آرمان‌هایش را به واقعیت بدل کرد و عاشقانه یک انقلاب دینی که در دنیا، هیچ نشانه‌ای نداشت را به ثمر رساند. در شرایطی که کمتر کسی به این فکر می‌کرد در ایران انقلابی به پا شود، ما با لطف خدا و راهنمایی امام خمینی(ره) ایستادیم و معجزه قرن اتفاق افتاد. پدیده انقلاب اسلامی در سرزمین ما از یک رؤیا و آرزوی دست نیافتنی به یک عینیت قابل لمس تبدیل شد. زندگی من و امثال من ادامه همان مسیر است. چیزی در زندگی ما تغییر نکرده و قرار هم نیست تغییر کند. هیچ عاملی قرار نیست ما را از رفتن باز دارد یا به ما علامت پایان بدهد. سرنوشت ما ادامه این مسیر و ادای تکلیف بدون توقع است. آنچه من توفیق آن را دارم ادامه همان تفکر است. فکر می‌کنم الان هم در مسجد جوادالائمه در همان سال‌ها نشسته‌ام. نه شغلی، نه درآمدی و نه کاری. من به این موارد فکر نمی‌کنم شاید آنها به من فکر کنند. امروز این حرف و منش‌ها رنگ شعار به خود گرفته‌اند؟برای تشخیص شعار از اعتقادات، باید آن را در زندگی‌ها جست‌وجو کرد. در روند زندگی هر فرد می‌توان میزان شعار و میزان واقعیت را به راحتی از هم بازشناخت. ما در زمانه‌ای هستیم که انسان‌ها و آرمان‌هایشان به سرعت در حال تغییر هستند. برخی از افراد نسل اول انقلاب، امروز مسیری متفاوت را انتخاب کرده‌اند. نشانه راستگویی چیست؟انقلاب و جنگ دو موج همراه با هم بودند که عیار مردم مسلمان ایران را مورد سنجش قرار دادند. مردم زیادی برای انقلاب و جنگ از همه چیزشان گذشتند. دنیا دام‌‌های فراوانی سر راه برخی قرار داد و آنها در راه ماندند. دچار حیرت و شک و تردید شدند. قطار انقلاب در حال حرکت است و اینها به این فکر می‌کنند که آیا سوار شوند یا نه! این‌ موارد واقعیت است. عجیب هم نیست. اگر قرار باشد انسان در زندگی امتحان بدهد اینها همین حکم را دارند. امتحان صداقت، امتحان دلدادگی، عشق، پایبندی و مروت و...آیا مردم داور این تغییرات هستند؟مردم تا حدی می‌توانند بشناسند اما داور نهایی در جای دیگری است. اگر همه چیز را با ملاک مردم بسنجیم، می‌بریم! گاهی رفتاری از مردم می‌بینید که به هیچ وجه در حد انتظار نیست. یک انسان متعهد و مسلمان عهد خود را با خدا می‌بندد و هیچ بدی هم نمی‌بیند. پس، درعین حال که علاقه‌مند مصلحت است از لایه‌های مختلف مردم عبور می‌کند، ولی سرنوشتش را با مردم گره نمی‌زند. البته مردم ما نشان داده‌اند که چنین مردمی نیستند مردم ما بعد از انقلاب نشان داده‌اند به ارزش‌هایشان که سال 57 پرچمش را بر افراشتند، همچنان معتقدند. تحرکات انقلابی زیادی در منطقه دیده می‌شود که مصر نشانه اصلی این ماجراهاست. این جنبش‌ها چقدر از ادبیات انقلاب ایران تاثیرگرفته‌اند؟ماموریت انقلاب اسلامی ایران بسیار جدی است. قرار است ما تمدن جدیدی به وجود بیاوریم. این جریان با دو یا سه انقلاب در چند کشور منطقه به اتمام نمی‌رسد. بلکه جنگ و چالش ما با تفکر و تمدن غرب است. کشمکشی بین کشورهای اسلامی به رهبری ایران و تفکر غرب به سردمداری امریکا آغاز شده و یک طرف باید کنار برود. این ماموریت بزرگی است. بحث این شهر و آن شهرک نیست. شاید خود ما هم متوجه اهمیت موضوع و وسعتش نباشیم. آن که باید برکت بدهد، می‌دهد. ظاهراً در مصر آرامش و قانون حاکم است. مهمان خارجی می‌آید و می‌رود و قراردادها بسته می‌شوند. اما آتشفشان هر روز قوی‌تر می‌شود. این اتفاقات یکباره نیفتاده بلکه در این سال‌ها مراحل مختلفی طی شده است. حضرت امام (ره) در آن سال‌ها فرمودند: مردم مصر باید به پا خیزند! در آن سال‌ها شرح وظیفه تعیین کرده و ملت مصر آن فرمان را گوش کرد و نتیجه‌اش امروز به چشم می‌آید. ما به حق تعالی تکیه داریم و از آن ارتزاق می‌کنیم. ماموریت‌های بزرگی بردوش ماست چه بخواهیم چه نخواهیم. بدون تزلزل و با یک اعتماد به نفس الهی باید به پیش برویم. در دنیای امروز شناخت ملت‌ها از هم به واسطه ادبیاتی است که از فرهنگ آن ملت می‌شناسند. چرا در سال‌های بعد از انقلاب ادبیات انقلاب بسیار کمرنگ عمل کرده است؟متأسفانه در این سال‌ها فعالیت ما شایسته و بایسته انقلاب نبوده است. چند اثر به صورت پراکنده نوشته شده اما اینها در حد یک جرقه بوده‌اند و تبدیل به یک جریان نشده‌اند. برای رسیدن به یک جریان باید برنامه و تداوم داشت. جنگ با ابعاد وسیعی که به ما تحمیل شد، آمده بود تا شعله‌های انقلاب را خاموش کند. اگر دست از انقلاب می‌کشیدیم که جنگی در کار نبود. آنها به اردوگاه انقلاب حمله کردند و جوانان و هنرمندان کشور در کسوت رزمنده و بسیجی به میدان رفتند و از اردوگاه اسلام دفاع کردند. امروز اردوگاه انقلاب در ادبیات آن جای دارد و باید به این‌اندیشه مرکزی و قلعه‌ای که در قلب هر ایرانی است، بها بدهیم و با رمزگشایی که زبان ادبیات است چگونگی انقلاب را نمایان کنیم. اینکه انسان ایرانی طاغوت زده در مواجهه با انقلاب چه عکس‌العملی داشته و چگونه این پدیده را تفسیر کرده بسیار جذاب است. اینکه انسان ایرانی که بی‌تفاوت تربیت شده بود، یک‌باره به یک انسان پویا و آگاه تبدیل شد که برای خودش در تاریخ اصالت و ماموریت قائل است یک گره ادبی است. در نظام آموزشی شاهنشاهی تلاش بر این بود که انسان ایرانی فردی باشد که در نهایت، همه آرزوهایش در یک پیکان و مسافرت به شمال در تابستان و برپا کردن اجاق کباب خلاصه شود و تفریحش هم رفتن یک‌بار سینما در سال باشد. همه معنای زندگی در حد یک خور و خواب بود و یک توهم باستان‌گرایی هم در جامعه تزریق می‌شد به عنوان یک ایدئولوژی!پس شعارهای مبارزه با غرب و بسته شدن شیر نفت توسط شاه و...‌؟مگر می‌شود کسی که دست نشانده غرب است، چنین جسارتی به اربابانش کند. این حرف‌ها برای سرگرم کردن داخل بود و خارجی‌ها هم به این موضوعات می‌خندیدند. اربابان خارجی و سیاستمداران کارکشته‌شان این حرف‌ها را شوخی می‌پنداشتند، زیرا می‌دانستند که سفارتخانه‌ها بر مردم حکومت می‌کنند و ما هم به مراتب هر روز بیشتر از قبل تحقیر می‌شدیم. چرا وزرای ارشاد در آن دوران که جریان داغ بود و جو انقلابی وجود داشت. چنین جریانی را به پا نکردند؟دغدغه نوشتن در رابطه با انقلاب از دهه شصت وجود داشت، اما برعهده نویسنده نبود بلکه وزرای ارشاد آن زمان باید به این جریان پا می‌دادند. باید با رصد جامعه و نیازسنجی این موضوع را جریان‌یابی می‌کردند، زیرا آنها به عنوان مغز متفکر فرهنگی در کل کشور شناخته می‌شدند. متأسفانه اغلب وزرایی که سر کار آمدند یا عمیقاً اعتقادی به انقلاب نداشتند یا اعتماد به نفسشان کم بود. آنها بازیچه دست محافل روشنفکری داخلی و غرب‌زده‌ها شدند. با رصد آن دوران شاهد هستیم که آنها برای وزارت ارشاد سیاست تدوین می‌کردند. پس ارشادی‌ها نه از کتابی در این زمینه حمایت کردند و نه کتاب خوبی در زمینه‌های دیگر انتخاب کردند، اگر هم انتخاب می‌کردند آنقدر بد بود که خودشان رویشان نمی‌شد در رسانه آن‌را معرفی کنند. جریان‌هایی هم که امروز در رسانه می‌بینید از بعد از ورود برخی عناصر خارج نشین به کشور اینگونه رنگ و رخی به خود گرفته‌اند! الان هیچکس نمی‌تواند به نیروهای راه گم کرده و جوانانی که گمراه شده‌اند سخت بگیرد، چون ما نتوانسته‌ایم آنها را جذب کنیم. دام چاله عجیبی بود که سر راه ما گذاشتند. جریان سبز و رفتارهای اصلاحات این تاول چرکین را در جامعه ترکاند. خدا را شکر با این حرکات و شناسایی فتنه، انقلاب خودش را بیمه کرد. من جمله‌ای دارم که انقلاب اقیانوسی است که مردار نمی‌پذیرد. هر آشغالی که به این دریا بیندازید به ساحلتان تف خواهد شد. ذات انقلاب پاک است و به عنوان یک پدیده زنده می‌جنگد. اغلب نویسندگان مستعد متعلق به نسل بعد از انقلاب هستند. ادبیات تند و تیز این نسل چه نقشی در زایش داستان انقلاب دارد؟نسل ما پا به سن گذاشته و شاید بیش از حد توان بار به دوش کشیده است. اصل مطلب نسل نو است. قرار نیست که نسل اول فقط در میدان باشد. به هر حال باید تفکر و روحیه نو وارد میدان شود. نسل تازه با فاصله‌ای انقلاب را کاوش خواهد کرد که اشکالی هم ندارد چون آدم‌های انقلاب هنوز در جامعه هستند و با گفت‌و‌گو با چند نفر از آنها می‌توانید گوشه‌هایی از این حادثه بزرگ قرن را ببینید. خوشبختانه در کشور ما اتفاق خوشایند ضبط خاطرات، به وقوع پیوسته و در عرصه دفاع مقدس نقش خوبی را ایفا کرده در حوزه انقلاب هم همان طرح اجرایی می‌شود. وقتی تولستوی کتاب «جنگ و صلح» را نوشت که حمله فرانسوی‌ها به سرزمین روس را ندیده بود بلکه با مطالعه تاریخ، حوادث را درک کرده و نوشته است. پس می‌توان دید که می‌شود نویسنده در میدان حادثه نباشد، اما به کمک واسطه‌های صادق آن را تدوین کند. البته اگر تجربه مستقیم شخصی باشد، خیلی بهتر است. انقلاب همانطور که از نامش پیداست بسیار حادثه بزرگی است به هر حال تفکرات مختلفی در انقلاب حضور داشتند و همه آدم‌ها پاک و صالح نبودند. از این رو شخصیت پردازی در رمان انقلاب سخت نخواهد بود؟اگر نگاه رمان و ادبیات انقلاب سیاه و سپید و از زندگی به دور باشد نمی‌تواند اثری ماندگار بر مخاطب بگذارد و جوانمرگ خواهد شد. ادبیات باید با زندگی آغشته شود. ادبیات عرصه شک، تردیدها و لغزش است. عرصه چه کنم چه کنم‌هاست. در ادبیات با آدم‌هایی سر و کار نداریم که همه روی ریل بوده و مشکلاتشان را حل کرده باشند! اینکه جذابیتی ندارد. ادبیات محل حدوث حادثه‌هاست. محل دگرگونی‌ها، محل عدم تعادل‌هاست. ادبیات بخشنامه‌ای نمی‌تواند جوابگوی نیاز جامعه ما باشد. در شوروی سابق بخشنامه می‌کردند به هنرمند که چگونه بنویسید! تعداد زیادی اثر تولید شد که امروزه به آنها آثار حزبی می‌گوییم، با وجود استثنائات زیاد، دیگر چیزی از آن موج عظیم باقی نمانده است. به طور کلی در شأن ادبیات هیچ کشوری، چنین نوعی از ادبیات نیست. ادبیات جای نگاه تبلیغی به معنای تبلیغ در فضای غیر ادبی نیست. در فضای غیرادبی می‌توانیم، سخنرانی کرده، خطابه بگوییم. حرف‌هایمان را مستقیم بزنیم. ادبیات اینها را بر نمی‌تابد. تعادل زندگی و شخص باید به هم بخورد تا حس پرسش مخاطب را زنده کند. به محض اینکه خواننده احساس کند شخصیت طبق یک دستور حرکت می‌کند. کتاب را می بندد و زندگی آن کتاب به پایان می رسد. مخاطب علاقه‌مند است همذات پنداری کند و زمانی می‌تواند به این حس برسد که اثر قدرت، قوت و صداقت را داشته باشد. ما با کار به شدت سخت و پیچیده‌ای رو به رو هستیم برای اینکه بتوانیم آثاری به وجود بیاوریم که خواندنی باشد. نمی‌شود با ادبیات شوخی کرد. چون پس می‌زند. باید حیثیت ادبیات را حفظ کرد، باید قاعده بازی را حفظ کرد. هم ادبیات باشد و هم آن چیزی که اتفاق افتاده است. تحریف تاریخ نباشد. دروغ نباشد. ما چشم بسته شروع نکرده‌ایم و من بسیار امیدوار هستم. هم انقلاب، داستان بزرگی است و هم کسانی که در آن کار می‌کنند می‌توانند از نو شاکله ادبیات را تعریف کنند. به لطف خدا ما مسیر و گردنه‌های آن را دیده‌ایم و راه‌حل‌هایی هم برایش داریم. اغلب جشنواره‌ها با یک جایزه به اتمام می رسند. آیا داستان انقلاب هم اینگونه است؟برنامه ما بلند‌مدت است. به دنبال یادآوری این موضوع به رسانه‌ها، نویسندگان و هنرمندان هستیم که یک رسالت به زمین مانده‌ای وجود دارد و آن هم داستان انقلاب است. این انقلاب باید مکتوب شود و در ساحت ادبیات ضبط شود تا هم برای آیندگان و هم برای مردمان سرزمین‌های دیگر بماند. زیرا آنها می‌خواهند، بدانند که در این کشور چه گذشت و ویژگی این انقلاب چه بود، انسان ایرانی چگونه این انقلاب را پذیرفت. این انقلاب چه پیامی دارد که این انسان از آن استقبال کرد. در تاریخ کلیات و حادثه‌های بزرگ را می‌شود گفت اما بیان حادثه‌هایی که کوچک هستند و در متن انقلاب روی داده‌‌اند، ادبیات به عهده می‌گیرد. از این رو تأثیرش هم بیشتر است. چون مسائل انسانی همچون احساس و عاطفه در آن قرار می‌گیرد. مخاطب بعد از خواندن کتاب، خودش هم فکر می‌کند در همان مسیر حرکت می‌کند. معتقد هستیم که می‌شود این کار را کرد. ما معتقدیم انسان مسلمان ایرانی خیلی کارها می‌تواند انجام دهد. ادبیات هم می‌تواند خلق کند. اما باید فضا برایش مهیا باشد و بهش اعتماد به نفس بدهیم. نمادها و نشانه‌های راه به ما می‌گوید که تا به اینجا خوب آمده‌ایم و باید ادامه بدهیم. ادامه مسیر مثل روز برایمان مشخص است. ما تا 10 سال آینده را با ریز جزئیات داریم و می‌دانیم که چه موج عظیمی به راه خواهد افتاد. حتی نیازی به تبلیغ نیست. ما به دنبال تغییر هستیم. ادبیات این کشور را از چنبره غرب‌زدگی و این کپی‌کاری‌هایی که به چشم می‌خورد، بیرون می‌بریم و حرف خودمان را خواهیم زد؛ همان حرفی که ما را در دنیا تا این حد سربلند کرده است. نه از این حرف‌های شبه روشنفکری. جشنواره ما یک ویژگی خاصی دارد که ما در پایان جشنواره با چند کتاب روبه رو هستیم. در یکی دوسال اخیر اتفاقات عجیبی در کشور روی داده است. برخورد ادبیات انقلاب با این اتفاقات چگونه خواهد بود؟انقلاب اسلامی ایران در یکی دو سال اخیر حیات دوباره‌ای به خود گرفت. تارهای توهم و شکی که در این سال‌ها دشمنان تنیده بودند مبنی بر اینکه انقلاب جوابگوی نیازهای جامعه نیست، که از محافل غربی و با مساعدت محافل شبه روشنفکری داخلی در دانشگاه‌ها تزریق می‌شد و جوانان ما را نشانه گرفته بود به‌یکباره در هم شکست. آنها می‌گفتند انقلاب اسلامی جوابگوی انسان معاصر نیست و یک امر تاریخی است که دیری نخواهد پایید و از بین خواهد رفت. اما دیدیم که این گونه نبود، بلکه این مکتب‌ها و گرایش‌های مادی مدرن که امری واپس مانده‌اند و تاریخ مصرفشان به پایان رسیده، محکوم به فراموشی و شکستند. تفکر اسلامی حیات دوباره‌ای پیدا کرده و تاریخ سیاسی و اجتماعی جهان را دگرگون می‌کند. تاثیر این امر در محافل داخلی هم بسیار مشهود است. به نظرم طراوت تازه‌ای در انقلاب و ایران شکل گرفته است. اعتماد به نفس چشمگیری انقلابیون دارند و با سربلندی صحبت می‌کنند و غبار آن تردیدها و شک‌ها برطرف شده است. تفسیر نسل تازه چقدر درست خواهد بود؟تفسیری که نسل تازه نسبت به انقلاب دارد، بسیار جذاب است. نیروهای جوان انقلاب، علاوه بر تفسیرهای درستی که از انقلاب دارند طراوات، شادابی و جوانی هم دارند که به نظرم مترقی‌تر و روزآمدتر از تفسیر جوان‌های سال 57 است. طبیعی است که در این مدت جوانان ما بسیار ‌اندیشیده‌اند و از موانع مختلفی عبور کرده‌اند. حاصل این عبور و این تلاش تجربیات گرانبهایی است که در چشم‌انداز آینده بسیار کارآمد خواهد بود. جوانان در برابر آن شک‌ها و تردید‌ها نوعی زره روئین‌تنی بر تن کرده‌اند برای اینکه همه موارد را دیده و آزموده‌اند. در دوران ما درگیری با مارکسیست‌ها به صورت شعارزده در مقابل درهای دانشگاه صورت می‌گرفت که هر دو طیف فکری روی دوش دوستان خود عقایدشان را فریاد می‌زدند اما در این سال‌ها این مباحث وارد دانشگاه شد و رودررویی سختی درگرفت و نسل جوان موفق از آب بیرون آمد. امروز هم انقلاب‌های مردم منطقه نشان می‌دهد که نیروی نهفته انقلاب ایران در آن کشورها هم بیدار شده است. برخورد نویسندگان با جشنواره داستان انقلاب چگونه بود؟اگر واقعاً به این موضوع صادقانه نگاه کنیم. این بخش از ادبیات از یادها رفته بود و وقتی ما آن‌را مطرح کردیم همه با تردید صحبت می‌کردند که مگر چنین چیزی وجود داشته یا اصلاً مگر نیازی به وجودش هست! برخوردها مختلف بود. طیفی که با انقلاب نسبتی ندارد و خلاف انقلاب می‌اندیشند، کار ما را تخطئه کردند که امکان ندارد ما ادبیاتی را به وجود بیاوریم که بخواهد انقلاب را تأیید کند. اصلاً وظیفه ادبیات تأیید چیزی نیست! بلکه وظیفه ادبیات ایجاد سؤال است و شک! آنچه شما می‌گویید ادبیات را به وجود نمی‌آورد بلکه ادبیاتی شعاری و ایدئولوژی زده خواهد بود! این بحث‌های خیلی فنی و سنگینی بود که در بسیاری از روزنامه‌ها شد. در محافل دوستان خودمان هم تردیدهایی بود. البته هنوز خیلی زود است که با قاطعیت در اینباره حرف بزنیم. اما شواهد نشان می‌دهد که موضوع حساسی را انتخاب کرده‌ایم. در این کشور خیلی‌ها راجع به انقلاب حرف دارند و دوست دارند تجربیاتشان در اینباره را بیان کنند فقط باید شرایطی برایش مهیا شود. جامعه را کنجکاو کرده‌ایم و سال به سال سطح مشارکت بالا خواهد رفت. کیفیت این دوره چگونه بود؟نسبت به جشنواره دوم شاهد یک جهش بودیم. در سال آینده تعداد قابل توجهی کتاب خواهیم داشت. آنقدر کتاب خوب به دفتر جشنواره رسیده است که ما تصمیم گرفتیم آثار قدرتمندی را که برگزیده نشده‌اند را هم چاپ کنیم. چون نمی‌توان از ایده‌ها و دنیای نابی که آفرید‌ه‌اند گذشت. گمان می‌کنم حدود پنج یا شش رمان خواهیم داشت که اصلاً دستاورد کمی نیست. این را مقایسه کنید با جشنواره‌های دیگری که در سال برگزار می‌شود. نویسندگان بسیار مستعدی را هم کشف کرده‌ایم. سید‌هاشم حسینی با کتاب «گل سنگ» کشف این جشنواره است. کتابی که حتماً گل خواهد کرد. هنوز توزیع و پخش نشده است. محمد کاظم مزینانی از قبل در ادبیات بوده است اما در این جشنواره یکباره با یک جریان جدیدی روبه رو شده است. چقدر موفق خواهید بود؟رمان، بازتولید ادبی فضای انقلاب است. قطعاً این موضوع جریان خواهد شد نه تنها در جامعه و تاریخ ادبیات، بلکه نقطه عطفی در عرصه ادبی کشور خواهد بود و سایر شئون ادبی کشور را متحول خواهد کرد و از سکون و رخوت درخواهد آورد. بازار ایران بسیار محدود است آیا برنامه‌ای برای ورود به بازارهای ادبی منطقه یا دنیا هم دارید؟از چندسال پیش سعی کرده‌ایم این دست آثار به زبان‌های عربی، انگلیسی و روسی ترجمه شوند. اما به نظر من با توجه به حوادثی که در منطقه رخ می‌دهد، باید نهضت ترجمه‌مان به زبان عربی شدت بگیرد. هر چه در مورد انقلاب داریم باید ترجمه کنیم. آنها مشتاق هستند که اینها را بخوانند و در تجربه انقلابی مردم ایران شریک شوند و ببینند مردم ایران چه چیزی را از سر گذرانده‌اند. آنها می‌خواهند همذات‌پنداری کنند و بیاموزند که با توطئه‌ها و سیاست‌های پیچیده غرب چگونه مبارزه کنند. ترجمه در اولویت کار ماست. در سال آینده آثارمان را به زبان عربی ترجمه خواهیم کرد و به بهترین نحو در این کشورها توزیع می‌کنیم. توزیع کتاب در کشور با مشکل روبه‌روست. چگونه این سد را خواهید شکست؟متأسفانه عیب بزرگی که در عرصه ادبیات وجود دارد و ضربه زیادی هم به بدنه ادبی کشور زده است همین چرخه معیوب توزیع است که علاوه بر باندبازی‌های این عرصه بر موضوعات اقتصادی هم استوار است. خوشبختانه سوره مهر با توجه به تفکر جوانی که دارد توانسته تجربه‌های نو و موفقی را در این عرصه به دست بیاورد که مایه دلگرمی همه ماست. امیدواریم با اتکا به این تجربیات مسیر ساده‌تری را در پیش داشته باشیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار