کد خبر: 440198
تاریخ انتشار: ۰۷ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۴:۰۶
جهان عرب را می‌توان عقب‌افتاده‌ترین بخش جهان نسبت با مردم‌سالاری و گردش نخبگان نامید. حاکمان عربی به صورت مطلق فردی، موروثی و فاقد مشروعیت مردمی هستند. عراق تنها کشور عربی است که اکنون به صورت نیم‌بند (نیم بند به خاطر اشغال) مردم‌سالاری را محترم می‌شمارد.
بقیه کشورهای عربی تقریباً فضای مشترکی دارند (به جز لبنان)، لذا قیام‌های مردم در هر کدام از آنها به وقوع بپیوندد، غیرمنتظره نیست، اما بین حکومت‌های فعلی و شروع قیام‌های مردمی یک تفاوت معنی‌داری وجود دارد. در برخی ازکشورهای مذکور از قیام مردمی خبری نیست. این در حالی است که شاخصه‌های توسعه همچون ‌مردم‌سالاری، چرخش نخبگان، پاسخگویی و ... در آنان نیز مشابه کشورهایی است که اکنون صحنه قیام و آشوب هستند. در مطالعه این تفاوت به یک نقطه اساسی می‌توان تکیه کرد و آن نوع نگرش و نحوه مواجهه این دولت‌ها با مسئله فلسطین، خط سازش یا به رسمیت شناختن صهیونیست‌هاست. نمی‌توان تفاوت معنی‌داری بین نوع حکومت سوریه، قطر و سودان با الجزایر، مراکش و یمن، بحرین و ... دید اما چرا مردم در این سه کشور قیام نمی‌کنند. کشورهای مذکور خصوصاً سوریه و سودان از کشورهای خط مقدم مبارزه با صهیونیست‌ها محسوب می‌شوند.
قطر در تحولات خاورمیانه به نفع مقاومت در فلسطین موضع می‌گیرد و از مقاومت و جناح 8 مارس در لبنان حمایت نسبی می‌کند، بنابراین می‌توان قضاوت کرد این فقط استبداد داخلی نیست که ملت‌های عربی را به خروش آورده است، بلکه تحقیر‌ ملی، قومی، عربی و هویتی، اساس این قیام است.
شاید خوانندگان محترم برای ابطال قاعده مذکور به لیبی اشاره نمایند و لیبی را از اعضای محوری سازش ندانند. اتفاقاً لیبی با بلایی که بر سر امام موسی‌صدر آورد، بیشترین ضربه را به مقاومت در لبنان و بیشترین خدمت را به صهیونیست‌ها کرد. اقدام دیگر قذافی تحویل همه ادوات و آلات و تکنولوژی هسته‌ای خود در قالب یک کشتی باری به امریکا بود؛ چیزی که باعث شد در مقابل مقاومت ایران اسلامی در مسئله هسته‌ای، لیبی مثال غربی‌ها برای فروپاشی مقاومت ایرانیان شود.
قذافی فاقد راهبرد پایدار و غیرقابل اعتماد برای همه بود و در جهان عرب و غرب و ... به عنوان یک جوک مطرح می‌شود و نمی‌‌توان وی را مسئولانه در تعهدات و ائتلاف‌ها وارد کرد، بنابراین اگر کشورهایی همچون سوریه، قطر و سودان از قیام مردمی مصون بمانند، غیر از مخالفت آنان با سازش در مسئله فلسطین، نمی‌توان دلیل دیگری را برای آن شاخص نمود، لذا همانگونه که امام و مقام معظم رهبری، مسئله فلسطین را مسئله اول جهان اسلام می‌دانند، این مهم در تصمیم ملت‌های عربی جهت قیام و انقلاب نیز به مسئله اصلی تبدیل شده است. آنان نیک می‌دانند که ایران با هویت فارسی‌ ـ شیعی امروز محور مبارزه است، اما دولت‌های آنان با هویت عربی ـ سنی و سنخیت کامل با حوزه فلسطین به سازش فکر می‌کنند و برای نگهداری تخت و تاج سلطنت، علاوه بر قرار دادن پایگاه نظامی به امریکا، حاضرند در تقابل با ایران نیز قرار گیرند و در قبال قتل و عام زنان و کودکان غزه و لبنان سکوت نمایند، بنابراین محور انقلاب‌های عربی را فقط نباید به استبداد داخلی تقلیل داد، بلکه شاخص عزت اسلامی است که امروز مسلمانان آن را خدشه‌دار می‌بینند، این باعث گردیده که آنان برای برون رفت از خفت موجود سینه‌های خود را آماج گلوله‌ها قرار داده‌اند. سقوط هر یک از حکام غیر مشروع در جهان عرب، نزدیک شدن رژیم صهیونیستی به سقوط را یک گام جلوتر خواهد برد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار