طیبه صفایی رئیس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی متولد 1339 از ارومیه و دکترای مدیریت آموزشی است. وی اولین دوره حضور خود را در مجلس شورای اسلامی تجربه میکند و پیش از این مشاور استاندار و مشاور برنامهریزی مرکز زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری بوده است. در حال حاضر علاوه بر نمایندگی مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر استاد دانشگاه است و به زبانهای انگلیسی و ترکی استامبولی نیز آشنایی دارد. صفایی معتقد است که اجرایی شدن طرحهای مربوط به عفاف و حجاب تنها مختص به یک حوزه نیست و ابعاد فرهنگی زیادی دارد که باید به آنها نگاه ویژهای داشت. وی با ابراز گله مندی از نگاهی که هنوز در مجلس نسبت به بانوان نماینده وجود دارد میگوید: با وجود قابلیتها و توانمندی و تجربه زیاد نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی هنوز به دلیل حاکم بودن این نگاه نتوانستهایم سنگر حتی یک رئیس کمیسیون را فتح کنیم در حالی که در دولت چنین نگاهی تغییر کرده و رئیس جمهور با اعتماد به بانوان، وزیر و مشاور زن برگزیده و از این اعتماد هم ضرر نکرده است.خانم صفایی در حال حاضر وزن کاری فراکسیون زنان مجلس هشتم را نسبت به مجالس قبل چطور ارزیابی میکنید؟فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی تمام تلاشش را کرده است که در مجلس هشتم سازماندهی خوبی داشته باشد. تنظیم اساسنامه و تشکیل کمیته و برگزاری جلسات مستمرهفتگی و پیگیری جدی مطالبات زنان از وزرای مربوطه، باعث شده است که بحمدالله در این دوره بانوان اصولگرای فراکسیون زنان از وحدت و همدلی بسیار خوبی برخوردار بوده و به اعتقاد من همین امر وزن بالایی را به فراکسیون زنان مجلس میدهد که آن را از فراکسیون زنان مجالس گذشته متمایزتر میکند. میزان تأثیرگذاری زنان در مجلس هشتم نیز به همین میزان از نظر شما مثبت است؟ سؤال این است که خانمهای مجلس هشتم بروز و ظهور کمی در صحن علنی دارند و این انتقادی است که به فراکسیون زنان وارد میشود. این به دلیل کم بودن تعداد نمایندگان زن در مجلس هشتم است یا اینکه کارکردها تفاوت کردهاند؟ظهور و بروز باید یک تعریف عملیاتی داشته و معیارها و استانداردهایی در این خصوص مشخص شوند. اگر هدف ما مقایسه با دورانی است که تبعات آن را هنوز به نوعی تحمل میکنیم و معنی آن دیدگاه افراطی در حوزه زنان، حذف خانواده و دیدگاههای فمنیستی و حالت تقابلی با حوزه مردان و همچنین غوغاسالاریهایی است که بهخصوص در دوران اصلاحات مطرح بود، ما آن شیوه را مناسب نمیبینیم که بخواهیم آن روند را ادامه دهیم. خانمها در ارائه طرحها و پیگیری و نظارت بر اجرای قوانین حوزه زنان و خانواده در صحن و در کمیسیونها بسیار فعال هستند. دیدگاه درست در این حوزه چیست و فکر میکنید برای جبران گذشته چه باید کرد؟ما تلاش زیادی کردیم که خانمهای مجلس در بین همکاران مرد مقبولیت لازم را پیدا کنند زیرا برای تصویب برخی از طرحها و لوایح به رأی آقایان نیاز زیادی داریم. این تلاشها بحمدالله نتیجه داد و دیدید که همکاران ما در تصویب مصوبهای در برنامه پنجم توسعه در حوزه زنان و خانواده همراهی خوبی کردند و عملکرد ما بر اساس مطالبات رهبری است. متأسفانه در گذشته شاهد دوران افول جایگاه زن و تنزل کرامت و مقام زن بودیم. این در حالی است که افراد با جایگاه مشخص در دوران فتنه، جایگاه خانمهای مجلس هشتم را زیر سؤال میبرند. شما در جایی گفتهاید که موضعگیری برخی زنان در مجلس اصلاحات در جهت خوش خدمتی به مجامع بینالمللی بود و فعالیت آنان هم در این جهت قرار داشت. چه دلیل قانعکنندهای برای این موضوع دارید؟از بدو ورود دولت نهم این توفیق را داشتم که درمرکز امور زنان و خانواده سند فرابخشی حوزه زنان را تنظیم کرده و همین فرصت باعث شد که عملکرد حوزه زنان در گذشته را از نزدیک بررسی کنم. در بررسی جریان تحقیق و تفحص از نزدیک شاهد بودم که پژوهشهای هدایت شده در بحث خشونت علیه زنان به چه شکلی تدوین میشده و به نوعی در خصوص تصویب کنوانسیونها با مجامع بینالمللی چه همنواییهایی داشتهاند یا اینکه چگونه در آن دوران در تقابل با دیدگاه روحانیت در این خصوص قدم برداشته میشد. اگر در آن زمان برخی مخالفت ها، هوشیاریها و آگاهیها نبود، شاید تا امروز به آن کنوانسیونها ملحق شده بودیم. مشکل آن کنوانسیونها به نظرتان چه بود، چون از دیدگاه اسلام به آنها پرداخته نشده بود شرایط خوبی نداشتند یا اینکه کلاً به نهاد خانواده اهمیتی در آنها داده نمیشد؟آن کنوانسیونها با مبانی شرعی، اعتقادی و دینی ما منافات داشت. من به صورت مستند و از این منظرکه کار کارشناسی در این باره انجام گرفته، صحبت میکنم و دلایل بسیاری را هم در این حوزه دارم. این تحقیقات به صورتی هدایت شده بود که نتیجهاش باید در راستای نیات همان مجامع بینالمللی جمعبندی میشد. برای نمونه بارها و بارها توسط همان بانوان و مراکز اعلام شد که خشونت علیه زنان در جامعه ما در سطح بالایی است و پرسشنامههای سازمان یافتهای تنظیم شده بود تا نتیجه خاصی را ارائه نماید. سازمانهای مردم نهادی که در آن زمان قارچ گونه رشد کرده و به جوامع بینالمللی اطلاعات نادرست ارائه میدادند تا به شکلی حقوق بشر را به خصوص در حوزه زنان زیر سؤال ببرند که تاکنون عوارض آن را در سطح بینالمللی شاهد هستیم. در واقع میشود گفت که نوعی شیفتگی به مجامع بینالمللی، از خود بیگانگی و از دین بیگانگی در موضعگیریها و برنامههای دوران اصلاحات در حوزه زنان داشتهایم. شما در گذشته دیدگاه فمنیستی حاکم درمجلس ششم را به شدت مورد انتقاد قرار داده و گفته بودید که تلاش میشد این دیدگاه فمنیستی در مجلس حاکم شده و سپس به تمام بخشهای دیگر تسری پیدا کند، شما دیدگاه فمنیستی را چگونه تعریف میکنید و آیا این دیدگاه در مقابل اجتماعی گرا بودن زنان است؟ جایگاه، منزلت و کرامت زن از دیدگاه اسلامی مدنظر ماست. آن جایی که خداوند متعال جایگاه زن و مرد را از بعد آفرینش یکسان میبیند ولی نقشهای متفاوتی را برای آنها در نظر میگیرد. اشتباهاتی که درگذشته دراین حوزه و از دیدگاه فمنیستی دچار آن شدند نوعی دید تقابلی با مردان بود. حذف به عمد نقشهای ویژه زنان در خانواده به ویژه نقش همسری و مادری زن تا آن جا که زن را عین مرد ببینند به نظر من این بیعدالتی و ظلم درحق زن است. خداوند با توجه به ویژگیهای زن این نقشها را به وی داده است. بنابراین نقشهای ویژه زنان را نباید با هیچ چیز دیگر عوض کنیم و به همین دلیل است که میگویم همه تلاشها بر این اساس بود که زن را مقابل مرد قرار بدهند تا جایی که نوعی نفرت نسبت به مردان دراین خانمها وجود داشت. ما با این دیدگاه مخالفیم. باور قلبی ما این است که زن و مرد در کنار هم قادر به فتح قلههای تعالی و کمال هستند و حذف یکی و توجه صرف به دیگری یا تضعیف جایگاه یکی از اینها مسیر رشد و کمال را با موانع زیادی رو به رو میکند و مسلماً انسان و جامعه را به سر منزل مقصود نخواهد رساند. در سفرهایی که ما به خارج از کشور داریم عملاً میبینیم که به خاطر همان شعارهای مساوات و برابری، چگونه خانمی مشغول شغل کارگری در کنار خیابان است و برابری و مساوات تا این سطح به انحطاط کشانده شده است. در عین حال وقتی بررسی میکنیم میبینیم بیشترین درآمد همین کشورهایی که دم از آزادی و برابری زن و مرد میزنند از سکس، برهنه انگاری، برهنه پروری وعریان پروری حوزه زنان است. اعتقاد ما براین است زمانی که انسان از معنویت و خانواده دور میشود به نوعی جامعه دچار ابتذال و افول میگردد و به همین دلیل است که من این دیدگاه را نقد میکنم. درعین حال با پیروی از قوانین دین مبین اسلام نیز میتوانیم فعالیت اجتماعی داشته و همراهی خوب همسرمان را نیز داشته باشیم و جامعهای را با تقویت و تحکیم بنیان خانواده به سعادت برسانیم. خود شما به صورت عملی چنین تجربهای داشتهاید یا اینکه به هر حال چنین موضوعی را به لحاظ تئوریک مطرح میکنید؟بنده همواره در همه دوران زندگیم از حمایت همسرم برخوردار بودهام و از نعمت داشتن خانواده خوب برخوردارم و اعتقادم بر این است که اگر در طول این سالها موفقیتی داشتهام یقیناً بدون همراهی و پشتیبانی خانواده قابل حصول نبود. به نظر شما در دوران اصلاحات و مجلس ششم یعنی قبل از مجلس هفتم و هشتم، برخی فعالان حوزه زنان تلاش میکردند بین زن و خانواده جدایی ایجاد کنند؟حتما همین طور است. به خوبی در خاطرم است با ورود دولت نهم و وقتی مرکز مشارکت زنان به مرکز امور زنان و خانواده تغییر یافت، برخی سایتها به خصوص سایتهای فمنیستی خانمها را با چادر ترسیم میکردند که یک جارو روی صورتشان بود. این تصویر کاملاً در ذهنم است. در واقع اینها چنین القا میکردند که با تأکید بر خانواده ، زنها به مطبخ خانهها بازخواهند گشت و مشارکت سیاسی آنها به مخاطره خواهد افتاد. در حالی که خانه محیط امنی است که توسط زنان و مهرورزی آنان به کانون مودت و رحمت تبدیل میشود و باعث آرامش و آسایش خانواده میگردد. من به عنوان یک زن فعال در حوزه سیاسی وفرهنگی و اجتماعی، همه تلاشم را میکنم که نهایتاً خانواده به واسطه فعالیتهای من آسیبی نبیند و آن را در اولویت قرار میدهم و این افتخار من است. در همان کانون گرم خانواده بچههایی را تربیت کرده و محور مهرورزی محسوب میشوم که میتواند جامعه را به امنیت و آرامش برساند و این کار کمی نیست و بسیار با ارزش است. به نظر شما خانمی که در حد یک وزیر در یک وزارتخانه در حال فعالیت است میتواند به آن وظایف خانوادگی برسد یا اینکه خانمها باید خود را از حیطه اجتماع به عنوان مرکز فعالیت کنار بکشند؟ من به هیچ وجه اعتقاد ندارم که خانمها باید از فعالیتهای اجتماعی دور باشند. شما به فرمایشات معمار کبیر انقلاب اسلامی(ره) و مقام معظم رهبری مراجعه بفرمایید. آنها همواره تأکید دارند که زنان باید در مقدرات اساسی کشور دخالت کنند و معتقدند که حضور زن در جامعه باید متناسب با شأن و جایگاه او باشد؛ یعنی باید از هر محیط و فضایی که خدای ناکرده به این شأن و جایگاه لطمه وارد کند، پرهیزکرد و جامعه نیز مسئول است. باور من این است که تحقق سند چشمانداز 20ساله کشور با نادیده گرفتن نقش زنان امکانپذیر نخواهد بود. جامعه ما شرایط امنی را برای حضور زنان فراهم میکند که حرمت و جایگاه و منزلت آنها حفظ شود. من اعتقاد دارم برابری و عدالت در حوزه زنان تعریف شغلهای یکسان برای زنان و مردان نیست. انصاف این است که درخصوص کار خانمها به دلیل جایگاه ویژهای که خداوند متعال برای آنها منظور کرده ساختار کاری متناسبی تبیین شود. بحث دور کاری را که دولت محترم مطرح کرده باید با فرهنگسازی ادامه یابد زیرا همین قضیه ممکن است به این دلیل که کارفرما مرد را ترجیح میدهد برای خانمها مانع به وجود بیاورد. همین تناقضهاست که باعث میشود برخی حس کنند این مساوات کاری در بین زنان و مردان در جامعه رعایت نمیشود؟باید فرهنگسازی شود و دولت زمینههای حضور خانمها را فراهم کند. متأسفانه در دهههای گذشته و دوران اصلاحات، بودن زن در کنار خانواده و آرامشی که میتوانست به فرد بدهد در حال کمرنگ شدن بود. سال پیش ما توفیق داشتیم در کمیسیون مقام زن در نیویورک شرکت کنیم. نسخههایی را که آنها ارائه میدادند مانند سند پکن مربوط به دهههای گذشته بود و تمام تلاششان این بود که یک نسخه واحد را به عنوان نقشه راه و نسخه نجات به زنان در سراسر دنیا ارائه کنند. دیدگاه ما برنامهریزی آمایش سرزمینی است که در سازمان ملل در نیویورک نیز این مسئله را مطرح کردیم. به نظر من در 12 محور نگرانکننده موجود درسندهای مطرح شده به عمد بعد خانواده مطرح نشده بود در حالی که بحران خانواده در سطح جهان به خصوص کشورهای غربی یک بحران اساسی است. ما با حضور در مجامع بینالمللی این نقایص را به آنها گوشزد میکنیم و میگوییم که علت عدم توفیق شما نادیده گرفتن بحث خانواده و بیتوجهی به تفاوتهای فرهنگی و اعتقادی جوامع است. پیشنهاد شما برای این استیفای حقوق چیست. به هر حال باید با راهحل عملی و بر اساس شرایط روز تنها به جهتگیری اکتفا نشود. به نظر شما اگر معاونت امور زنان و خانواده به همراه سازمان ملی جوانان به صورت وزارتخانه در میآمد آیا مشکلات حوزه زنان و خانواده با سرعت بیشتری حل نمیشد؟در حال حاضر ریاست محترم جمهور در حوزه پژوهشی، معاونت علمی و فناوری را تشکیل دادهاند که حوزه خانم دکتر سلطان خواه است. نیت این بوده که یک حوزه زیر نظر رئیس جمهوری تشکیل شود که بتواند این حوزه را تقویت کند. ما هم چنین درخواستی را از رئیس جمهور داشتهایم تا بتواند حوزه زنان و خانواده را تقویت کند که به صورت مکتوب پیشنهاد کردیم جایگاه امور زنان و خانواده تا سطح معاونت ارتقا پیدا کند ولی با وزارتخانه شدنش موافق نیستم. بحث دیگر این است که اگر همین مجلس ما بدانند که در رأس یک وزارتخانه خانمها هستند به هر حال بازار مقاومتها و طرح سؤال و استیضاح داغ میشود این هم یکی از دلایل است. (خنده)بنابر این بازار طرح و سؤال و استیضاح وزیر بهداشت باید خیلی داغ باشد؟وزیر بهداشت هم تا حدودی شامل این قضیه میشود اما فراکسیون زنان تمام تلاشش را میکند که از ایشان حمایت کرده و بلاها را از سر ایشان دفع کند. (خنده)خانم صفایی یکی از مهمترین موضوعات مربوط به فراکسیون زنان طرح ساماندهی مد و حجاب است این طرح بالاخره به کجا رسید. به نظر نمیرسد دستاورد موفقی در جامعه تا به حال داشته است؟من واقعاً پوشش و عفاف را فقط مسائل ظاهری نمیبینم. اعتقادم بر این است که هم باید کار فرهنگی و هم کار عملیاتی و اجرایی صورت بگیرد. این مسئله توصیه مقام معظم رهبری در دیدار با فراکسیون روحانیت مجلس هم بود. ایشان به طور مثال واژهای را گفته بودند که شرب خمر هم مجازات دارد و هم با نصحیت میشود آن را اصلاح کرد. درحوزه حجاب وعفاف هم همین بحث مطرح است. این مصوبه، مصوبهای کاملاً فرهنگی است و یک بخش آن به نیروی انتظامی مربوط است ولی متغیرهای زیاد دیگری نیز در آن دخیل هستند. شما ملاحظه میفرمایید که شرایط فعلی عصرانفجار اطلاعات و ارتباطات است و اطلاعات از شما اجازه نمیگیرد تا در خانه شما را بزند. بدون اجازه به منزل و ذهن و به فکر شما و جوانان وارد میشود. این جنگ نرمی است که دشمن آغاز کرده و خانمها و جوانان متأسفانه در اولویت قرار دارند. شما در مسائل فتنه ملاحظه کردید که ما واقعاً هنوز فرهنگ لازم برای مقابله با فیس بوک یا آن فضای سایبری که ایجاد شد را نداشتیم. این تهاجم فرهنگی دائماً کشور ما را مورد هجمه قرار میدهد. ما زمانی که در نیویورک بودیم یک نمونه از این افراد مانکنی و با تیپهایی که در جامعه ما میگردند را در آنجا ندیدیم. آن موقع درک کردم که واقعاً چه تهاجم گستردهای در کشور ما وجود دارد که با نیت و هدف خاصی سازماندهی شدهاند. به سراغ کمیسیون شما برویم که این ماهها پر سر و صدا هم بوده است. جریان تقابلی که میان رئیس کمیسیون تحقیقات مجلس با شورای عالی انقلاب فرهنگی ایجاد شد بر سر چه موضوعی بوده است. میخواهیم این را از شما بپرسیم که اگر رئیس کمیسیون واقعاً مشکلی در این خصوص دارند چرا کمیسیون آموزش و تحقیقات اقدام عملی جدی در این زمینه انجام نمیدهد. این کشمکشهایی که در کمیسیون آموزش و تحقیقات وجود دارد را در شأن یک کمیسیون اصولگرا میدانید؟دلیل این موضوع چیست که در واقع یک نوع تساهل و تسامح در این زمینه انجام میشود؟با توجه به اتفاقات گذشته و مسائلی که در خود مجلس مطرح شد یکسری اختلاف افکنیهایی به وجود آمد. طرحهایی به اسم کمیسیون ما در صحن علنی مجلس مطرح میشد که ما هیچ مشارکتی در آنها نداشتیم و اینها به شکلی جایگاه خود ما را به عنوان نماینده و عضو کمیسیون خدشه دار میکردند. شما بحث وقف دانشگاه آزاد را ملاحظه کردید؟ بهرغم اینکه ما هیچ دخالتی درآن نداشتیم به اسم کمیسیون، در صحن علنی مجلس مطرح شد و مردم و نمایندهها دید خاصی نسبت به کمیسیون آموزش و تحقیقات پیدا کردند. این مسئله نهایتاً منجر به این شد که شما دیدید بارها ما در مقابل مجلس برای مردم در خصوص قضیه وقف صحبت کردیم و اگر چه در داخل مجلس هم به شدت مؤاخذه شدیم ولی به مردم اطمینان دادیم که این موضعها موضع اعضای کمیسیون نبوده و موضعی فردی بوده است و متأسفانه در گزارش کمیسیون اصل 90 هم کمیسیون ما به نوعی محکوم شده است که همه اینها توسط بنده و همکارانم در کمیسیون مطرح شده است. اما مطمئن باشید که دغدغه ما در کمیسیون تحقق مطالبات رهبری است و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی را هم کاملاً تأیید میکنیم. قضیه مسائلی که رئیس کمیسیون با شورای عالی انقلاب فرهنگی داشتهاند چیست، آیا مواضع ایشان تعدیل شده است؟نسبت به آن زمان بهتر شده چون ما حرفهایمان را میزنیم و همان جا بازخورد میدهیم و ایراد میگیریم. نمونهاش همان موضعگیری در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که شفاف نبودن حد و مرزعملکرد کمیسیون با شورای عالی انقلاب فرهنگی است. فرمایشات مقام معظم رهبری برای ما راهگشاست. ایشان گفتند در بخشهایی که مجلس ورود پیدا میکند شورا ورود پیدا نکند. البته از این قضیه هم درمواقعی سوء استفادههای دیگری ممکن است صورت بگیرد یعنی ممکن است تا احساس کنیم کسی درجایی میخواهد خلاف نظر ما ورود پیدا کند به سرعت حتی شده یک طرح عجولانه را ارائه میکنیم که بگوییم ما اول هستیم. ولی آن چه دردستمان است چون با عجله و شتاب زده تنظیم شده شاید در محتوا چیزی نداشته باشد. در حال حاضر طرح تحول بنیادین در آموزش و پروش یکی از مطالبات اساسی رهبری است که در سیاستهای ابلاغی برنامه پنجم کاملاً روی آن تأکید شده است. مقام معظم رهبری بررسی تحول بنیادین را به شورای عالی انقلاب فرهنگی دادند بنابراین عملاً کمیسیون ما باید در این حوزه وارد نشود. حد و مرز کمیسیون و شورای عالی فرهنگی کجاست؟مجلس باید در حوزه قانونگذاری و شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز به حوزه سیاستگذاری وارد شود. درگذشته شورای عالی انقلاب فرهنگی روی ساختار کار میکرد. درحال حاضرکمیسیون آموزش و تحقیقات در این مسئله ورود پیدا کرده است. سؤال من از خودم، ازسیستم و کل نظام ما این است که چرا ساختاری را برای جایی به اسم آموزش و پرورش تنظیم میکنیم که هنوز محتوایش مشخص نیست یا ابلاغ نشده که روش و محتوای آن چیست؟ یعنی این که لباسی که ما برای آموزش و پرورش داریم میدوزیم که آن را متحول کند در نهایت متناسب خواهد بود یا گشاد است یا تنگ؟ چطور میتوانیم اطمینان پیدا کنیم که این لباس دقیقاً اندازه و برازنده نظام ما باشد. بنابراین باید تعامل خوبی بین شورای عالی انقلاب فرهنگی و کمیسیون آموزش و تحقیقات بر قرار باشد که همکاران نیز پیشنهاداتی را در این خصوص مطرح کردهاند. این همه موازی کاری به چه دلیل است؟ببینید ما در کمیسیون آموزش و تحقیقات به عنوان قانونگذار حتماً باید از سیاستهای مطرح در خصوص تحول بنیادین در آموزش و پرورش مطلع باشیم و حتماً باید بدانیم که شورای عالی انقلاب فرهنگی در این خصوص چه مصوباتی داشته است تا قانونی را که تصویب میکنیم با آنها همپوشانی یا مغایرت و موازی کاری نداشته باشند. آموزش و پرورش برای من مهم است که بتواند آن تحول بنیادین را طی کند. ولی مطمئن هستم که با این طرحهای جزیرهای و نه سیستماتیک، آموزش و پرورش نمیتواند به آن تحول بنیادین برسد. این مسائل اگر مدنظر همه قرار گیرد میتواند خروجی مناسبتر و مؤثرتری برای تحول در نظام آموزش پرورش داشته باشد. خانم صفایی چرا با ادغام آموزش و پرورش و وزارت علوم مخالفید؟من با این ادغام مخالفت یا موافقت نکردم. در اداره بهینه، باید به نوعی آنها را مکمل هم بنامیم. اینها با هم مرتبط هستند و باید حتی کارها و فعالیتهایشان را تجزیه کنیم. اعتقاد من براین است که ما باید درسیستم آموزش و پرورش هزینه کرده و تا پایان زندگی بچههایمان آنها را رصد کنیم. آن وقت میبینیم که آیا آموزش و پرورش و آموزش عالی ما مؤثرهستند؟ آیا توانستهاند افراد را جامعه پذیر، موفق، با اعتماد به نفس بالا و معتقد و مؤمن بار بیاورد؟ اخیراً گروهی از اعضای کمیسیون به ژاپن رفته بودند و خودم نیز با دکترحاجی بابایی به ترکیه رفته بودم. آنجا هم آموزش و پرورش و آموزش عالی ادغام شده و یک نفر خانم هم ریاست هر دوی آنها را عهده دار بود. باید برویم بپرسیم چه شیوههایی به کار گرفته شده و درعین حال هم باید بومیسازی کنیم. نباید به یک باره این پیشنهاد را بدون اینکه سالها روی آن کار کرده باشیم ارائه کنیم زیرا سرانجامی نخواهد داشت. دغدغه من این است که کارکارشناسی قوی در این زمینه صورت نداده باشیم و این هم یکی از آن طرحهای آبکی معمول باشد. اگر واقعاً بنشینند و روی آن کار کنند و مستند، مستدل و منطقی بتواند ما را به نوعی قانع کند آن وقت میتوانم اطمینان کنم که ادغام این دو وزارتخانه کار خوبی است و در عین حال در فضای مجازی باید اینها را سیستماتیک ببینیم. نباید آموزش و پرورش و آموزش عالی هم برای خودش یک جزیره باشد و باید با هم ارتباط داشته باشند. آموزش و پرورش نیرویش را برای آموزش عالی تربیت میکند لذا باید با هم و با جامعه هماهنگ باشند. پیشبینیتان از این ادغام چیست؟ظاهراً این ادغام درحد یک حرف است. باید وزارتخانهها به 17 عدد تقلیل پیدا کنند، بنابر این نباید مصوباتی داشته باشیم که به خاطر برخورد افراد، دوباره خودمان در مجلس وزارتخانه جدید ایجاد کنیم. همیشه هم در این موارد، دیوار آموزش و پرورش و آموزش عالی از همه جا کوتاهتر است و میگویند کجا را ادغام کنیم، آموزش و پرورش و آموزش عالی را. به عنوان سؤال آخر، آینده سیاسی زنان را در دوره نهم مجلس شورای اسلامی چطور ارزیابی میکنید و تعداد و فعالیت و سهمشان در مجلس به چه شکلی است؟اعتقاد من بر این است که خانمها با توجه به توانمندیهایی که تا به امروز نشان دادند واقعاً ظرفیت بالایی در همه عرصهها دارند و البته منظورم فقط خانمهای مجلس نیست. نقطه ضعفی که ما در این حوزه داریم این است که هنوز جامعه ما و همین طور سیاستمداران ما آن اعتماد لازم را به حضور خانمها ندارند. البته بانوان هم در این قضیه از بعد داشتن اعتماد لازم و خود باوری باید پلههای زیادی را طی کنند. اول ما باید خودمان را باور کنیم تا انتظار این را داشته باشیم که دیگران هم بیشتر ما را باور کنند. این برای من ناراحتکننده است که سهم اندکی در تشکیل مجلس هشتم داریم. تعداد ما هشت نفر است. ما خانمهای بسیار با تجربهای در جامعه داریم ولی هنوز در اقلیتیم. در جلسات و نشستها دائماً این را گوشزد میکنیم و انتظارمان ازمسئولان این است که به بانوان اعتماد کنند. رئیس جمهوردر این زمینه به بانوان اعتماد کرده و از این اعتماد هم ضرری ندید تا جایی که برای ریاست سازمان ملی جوانان هم باز به خانمها متوسل شد. در حال حاضر متأسفانه این شرایط در مجلس فراهم نیست و ما بهرغم قابلیتهایمان هنوز نتوانستهایم در مجلس هشتم حتی سنگر یک رئیس کمیسیون را فتح کنیم یا در جمع هیئت رئیسه مجلس خانمی را داشته باشیم و در نهایت انتظارمان این است که دیدگاه امام(ره) و رهبری در جامعه در حوزه زنان تسری پیدا کند.