کد خبر: 439348
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۱
تأثیر «مختارنامه» بر اعتقادات مردم در گفت‌وگوی «جوان» با فریبا کوثری
فریبا کوثری که این روزها در سریال مختار و نقش عمره بازی خوبی را از خود به نمایش گذاشته توسط مسعود جعفری جوزانی کشف شده است. او همواره سعی کرده است در مسیر بازیگری‌اش به ارزش‌های هنر پایبند باشد و در مسیر درستی قرار بگیرد و شاید به همین خاطر هم باشد که کارنامه قابل دفاعی را از خود به جای گذاشته است. فریبا کوثری در سریال مختار ایفاگر نقش همسر دوم مختار یعنی عمره بود، زنی که به اعتقادات همسرش اعتقاد داشت و در خونخواهی و قیام مختار او را همیاری کرد و تا آخرین لحظه به او وفادار ماند و حتی جانش را نثار عقیده خود و همسرش کرد. به بهانه حضور او در مختارنامه گفت‌وگوی مفصلی با او انجام دادیم که خواندش خالی از لطف نیست.خانم کوثری شما در اوج بودید و فاصله چندانی با ستاره شدن نداشتید که ایران را ترک کردید اما بازگشت موفقیت‌آمیزی داشتید و با بازی در سریال معصومیت از دست رفته دوباره به روز‌های اوجتان باز گشتید.
معصومیت از دست رفته برای من یک اتفاق خوب محسوب می‌شد من سال‌ها از فضای بازیگری دور بودم و دنبال یک نقشی بودم که بتوانم خودم را با آن ثابت کنم اما پیشنهادهایی که به من می‌شد آنقدر وسوسه‌کننده نبود که من را برای بازگشت ترغیب کند تا اینکه آقای میرباقری از من خواستند در این سریال بازی کنم. به من پیشنهاد بازی در نقش ماری نصرانی را دادند. وقتی متن را خواندم دیدم از هر جهت این نقش قابلیت پرداخت را دارد از طرفی کار کردن با میر باقری افتخاری نیست که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت به همین خاطر پذیرفتم که در آن نقش ماندگار بازی کنم.به نظر شما چه چیزی باعث شد که این نقش به ماندگاری برسد و شما از آن به عنوان یک نقش ماندگار نام ببرید؟برای ماندگار شدن یک نقش عوامل مختلفی دست به دست هم می‌دهند بعضی از نقش‌ها روح ماندن را در خودشان دارند که ماریا یکی از این نقش‌ها بود. این شخصیت آنقدر پاک و معصوم و در عین حال جذاب طراحی شده بود که پر واضح بود که اگر آن را آنچنان که مستحقش بود بازی می‌کردم آن نقش می‌توانست من را در ذهن‌ها ماندگار کند. برای رسیدن به آن نقش من خیلی تلاش کردم سعی کردم در بیان شخصیت آن تحت تأثیر افراط‌ها و تفریط‌ها قرار نگیرم و آن را به گونه‌ای باورپذیر بازی کنم که در این راه آقای میرباقری هم حسابی به من کمک کردند و من را با شرایط تاریخی آن دوره‌به ویژه شرایطی که زن‌ها در آن برهه با آن مواجه بودند آشنا کردند.شما بعد از آن سریال با اینکه در نقش‌های مختلفی بازی کردید و از جهتی حسابی پر کار بودید اما کلیشه به سراغ‌تان آمد و ما بیشتر شما را در نقش‌هایی دیدیم که فرصتی به شما برای ابراز توانایی‌هایتان نمی‌داد تا اینکه با سریال مختارنامه نشان دادید که قصد دارید از کلیشه فاصله بگیرید.همین طور است من مدت‌ها بود که به دنبال شرایطی بودم تا به نوعی از کلیشه فاصله بگیرم و در اثری بازی کنم که خارج از روزمرگی، فضای دیده شدن و ابراز توانایی‌ام را به من بدهد. داوود میرباقری فردی است که کارنامه او برهمگان آشکار است و می‌دانستم که تجربه همکاری با او موفقیت‌آمیز خواهد بود. کاراکتر عمره به گونه‌ای بود که تا به انتهای سریال یار مختار است و مانند یک سرباز به او وفادار است. زن اول مختار بعد از دستگیری مختار به دلیل فشارهای حکومتی به مختار توهین و ناسزا می‌گوید اما عمره شهادت را به جان می‌خرد ولی به همسرش وفادار می‌ماند چرا که تفکر او را نزدیک به دین و اعتقاداتش می‌داند.مختارنامه دومین همکاری موفق شما با داوود میرباقری محسوب می‌شد ظاهراً در همکاری اولتان به یک اشتراک نظری رسیدید طوری که میرباقری احساس کرد می‌تواند به شما اعتماد کند و یکی از حساس‌ترین نقش‌ها یعنی عمره را به شما بسپارد؟آقای میرباقری در ساخت سریال‌های تاریخی با درونمایه مذهبی یکی از بهترین‌ها در کشور ما محسوب می‌شود و برای من همکاری با چنین فرد بزرگی که تا این حد نسبت به کارش شناخت دارد و از دانش و بینش زیادی برخوردار است افتخار بزرگی محسوب می‌شود. تجربه اول همکاری من با ایشان همانطور که اشاره هم کردم یک تجربه بسیار جذاب و خاطره انگیزه بود و من خیلی خوشحال شدم که همکاری دوباره‌ای با ایشان داشتم چون می‌دانستم که قرار است با یک گروهی کار کنم که در نوع خودش بهترین است. اینکه می‌گویید بهترین یعنی چه؟ این گروه چه کاری انجام می‌دهند که شما آن را به عنوان گروه نام می‌برید و چه تفاوتی بین این گروه با سایر گروه‌ها وجود دارد؟کارهای تاریخی با این حجم سختی کار احتیاج به درایت زیادی در حین ساخت دارد چون اگر به لحاظ ساختاری در وضعیت خوبی قرار نداشته باشد بدون تردید این ضعف درایت باعث می‌شود به کلیت کار ضربه زده ‌شود اما با این شرایط سخت کاری که داشتیم و باید در گرمای سوزان در مدت زمان طولانی کار می‌کردیم آنقدر همه عوامل سرجایشان بودند که نه تنها به ما سخت نگذشت بلکه از آن کار لذت هم می‌بردیم و به اطمینان می‌گویم که مختارنامه، بهترین تجربه کاری من بود همه چیز از کارگردانی گرفته تا فیلمنامه، طراحی صحنه و لباس در حد عالی قرار گرفته بود. آقای میرباقری از کوچک‌ترین چیزی در بهتر شدن کار دریغ نمی‌کردند و اولین باری بود که من دیدم کارگردان تا این حد روی لباس و گریم بازیگرها حساس است. اگر کوچک‌ترین اشکالی در کار وجود داشت تا آن مرتفع نمی‌شد فیلمبرداری آن را انجام نمی‌داد به همین خاطر همه عوامل حرفه‌ای رفتار می‌کردند در عین حال ایشان به افراد اجازه می‌دادند تا خودشان را ابراز کنند و توانایی‌های خود را نشان دهند.از نقش عمره بگویید، این نقش قابلیت آن را داشت که توانایی‌هایتان را نشان دهید؟بله، کاراکتر عمره بسیار تأثیرگذار و جذاب بود و من را بر آن می‌داشت که بخواهم در مورد آن بیشتر تحقیق کنم. در هر حال من از اینکه آقای میرباقری این فرصت را در اختیارم قرار داد که در اثری با این عظمت حضور پیدا کنم بسیار خوشحالم. مختارنامه اثر عظیمی است که روایتگر یکی از پررنگ‌ترین دوره‌های مذهبی، اسلامی است. دوره‌ای که نشان داد حق همیشه پیروز است و خون حقی که روی زمین ریخته می‌شود هرگز پایمال نمی‌شود. بالاخره روزی به خونخواهی، کسی خواهد آمد. در هر حال حضور در این مجموعه برای من افتخار آمیز است. در طول سریال، ما شاهد آن هستیم که عمره زن مختار رابطه بسیار تنگاتنگی با همسرش دارد و در هر جایی که مختار نقش پررنگی را ایفا می‌کند، عمره از او حمایت می‌کند.همین طور است و این نشان دهنده همان جمله معروف است که می‌گوید پشت هر مرد موفقی یک زن موفق است که شاید اگر حمایت‌های آن زن نباشد مرد کمتر به کاری که انجام می‌دهد دلگرم باشد اما عمره و مختار سنبل زن و شوهری هستند که به لحاظ مذهبی و سیاسی با هم، هم عقیده هستند به همین دلیل به هم کمک می‌کنند تا این رسالت را پیش ببرند و نشان دادن چنین زوج‌هایی می‌تواند الگوی خوبی برای جوان‌ترها باشد. بدون تردید ایفاکردن نقش‌های تاریخی مانند عمره، احتیاج به تحقیق و پژوهش زیادی دارد، چطور به این نقش رسیدید و این کاراکتر چه تأثیری در نوع زندگی شما داشت؟همانطور که خودتان هم اشاره کردید یک بازیگر برای آنکه نقشی را بخواهد به خوبی ایفا کند احتیاج به تحقیق و پژوهش دارد و زمانی که آن نقشی را که بازی می‌کنید تاریخی است، رسالت آن بازیگر برای ایفای آن نقش سخت‌تر می‌شود چرا که آن کاراکتر شخصیت خارجی هم دارد در نتیجه رسالت یک بازیگر در ایفای آن هم به مراتب سخت‌تر است. من سعی کردم یک سری مطالعاتی در این زمینه انجام دهم، از طرفی با آقای میرباقری هم راجع به این نقش حرف زدم ایشان هم من را راهنمایی کردند از طرفی چون این کاراکتر بسیار مثبت و مفید بود روی روند زندگی من بسیار تأثیرگذار بود و زمانی که این نقش را بازی کردم آرامش زیادی پیدا کرده بودم. فکر می‌کنید علت موفقیت این سریال چه بود و اساساً چرا مردم از این سبک سریال‌ها استقبال می‌کنند؟مردم عموماً از سریال‌هایی که تم مذهبی دارد استقبال می‌کنند به ویژه اینکه این سریال در رابطه با ائمه اطهار و اتفاقاتی که حول و حوش آنها می‌افتد است و این موضوع برای مردم همواره جذاب بوده و به همین خاطر جزو آثار پرطرفدار محسوب می‌شود.بازی در سریال‌های تاریخی چه تفاوتی با دیگر آثار دارد و بازیگر در این دست سریال نقش به لحاظ شرایط بازی در چه شرایطی قرار دارد؟متأسفانه شرایط بازیگری در ایران به گونه‌ای است که آنها ناخواسته وارد فضای کلیشه‌ای می‌شوند و بعد چون ماهیت اکثر آثار شبیه هم است ناخودآگاه تمام نقش‌‌هایی را که شما بازی می‌کنید همه شبیه به هم است و اگر بازیگر دنبال تفاوت در بازی هست باید به سمت ژانرهای مختلف برود و اوج این تفاوت هم در ژانرهای تاریخی است. این ژانر به شما اجازه می‌دهد که شما فرای ظاهر خودتان به کمک گریم و لباس و دکور به آن دوران بازگردید و بتوانید توانایی‌های خودتان را به نمایش در آورید. با اینکه در گفت‌وگوهای مختلف بارها عنوان کرده‌اید که سعی دارید در نقش‌های متفاوت بازی کنید اما در چند سال اخیر اگر از مختارنامه فاکتور بگیریم می‌بینیم شما در اکثر کارهایی که بازی می‌کنید نقش مادر را ایفا می‌کنید که تفاوت چندانی با هم ندارد؟واقعیتش این است که من هم از این قضیه چندان خشنود نبودم دوست داشتم یک تغییری را ایجاد کنم. شرایط بازیگری در ایران به گونه‌ای است که اگر بازیگری در نقشی خوب ظاهر شود تهیه کننده‌ها و کارگردان‌ها به او پیشنهاد بازی در نقش‌های مشابه همان را می‌دهند و متأسفانه همین مسئله باعث می‌شود که یک بازیگر ناخود آگاه به تکرار کشیده شود چون اگر قصد کارکردن داشته باشد ناخودآگاه به این سمت کشیده می‌شود. شاید بخشی از این انتقادها ریشه‌اش در این باشد که شما بیشتر در نقش‌های مثبت ظاهر شدید تلاش نکردید که از این قالب فاصله بگیرید؟یک بازیگر باید در خودش یک سری از نشانه‌ها را ببیند که به سراغ آن برود، من خودم را اساساً نزدیک به نقش‌های منفی نمی‌بینم و بخشی‌ از آن هم به خاطر فیزیک و چهره‌ام است به همین خاطر قلباً هم تمایلی ندارم در آثاری با چنین ویژگی‌هایی ظاهر شوم ولی ‌خب شاید دلیل پیش آمدن این سؤال برای شما و دیگر منتقدان به این خاطر باشد که اساساً نقش‌های مثبت به هم شباهت دارد و فیلمنامه‌نویس‌ها باید در این زمینه دست به خلاقیت بزنند و نقش‌ها را به گونه‌ای بنگارند که متفاوت باشد که بازیگران هم بتوانند این تفاوت را لحاظ کنند.پس شما برخی از مشکل‌های کلیشه‌ای فیلمسازی در ایران را به فیلمنامه ربط می‌دهید؟فیلمنامه هسته اصلی یک کار محسوب می‌شود و اگر خلاق باشد می‌تواند اثری متفاوت را بیافریند مطمئناً این خلاقیت به سایر ارکان‌ها هم سرایت می‌کند.شما بازیگر نسبتاً پرکاری هستید چه چیزی شما را به انتخاب یک نقش ترغیب می‌کند و اساساً معیارتان برای انتخاب نقش چیست؟اصلی‌ترین چیزی که من را ترغیب می‌کند که یک نقش را انتخاب کنم قصه آن است چرا که قصه خوب باعث می‌شود مخاطب جذب شود و کارگردان هم برای من مهم است چرا که کارگردان خوب هم در شکل‌گیری ساختار مناسب تأثیر بسزایی دارد.شما با اینکه درآثار سینمایی هم حضور داشتید اما همچنان به تلویزیون وفادار هستید چه چیزی در سریال‌های تلویزیونی وجود دارد که شما را برای حضور پررنگ‌تر ترغیب می‌کند؟تلویزیون یک رسانه همگانی است و افراد از هر طبقه و نقطه‌ای به آن دسترسی دارند و از این جهت می‌توانید به راحتی با مردم ارتباط برقرار کنید. من خودم یکی از بیننده‌های این رسانه هستم و سریال‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شود را دنبال می‌کنم چرا که می‌خواهم ببینم همکارانم چه کاری را انجام می‌دهند و می‌توانم با افکار کارگردان‌ها بیشتر آشنا شوم و اگر از من برای کار دعوت شود راحتر به آن پاسخ دهم، سینما هم که جایگاه خودش را برای بازیگر‌ها دارد و من هم برای دوربین 35 ارزش زیادی قائل هستم.هر بازیگری برای رسیدن به نقش مورد نظرش فرمول مخصوص به خودش را دارد برخی از بازیگران خودشان را به آن نقش نزدیک می‌کنند برخی هم در آن نقش فرو می‌روند شما چه روشی را برای رسیدن به نقش دارید؟من ترجیح می‌دهم که خودم را از هر حیث به نقشی که بازی می‌کنم نزدیک کنم و به کمک کارگردان سعی می‌کنم بارها اتودهای مختلفی روی نقش بزنم تا به آن چیز مطلوب و نهایی که در ذهنم است نزدیک شوم چون اگر به گونه‌ای دیگر رفتار کنم ممکن است با یک تلنگر از آن نقش جدا بیفتم.شما بعد از سریال «معصومیت از دست رفته» ناگهان صرفاً در نقش مادر حضور یافتید یعنی فکر می‌کنم برای سن و سال شما هم کمی زود بود که به این پررنگی بخواهید صرفاً در نقش‌های یک زنی که بچه‌های بزرگ دارد دیده شوید؟من ناخواسته وارد این مسیر شدم و چندان هم از این مسیر ناراضی نیستم شاید دلم بخواهد که فضاهای دیگر را هم تجربه کنم اما باز هم می‌گویم ناراضی نیستم تنها به این فکر می‌کنم که بتوانم این تفاوت را بیشتر لحاظ کنم و نقش مادرهایی که بازی می‌کنم کمی با هم فرق داشته باشد.شما در دو فیلم سینمایی، نقش مادر شهاب حسینی را بازی کردید در حالی که خودتان تفاوت سنی چندانی با او ندارید، فکر نمی‌کنید بازی در نقش‌های اینچنینی باعث شود مخاطب شما را در این قالب باور نکند؟خب اولین تجربه اینکه من بخواهم نقش مادر شهاب حسینی را بازی کنم در فیلم «دلشکسته» بود من هم آن اول به این تفاوت فکر کردم اما بعد از رایزنی‌هایی که انجام شد تصمیم گرفتم به کمک گریم سنم کمی بالا برود و در روند بازی‌ام هم نوعی تفاوت را لحاظ کنم که مخاطب من را باور کند اما با وجود همه ارادتی که به خانم میلانی داشتم به واسطه هراسی که از تکرار داشتم گفتم که بهتر است در فیلم سوپراستار نقش مادر ایشان را بازی نکنم اما خانم میلانی با من صحبت کرد و به نوعی من را توجیه کردند که این نقش تفاوت زیادی با نقشی که در دلشکسته بازی کردم دارد اینطور شد که راضی شدم دوباره نقش مادر شهاب حسینی را بازی کنم.حرف از فیلم «سوپراستار» به میان آمد فیلمی که چهره‌ای بی‌پرده از برخی از ستاره‌های سینما نشان داد؛ چهره‌ای که برخی معتقد بودند در آن اغراق‌نمایی شده است فکر نمی‌کردید که ممکن است فیلمی با این تندی از سوی مخاطبان پس‌ زده شود؟من وقتی قصه فیلم را خواندم حس کردم که با یک قصه منسجم طرف هستم قصه‌ای که نگاه نقادانه‌ای به جامعه بازیگران دارد و می‌تواند تلنگری برای آنها به حساب بیاید به همین خاطر بازی در آن را پذیرفتم. از طرفی نقش من از انسجام خاصی برخوردار بود و از بازی در آن بسیار راضی هستم.شما جزو بازیگرانی محسوب می‌شوید که دوست دارند برای بهتر شدن نقش‌شان ساعت‌ها با کارگردان چانه‌زنی کنند یا ترجیح می‌دهید همه چیز را به کارگردان بسپارید تا او بازی شما را به آن چیزی که در ذهنتان دارید، نزدیک کند؟به نظر من کارگردان اشراف کامل‌تری نسبت به نقشی که در ذهنش هست دارد. چرا که او از همه جزئیات آن اثر مطلع است. من دوست ندارم دائم نظراتم را به او اعمال کنم و سعی می‌کنم راجع به آن نقش با او حرف بزنم اما روتوش نهایی را به او واگذار می‌کنم.فکر می‌کنید در بازیگر چه چیزی وجود دارد که بعضی‌ها را تا این حد شیفته خودش می‌کند که حاضرند هر کاری بکنند تا به آن دست پیدا کنند؟در بازیگری یک سری جذابیت‌هایی وجود دارد که باعث می‌شود دیگران شیفته این دنیای پرزرق و برق شوند اما چیزی که آدم‌ها نباید از یاد ببرند این است که هر کسی که وارد این حرفه با هر انگیزه‌ای می‌شود باید بداند که دو راه بیشتر پیش روی او وجود ندارد و حالت سومی وجود ندارد. حالت اول این است که شما از مسیر درست وارد می‌شوید یعنی اینکه استعداد و توانایی بازیگری دارید و آن را از طریق آکادمیک پرورش می‌دهند بعد با انتخاب‌های درست به ماندگاری می‌رسید، حالت دوم مسیر عده‌ای است که تنها به واسطه چشم و ابروی قشنگشان وارد این حرفه می‌شوند و معلوم است که در ذهن افراد زود به فراموشی سپرده می‌شوند.پس از جوانانی که به این حرفه علاقه‌مند هستند خواهش می‌کنم که از راه درستش وارد این عرصه شوند.چیزی که در شما وجود دارد برای من هم جالب است این است که بر خلاف برخی بازیگرهای دیگر دوست دارید مسیر را برای ورود جوان‌ها هموار کنید اینطور هم که شنیدم در طول کار از هیچ تلاشی برای مساعد کردن شرایط بازی برای آنها فروگذار نمی‌کنید.فکر می‌کنم ما بازیگرها باید این ذهنیت را از خودمان دور کنیم که قرار نیست برای ابد دراین حرفه باشیم پس چه بهتر است که وارثان نیکویی برای حرفه‌ای که دوست داریم از خودمان باقی بگذاریم. به همین خاطر من همواره رسالتی را روی دوش خودم حس می‌کنم و آن این است که در حد توانم کاری انجام دهم تا بازیگرهای جوانمان در مسیر درستی قرار بگیرند.به نظر می‌رسد تاریخ مصرف بازیگرها در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته دیگر زودتر تمام می‌شود و آنها بعد از مدتی کنار گذاشته می‌شوند علتش را در چه می‌بینید؟متأسفانه همین طور است ما بازیگران خوب زیادی را در حالی که هنوز در شرایط خوب بازیگری بودند کنار گذاشتیم و در کل باید بدانیم که این حرفه هم مانند هر چیز دیگری تاریخ مصرف دارد. دیر و زود به سراغ هر کسی می‌آید مثلاً من خودم فکر نمی‌کنم بیشتر از 10 سال دیگر روی صحنه باشم.شما حدود هفت سال از ایران دور بودید و در فرانسه زندگی می‌کردید و این تصمیم را در اوج فعالیت‌های هنری‌تان گرفتید، آن زمان هراس نداشتید که از یادها بروید؟این تصمیم را خودم گرفته بودم و چون کسی من را مجبور به این کار نکرده بود در نتیجه راحت‌تر با این قضیه کنار آمدم. در آن مقطع احساس کردم که احتیاج به یک تجدیدفکری دارم و می‌خواستم مدتی را به مطالعه بپردازم و در رشته‌ای متفاوت از بازیگری تحصیل کنم. دوست داشتم سفر کنم و در آن مدت به دانشم بیفزایم و آن مدتی که از بازیگری دور بودم دنبال یک تجدیدقوا بودم و خب همین زمان فرصتی به من داد که با قدرت بیشتری بازیگری را دوباره از سر بگیرم.در مدتی که در مصر زندگی می‌کردید، به ذهنتان خطور نکردکه بازیگری را در فرانسه تجربه کنید؟نه، من در آن مقطع ترجیح می‌دادم که از فضای بازیگری دور باشم. می‌خواستم اگر روزی دوباره این حرفه را از سر گرفتم در کشور خودم باشد چرا که با ارزش‌هایی که من در ذهنم دارم هماهنگی دارد.بعد از آن سال‌ها وقتی به ایران آمدید به بازیگری فکر می‌کردید؟بازیگری در خون من بود، من نمی‌توانم بدون آن زندگی کنم شاید بتوانم به شکل مقطعی از آن فاصله بگیرم اما به طور دائم نمی‌توانم از آن جدا شوم چون هیچ‌وقت یک عاشق نمی‌تواند از عشقش در یک زمان طولانی جدا باشد به همین خاطر دوست داشتم که بازیگری را دوباره از سر بگیرم.نمی‌ترسیدید که به شما دیگر پیشنهاد بازیگری داده نشود و کسی از شما برای حضور در اثرش دعوت نکند؟اگر بازیگری بعد از یک مدت غیبت از طرف مردم فراموش شود پس حتماً باید فراموش می‌شده، حقیقتش آن است که من آن زمان به این موضوع فکر نمی‌کردم، با خودم می‌گفتم اگر کارنامه من به گونه‌ای بوده که تأثیرگذار بوده حتماً درذهن‌ها می‌مانم که خوشبختانه این اتفاق برای من افتاد و طولی نکشید که دوباره جلوی دوربین قرار گرفتم.ممنون از اینکه در این گفت‌وگو شرکت کردید.من هم از شما متشکرم گفت‌وگوی خوبی از کار درآمد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار