کد خبر: 436578
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳
--------------------------------------------------------------------------------طبیعتا کسی که دارای حکومت مقتدر مطلقه است، شأن خود را در جایگاهی می بیند که نباید کمترین خدشه ای به آن وارد آید؛ حال این خدشه چه جسمی باشد و چه روحی. شاهان از جمله این حاکمانند.
از بدو پیدایش سلاطین در ایران همواره این اضطراب و گمان بین حاکمان رایج بود که ممکن است کسی یا کسانی در صدد سوء قصد به آنان باشند. گمانی که گاهی به واقعیت تبدیل می شد. واقعیتی که گاه به شکلی خشن و با خونریزی همراه بود و یا با حیله و نیرنگ مثل مسموم کردن با نوشیدنی ها و غذاها.به گزارش فارس، طبیعتا کسی که دارای حکومت مقتدر مطلقه است، شأن خود را در جایگاهی می بیند که نباید کمترین خدشه ای به آن وارد آید؛ حال این خدشه چه جسمی باشد و چه روحی. شاهان از جمله این حاکمانند. از بدو پیدایش سلاطین در ایران همواره این اضطراب و گمان بین حاکمان رایج بود که ممکن است کسی یا کسانی در صدد سوء قصد به آنان باشند. گمانی که گاهی به واقعیت تبدیل می شد. واقعیتی که گاه به شکلی خشن و با خونریزی همراه بود و یا با حیله و نیرنگ مثل مسموم کردن با نوشیدنی ها و غذاها و ....به این خاطر شاهان همیشه محتاط بودند. در مورد سوءقصدهای خشن که موجب آسیب بدنی می شد نگهبانانی ورزیده به عنوان «بادی گارد» داشتند که از آنان محافظت می کردند و برای قتلها و ترورهای بی صدا روشی دیگر داشتند. ناظران و پیشخدمت های مخصوص ناظر بر آشپزخانه بودند و حتی خود را فدایی شاه کرده از آن غذاها می چشیدند که اگر خطری شاه را تهدید کند اول آنها نابود شوند.جالب ترین اطلاعات از این نحوه حفاظت از ناصرالدین شاه به ما رسیده است. امور حفاظتی داخل کاخ ناصری بر عهده خواجه باشی بود که هشت خواجه دیگر زیر دست وی بودند. همه آنها عنوان آغا داشتند و کلیدهای اندرون و حمام و آشپزخانه و سایر مکان های حساس در دست خواجه باشی بود که برای حفظ امور امنیتی از هیچ جلادتی فروگذار نبود.مسائل حفاظتی کاملا رعایت می شد. معمولا بر سر سفره غذای ناصرالدین شاه، غذای صد نفر سرو می شد. دلیل این کار هم مشخص بود: "دلیل امنیتی "، زیرا شاه می توانست از هر یک از این غذاها و ظروف مقداری غذا بردارد، مسموم کردن غذا یا افزودن چیزی در ظرفها، تقریبا عملی نیست و بعد هم باید درنظر داشت که صدها نفر دیگر نیز از بقایای این غذاها سدجوع می کردند.ولی با همه این ترفندها شاه تمهید دیگری نیز اندیشیده بود. شاه هر روز از طرف مادرش "مهدعلیا " مجموعه ای سر به مهر دریافت می کرد محتوی خوردنیها و نوشیدنی ها که خواجه اول آن را به همراه خود می آورد. قبل از باز کردن مجموعه به دقت تمام مهر آن مورد آزمایش و تدقیق قرار می گرفت و سپس شاه از آن استفاده می کرد.ولی گاه اتفاق هایی می افتاد که غذا را به کام شاه تلخ می کرد: روزی برای او رب انار در لیوانی بلورین آوردند. شاه قدری از آن در دهان برد و هنگامی که انگشتان خود را می لیسید، شیشه شکسته ای به لثه هایش چسبید. شاه که به سوء قصدی مظنون شد بلافاصله به قتل شربتدارباشی فرمان داد. اما به سبب شفاعت اطرافیان، شربت دارباشی از مرگ نجات یافت ولی حسابی فلکش کردند.با همه این حساسیتهای ناصرالدین شاه، بالاخره اجل وی با تیر میرزا رضا کرمانی رسید نه با زهر سایرین. با همه این احوال خود ایل و تبار قاجاریه در سر به نیست کردن مخالفان با زهر تبحر خاصی داشتند. قهوه قجری شهره خاص و عام بود.دوران پهلوی نیز مسائل امنیتی رعایت می شد. ناظران این کار مشخص بودند و جان شاه را از نظر سوء قصد از طریق غذا و نوشیدنی تحت نظر داشتند.در دوره محمدرضا پهلوی و خصوصا بیست سال آخر آن که «اسدالله علم» به عنوان خواجه باشی ِ! دربار عمل می کرد احتمال سوءقصد و ترور شاه با توجه به فعالیت ساواک و مسائل شدید امنیتی به اقل موارد کاهش یافته بود. هر چند که خوردنی ها و نوشیدنی ها به صورت کامل بررسی می شد، ولی گاه اهمال برخی خدمه موجب آن می شد که شاه و علم از ندانم کاری آنان به ستوه آیند. نمونه آن سندی است که در این شماره ماهنامه به معرفی آن می پردازیم:
دربار شاهنشاهیخیلی خیلی محرمانههمکار عزیزم جناب آقای آتابای معاون محترم دربار شاهنشاهیامروز میوه ای که به اطاق همایونی برده بودند بد بود، هم پوسیده بود و هم بوی خاصی می داد که فوق العاده باعث ناراحتی خاطر همایونی شده بود. من که از خجلت سرافکنده شدم. از همین امروز قدغن فرمایید تمام میوه و تمام مشروب و تمام غذای همایونی قبل از مصرف به وسیله شخص جناب عالی یا ذوالفقاری یا کامبیز رسیدگی و چشیده شود بعد ممهور شده برای مصرف تقدیم گردد.اسدالله علم
--------------------------------------------------------------------------------طبیعتا کسی که دارای حکومت مقتدر مطلقه است، شأن خود را در جایگاهی می بیند که نباید کمترین خدشه ای به آن وارد آید؛ حال این خدشه چه جسمی باشد و چه روحی. شاهان از جمله این حاکمانند.
از بدو پیدایش سلاطین در ایران همواره این اضطراب و گمان بین حاکمان رایج بود که ممکن است کسی یا کسانی در صدد سوء قصد به آنان باشند. گمانی که گاهی به واقعیت تبدیل می شد. واقعیتی که گاه به شکلی خشن و با خونریزی همراه بود و یا با حیله و نیرنگ مثل مسموم کردن با نوشیدنی ها و غذاها.به گزارش فارس، طبیعتا کسی که دارای حکومت مقتدر مطلقه است، شأن خود را در جایگاهی می بیند که نباید کمترین خدشه ای به آن وارد آید؛ حال این خدشه چه جسمی باشد و چه روحی. شاهان از جمله این حاکمانند. از بدو پیدایش سلاطین در ایران همواره این اضطراب و گمان بین حاکمان رایج بود که ممکن است کسی یا کسانی در صدد سوء قصد به آنان باشند. گمانی که گاهی به واقعیت تبدیل می شد. واقعیتی که گاه به شکلی خشن و با خونریزی همراه بود و یا با حیله و نیرنگ مثل مسموم کردن با نوشیدنی ها و غذاها و ....به این خاطر شاهان همیشه محتاط بودند. در مورد سوءقصدهای خشن که موجب آسیب بدنی می شد نگهبانانی ورزیده به عنوان «بادی گارد» داشتند که از آنان محافظت می کردند و برای قتلها و ترورهای بی صدا روشی دیگر داشتند. ناظران و پیشخدمت های مخصوص ناظر بر آشپزخانه بودند و حتی خود را فدایی شاه کرده از آن غذاها می چشیدند که اگر خطری شاه را تهدید کند اول آنها نابود شوند.جالب ترین اطلاعات از این نحوه حفاظت از ناصرالدین شاه به ما رسیده است. امور حفاظتی داخل کاخ ناصری بر عهده خواجه باشی بود که هشت خواجه دیگر زیر دست وی بودند. همه آنها عنوان آغا داشتند و کلیدهای اندرون و حمام و آشپزخانه و سایر مکان های حساس در دست خواجه باشی بود که برای حفظ امور امنیتی از هیچ جلادتی فروگذار نبود.مسائل حفاظتی کاملا رعایت می شد. معمولا بر سر سفره غذای ناصرالدین شاه، غذای صد نفر سرو می شد. دلیل این کار هم مشخص بود: "دلیل امنیتی "، زیرا شاه می توانست از هر یک از این غذاها و ظروف مقداری غذا بردارد، مسموم کردن غذا یا افزودن چیزی در ظرفها، تقریبا عملی نیست و بعد هم باید درنظر داشت که صدها نفر دیگر نیز از بقایای این غذاها سدجوع می کردند.ولی با همه این ترفندها شاه تمهید دیگری نیز اندیشیده بود. شاه هر روز از طرف مادرش "مهدعلیا " مجموعه ای سر به مهر دریافت می کرد محتوی خوردنیها و نوشیدنی ها که خواجه اول آن را به همراه خود می آورد. قبل از باز کردن مجموعه به دقت تمام مهر آن مورد آزمایش و تدقیق قرار می گرفت و سپس شاه از آن استفاده می کرد.ولی گاه اتفاق هایی می افتاد که غذا را به کام شاه تلخ می کرد: روزی برای او رب انار در لیوانی بلورین آوردند. شاه قدری از آن در دهان برد و هنگامی که انگشتان خود را می لیسید، شیشه شکسته ای به لثه هایش چسبید. شاه که به سوء قصدی مظنون شد بلافاصله به قتل شربتدارباشی فرمان داد. اما به سبب شفاعت اطرافیان، شربت دارباشی از مرگ نجات یافت ولی حسابی فلکش کردند.با همه این حساسیتهای ناصرالدین شاه، بالاخره اجل وی با تیر میرزا رضا کرمانی رسید نه با زهر سایرین. با همه این احوال خود ایل و تبار قاجاریه در سر به نیست کردن مخالفان با زهر تبحر خاصی داشتند. قهوه قجری شهره خاص و عام بود.دوران پهلوی نیز مسائل امنیتی رعایت می شد. ناظران این کار مشخص بودند و جان شاه را از نظر سوء قصد از طریق غذا و نوشیدنی تحت نظر داشتند.در دوره محمدرضا پهلوی و خصوصا بیست سال آخر آن که «اسدالله علم» به عنوان خواجه باشی ِ! دربار عمل می کرد احتمال سوءقصد و ترور شاه با توجه به فعالیت ساواک و مسائل شدید امنیتی به اقل موارد کاهش یافته بود. هر چند که خوردنی ها و نوشیدنی ها به صورت کامل بررسی می شد، ولی گاه اهمال برخی خدمه موجب آن می شد که شاه و علم از ندانم کاری آنان به ستوه آیند. نمونه آن سندی است که در این شماره ماهنامه به معرفی آن می پردازیم:
دربار شاهنشاهیخیلی خیلی محرمانههمکار عزیزم جناب آقای آتابای معاون محترم دربار شاهنشاهیامروز میوه ای که به اطاق همایونی برده بودند بد بود، هم پوسیده بود و هم بوی خاصی می داد که فوق العاده باعث ناراحتی خاطر همایونی شده بود. من که از خجلت سرافکنده شدم. از همین امروز قدغن فرمایید تمام میوه و تمام مشروب و تمام غذای همایونی قبل از مصرف به وسیله شخص جناب عالی یا ذوالفقاری یا کامبیز رسیدگی و چشیده شود بعد ممهور شده برای مصرف تقدیم گردد.اسدالله علم
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار