
صبح 20 آذر 87، زن جوانی با پلیس شهرستان ورامین تماس گرفت و مدعی شد همسر سابق خود را به قتل رسانده است.
مأموران با حضور در محل اعلام شده از سوی این زن، متوجه شدند جسد متعلق به مردی به نام رامین است که دست و پای وی به تخت بسته شده و با ضربات جسمی سنگین به سرش به قتل رسیده است. بعد از اعتراف ناهید، به ارتکاب قتل همسر سابق خود، قرار مجرمیت وی به اتهام قتل عمد در دادسرای جنایی صادر و پرونده وی برای رسیدگی به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ 22 فروردین امسال، در شعبه 71 دادگاه کیفری و به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی برگزار شد.
نماینده دادستان با بیان اینکه با توجه به مدارک موجود در پرونده، بزه انتسابی به متهم محرز است، تقاضای خود را مجازات متهم عنوان کرد. دختر و پسر مشترک متهم و مقتول نیز اولیای دم بودند که دختر، اعلام گذشت و پسر نیز از مادر خود مطالبه دیه کرد. بعد از قرائت کیفرخواست توسط نماینده دادستان، ناهید در جایگاه قرار گرفت و ضمن پدیرفتن اتهام قتل گفت: سه سال بود که از همسرم به خاطر اعتیاد جدا شده بودم و گاه برای دیدن پسرم به خانه رامین میرفتم. دو شب قبل از حادثه به خانه رامین در ورامین رفتم و وقتی خواستم برگردم به اصرار او آنجا ماندم. رامین دوباره وعده ترک اعتیاد داد و از من خواست آنجا بمانم و از پسرم نگهداری کنم. طی دو شبی که آنجا ماندم، شوهرم زیر قول خود زد و دوباره شروع به مصرف مواد مخدر کرد که حتی پسر 12 سالهام هم با او درگیر شد ولی او شروع به زدن پسرم کردم.
در نهایت او به من گفت، من را به تخت ببند تا ترک کنم. صبح حادثه بعد از اینکه پسرم به مدرسه رفت، شوهرم را به تخت بستم و در یک لحظه به خاطر رفتارهایش از او نفرت پیدا کردم و روسری را روی سرش انداختم و با چکش پنج ضربه به سرش زدم و او را کشتم.
قاضی به متهم گفت: پزشکی قانونی جنون شما در سال 85 را تأیید کرده است ولی درباره حادثه عنوان کرده است که متهم زمان ارتکاب قتل در صحت سلامت بوده است. متهم که قبل از قتل، آرایشگر و خیاط بود، در جواب گفت: من از سال 80 به خاطر رفتارهای همسرم دچار افسردگی شدید شدم و بعد از جدایی از او، بارها دست به خودکشی زدم. یک بار 700 قرص آرامبخش را در آب حل کردم و خوردم ولی توسط خانواده نجات پیدا کردم و بار دیگر خود را با بنزین آتش زدم ولی همسایهها من را از مرگ نجات دادند. زمان قتل هم متوجه رفتار خود نبودم و نفهمیدم چگونه او را کشتم. به خاطر اینکه پسرم با این صحنه روبهرو نشود به سرعت با پلیس تماس گرفتم. بعد از اظهارات متهم، وکیل وی در جایگاه قرار گرفت و با توجه به اینکه افسردگی شدید موکلش باعث این قتل شده است، مدعی شد که موکلش دچار جنون ادواری است.
متهم دوباره در جایگاه قرار گرفت و در بیان آخرین دفاع خود گفت: قصد کشتن او را نداشتم و در لحظهای تصمیم به این کار گرفتم و از دادگاه تقاضای بخشش و مساعدت دارم. قاضی عزیزمحمدی بعد از اظهارات متهم و با توجه به اعلام گذشت اولیایدم از قصاص، وی را به پرداخت دیه محکوم کرد. پرونده برای اعلامنظر به دیوان عالی کشور ارجاع داده شد که قضات شعبه 11 دیوان عالی کشور بعد از مشورت و بررسی پرونده، حکم صادره را نقض و برای رسیدگی مجدد به دادگاه ارسال کردند. صبح دیروز جلسه مجدد محاکمه برگزار شد و متهم در تشریح حادثه، همان اظهارات گذشته را تکرار کرد. دختر متهم اعلام رضایت کرد اما پسر وی که حالا به سن بلوغ رسیده است، به شدت خواستار قصاص مادرش است. بعد از اظهارات متهم، قاضی عزیزمحمدی ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.