کد خبر: 435148
تاریخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۷
او در این گفتار دو موضوع مبنای اسلام و مشروعیت قوانین را یکی دانسته است زیرا به طور طبیعی برای یک فرد دیندار توافق مردم، به تنهایی نمی‌تواند دلیل کاملی برای مشروعیت باشد و اگر شرط لازم باشد، شرط کافی نیست. از طرفی تحقق جامعه سیاسی و عینیت قانون در جامعه اسلامی زمانی اتفاق می‌افتد که مردم، تسلیم و خواهان حاکمیت الهی شوند و از آن حمایت کنند. اینجاست که محتوای قانون در اسلام، شریعت است و خواست مردم، برای رسمیت بخشی به فرآیند قانونگذاری است. همچنان که حرکت مردم در قبل از 22 بهمن در جهت تلاش برای حاکمیت قانون الهی بوده است نه ایجاد قانون جدید؛ او در ادامه، حوزه کارکرد دین را تنها اخلاق می‌داند و نه سیاست:« در نظر روشنفکری دینی، مهم‌ترین خدمتی که دین می‌کند به اخلاق است و نه به سیاست و تجارت و معرفت، انتظار اخلاقی باید از دین داشت.»
سروش روشنفکری دینی را بی‌توجهی به سنت‌ها دانسته و مدرنیته را تنها راه فراروی روشنفکران برای بازشناسی دین می‌داند و سکولاریسم و لیبرالیسم را تنها راهکار موفقیت آنها معرفی می‌کند. او در نوشتاری دیگر این هدف را دنبال می‌کند: «جدایی تعلق روشنفکری دین از روحانیت سنتی با اهمیت است. سقف معیشت روشنفکری دینی بر ستون شریعت تکیه ندارد ولی روحانیون از راه دین ارتزاق می‌کنند. از اجتهاد در فروع باید گذشت تا به اجتهاد در اصول برسیم و برای این کار باید پنجره‌های دین را باز بگذاریم. خردورزی یکی از عناصر مهم روشنفکری دینی است. روشنفکران دینی باید راه‌های تازه‌ای بگشایند، آنها تا کی می‌خواهند از سکولاریسم فاصله بگیرند و از کنار آن بگذرند؟ کی می‌خواهند تکلیف لیبرالیسم را برای خود روشن کنند؟ هنوز برخی روشنفکران ما می‌ترسند که به آنها بگویند، لیبرال یا سکولار، این تعابیر فقط برای عقب نشاندن من و شماست، بگذارید چند یاوه‌گو به شما بگویند لیبرال یا سکولار، شما کار خود را بکنید من بسیار خوشحال شدم که عده‌ای از حزب کارگزاران گفته بودند: اشاره به حسین مرعشی ما لیبرال هستیم، بالاخره شتر سواری دولا دولا نمی‌شود.»
او در ادامه به نسبت مدرنیته و دین اشاره کرده و می‌گوید: نباید برای استخراج مدرنیته، سراغ متون دینی برویم و بار زیاد بر دوش دین بگذاریم و به دنبال این باشیم که همه وقت و انرژی خود را مصروف استخراج علم و فلسفه و سیاست مدرن از متون دینی کنیم. سروش با رد وجود لفظی به نام روحانیت در تاریخ اسلام، معتقد است: «همچنان که در اسلام هیچ عمل و قانونی نداریم که باید برای اجرای آن حضور روحانی شرط باشد، می‌نویسد در نظریه ولایت فقیه، از آن جهت که فرد فقیه است، حق حکومت دارد ولی در اندیشه سکولاریسم، این باطل است و فرد فقیه هیچگونه امتیازی برای حکومت کردن ندارد. در جهان امروز حکومت مبتنی بر هیچ دیانت خاصی نیست و نسبت به دین بی‌طرف است.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار