
زهرا چيذري- سرانجام با تأييد شوراي نگهبان، بيست و دومين وزارتخانه تحت عنوان وزارت ورزش و جوانان متولد شد. بر اين اساس، سازمان 10 ساله جوانان كه در دولت پيشين به ابزاري براي بهرهبرداريهاي تبليغاتي بدل شده بود و در دولت نهم و دهم هم كارايي چنداني از خود بروز نداد، با جوانان خداحافظي ميكند.
به گزارش « جوان» روز گذشته سخنگوي شوراي نگهبان در حالي از تأييد مصوبه مجلس براي ادغام دو سازمان تربيت بدني و سازمان ملي جوانان خبر داد كه اين رأي بهارستانيها ترديدهاي منتقدين زيادي را با خود به همراه داشت.
تفاوت ماهيت اين دو سازمان مهمترين دليل كساني بود كه در برابر اين تصميم مجلس ساز مخالف ميزدند. از نگاه آنها اين ادغام سبب ميشود سازمان ملي جوانان به عنوان يك سازمان سياستگذار در امور جوانان در حاشيههاي سازمان اجرايي و پر حاشيهاي مانند سازمان تربيت بدني ناپديد شود و از اين سازمان كه اكنون بيش از يك ماه از عزل ناگهاني رئيس جوانش ميگذرد جز پسوندي در انتهاي نام وزارتخانه بيست و دوم، يعني وزارت ورزش و جوانان چيزي باقي نماند. از سوي ديگر كم نيستند كساني كه معتقدند سازمان ملي جوانان در طول مدت حيات 10 ساله خود هيچ اقدام مثبت، سازنده و قابل دفاعي در كارنامه كاري خود ندارد و اين ادغام شايد بتواند وزير وزارتخانه جديد را در برابر نمايندگان مردم به پاسخگويي وادار كند.
شايد سازمان ملي جوانان هنوز هم براي خيلي از افراد جامعه و حتي خود جوانان كه مطابق آمار چيزي حدود يك سوم جمعيت كشورمان را تشكيل ميدهد سازماني ناشناخته باشد. پيشينه تشكيل سازماني براي جوانان به سال 1371 بر ميگردد. در اين سال شوراي عالي انقلاب فرهنگي اساسنامه شوراي عالي جوانان را تصويب كرد تا سنگ بناي اولين سازمان متولي امور جوانان گذاشته شود.پس از گذشت پنج سال با بازنگري اساسنامه «شوراي عالي جوانان» با ايجاد تشكلي به صورت سازماني اجرايي جهت پيشبرد مأموريتهاي مربوط به جوانان، موسوم به « مركز ملي جوانان» موافقت شد و اين مركز از سال 78فعاليت خود را آغاز كرد.
تولد سازمان ملي جوانان
سرانجام در سال79 بر اساس قانون برنامه سوم توسعه « مركز ملي جوانان» جهت ساماندهي اساسي امور جوانان كشور به صورت ساختار و ساز وكار متناسب با اين مأموريت به « سازمان ملي جوانان» تبديل شد.
سازمان ملي جوانان اهدافي همچون حل مسائل جوانان، اعتلا و رشد نسل جوان كشور و استفاده بهينه از استعدادها و تواناييهاي نسل جوان را سرلوحه كار خود قرار داده بود.
مرتضي ميرباقري اولين رئيس اين سازمان بود و سپس رحيم عبادي در اين كرسي قرار گرفت. محمدجواد علياكبري نيز سومين سكاندار سازمان ملي جوانان بود؛ سازماني كه در طول اين مدت همچنان براي جوانان به عنوان مخاطب اصلي وظايف و برنامههايش ناشناخته باقي ماند.
سكاندار خبرساز سازمان جوانان در دولت دهم
با روي كار آمدن دولت دهم سازمان متولي امور جوانان نيز دستخوش تغيير مديريت شد و مهرداد بذرپاش به عنوان آخرين رئيس اين سازمان بر كرسي رياست سازمان ملي جوانان تكيه زد تا با وجود دوري جستن از خبرنگاران به عنوان خبرسازترين رئيس اين سازمان مطرح شود. به باور برخي صاحب نظران، وجهه سياسي اين مدير جوان بر ماهيت اجتماعي سمتش غلبه داشت.
جهش 19 درصدي در بودجه
نكته جالب توجه درباره سازمان ملي جوانان در دولت دهم بودجههاي كلاني بود كه در اختيار اين سازمان سياست گذار قرار گرفت، به طوري كه در سال 88، بودجه سازمان با جهشي 19 درصدي از 28 ميليارد و 775 ميليون و 900 هزار تومان به 34 ميليارد تومان افزايش يافت و در قانون بودجه 89 نيز بودجه اين سازمان به 39 ميليارد و 80 ميليون تومان افزايش يافت؛ بودجهاي كه شايد صرف برگزاري جشنواره ملي جوان ايراني شد.
بذرپاش از انتصاب تا خداحافظي
بذرپاش در زمان تصدي رياست سازمان ملي جوانان اقداماتي از جمله برگزاري جشنواره ملي جوان ايراني، برپايي نمايشگاه زوج خوشبخت ايراني، راهاندازي مركز آموزش ازدواج و ارائه گواهينامه براي اين امر و در نهايت برقراري روابط ديپلماتيك، رايزني و امضاي تفاهمنامههايي در مباحث جوانان با كشورهايي چون ژاپن، كوبا، ونزوئلا، لبنان، تركيه، كره شمالي، سوريه و چين را در كارنامه خود دارد. از نگاه بسياري از صاحب نظران اين اقدامات جنبه رسانهاي و تبليغاتي داشت و بهانهاي شد كه منتقدان فلسفه وجودي اين سازمان را زير سؤال برده و رأي به انحلال آن بدهند.
كليد اوليه حذف چنين سازماني ارديبهشت ماه امسال در كميسيون اجتماعي مجلس زده شد و با بركناري بذرپاش در 28 آذر ماه و عدم تعيين حتي يك سرپرست موقت براي اين سازمان از همراهي رئيسجمهور با نظر نمايندگان مجلس پرده بر ميداشت و اين همدلي سبب شد تا نمايندگان عزم خود را جزم كرده و 12 دي ماه با ادغام اين سازمان در سازمان تربيت بدني به حذف عملي آن بپردازند؛ مصوبهاي كه از سوي شوراي نگهبان نيز مهر تأييد خورد.
گزينههاي احتمالي براي وزارتخانه شماره 22
شنيدههاي گزارشگر «جوان» حاكي از اين است كه علي سعيدلو، رئيس فعلي سازمان تربيتبدني، مهرداد بذرپاش رئيس سابق سازمان ملي جوانان و مرتضي تمدن استاندار تهران از گزينههاي احتمالي براي تصدي وزارتخانه ورزش و جوانان هستند؛ البته سعيدلو از شانس كمتري برخوردار است.
منفي در منفي = مثبت ؟!
به هر رو، گزينههاي متعددي از سوي صاحب نظران براي تصدي اين وزارتخانه مطرح ميشود، اما وزير ورزش و جوانان بايد يك مدير كارشناس مسائل جوانان باشد نه يك مدير فرهنگي يا سياسي. سازمان ملي جوانان و سازمان تربيت بدني تا كنون هيچ يك انتظارات را در زمينههاي تخصصي خود برآورده نكردهاند. بايد منتظر بود و ديد حاصل تركيب اين دو منفي مثبت ميشود يا نه؟