کد خبر: 434134
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۶:۴۹
ارسلان پس از 15 سال از زندان اعتياد آزاد شد
ارسلان 14 ساله بود كه پا به جهان اعتياد گذاشت. مثل هر نجات يافته ديگري هرگز تصورش را نمي‌كرد كه روزي برچسب معتاد به او الصاق شود، اما وقتي چند سال بعد درد خماري به سراغش آمد، دريافت گرفتار مصيبتي شده كه نجات از آن فرصت‌هاي بسياري را در زندگي از او گرفت. ارسلان همه درآمد ماهانه‌اش را صرف خريد مواد مي‌كرد و زماني كه مصرف‌كننده حرفه‌اي شد بازداشت و زندان را هم تجربه كرد. سرانجام تصميم نهايي را گرفت و پس از آشنايي با «جمعيت احياي انساني» موفق به بازگشت شد.لطفاً خودتان را معرفي كنيد و بفرماييد چگونه به دام اعتياد افتاديد؟من ارسلان 36 ساله و ديپلم فني و مكانيك هستم، رشته ورزشي مورد علاقه‌ام نيز تيراندازي با كمان است كه مدتي قبل در ماده«ريكرو» رتبه چهارم استان تهران را كسب كردم، ولي در خصوص اينكه چگونه گرفتار بلاي خانمان‌سوز اعتياد شدم بايد عرض كنم كه پس از ورود به هنرستان فني و همزمان اشتغال در يك تعميرگاه مكانيكي در جنوب پايتخت به صورت پاره وقت، به مصرف حشيش و مشروبات الكلي گرايش پيدا كردم و در دوران خدمت به «شيره» و ترياك معتاد شدم و پس از مدتي به مصرف همزمان شيشه و كراك روي آوردم.چگونه فهميديد تبديل به يك مصرف‌كننده دائم شده‌ايد؟چند روز پس از پايان دوران خدمت وظيفه‌ام بود. يك روز وقتي تصميم گرفتم ديگر مثل زمان سربازي ترياك مصرف نكنم احساس درد بدن و بيماري كردم، اما دوستانم گفتند:« خمار شده‌اي بايد مصرف كني تا حالت خوب شود» به ناچار ترياك كشيدم و حالم خوب شد.مي‌توانيد حالت خماري يك فرد مصرف‌كننده را تشريح كنيد؟خماري فرد ابتدا با خميازه و آب ريزش بيني شروع و با گذشت زمان با عطسه‌هاي شديد، درد عضلات، بي‌خوابي، بي‌حوصلگي و عصبانيت همراه مي‌شود، به طوري كه تحمل آن در تصور كسي كه به درد خمار دچار نشده است نمي‌گنجد.پول تهيه مواد مخدر را چگونه تهيه مي‌كرديد؟ آيا اتفاق افتاده بود كه براي اين منظور از زور و تهديد استفاده كنيد؟كار مي‌كردم و ماهي 350 هزار تومان حقوق مي‌گرفتم اما تمام آن صرف تهيه موادمخدر مي‌شد. حتي گاهي اوقات پول كم مي‌آوردم و مادرم را وادار مي‌كردم كه پول خريد ترياك يا كراكم را بدهد. او هم اگرچه ابتدا مقاومت مي‌كرد اما سرانجام پس از تحقير كردنم آن را در اختيارم مي‌گذاشت.چند بار به خاطر حمل و مصرف مواد مخدر از سوي مأموران پليس دستگير و مجازات شديد؟در طول 15 سال اعتيادم سه دفعه دستگير و با حكم قضايي مجازات شدم.اولين بار وقتي سرباز بودم و داخل پادگان آموزشي داشتم حشيش مي‌كشيدم از سوي ارشد گروهان شناسايي و دستگير و دو ماه بازداشت شدم. مرتبه دوم سال 76 بود كه وقتي داشتم با دوستانم ترياك استعمال مي‌كردم مأموران پليس منطقه طبق گزارشي كه داشتند به آنجا آمدند و همه ما را دستگير كردند كه قاضي دادگاه مرا به يك ماه حبس و پرداخت 20 هزار تومان محكوم كرد. بار آخر هم سال 85 زماني بود كه من همزمان شيشه و كراك مصرف مي‌كردم و در سفري كه به اردبيل داشتم مأموران هنگام بازرسي بدني يك گرم كراك و شش گرم ترياك كشف كردند و دادگاه مرا به يك سال حبس و 100 ضربه شلاق و پرداخت يك ميليون تومان محكوم كرد.يك سال و دو ماه حبس آيا موجب اصلاح شما نشد؟خير. نه تنها به اصلاحم منجر نشد بلكه در زندان با روش‌‌ها و ابزارهاي جديد مصرف آشنا شدم.گفتيد وقتي شاغل شديد با مصرف مواد مخدر آشنا و به آن معتاد شديد، تا چه اندازه دوستان و همكاران خود را در اين قضيه مقصر مي‌دانيد؟محيط كار و دوستان و همكارم در گرايشم به اعتياد نقش داشتند ولي مقصر اصلي خودم بودم. من در خودم كمبود و خلأ احساس مي‌كردم، مي‌خواستم اوقاتم را خوش بگذرانم.نقش همكاران شما به چه صورتي بود؟آنها حشيش و ترياك مصرف مي كردند و به من هم تعارف مي‌كردند و مي‌گفتند:«‌بايد مصرف كني تا درصد و توان كاري خودت را افزايش بدهي» من هم چون زمينه آن را داشتم به قصد دوپينگ كردن شروع به استعمال حشيش كردم. اوايل برايم خيلي لذت‌بخش بود، بنابراين به مصرفم ادامه دادم. از سوي ديگر اصلاً فكر نمي‌كردم معتاد شوم و خودم را توجيه مي‌كردم فقط كساني كه ضعيف هستند معتاد مي‌شوند، من كه آگاه به اين موضوع هستم، گرفتار نمي‌شوم.اوايل از اينكه معتاد به مواد مخدر شويد، نمي‌ترسيديد؟از 14 سالگي و از زماني كه شروع به كشيدن حشيش كرده بودم از اين موضوع و عكس‌العمل خانواده‌ام مي‌ترسيدم اما با خودم مي‌گفتم كاري مي‌كنم كه كسي نفهمد، اينگونه هم شد يعني زماني خانواده‌ام پي به اين موضوع بردند كه ديگر خيلي دير شده بود.واكنش خانواده شما پس از آنكه پي به اعتيادتان بردند چگونه بود؟خيلي ناراحت شدند. اين موضوع براي پدرم خيلي غيرقابل تحمل بود، به همين دليل بعضي وقت‌ها به سختي به مشاجره لفظي با من مي‌پرداخت اما وقتي او و مادر و برادرم به اين نتيجه رسيدند كه سرزنش كردنم هيچ فايده‌اي ندارد مرا به حال خودم رها كردند و من هم اگرچه هيچ اعتباري پيش آنها نداشتم از اين رو استقبال مي‌كردم، چون اينگونه راحت‌تر به دنبال مصرفم مي‌رفتم.اعتياد چه فرصت‌هايي را براي داشتن يك زندگي خوب از شما گرفت؟فرصت ازدواج و تشكيل خانواده را از من گرفت. 25 ساله بودم كه دلم مي‌خواست از يكي از بستگان پدرم خواستگاري كنم اما اعتياد و ترس و آزمايش از يك سو و شرايط بد مالي و مخالفت‌هاي خانواده‌ام از سوي ديگر مانع شدند تا به آرزويم برسم.اعتياد يا تابلو شدن شما در محل بيشتر روي كدام يك از اعضاي خانواده‌تان تأثير منفي گذاشت؟مصرف مواد مخدر علاوه بر اينكه مرا درمانده و به انواع بيماري‌ها مبتلا كرده بود و نزديك بود به خاطر آن خانواده‌ام را از دست بدهم، روي همه اعضاي خانواده‌ام تأثير منفي گذاشته بود، چون باعث سرافكندگي آنها نزد فاميل و آشنايان شده بود، ضمن اينكه آنان پس از اطلاع از بيماريم هرگز رنگ آرامش را به خود نديدند و من سرطان روحشان شده بودم و همواره سرمن جنگ اعصاب در خانه‌ما به راه بود. با اين حال بيشترين آسيب را خواهرم ديد و باعث شد تا او هنوز مجرد باقي بماند. از اين رو من هرگز خودم را بابت اين موضوع نمي‌بخشم.رفتار دوستانتان با شما پس از اينكه فهميدند معتاد شده‌ايد، چگونه بود؟خيلي از دوستانم كه با آنها رابطه صميمي داشتم مصرف كننده مواد بودند، اما بسياري از بستگانم پس از اطلاع از به دام افتادنم نه تنها ديگر ارزشي برايم قائل نبودند بلكه سعي مي‌كردند فاصله‌شان را با من حفظ كنند تا خودشان به مواد مخدر آلوده نشوند و آسيب نبينند، براي همين منظور اگر يك وقت مجبور بودند مرا همراهي كنند ابتدا قول مي‌گرفتند تا خلافي مرتكب نشوم.چگونه تصميم به ترك مواد مخدر گرفتيد؟وقتي ديدم ديگر بدنم جواب نمي‌دهد، نمي‌توانم خودم را جمع و جور كنم و مواد بيچاره‌ام كرده و زندگي‌ام رو به زوال و نيستي است تصميم به ترك گرفتم. براي اين منظور بيش از 30 بار روش‌هاي مختلف ترك اعتياد از جمله سقوط آزاد و متادون‌درماني را امتحان كردم اما هر بار پس از مدتي دوباره آلوده مي‌شدم، چون عوارض ترك را نمي‌دانستم تا اينكه دايي‌ام به دادم رسيد و او كه خود موفق به ترك مواد در اين مركز شده بود مرا به اينجا معرفي كرد و اينگونه من هم توانستم پس از 15 سال نجات پيدا كنم و به آرزويم برسم.خاطره تلخ و شيريني داريد كه براي خوانندگان ضربان تعريف كنيد؟بله، سال 77 بود من و دو نفر از دوستانم براي خريد 7 كيلوگرم ترياك و توزيع و فروش آن به مشهد مقدس سفر كرده بوديم اما چون جنس خوبي گير نياورده بوديم و از سوي ديگر از ترس اينكه مبادا پولمان را از دست بدهيم نمي‌توانستيم به هر شخصي اعتماد كنيم، سرانجام تصميم به بازگشت به تهران گرفتيم. در برگشت وقتي در راه‌آهن از قطار پياده شديم يكي از مأموران پليس به ما مشكوك شده و با دقت تمام ما را بازرسي بدني كرد كه فقط سه گرم ترياك از من كشف كرد كه چيز قابل ملاحظه‌اي نبود، در نتيجه آزادم كرد. اين خاطره هيچ وقت از يادم نمي‌رود چون اگر مواد مي‌خريدم و آن روز كشف مي‌شد شايد ديگر هرگز نجات پيدا نمي‌كردم.حرف آخر.بهترين راه كوتاه‌ترين راه نيست و كساني كه مشكل مصرف مواد مخدر دارند بايد بدانند تنها جسم نيست كه بايد مشكلش حل شود بلكه روان و جهانبيني آنها هم در كنار جسمشان بايد به درمان برسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار