باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا دو سال پیش هنگام ورود به کاخ سفید وعده رویکرد به جهان اسلام را مطرح کرد. وی در وعدههای خود و حتی سخنرانیاش در پارلمان ترکیه و دانشگاه مصر ادعا کرد که تمام تلاش خود را برای همگرایی با جهان اسلام انجام خواهد داد. وی حتی مدعی شد که واژه مبارزه با تروریسم با محوریت جهان اسلام که یادگار دوران بوش است را تغییر میدهد و حتی خروج از عراق و افغانستان را اجرایی میسازد، وی همچنین مدعی حل مسئله فلسطین به عنوان مسئله اول جهان اسلام شد. کارنامه دو ساله اوباما نشان میدهد که وی گامی در مسیر این ادعاها بر نداشته که نمود آن را در عملکرد امریکا در خاورمیانه میتوان مشاهده کرد. باراک اوباما در آغاز سال 2011 بار دیگر ادعاهای گذشته خود را در قبال جهان اسلام تکرار کرد. هنوز چند روزی از این ادعا نمیگذرد که اوباما پروژهای بزرگ علیه جهان اسلام را به نتیجه رساند. نمود بارز قول اوباما!برگزاری همهپرسی جدایی مناطق جنوبی سودان در 19 دیماه ضربهای بزرگ برای جهان اسلام بود. براساس این همهپرسی منطقه جنوب سودان از سودان واحد جدا و به کشوری جدید مبدل میشود هرچند که ادعای همکاری با سایر مناطق سودان را مطرح میکند، با این حال امریکا تلاش دارد تا این امر را خواست مردم سودان و نه نتیجه دخالتهای خود و رژیم صهیونیستی معرفی کند اما مواضع و اقدامات محافل رسانهای و سیاسی امریکا صراحتاً نقش امریکا را در این تجزیه آشکار میسازد. مواضع اوباما درباره لزوم برگزاری همهپرسی جنوب سودان، اعزام جان کری سناتور ارشد و مسئول کمیته سیاست خارجی کنگره امریکا و مجموعهای از شخصیتهای مطرح و بازیگران هالیوود به سودان، تبلیغات گسترده رسانهای که مردم را به درخواست جدایی تحریک میکردند، ارسال آشکار سلاح به مناطق جنوبی سودان و حمایتهای بینالمللی از تجزیهطلبان، صدور کیفرخواست علیه عمرالبشیر در دادگاه لاهه برای تحت فشار قرار دادن وی برای پذیرش طرح تجزیه، اعمال فشار بر کشورهای اسلامی، عربی و آفریقایی برای سکوت در برابر تجزیه سودان و... تنها بخشهایی از طرح امریکا برای تجزیه سودان است. امریکا و در رأس آن اوباما برای تکمیل پروژه خود ادعاهای بشردوستانه نظیر کمک به مسیحیان و جلوگیری از آغاز جنگ جدید در سودان را مطرح کردهاند تا توجیهی برای اجرای توطئههای خود علیه بخشی دیگر از جهان اسلام داشته باشند. این ادعاهای به ظاهر بشردوستانه برای دخالت در امور داخلی و در نهایت تجزیه یک کشور اسلامی در حالی صورت گرفت که چند سؤال ابتدایی واهی بودن این ادعا را برملا میسازد. ناجیان دموکراسی چرا در سالهای گذشته از ارسال کمکهای بشردوستانه به کشور مصیبتزده سودان خودداری کردهاند؟ چرا هرگز اقدامی برای وحدت میان گروههای سودانی صورت نداده و به جای اعزام میانجی به ارسال سلاح برای جداییطلبان مبادرت ورزیدهاند؟ چرا در سازمانهای بینالمللی به جای حمایت از وحدت سودان از تجزیه آن حمایت کردهاند؟ و بالاخره اینکه چرا نشستی جهانی برای کمک انساندوستانه به سودان انجام ندادهاند؟ این مدعیان چرا به جای حمایت از البشیر رئیس جمهور منتخب مردم سودان که برای وحدت تلاش بسیار داشته در دادگاه جهانی علیه وی به پروندهسازی پرداخته تا وی را برای پذیرش طرح تجزیه جنوب سودان تحت فشار قرار دهند؟ پاسخ به این سؤالات و دهها سؤال دیگر آشکارا واهی بودن ادعای برگزارکنندگان همهپرسی در جنوب سودان را آشکار میسازد. با توجه به این مسائل به صراحت میتوان گفت که تجزیه جنوب سودان پروژهای کاملاً امریکایی و صهیونیستی بوده است. پروژهای که یک اصل اساسی را آشکار میسازد و آن واهی بودن ادعای اوباما در رویکرد به جهان اسلام با محوریت جبران اشتباهات مقامات گذشته امریکا و برقراری روابط دوستانه با مسلمانان است. البته اوباما اصل رویکرد به جهان اسلام را اجرا کرده است، اما محور آن نه روابط دوستانه بلکه تلاش برای فتنهانگیزی و مداخله در امور کشورهای اسلامی بوده است که سودان نمونهای آشکار از این سیاست است. سیاستی که اوباما تلاش دارد آن را در قبال تمام جهان اسلام اجرا کند