
همه پرسی برای تعیین سرنوشت سیاسی جنوب سودان از روز یکشنبه آغاز شده است و به مدت یک هفته ادامه خواهد داشت. این همه پرسی بر اساس توافقنامه سال 2005 نیو آشا صورت میگیرد که به بیش از دو دهه درگیری و جنگ داخلی در این کشور خاتمه داد. این جنگ طی دو دهه به کشته شدن نزدیک به 2 میلیون نفر و آواره شدن 4 میلیون نفر دیگر منجر شد. از این دید همهپرسی استقلال جنوب سودان بهخصوص در منابع غربی به عنوان راهی برای حل ریشهای جنگهای داخلی سودان و پایان دادن به معضلات حاکم بر جنوب این کشور تلقی و تبلیغ میشود اما سؤال در اینجاست که آیا با توجه به اینکه این راه حل از سوی کشورهای غربی و محافل صهیونیستی تجویز شده میتواند صلح و ثبات را برای سودان به ارمغان آورد بهخصوص آنکه طبق منابع تاریخی نطفه جنگهای داخلی سودان و جدایی جنوب این کشور در زمان استعمار انگلیس بسته شد؟
زمینههای داخلی تداوم تنش در سودان
طرفهای درگیر همهپرسی در مورد نفت، ملیت، حدود مرزها و مسائل مهمی از این دست هیچ توافقی نکردهاند و بر همین اساس زمینههای تنش در منطقه همچنان پابرجاست و استقلال جنوب میتواند بار دیگر به تشدید این تنشها بینجامد. بیش از 80 درصد از منابع نفتی سودان درمنطقه 640 هزار کیلومتر مربعی جنوب این کشور قراردارد و این در حالی است که تاکنون مرزهای شمال و جنوب کاملاً شفاف نشده است. کمیته مرزبندی شمال و جنوب که از چهار سال پیش کار خود را برای تعیین مرزهای شمال و جنوب آغاز کرده، هنوز نتوانسته به یک نقطه مشخص برای مرزهای دو منطقه شمالی و جنوبی برسد.کارشناسان سودانی، ذخایر نفتی کشف شده در جنوب سودان را در حال حاضر شش میلیارد بشکه تخمین میزنند که روزانه نزدیک به 500 هزار بشکه از آن توسط دولت مرکزی استخراج میشود و طبق موافقتنامه نیو آشا تاکنون درآمدهای آن به صورت پنجاه - پنجاه بین دو طرف تقسیم میشد اما تکلیف آن پس از جدایی جنوب مشخص نیست، از این رووجود اختلاف بر سر تعیین مرزهای بین شمال و جنوب، سفرههای نفتی گسترده در جنوب و تفاوت مذاهب در شمال و جنوب مهمترین عامل ناپایداری امنیتی در این دو منطقه خواهد بود.
زمینههای خارجی تداوم درگیری
در واقع اجرای همهپرسی در جنوب سودان نتیجه موافقتنامه نیو آشاست که نقش اصلی را در امضای آن، دولت امریکا و سپس کشورهای غربی و در درجه بعدی کشورهای عضو سازمان ایگاد (سازمان همکاریهای کشورهای شاخ آفریقا) داشتهاند و رژیم صهیونیستی نیز بازیگر اصلی اما پشت پرده این صحنه بوده است. از این لحاظ برخی از کارشناسان موافقتنامه نیو آشا را به موافقتنامه سایکس – پیکو تشبیه میکنند که در سال 1916 و به دنبال مذاکرههای سر مارک سایکس و فرانسوا ژرژ پیکو و با هدف تقسیم قلمرو امپراتوری عثمانی در بعد از جنگ جهانی اول منعقد شده است. با این تفاوت که موافقتنامه سایکس – پیکو به استعمار و سلطه انگلیس و فرانسه بر خاورمیانه و میراث امپراتوری عثمانی رسمیت میبخشید اما موافقتنامه 2005 نیوآشا به سلطه و استعمار آمریکا و رژیم صهیونیستی قوام و دوام میدهد و آن را نهادینه میسازد . از این لحاظ موافقتنامه نیوآشا و همهپرسی یکشنبه در جنوب سودان ، بسترساز اجرای طرح خاورمیانه بزرگ نیز محسوب میشود .این طرح در زمان حاکمیت نومحافظهکاران حاکم بر کاخ سفید در زمان جورج بوش پسر و با هدف ترسیم مجدد نقشه خاورمیانه در دستور کار قرار گرفت و در این جهت عراق اشغال شد و تقسیم این کشور به همراه لبنان مورد توجه قرار گرفت اما پس از اینکه تلاشهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در عراق و لبنان به شکست انجامید، گفته شد که طرح «خاورمیانه بزرگ» کنار گذاشته شده است اما تحولات سودان نشان میدهد که گویا طرح خاورمیانه جدید در آفریقا از سودان و در خاورمیانه از پاکستان و افغانستان پیگیری میشود.
به گفته محمد عصمت سیف الدوله، کارشناس امور صهیونیسم بر اساس طرحهای آمریکا و صهیونیسم، کشورهای سودان، عراق، لبنان و مصر باید تجزیه شوند. وی با اشاره به سندی اسرائیلی متعلق به سال 1982 میگوید: «در این سند آمده است، انگلیس و فرانسه در سال 1916 در یک حرکت سیاسی اشتباه، با جهان عرب تعامل کردند و اعراب را فقط 22 کشور مستقل اعلام نمودند. انگلیس و فرانسه باید جهان عرب را حداقل 50 تا 60 کشور مستقل اعلام میکردند و هر کشور نیز باید از چندین طایفه و گروه تشکیل میشده است. این سند تأکید میکند که مصر باید سه کشور، سودان چهار بخش، عراق سه کشور و لبنان نیز چهار قسمت شود.»
«رولاند مارشال»، تحلیلگر مسائل سودان و محقق ارشد مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس نیز در این مورد معتقد است: مردم آفریقا نسبت به استقلال جنوب سودان از شمال این کشور دید مثبتی ندارند؛ زیرا به نظر میرسد این امر با فشارهای امریکا در حال وقوع است و علاوه براین آغازی بر تعرض به مرزهای دیگر ممالک این قاره نیز به شمار میآید.
وی همچنین با اشاره به نشست برلین در سال 1885 که طی آن قدرتهای اروپایی کشورهای مستعمره آفریقا را بین خود تقسیم کردند، افزود: «مردم آفریقا جدایی جنوب از شمال را به مثابه کنفرانس برلین دوم مینگرند؛ از نظر آنها قدرتهای استعماری دو باره برای تکه تکه کردن آفریقا هجوم آوردهاند.» لذا به نظر میرسد که سودان نخستین قربانی راهبرد سیاسی آمریکا وغرب است و سایر کشورهای اسلامی موجود در آفریقا و خاورمیانه نیز از این خطر مصون نخواهند بود.
در صورتی که ساکنان جنوب سودان در همهپرسی به جدایی منطقه جنوب از شمال سودان رأی دهند، جهان در آینده شاهد شکلگیری یک دولت مستقل در قلب سودان اسلامی خواهد بود. تجزیه سودان پیامدهایی دارد که برخی از آنها عبارتند از نزاع بر سر عبور رود بزرگ نیل از جنوب سودان و سپس مصر، زمینه دخالت آشکارتر رژیم صهیونیستی و کشورهای غربی در جنوب سودان و منطقه، عادی شدن تغییر مرزهای جغرافیایی در سایر کشورهای منطقه، احساس سرخوردگی مسلمانان سودان و کشورهای عرب و آفریقایی از این جدایی، تشدید اختلافافکنی نژادی و سیاسی بین شمالیها و جنوبیها، اختلاف بر سر منابع نفتی مشترک. از این رو تشکیل یک دولت جدید با بافت اجتماعی و مذهبی کاملاً متفاوت در سودان، به بروز یک تنش جدید در سطح سودان و شرق آفریقا منجر خواهد شد. وجود اختلاف بر سر تعیین مرزهای بین شمال و جنوب، سفرههای نفتی گسترده در جنوب و تفاوت مذاهب در شمال و جنوب مهمترین عامل ناپایداری امنیتی در این دو منطقه خواهد بود.