کد خبر: 432532
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۵
خطر منافقین برای جامعه اسلامی از کفار بدتر است. این گزاره برای اثبات نیاز به دلیل ندارد، زیرا تصور آن موجب تصدیق آن می‌شود. امروز جامعه اسلامی و انقلابی ایران با یک فتنه عمیق مواجه شده است. گرچه ملت ایران این فتنه را در سال 1388 خنثی ساخت و عوامل اصلی آن را به حاشیه راند، لکن برای ریشه‌کنی کامل فتنه و خاموش کردن هر نوع آتش زیر خاکستر، باید ابعاد و زوایای این فتنه به‌‌طور دقیق تبیین گردد. فتنه را فتنه‌گران به وجود آوردند. از خصوصیات فتنه‌گران نفاق و دورویی آنان است. نفاق و دورویی به این معنا می‌باشد که فرد اعتقادات، باورها و تمایلات درونی‌اش متفاوت باشد از آنچه به آن تظاهر می‌کند. منافق تظاهر می‌کند به اموری که به آن اعتقاد ندارد و دلیل این تظاهر چیزی جز فریب مردم و گول زدن آنان نیست. منافق اگر مکنونات قلبی خود را واگوید، مؤمنین و متدینین او را طرد کرده و به گوشه انزوا می‌رانند. بنابراین منافق سعی می‌کند طوری سخن بگوید که مردم براساس اعتقادات و باورهای دینی و ارزشی خود او را قبول کنند. حال در مورد سیدمحمد خاتمی که در سال 1376 بیش از 20 میلیون رأی آورد و به مدت هشت سال رئیس‌جمهور کشور اسلامی ایران شد، این نظریه مطرح است که او از سران اصلی فتنه است و با نفاقی که داشته به اسلام، نظام اسلامی و ملت مسلمان ایران خیانت کرده است. آیا واقعاً اینچنین است؟یکی از مسئولان برجسته کشور که ثقه و مورد اطمینان است چند روز پیش نقل کرد: در سال 1378 و بعد از غائله کوی دانشگاه با جمعی به دیدار خاتمی رفتیم. خاتمی در این دیدار با صراحت بیان داشت که من نظریه حضرت امام(ره) در باب حکومت دینی را قبول ندارم و معتقدم نظر آیت‌الله نائینی در این خصوص درست‌تر می‌باشد! تأمل در این سخن خاتمی که در فضای سال 1378 و بعد از حادثه کوی دانشگاه مطرح شد و در آن شرایط خاتمی تصور می‌کرد به عنوان رئیس جمهوری که از پشتوانه رأی بیست میلیونی ملت ایران برخوردار است، دست برتر را در رقم زدن به تحولات سیاسی ایران دارد، به خوبی می‌تواند به سؤال مورد اشاره در صدر این نوشتار پاسخ دهد. هر چند خاتمی در این سخن به آیت‌الله نائینی هم ظلم و جفا می‌کند و باید در مجال دیگر به این نکته پرداخت، زیرا آیت‌الله نائینی هم مانند حضرت امام خمینی(ره) به ولایت فقیه و حکومت دینی معتقد بود و آنچه را در کتاب «تنبیه‌الامه و تنزیه‌المله» آورده با توجه به مسائل و فضای دوران نهضت مشروطه از باب دفع افسد به فساد می‌باشد. نائینی با توجه به برداشت‌های ناصواب از این نظریه، خود دستور داد کتابش را جمع‌آوری کنند و حتی نسخی از آن را با قیمت‌های گزاف خرید و آنها را نابود کرد. اما بحث اصلی در اینجا این سخن خاتمی است که می‌گوید من نظریه حضرت امام خمینی(ره) را در باب حکومت دینی قبول ندارم.از آقای خاتمی باید پرسید که اگر شما در دوران تبلیغات انتخاباتی خود در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری در خرداد سال 1376، به جای تظاهر به خط امامی بودن، با صراحت همین جمله مطروحه در آن جلسه مورد اشاره در سال 1378 را با مردم صادقانه در میان می‌گذاشتید، فکر می‌کنید به جای 20 میلیون رأی، مردم در انتخابات به شما چند تا رأی می‌دادند؟ بگذریم که اگر شما اعتقادات و باورهای درونی خود را آنگونه که هست آشکار می‌کردید، اساساً شورای نگهبان حق نداشت شما را تأیید صلاحیت نماید. مگر نه این است که از شرایط کسانی که می‌خواهند رئیس‌جمهور شوند، اعتقاد به ولایت فقیه و التزام عملی به آن و وفاداری به قانون اساسی است؟ آقای خاتمی به راستی شما در برابر قرآن و نمایندگان مردم در مجلس با چه اعتقادی سوگند یاد کردید که وفادار به قانون اساسی باشید؟ اما حال گفتنی‌ها بسیار است به همین یک نکته بسنده می‌شود که خاتمی خود بگوید که با فرض عبور از فیلترشورای نگهبان در سال 1376، اگر به مردم می‌گفت که من نظریه ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) را قبول ندارم آیا مردم او را به عنوان رئیس‌جمهور برمی‌گزیدند؟ جواب روشن است و هیچ نیازی به توضیح و استدلال ندارد. بنابراین خاتمی منافق است به این دلیل که هیچ اعتقادی به حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه ندارد، لکن برای اینکه قدرت را غصب نماید تظاهر کرد به این که خط امامی است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار