
یک دهه پس از جنجال غرب در مبارزه علیه تروریسم، شاهد پررنگتر شدن و فعالتر شدن سیاست ترور توسط امریکا و رژیم صهیونیستی هستیم که آشکارا و با معاضدت دولت فخیمه انگلیس(MI6)، برای کارشکنی در شتاب علمی و هستهای ایران، عزیزان پرافتخار مردم ایران ترور میشوند. وقاحت صهیونیستها از یکسو که این ترورها را بخشی از افتخارات مئیر داگان ثبت میکنند و غرب (امریکا و انگلیس) که از کنار آن با خشنودی عبور میکنند و در تکمیل تلاش ناامیدانه، تروریستها، دست به تحریمهای جدید علیه مردم ایران می زنند و در توهم اثرگذاری این رفتار غیرانسانی بر اراده ملی ایران هستند، سند جدیدی بر حقانیت راه مردم ایران و دلیل دیگری برای تدبیر لازم است.
بله؛ این ترورها و آن تحریمها بر اراده ایران اسلامی تأثیر نمیگذارد و هزاران علیمحمدی و شهریاری، با انگیزه بیشتری به میدان علمی و توسعه دانش در کشور وارد میشوند ولی مسئولیت جامعه جهانی و مسئولیت ملی ما برای دفاع مشروع از دانشمندان هستهای و منافع ملی و بازدارندگی در مقابل صهیونیستهای وحشی برجای خود باقی است.
یک تحرک آگاهانه و گسترده و مستمر در محافل سیاسی و دیپلماتیک جهانی برای آگاهی از اعترافات مزدوران صهیونیست و دیگر اسناد مداخله آنان در اقدامات ضدامنیتی در ایران و فشار به 1+5 در آستانه مذاکرات پیشبینی شده در استانبول برای محکومیت این اقدامات از سوی شورای امنیت سازمان ملل، امری ضروری است.
تهیه اسناد و پرونده حقوقی از اعتراف صهیونیستها و مزدوران تروریست آنها و ارائه به تمامی محاکم قضایی بینالمللی و طرح دعوی قضایی برای تحت پیگرد قرار دادن مئیر داگان و دستاندرکاران امنیتی و سیاسی رژیم صهیونیستی که در کابینه 7 نفره این رژیم، تصمیم برای ترور دانشمندان هستهای ایران را تأیید و امضا کردهاند، بخش دیگری از وظایف ملی و اسلامی ماست. طرح دعوی قضایی در مورد رئیس دستگاه جاسوسی انگلیس جان ساورز که علناً در مصاحبه مطبوعاتی بر ضرورت عملیات اطلاعاتی و امنیتی برای تخریب توانمندیهای هستهای ایران و اقدامات فیزیکی برای کند کردن روندهای غنیسازی هستهای در ایران، در کنار تمامی اقدامات خلاف عرف و قوانین دیپلماتیک که از سوی سفیر انگلیس در تهران که در خیالات اجداد خود، تفکر رؤیایی و امپراتوری گذشته را در سر میپروراند، که بایداز مجاری سیاسی- دیپلماتیک با اقتدار برخورد شود، وظیفه دیگری در قبال خون «شهدای هستهای» کشور است.
برنامهریزی و اجرای تلاشهای روشنگرانه رسانهای در داخل و خارج از نقش استعمار پیر، صهیونیستهای تروریست و مقامات امریکایی که براساس قانون جنگل، رفتارهای خود را زینت میدهند، در خصوص هدف قرار گرفتن مردم ایران در سیاستهای قلدرمآبانه آنها، برگ جدیدی در شناخت افکار عمومی داخلی و خارجی از ماهیت غیرانسانی متولیان تروریسم دولتی در جهان خواهد بود.
در کنار تلاشهای خود آنچه ضروریتر از همه بر دوش ملت ایران خواهد بود این است که هر تدبیر و تلاشی که به تروریستهای دولتی جهان تفهیم نماید که باید در ازای اقدامات غیرانسانی، هزینه پرداخت کنند و در مقابل سیاستهای وحشی خود، باید منتظر ناامنی باشند، به عنوان یک اقدام بازدارنده، به اجرا گذاشته شود.
ناگفته پیداست که تا اشغالگران صهیونیست در فلسطین و لبنان و اشغالگران امریکایی و غربی در عراق و افغانستان با افزایش تلفات و هزینه روبه رو نشدند، حاضر به عقبنشینی و فرار نشدند و این منطق تفکر مادی حاکم بر صهیونیستها و غرب است. پس با همین منطق باید به ایجاد بازدارندگی دست زد و آنان را سرافکنده و شکستخورده در مقابل اراده ملتها به عقب راند.