
تفاوت دولت نهم با دولتهای گذشته تنها معطوف به تغییر و تحول گفتمانی این دولت نبود بلکه گشودن حلقه بسته مدیران عالی دولتهای گذشته و فرصتسازی برای نسلی جدید از مدیران بود تا بتوانند البته با پشتوانه فکری و انقلابی و اجرایی رئیسجمهور برنامههای نظام اسلامی را در عرصه قوه مجریه محقق کنند.
این حلقه جدید با بهرهگیری از نسل جوان و بعضاً مدیران میانی باتجربه گذشته، منشأ تحولاتی درعرصههای مختلف کشور و خدمات شایانی در دولت نهم و پس از آن در دولت دهم گردید. رئیس دولت نهم در زمان تشکیل کابینه و پس از آن از میثاقنامه وی سخن به میان آورد که هر کدام از وزرا و مسئولان درجه اول با تعهد به آن فرصتی را برای خدمتگزاری مییافتند و تداوم حضور آنها در منصب اجرایی منوط به تحقق انتظارات و البته کارنامه مقبول بود. این روند اگرچه دچار آسیبهایی شد که تغییر نزدیک به نیمی از وزرای کابینه دولت نهم و معاونان رئیسجمهور و آلوده شدن برخی تغییرات به شائبههای سیاسی بخشی از آن بود، اما به هر صورت نقاط قوت آن فراتر از ضعفهای آن بود. در دولت دهم اما این روند دچار تغییراتی شد که شاید در فرصت این مقال امکان بررسی کامل آن نباشد اما نگاهی به یکی از تغییرات نشاندهنده آسیبی بوده و هست که باید در جای خود مورد توجه قرار گیرد و آن تغییر رئیس سازمان ملی جوانان بود. در اینکه رئیسجمهور هم اختیار تعویض معاونان خود را به هر علتی دارد، بحثی نیست ولی انتخاب معاون جدید با هیچ معیار و سیره دولت نهم و دهم و حتی دولتهای گذشته هم که در برخی ابعاد انتقادهای جدیتری به دلیل انتصابها به آنها وارد بود، مطابقت ندارد.
اگر شرط لازم در دولت گذشته امضای میثاقنامه بعد از ارائه طرحها و برنامهها بود، در این انتصاب، فرد منتخب نه خود برنامهای داشت و نه آمادگی برای پذیرش مسئولیت و فشار روانی وارده از سوی طراحان این مسئولیت و اصرار آنها، خانم ترکستانی را روانه بیمارستان کرد.
اگر همه شبهات و انگیزههای مطرح شده در تغییرات اخیر در دولتمردان کابینه دهم را نادیده بگیریم(که نمیتوان نادیده گرفت) حداقل همین تغییر مورد اشاره نشان میدهد که سیره و روش دولت دهم با آن معیارها و اصول مطرح شده و سیره گذشته تفاوت کرده است.
بدون تردید در شرایطی که دولت دهم در عرصه داخلی در حال اجرای یکی از مهمترین طرحهای حیاتی کشور یعنی طرح هدفمند کردن یارانههاست و در عرصه بینالمللی نیز موضوع مذاکرات هستهای و همچنین تشدید تحریمهای بیگانگان، بیان هر سخن و مطلبی که تضعیفکننده دولت در روند اجرای این برنامهها باشد به مصلحت نیست و هدف این قلم نیز این نیست، بلکه تنها اشاره به این واقعیت است که اینگونه اقدامات قویترین و مهمترین سرمایه دولت دهم یعنی حمایتها و پشتوانههای مردمی را دچار سؤال و تردید میکند؛ حمایتهایی که تنها به رأی آنها در صندوق انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم خلاصه نمیشود بلکه دعاهای شبانه و راز و نیازهای مردمی را در پشتوانه خود دارد و همانگونه که رئیسجمهور محترم خود بارها بر آن تأکید کردهاند و در منشور دولت نهم نیز آمده است، تغییر یک یا چند مدیر نیست، بلکه فراهم کردن زمینههای برپایی حکومت عادلانه جهانی از طریق احیای مجدد تمدن اسلامی است؛ دولتی که کسب رضایت الهی از طریق عدالتگستری، مهرورزی، خدمت به بندگان خدا و پیشرفت و تعالی مادی و معنوی کشور را دنبال میکند.