کد خبر: 432182
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۸:۴۲
‌بدنه تعليم و تربيت در برابر تحول اضطراب دارد
طاهره صالح ابوالقاسمي- نفيسه ابراهيم‌زاده انتظام | چند سالي مي‌شود كشورهايي نظير امريكا، كانادا، آلمان، فرانسه، ژاپن و چين برخي علوم دانشگاهي را ساده كردند و از طريق فعاليت‌هاي عملي آنها را به دانش آموزان آموزش مي‌دهند. شايد اهداف اين كار را بتوان در چند بخش خلاصه كرد: 1-يادگيري عملي دروس 2-پرورش خلاقيت از طريق پرداختن به كارهاي عملي 3-استعداد‌يابي و تقسيم بندي علايق و استعدادها و جهت دهي هدفمند آنها.
اين تجربيات در حالي بر پهنه آموزش كشورهاي پيشرفته سوار مي‌شوند كه آموزش و پرورش فعلي كشور با تمام تحولاتي كه در سال‌هاي اخير به خود ديده، هنوز به سنت آويخته و اين مسئله آسيب جدي را متوجه عملكرد و خروجي اين وزارتخانه كرده است. اين مسئله از يك سو و از سوي ديگر ظرفيت‌هاي خارج از بدنه اين دستگاه كه در مهجوريت، اما مصمم به فعاليت خود ادامه مي‌دهند. گسست نامباركي است كه حاصل آن هرگز به نفع آينده كشور نخواهد بود به عبارتي ظرفيت آنچه آموزش و پرورش به آن نيازمند است در اختيار بخش خصوصي قرار دارد.
عدم توانايي انجام استعداد يابي استاندارد و كارآ و همچنين اولويت دار شدن حاشيه‌هاي غير از بحث اصلي تعليم و تربيت در آموزش و پرورش به گواه آن آمار سخنان منتشر شده مديران ارائه در رسانه‌ها نه تنها نظام آموزش كشور را با چالش مواجه كرده، بلكه از آنجا كه آموزش و پرورش تأثيرگذارترين نهاد در آينده سياسي، اقتصادي، اجتماعي، علمي و فرهنگي يك كشور است، كل جامعه را با مشكل مواجه كرده است زيرا اغلب خروجي‌هاي فعلي اين دستگاه قابليت برآوردن نيازهاي آينده كشور را ندارند و بدون اغراق بايد گفت آموزش و پرورش ما در برابر هجمه‌هاي رسانه‌اي و اعتقادي در مقام انفعال قرار دارد.
شايد بتوان گفت بخشي از موانع خروج از وضع كنوني به اينرسي موجود در ساختار آموزش و پرورش باز مي‌گردد. مي‌توان گفت در سازماني كه بيش از 51 درصد جمعيت كاركنان دولت را در بدنه خود جاي داده و تعداد زيادي مدرسه را نيز تحت پوشش و مديريت آموزش دارد. اجراي يك قانون كه از ستاد شروع و به صف ختم شود، زمان زيادي مي‌برد. خصوصاً اينكه قانون مورد نظر عملي و وابسته به تجهيزات باشد كه اين مسئله هم هزينه را بالا مي‌برد، هم مديريت را سخت مي‌كند. علاوه بر اين همواره آمار و ارقام گويا‌ترين زبان براي بيان وضع موجود و مقايسه با وضع مطلوب است: در كشورهاي پيشرفته وسايل كمك آموزشي بيش از 40 درصد در آموزش كار برد دارند. به عبارتي بيش از 40 درصد اسباب بازي‌هاي كودكان، جزو ابزارهاي كمك آموزشي محسوب مي‌شوند. اين رقم در كشور ما زير 10 درصد است. همچنين سرانه خريد اسباب‌بازي در اين كشورها 48 دلار است، در حالي كه اين مبلغ به ازاي هر كودك در سن تحصيل كمتر از 10 دلار است. علاوه بر اين، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان كه زير نظر آموزش و پرورش فعاليت مي‌كند و به طور كلي متولي صنعت اسباب بازي و ابزار كمك آموزش در كشور است، اعلام كرده در سال 88، صد ميليارد تومان واردات اسباب بازي به ايران داشته‌ايم كه 70 درصد از اين مبلغ به صورت قاچاق وارد شده و بيش از 95 درصد اين واردات اسباب بازي‌هاي چيني هستند. صرفنظر از صد ميليارد تومان كه در نوع خود مي‌تواند يك صنعت در كشور بسازد. اين مسئله تهديدي براي كساني محسوب مي‌شود كه دل به دريا زده و وارد صنعت توليد ابزار كمك آموزشي مي‌شوند. به بيان ساده‌تر‌ اين گروه‌ها همواره بايد نگران باشند كه كپي ايده‌شان ولو نو از طريق قاچاق وارد كشور شده و ارزان‌تر در اختيار مصرف كننده قرار بگيرد.«جوان» يكي از گروه‌هاي ايده پرداز در اين زمينه را كه با پشتوانه فكري چند دانشجوي نخبه كه در سر سوداي ايده‌آل‌ها را دارند شكل گرفته، يافته است. اين گروه هفت سالي است به دنبال ايجاد دو جايگاه قابل دفاع براي طرح‌هاي خود هستند.جزئيات طرح و ايده و فعاليت‌هايي كه تاكنون انجام داده‌اند را از هادي اسماعيلي، مدير عامل جوان گروه جويا شديم:از آموزش و پرورش، براي آموزش و پرورش ‌اسماعيلي كه به همراه دوستانش بر اين وضعيت مطالعه كرده، مي‌گويد: در ايران به مباحث تئوريك بسيار قوي پرداخته مي‌شود كشور ما در اين حوزه مقام خوبي دارد، اما در كارهاي عملي و صنعتي كه زودتر به ثروت تبديل مي‌شوند، بسيار ضعيف هستيم. از طرفي ريشه ضعف ارتباط صنعت و دانشگاه را در كشور مي‌توان در مدارس جست‌وجو كرد. زيرا در مدارس دانش آموز هرگز فعاليت عملي انجام نمي‌دهد و بعد از ورود به دانشگاه، آن هم در سال‌هاي پاياني تحصيل تجربه كار عملي را آغاز مي‌كند يعني افراد در كشور دير وارد عرصه صنعت مي‌شوند. از طرفي يكي از دغدغه‌هاي اساسي كشور توليد علم و صنعتي شدن است. تحقيق ديگري نشان داد موفقيت ساير كشورها در آموزش مباحث عملي به دانش آموزان بر مبناي فطرت و طبيعت و گرايش كودكان و نوجوانان به اين مسئله است. به عبارتي بر اساس يك طرح روانشناختي متوجه شديم كودكان تا دوم راهنمايي بيشتر و بهتر علوم و دانش را از طريق بازي و فعاليت‌هايي كه در گروه سرگرمي و تفريح جاي دارند، فرا مي‌گيرند.آموزش و پرورش طلبكارترين و بدهكارترينبه گفته اسماعيلي پديده كنكور در كشور رو به زوال است و مدارس ديگر براي پركردن اوقات فراغت دانش آموزان در دبيرستان‌ها دنبال پرداختن به مسائل كنكور نيستند و علاوه بر اين مطالعات ما نشان داد انجام كار عملي توسط دانش آموز، انتخاب رشته و هدايت تحصيلي وي را حقيقي‌تر و كاراتر مي‌كند. از سوي ديگر دانستيم آموزش و پرورش در حال حاضر يكي از پرهزينه‌ترين و بدهكارترين وزارتخانه‌ها به جامعه دانش آموزان و معلمان و در‌عين حال طلبكارترين از دولت است.با اين ديدگاه تصميم گرفته شد فعاليت ‌ را با نمونه سازي اقدامات كشورهاي موفق در اين زمينه در كشور آغاز كنيم. پس تصميم گرفتيم دانش آموزان را از همان ابتدا بر اساس استعداد و علاقه‌شان در رشته‌هاي مثل و روباتيك، زيست شناسي، بيوشيمي، هوافضا و نانو دسته بندي كنيم. شروع كارمان نيز با روباتيك بود كه خود تلفيق سه علم نسبتاً سخت كامپيوتر، برق و مكانيك است. هر سه علم را ساده كرديم و در اختيار دانش آموزان قرار داديم.در حال حاضر از دوم دبستان كار را شروع كرده‌ايم و بسته‌هاي آموزش طراحي كرديم كه دانش آموزان در آنها از مكانيك جزء شروع مي‌كنند، به الكترونيك مقدماتي مي‌رسند، نرم افزار آموزش مي‌بينند و پله‌پله اين علوم به آنها آموزش داده مي‌شود. معمولاً در دور مقدماتي‌مان، طيف عمومي از بچه‌ها را در اختيار مي‌گيريم با توجه به علاقه‌شان، در علوم خاص روي‌شان كار مي‌كنيم، استعدادهايشان را مي‌شناسيم و بعد به مدرسه معرفي مي‌كنيم.‌در سال‌هاي اخير فعاليت آموزشي‌مان را گسترده‌تر كرديم؛ علاوه بر روباتيك رشته‌هاي ديگري را نيز اضافه كرديم مثل هوا و فضا و نانوتكنولوژي كه جزو علوم نوين به شمار مي‌رود و نجوم كه جزو علوم جذاب ‌براي دانش آموزان است. بيوشيمي، زيست شناسي و آناتومي، اينها چيز‌هايي است كه طيف زيادي از دانش آموزان را تحت پوشش قرار مي‌دهد. تاكنون نزديك به 60 تا 70 هزار دانش آموز را در كل كشور آموزش داده‌ايم. علاوه بر اين، اين يك طرح كار آفريني موفق نيز بوده كه بيش از 200 نفر را به صورت مستقيم و غير مستقيم در همين فضا در كل كشور درگير كار كرده‌ايم. حدود 60 شهر و در قالب 28 استان نمايندگي داريم.‌ مدارس را با استفاده از مراجعات حضوري شبكه فروشمان در سراسر كشور از فعاليتمان و جزئيات آن مطلع كنيم، هر دو ماه يكبار نشريه ديواري براي اكثر مدارس كشور ارسال مي‌كنيم. يا سه مرحله مسابقه برگزار مي‌كنيم شهري، استاني و كشوري.ما به مصرف كننده اصلي‌مان كه دانش آموز و كودك و نوجوان است، دسترسي نداشتيم، بنابر اين مصرف كنندمان را مدارس تعريف كرديم. در اين ميان غير انتفاعي‌ها بيشتر استقبال كردند، چون ريسك پذيري‌شان بيشتر بود و هم به كارهاي جديد علاقه داشتند و هم تبليغ خوبي برايشان بود و مي‌توانستند دانش آموز بيشتري جذب كنند. ولي كم‌كم كه وارد مدارس شديم، استقبال از طرف دانش آموزان بيشتر شد. در حال حاضر هستند دانش آموزاني كه غير مستقيم و غير وابسته به مدرسه، اما مشغول فعاليت هستند و اين نشان دهنده علاقمندي دانش آموزان به كمك آموزش‌هاست و اين خلأ به صورت جدي در آموزش و پرورش احساس مي‌شود. در برنامه‌هاي آتي‌مان هم هست كه با فعال كردن سايتمان و بالا بردن تيراژ توليدمان به فروشگاه‌هاي اسباب بازي فروشي به عنوان يك اسباب بازي كمك آموزشي وارد شويم.با توجه به اينكه فعاليت‌هاي فرهنگي –‌آموزشي در كشور سوددهي زيادي ندارند، شما براي ادامه كار چه اصراري داشتيد؟ من اين را قبول ندارم. چون آمارنشان مي‌‌دهد يكي از چيزهايي كه در كشور ما خوب جواب مي‌دهد، كارهاي خدماتي است. بر عكس كارهاي توليدي كه خيلي سود دهي ندارند.مباحث فرهنگي هم در گروه مباحث خدماتي خوب جواب مي‌دهند. منتها بايد از كانالش وارد شوي، يكسري مباحث فرهنگي نخ‌نمايي وجود دارند كه مي‌شود گفت كه جواب نمي‌گيرند. منتها كار نو و كاري كه خلاقيت و ابتكار در آن وجود داشته باشد و ايده باشد و تبديل به ابتكار شود و بشود نوآوري كار‌آفريني حداقل تا زماني كه آن ايده هنوز كپي برداري نشده و كار آفرين خوب هم وجود دارد كه آن را تبديل كند. به تجارت، در كشور جواب گرفته است. بايد سياست‌گذاري در آموزش و پرورش تغيير كند، حداقل خروجي كار ما اين را نشان مي‌دهد كه اگر سياست‌گذاري كمي تغيير كند، جهت گيري به سمت آموزش حركت كند كه در آن تجارت هم در نظر گرفته شود. صددرصد داستان تغيير مي‌كند. طبق چشم انداز آموزش و پرورش در سال‌هاي آينده تعداد مدارس غيرانتفاعي و فني‌ و حرفه‌اي و كار و دانش بايد افزايش پيدا كنند. افزايش اينها باعث بالاتر رفتن سوددهي و تخصصي‌تر شدن آموزش و پرورش مي‌شود اين كمك مي‌كند كه تحولي كه در آموزش و پرورش مد نظر مقام معظم رهبري هم هست ايجاد شود. وابسته بودن آموزش و پرورش به دولت از اين منظرها كم مي‌شود.‌ اسماعيلي ادامه مي‌دهد: ورود بخش خصوصي به آموزش و پرورش هزينه‌اي را از دوش آموزش و پرورش برمي‌دارد. اما هزينه‌اي را به خانواده‌ها تحميل مي‌كند. درست است؟در اين رابطه تحقيقي بايد انجام شود در حال حاضر خانواده‌ها چقدر براي آموزش هزينه مي‌كنند؟ خب چرا سهم آموزش و پرورش از اين زمينه بيشتر نشود. چقدر خانواده‌ها هزينه مي‌كنند، براي خريد كتاب تست و كمك آموزشي و كلاس كنكور هزينه مي‌كنند. چرا آموزش و پرورش اين كار را نكند. توافقاتي با بخش خصوصي انجام دهد، هم به بخش خصوصي رونق مي‌بخشد و هم هزينه‌ها را از دوش خود برمي‌دارد. منتها اين اعتماد وجود ندارد و آن تفكر صلب و دگمي كه در آموزش و پرورش هست اين فكر را پس مي‌زند. سيستم جذب نيرو در آموزش پرورش طوري نيست كه بتواند هزينه كند و مدرسان نخبه استخدام كند كه چنين كارهايي انجام دهند كه آموزش و پرورشي‌ها آموزششان داده باشند. به نظر من وزير آموزش و پرورش يكي از نخبه‌ترين وزراي كابينه در هر دولتي است. حداقل توقع ما از آموزش و پرورش اين است كه شركت‌ها و بخش‌هاي خصوصي فعال در حوزه تعليم و تربيت را شناسايي كنند. خصوصاًً در عرصه دانش‌هاي نوين مثل نانو، روباتيك و... به نظرم حداقل مي‌شود جلساتي گذاشته شود و نقطه نظرات گفته شود و به جمع‌بندي و توافقات برسيم. با وجودي كه پارسال طي مسابقات روباتيكي كه برگزار كرديم توانستيم تا حدودي با بدنه آموزش و پرورش ارتباط بگيريم، اما اين چيزي نبود كه ما مي‌خواستيم. حداقل اين است كه به صورت يك زير مجموعه خارج از مركز آموزش و پرورش مي‌توانيم حداقل در برخي‌ جاها كه از لحاظ مالي خانواده‌ها بضاعتي دارند، آن را بالا ببريم. اگر سود كار خوب باشد در جاهاي كم بضاعت هم مي‌شود كار را گسترش داد و عدالتي ايجاد كرد و سودي كه از سر دهك بالا به دست مي‌آيد صرف هفت دهك پايين كنيم. وظيفه ما دربحث دانش‌آموزي اين است كه پايه علوم را در سطح دانش‌آموزي آموزش بدهيم. آنها را آشنا كنيم و براساس علاقه و استعدادي كه دارند جهت دهي شوند. طرح شهاب كه معاونت علمي رياست جمهوري انجام مي‌دهد، يك طرح استعداديابي است. قطعاً بايد راهكار استعداديابي در سطح دانش‌آموزي انجام شود. شما نمي‌توانيد با دو تا تست و امتحان تشخيص بدهيد يك فرد در چه زمينه‌اي استعداد دارد. اين حداقل كار است. بايد زمينه فراهم شود براي اينكه استعداد بروز كند و شكوفا شود. شما بايد بستري فراهم كنيد؛ مثلاً‌ در روباتيك چند هزار نفر را آموزش مقدماتي دهيد، بعد در بخش متوسطه بشوند نصف و از اين نصف براي دوره پيشرفته تعدادي انتخاب شود. در غير اين صورت نمي‌توان در حقيقت استعدادها را بشناسيد. تنها ادعا و هنر ما اين است كه علوم نوين را ساده و قابل فهم كرده‌ايم براي دانش‌آموز و براساس علاقه‌اي كه دانش‌آموز دارد، آن استعدادها را در بستري كه فراهم شده به ‌آموزش و پرورش مي‌شناسانيم. بستر را هم به كمك خبره‌هاي دانشگاهي فراهم كرده‌ايم و علوم قابل فهم را ريز كرده و به دانش‌آموزان، آموزش مي‌دهيم. صحبت‌هاي اسماعيلي كه تمام شد تمام تناقضات ميان ايده‌هايي كه خارج از بدنه آموزش و پرورش وجود دارند و مشكلاتي كه در بدنه اين دستگاه كليد حلشان مدت‌هاست كه گم شده، پررنگ‌تر جلوه مي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار