
در این سلسله مطالب دنباله دار به نقش باورها و تفکرات در اعمال و رفتار انسان بخصوص جامعه ایرانی پرداخته میشود.آلبرت الیس در سال 1955 شیوهای از روان درمانی را بهنام درمان عقلانی- عاطفی بنا نهاد که فقط یک شیوه درمان روانشناختی نبود، بلکه نگاهی نو و سبکی نو از زندگی با توجه به نقش باورها و عقاید بود. تا پیش از الیس اکثر روانشناسان اعم از رفتارگرایان، روانکاوان و سایر نظریهپردازان اعتقاد داشتند اتفاقات و وقایعی که در زندگی ما انسانها بهوجود میآید باعث پریشانی هیجانی و رفتار نابهنجار میشود، ولی الیس در مدل ABC خود اظهار داشت که این خود اتفاقات نیستند که بر ما تاثیر میگذارند، بلکه نحوه تفسیر این وقایع در ذهن ماست که به ما احساس پریشانی یا آرامش میدهد. مجموعه نوشتههای (منطق و ضدمنطق) بنا ندارد صرفاً به مسائل روانی و بیماریها بپردازد، بلکه میخواهد نقش باورها و عقاید غیرمنطقی ما انسانها را در زندگی روزمره و مشکلات آن از جمله بزهکاری، طلاق، خودکشی، خودآزاری و دیگر آزاری، دزدی، اعتیاد و سایر مشکلات و نابهنجاریها ردگیری کند، ولی با این حال احساس میشود که ذکر تاریخچه و اصول رفتار درمانی عقلانی هیجانی (REBT) در چند شماره نخست لازم به نظر میرسد تا خواننده با مفاهیم مورد استفاده در شمارههای بعد بهخوبی آشنا شود.
الیس کیست؟
آلبرت الیس سال 1913 در ایالت پنسیلوانیای امریکا بهدنیا آمد و در سال 2007 در سن 94 سالگی درگذشت. وی بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین روانشناسان قرن بیستم شناخته شده است و در میان روانشناسان امریکا و کاندا، بعد از کارل راجرز تاثیر گذارترین شخصیت روانشناسی معرفی شده است. وی در ابتدا از اصول روانکاوی استفاده میکرد، ولی در دهه 1950 از رویکرد کند روانکاوی و تاثیر اندکش (به زعم الیس) کناره گرفت و رویکردی مستقیم تر، سریعتر و صریحتر را برگزید و نامش را درمان عقلانی نهاد. درمان عقلانی سپس به درمان عقلانی- عاطفی و در نهایت، رفتار درمانی عقلانی-هیجانی تبدیل شد. الیس با مدل ABC نیز شناخته شده است. در این مدل A یک حادثه فعالکننده (Activating events)نظیر انواع مشکلاتی که در زندگی ما اتفاق میافتد، است (ورشکستگی، مشکلات زناشویی، پذیرفته نشدن از سوی دیگران، موفق نشدن در اهداف مهم زندگی، فقر و...) (Consequence) C در واقع یک پیامد احساسی و رفتاری است که بهدنبال نقطه A پدید میآید (افسردگی، اضطراب، اندوه، رفتارهای مخرب نظیر اعتیاد، قتل، دزدی، از زیر کار در رفتن و. . . ) تا اینجا نظریه الیس شبیه دیگر نظریههای قبل از خودش بود، ولی ابتکار اساسی الیس این بود که نقطه B (Beliefes) را نیز وارد ماجرا کرد. B در واقع نظام باورها و تحلیلهای ما در مورد نقطه A (حادثههای فعالکننده است. این باورها میتواند منطقی و غیرمنطقی باشد. تمام سعی رفتار درمانی عقلانی-هیجانی در این است که تفکر منطقی را در افراد پرورش دهد و بدینوسیله باعث شود پیامدهای احساسی و رفتاری منطقی در آنها شکل بگیرد.
نقطه A یعنی حادثه فعالکننده و گرفتاریهای زندگی واقعیتی انکار ناپذیر در زندگی ما انسانهاست که شاید ما بسیاری از آنها را نتوانیم کنترل کنیم نظیر زلزله، بیعدالتیها، بد بیاریها، رفتار اشتباه دیگران و. . . ولی نقطه B تا حد زیادی در اختیار ماست، یعنی در مورد یک حادثه ناگوار (A) میتوانیم منطقی و عقلانی فکر کنیم، در نتیجه احساسی سالم (هر چند منفی) مانند غم و اندوه داشته باشیم.)یا باورهای غیر منطقی داشته باشیم در نتیجه احساس منفی غیر سالم مثل افسردگی، احساس بیارزشی و تحقیر خویشتن کنیم. توجه داشته باشید که هیچ وقت احساس غم با اینکه احساس خوشاندی نیست ما را زمینگیر نمیکند، ولی احساس افسردگی و بیارزشی ممکن است کاری کند که دست و دلمان تا روزها و هفتهها به هیچ کاری نرود. الیس در نوشتههای خود 11 باور غیرمنطقی را مشخص کرده و آنها را به چهار نوع تقسیم میکند که در شمارههای بعد به آن اشاره میشود.